شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷ - ۱۶ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

گر حکم شود که مست گیرند!

علي فياض

چند سالی پس از انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری و تغییر و تحولاتی که در رأس حکومت سرکوب گر "جمهوری" آخوندی رخ داد، نتایجی رقم خورد که با توجه به فساد اخلاقی و درونی رژیم چندان هم دور از انتظار نبود. رقابت های درونی و تفاوت "سلیقه" در شیوه اجرای احکام "اسلام" و چگونه گی اداره حکومت و جنگ بر سر قدرت، گردانندگان حکومت را به جان هم انداخت، و با تسلط جناح خامنه ای و شرکا همراه شد. در این میانه تعدادی از پاسداران و دست اندرکاران سیاسی و فرهنگی سابق "جمهوری اسلامی" – که خود را اصلاح طلب نام نهادند – پس از سال ها دشنام به غرب و مخالفان حاکمیت جنایتکار موجود و "استکبار جهانی"، بالاجبار به دامان همان شیطان بزرگ و دیگر کشورهای معروف به "استکباری" پناه بردند!

آمدن این عناصر به غرب و پیوستن موذیانه آنان به صفوف برخی از نیروهای مدعی "اپوزیسیون"، و آب و جارو کردن زمین برای آنها، به این اشخاص اجازه داد که باور کنند، به راستی جزو "اپوزیسیون" به شمار می روند و با توجه به فضایی که برای آنها ایجاد شد، نه تنها طلبکار مخالفان واقعی رژیم از آب در آمدند که با دریافت جوایز و مدال های گوناگون "حقوق بشری" و "دموکراسی" خواهی، به خود اجازه دادند، برای دیگران تعیین تکلیف نیز بنمایند.

افرادی چون محسن سازگارا، محسن مخملباف، محسن کدیور، ابراهیم نبوی، اکبر گنجی، عطاءالله مهاجرانی و ... که در زمره این افراد می باشند، نه تنها از گذشته تیره و تار خویش سخن نمی گویند، بلکه هنوز هم که هنوز است، سازمان ها و احزاب مخالف واقعی رژیم را "منافق"، تروریست، گروهک و ... می نامند و با نفرت از آنها یاد می کنند، چرا که مدال هایی که از سوی رژیم به آنها اعطا می شد، پاداش مبارزه آنها با همین نیروها و جریانات سیاسی مستقل مخالف رژیم بود! درست به همانگونه که مدارک "دکترا" و "مهندسی" و "کارشناسی" آنها، از طریق سهمیه بندی های "دستخوشی" و ویژه خودی های رژیم دریافت شد. دستخوش فداکاری های لازم و "ایثارگرانه"! برای حفظ نظام در برابر رژیم بعثی و جریانات "ضد انقلاب"! آنها هنوز هم نام خمینی جنایتکار را با احترام و عناوینی چون آیت الله خمینی، امام و آقای خمینی بر زبان جاری می سازند!

آنها گویی فراموش کرده اند که ما اگر در مواردی ضعف داشته باشیم، اما دارای حافظه ای قوی می باشیم! ما شهدای مبارزه با حاکمیت در دهه 60 را در خاطر خویش و در صحنه مبارزه و اجتماع گرامی می داریم. و بر قاتلین آنها همچون قاتلان حسین بن علی، لعن و نفرین می فرستیم و خواهان نشستن آنها بر صندلی دادگاه های عادلانه و حقوق بشری می باشیم! ما با یاد شهیدان مبارزات رهایی بخش دموکراتیک پس از انقلاب، و به فراموش نکردن ستم هایی که بر خلق های دربندمان رفت؛ فقر و تبعیض، بی عدالتی و سرکوب تمام عیار اقوام، اقشار و اصناف گوناگون جامعه، همه ی دست اندرکاران آن سال ها را "مجرم" تلقی می کنیم و آنها را سهیم در ایجاد و تداوم حاکمیت ننگین و ارتجاعی و جنایت پیشه "جمهوری اسلامی" می دانیم. رژیمی که پرونده قطورش در فساد و جنایت، در دوره معاصر با هیچ رژیم سرکوب گر و خون آشام دیگری قابل قیاس نیست.

خشونت هایی که در دهه 60 و سال های پس از آن تا کنون انجام پذیرفته است و می پذیرد، آنچنان بی رحمانه و جنایتکارانه صورت گرفته و می پذیرد، که در هر دادگاه عادلانه ای برای تمام دست اندرکاران، عاملان و آمران آن، می توان به عنوان مجرم و جنایتکار احکام قضایی سنگین (1) صادر نمود.

اگر در اینجا بیشتر بر دهه ی 60 تکیه می کنم، بدین دلیل می باشد که بسیاری از دست اندرکاران آن زمان که روی سخنم با آنهاست، لباس عوض کرده اند. آنها لباس پاسداری را از تن بیرون آورده، نخست ریش و سپس سبیل خود را بر باد داده و به جای لباس سبز پاسداری و شال گردن بسیجی، امروز با کت و شلوار و کراوات و پاپیون، خودنمایی می کنند. با این امید که دیگر کسی قادر نخواهد بود، آنها را در لباس پیشین به یاد آورد!(2)

تحویل گرفته شدن آنها از سوی "اپوزیسیون"!، و نیز پیوستن آنها به تریبون های وابسته به "استکبار" و "شیطان بزرگ" و ابراز ندامت و توبه از مواضع پیشین نسبت به "غرب" و "استعمار"، باعث شده است که تا موسسات و بنیادهای بزرگ وابسته به "استکبار" و "شیطان بزرگ"، با حاتم بخشی هر چه تمام، آنها را برجسته ساخته و به عنوان قهرمانان مبارزه برای دموکراسی و آزادی قالب کرده، و کرسی ها، بنیادها و موسسه های دهن پرکنی چون مطالعات استراتژیک، مطالعات دموکراتیک، ایران شناسی و ... در اختیارشان قرار دهند و آنها را با جوایز و مدال های گوناگون، به مبارزان بزرگ آزادی تبدیل سازند!

مجموعه ی این شرایط، چنان امر را بر این اشخاص مشتبه کرده است، که خودشان هم فراموش کرده اند که بیش از یک دهه "قهرمان" مبارزه علیه آزادی و آزادی خواهان به شمار می رفته، و در تمامی آنچه بر آن نسل رفت، سهیم و شریک بوده اند. آنها به راستی باورشان شده است که از گذشته ای سپید بر خوردار هستند و چون در جنگ با خامنه ای و شرکا قافیه را باخته اند و در مخالفت با او و سال های پس از دهه 60 حنجره پاره می کنند و ادای اپوزیسیون بودن را در می آورند، پس.. به گفته اعراب، خطاب به اپوزیسیون واقعی می فرمایند که: "انا شریک"! یعنی ما هم شریک هستیم!

این افراد، در حال حاضر به شدت با خامنه ای، ولایت فقیه و ساختار درونی حاکمیت جمهوری اسلامی مخالف می باشند. خامنه ای را و چند سردار و سرپاسدار و شرکای احمدی نژاد را بر نمی تابند و آنها را مجرم و جنایتکار تلقی می کنند. اینها البته علاقه ای به این ندارند که به خودشان و دیگران یادآوری کنند که در زمان خامنه ای اتفاق خاصی روی نداده است! آنچه در این زمان روی می دهد، از بدو پیدایش حاکمیت خمینی در جریان بوده است. ولایت فقیه نیز پدیده ی تازه ای نیست که خامنه ای از دل آن بیرون آمده باشد! آنچه جنایت، سرکوب، تجاوز، شکنجه و کشتار نامیده می شود، از زمان خمینی تا کنون تداوم داشته است. البته آنها در یک چیز حق دارند. یک تفاوت البته وجود دارد. و آن این است که در دوره حاج آقا روح الله، جنگ قدرت بین جناح های رژیم وجود نداشت و اگر هم وجود داشت به این شدت نبود که به حذف و زندان بیانجامد. همه آنها "خودی" به شمار می رفتند، به خصوص در مقابله با مخالفان. اما پس از مرگ او، صبر خویش را از دست دادند و به جان هم افتادند. سرداران و بسیجیان ایثارگر، در مبارزه برای سهم خواهی و نفوذ و اعمال سلیقه، ناگهان تبدیل به غیر خودی شدند و ... بقیه قضایا! پس این تفاوت، که خود زمینه ساز جنگ جناح ها، و پیدایش اصلاح طلبان - از نوع حکومتی اش! - و "اپوزیسیون"!!! جدید – و البته  این هم از نوع حکومتی اش! – شد، درست می باشد. دلیل طلبکاری و مخالف خوانی بسیاری از این عناصر هم همین می باشد. و گر نه آنها بر سر دهه 60 و ماجراهای آن، حرفی و مشکلی ندارند. نمی خواهید بپذیرید، از خودشان بپرسیم!:

 

1 – از چه زمانی و چه تاریخی، رژیم جمهوری اسلامی سرکوب گر شناخته شده و جنایتکار به شمار می رود؟

2 – از چه تاریخی "سران" رژیم  – و البته کدام اشخاص و سران؟ - جنایتکار و مجرم تلقی شده که برخی از شما خواهان محاکمه و مجازات آنها به عنوان جنایتکار می باشید؟

3 – در رابطه با کشتارها، جنایات و شکنجه های هولناک دهه 60، اعدام نوجوانان زیر 18 سال که همه آن جنایات با نظارت تام و تمام روح الله خمینی و قضات و سران(البته امروز اصلاح طلب) انجام شد چه نظری دارید؟

4 – آیا خون نوجوانان و جوانان آن دهه "مباح" بود و چون به القابی چون  "تروریست"، "گروهکی" و "منافق" از سوی بسیاری از شما و همقطارانتان مفتخر شده بودند، "مستحق" شکنجه، تجاوز و تیرباران و حلق آویز شدن بودند؟

 

می دانیم که پاسخ صریح به این پرسش ها، خط قرمز این اشخاص می باشد. چرا که پاسخ صریح به این پرسش ها، مسائل بسیاری را به میان خواهد آورد که خوش آیند خود این "بزرگان" نخواهد بود. چرا که ... هر پاسخی که به این پرسش ها داده شود، نتیجه این خواهد شد که:

گر حکم شود که مست گیرند        در شهر هر آنکه هست گیرند!  

    

______________

1  - در یک ضرب المثل الجزایری آمده است که روزی، پسری به پدر خود گفت: پدرجان، بیایید ما نیز خلعت شریفان به تن کنیم و همانند آنان شویم! پدر در جواب می گوید: پوشیدن خلعت شریفان کار سختی نیست. اما برای اینکار باید مدتی صبر کرد، تا آنها که ما را می شناسند، سر بر زمین نهند!

2 – البته منظور اعدام نیست. نگارنده با اعدام به هر بهانه ای مخالف می باشد.

 

"یادداشت‌های  هفته"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را

 "یادداشت‌های هفته سایت دیدگاه" قید کنید    .

 

alifayyaz@live.se

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



[تاریخ ارسال: 05 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: مسئول نظرات]  [  ]  
سلام - نظراتی که به زبان لاتین نوشته شود، قابل انتشار نیست. کاربران محترمی که کامپیوترشان برنامه فارسی ندارد، میتوانند در سایت بیتاوب www.bitaweb.com نظرات خودشان را براحتی به فارسی بنویسند.
در سایت مزبور پست الکترونيکی چند زبانه را که الفبای فارسی را هم دارد، کلیک کنید و در آنجا بنویسید.
مسئول نظرات
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.