شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

عواقب ویرانگر تشدید تحریم های اقتصادی ایران بر زندگی مردم!
بهرام رحمانی

بهرام رحماني

نمایندگان اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد، روز چهارشنبه 19 خرداد 1389 برابر با 9 یونی 2010، چهارمین قطعنامه (قطعنامه شماره 1929) تحریمی علیه ایران را تصویب کردند.

دوازده عضو شورای امنیت به این قطعنامه رای مثبت دادند و برزیل و ترکیه، اعضای غیردایم شورای امنیت،  به این قطعنامه رای مخالف دادند و لبنان نیز رای ممتنع داده است.

نمایندگان برزیل و ترکیه دو نماینده مخالف بودند. نماینده برزیل گفت که پس از تلاش های دو کشور ترکیه و برزیل در رسیدن به توافقنامه مبادله سوخت اتمی ایران در خاک ترکیه، مخالف تحریم های بیش تر علیه ایران است.     

نماینده ترکیه اما ضمن حمایت از اقدامات دیپلماتیک، اضافه کرد که حکومت اسلامی باید با تعلیق غنی سازی اورانیوم به مذاکرات وارد شده و مسائل را حل کند.

بر اساس دور چهارم تحریم های ایران در شورای امنیت، یک دانشمند هسته ای، ۲۲ شرکت که به ارتباط داشتن با برنامه های اتمی و موشکی ايران متهم شده اند، ۱۵ موسسه متعلق به سپاه و سه نهاد زير مجموعه خطوط کشتيرانی ايران، در فهرست تحريم ها هستند مجموعا 40 شرکت را در برمی گیرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، تنها فردی که در فهرست تحریم ها قرار دارد، جواد رحيقی است که رياست مرکز فن آوری های هسته ای سازمان انرژی اتمی ايران را بر عهده دارد. یکی از مسئولیت های این مرکز، نظارت بر تاسیسات غنی سازی اورانیوم در اصفهان است.

برخی از موسسه ها و شرکت هايی که در فهرست تحريم های قرار گرفته اند در خارج از ايران بوده ولی تحت کنترل حکومت اسلامی قرار دارند و يا در راستای اهداف آن فعاليت می کنند، از جمله «فرست ايست اگزپورت بانک» که در مالزی است ولی تحت کنترل بانک ملت ايران است.

۲۲ شرکت و موسسه متهم به ارتباط به فعاليت های موشکی و هسته ای شده و در فهرست تحريم ها قرار دارند از جمله دانشگاه مالک اشتر در تهران، صنايع امين در مشهد، ابزار برش کاوه در تهران، «فرست ايست اگزپورت بانک» در مالزی، صنايع شهيد خرازی و مرکز تحقيقات کشاورزی و پزشکی هسته ای کرج.

۱۵ شرکت و موسسه وابسته به سپاه پاسداران نيز در فهرست تحريم ها قرار دارند از جمله قرارگاه سازندگی خاتم الانبياء سپاه، عمران ساحل، راه ساحل و سپانير.

سه نهاد زير مجموعه خطوط کشتيرانی ايران نیز، از جمله «ایریسل بنلوکز» در بلژیک و خط کشتی رانی جنوب در فهرست تحریم ها قرار دارند.

قطعنامه جدید ایران را موظف می کند که ساخت تمام مراکز غنی سازی اورانیوم یا تاسیسات اتمی آب سنگین (مراکز پلوتونیوم) را متوقف کند و از ساخت تاسیسات مشابه خودداری کند. مجازات های مندرج در این سند عبارتند از:

فعالیت های اتمی تجاری ایران در خارج از جمله هرگونه شرکت در طرح های استخراج اورانیوم در کشورهای دیگر یا شرکت در تولید مواد یا تکنولوژی های اتمی در خارج را ممنوع می کند.

دولت های دیگر را موظف می کند که از حضور دولت ایران و اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی در موارد فوق جلوگیری کنند.

کشورها را موظف می کند که از انتقال مستقیم یا غیرمستقیم هشت نوع سلاح سنگین از جمله تانک، خودروهای زره ای، هواپیماهای جنگی، هلیکوپترهای تهاجمی، کشتی های نظامی و سیستم های موشکی به ایران جلوگیری کنند.

منع فعالیت های ایران در خصوص تولید موشک های بالستیک با توانایی حمل کلاهک هسته ای.

منع آزمایش های موشکی ایران که در آن از تکنولوژی بالستیک استفاده شده باشد.

کشورها را موظف می کند که از ورود شمار دیگری از مقام های ایران به قلمروی خود جلوگیری کنند و دارایی های تعداد دیگری از افراد و شرکت های ایرانی را در فهرست تحریم ها برای مسدود شدن قرار می دهد.

این قطعنامه، هم­چنین خطوط کشتیرانی ایران را هدف قرار می دهد:

از دولت ها می خواهد تمام محموله های هوایی و دریایی که به ایران فرستاده می شود یا از آن خارج می شود را در فرودگاه ها، بنادر و آب های قلمروی خود در صورتی که بر این باور باشند که آن محموله ها حاوی مواد اتمی، موشکی یا نظامی ممنوع اعلام شده است، بازرسی کنند.

به کشورها اجازه می دهد محموله های دریایی ایران را بر اساس قوانین بین المللی در آب های آزاد بازرسی، توقیف و حتا در صورت لزوم نابود کنند.

به کشورها اجازه می دهد از تامین سوخت یا ارائه خدمات دیگر به کشتی های ایران یا کشتی های خارجی حامل محموله های «غیرقانونی» ایران خودداری کنند.

از کشورها می خواهد «مراقب» مبادلات مالی اشخاص یا شرکت ها با افراد و کمپانی های ایرانی از جمله شرکت های وابسته به سپاه پاسداران یا خطوط کشتیرانی ایران باشند.

از کشورها می خواهد «مراقب» مبادلات مالی بانک های ایرانی از جمله بانک مرکزی این کشور باشند تا از مبادلاتی که مربوط به فعالیت های اتمی حساس ایران یا سیستم های پرتاب کلاهک های هسته ای این کشور می شود، جلوگیری کنند.

از کشورها می خواهد که با اتخاذ تدابیر لازم از افتتاح شعبه ها و نمایندگی های بانک های ایران در قلمروی خود در صورتی که معتقدند چنین شعبی با فعالیت های اتمی ایران ارتباط دارند، جلوگیری کنند.

بیش از چهار سال از زمانی که  شورای امنیت برای اولین بار قطعنامه ای در ارتباط با برنامه اتمی ایران صادر کرد، می  گذرد .

 

سه قطعنامه قبلی شورای امنیت سازمان ملل در سال های 2006، 2007 و 2008 تصویب شده بود که  نتوانست حکومت اسلامی ایران را از بخش های حساس برنامه اتمی اش منصرف کند .

تحریم های تازه در  واقع بسط و استمرار همان تحریم هاست و بار دیگر از آنچه آمریکا و متحدانش می  خواستند خفیف تر است، چرا که چین و روسیه می گویند نمی خواهند اقتصاد ایران را فلج  کنند .  ايران با سرپيچی از اين قطعنامه ها برنامه غنی سازی اورانيوم را توسعه داده است.

 

از سوی دیگر، آمریکا نیز در حال تصویب تحریم هایی علیه ایران است به نظر می رسد که مقامات کاخ سفید، منتظر تصویب قطعنامه شورای امنتی سازمان ملل بودند تا تحریم های اقتصادی یک طرفه خود علیه ایران را اعمال کنند. اخیرا مجلس سنای آمریکا قانون تشدید تحریم علیه ایران را به تصویب رسانده بود. ماه دسامبر سال گذشته لایحه مشابهی نیز به تصویب مجلس نمایندگان آمریکا رسیده بود. حال باید هر دو لایحه به صورت متنی واحد و هماهنگ درآید و برای امضاء به باراک اوباما تسلیم شود.

هاورد برمن، رييس دموکرات کميته سياست خارجی مجلس نمايندگان آمريکا، روز چهارشنبه 9 ژوئن با استقبال از تصويب قطعنامه تازه عليه ايران در شورای امنیت، گفته است کنگره اين کشور تحريم های يک جانبه عليه ايران را احتمالا تا پايان ماه جاری میلادی تصويب خواهد کرد.

بر اساس تحریم‌ های جدید آمریکا علیه ایران، شرکت‌ هایی که در یک سال بیش از 20 میلیون دلار در بخش انرژی ایران سرمایه ‌گذاری کنند، تحریم خواهند شد.

نخستین تحریم آمریکا علیه ایران پس از گروگانگیری دیپلمات‌ های آمریکایی در تهران در سال ۱۹۷۹ (‌1358) انجام گرفت. به‌ دنبال جریان گروگانگیری در سفارت آمریکا‌، آمریکا متقابلا ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های دولت ایران را مصادره کرد. پس از آزادی گروگان‌ها توسط دولت ایران، این مصادره پایان نیافت و دارایی‌های ایران تا به امروز ضبط است. در جریان جنگ ایران و عراق، آمریکا تحریم‌هايی مربوط به فروش اسلحه علیه ایران وضع کرد. در سال ۱۹۸۷ (‌1366) به‌دنبال اتهام «حمایت از تروریسم»، رونالد ریگان تحریم‌ های کامل‌ تری علیه ایران وضع کرد. این تحریم‌ ها اگرچه یک ساله است، اما تاکنون هر ساله توسط روسای ‌جمهور وقت آمریکا تمدید شده ‌اند. در سال ۱۹۹۵ میلادی (‌1374)، واشنگتن نخست به دستور بیل کلینتون تحریمات کامل اقتصادی علیه ایران وضع کرد و سپس کنگره آمریکا با گذرانیدن قانون ایلسا (Iran and Libya Sanctions Act of  1996) هر شرکتی را که با ایران به میزان بیش از ۲۰ میلیون دلار تجارت داشت را نیز تهدید به اعمال تحریم کرد. در تیر ماه ۱۳۸۷ نیز ۴ گروه صنعتی دیگر در ایران به نام ‌های مجموعه صنایع شهید ستاری، هفت تیر، گروه صنایع مهمات و متالورژی و صنایع شیمی پارچین مشمول تحریم‌های آمریکا شدند.

 

گزارش‌ ها حاکی از آن است که کشورهای اروپایی نیز در صدد تشدید تحریم‌ ها علیه ایران هستند. روز ۲۸ می، النا سالگادو، معاون دوم نخست وزیر و وزیر اقتصاد و دارایی اسپانیا حکمی را به امضاء رساند که بر اساس آن  حکومت اسلامی را وارد لیست سیاه اسپانیا شد.

با این حکم، ادارات اسپانیا موظفند تبادل مالی و پولی شهروندان ایرانی را تحت نظر داشته باشند و با دقت مراقبت کنند که مبادا  جا به جائی پول آن ها  برای کمک به تروریسم بین المللی باشد. اولین کشور که وارد این لیست شده عراق به دوران حکومت صدام حسین است در سال ۲۰۰۲  و از آن تاریخ  دیگر هیچ کشوری در لیست  وارد نشده بود، تا حالا که نوبت به حکومت اسلامی رسیده است.

پیامد این اقدام که از سوی جامعه بین المللی و به ویژه ایالات متحده توصیه شد، به زودی بر زندگی ۵۱۰۰ بازرگان ایرانی که مقیم اسپانیا هستند تأثیر خواهد گذاشت. اکثر آنان چند دهه است که در اسپانیا زندگی می کنند و شرکت های تجاری دارند. 

براساس حکم سالگادو که از روز 28 می 2010  لازم الاجرا شده است، بانک ها و مؤسسات مالی موظف اند که کلیه نقل و انتقالات مالی، حتا به اندک ایرانیان  را به ماهانه به دولت گزارش کنند؛ و این شامل کلیه انتقالاتی خواهد بود که توسط ایرانیان به مقصد اسپانیا یا از اسپانیا  انجام می شود. نهادی که از این پس این حواله ها را پیگیری خواهد کرد، «بخش  اجرایی کمیسیون مبارزه با پولشویی و تخلفات مالی» است، که وابسته به «بانک مرکزی» اسپانیا است.

وزارت اقتصاد اسپانیا نظارت بر فعالیت های شهروندان، شرکت ها و سرمایه های ایرانی را با کمک نهادهای بین المللی انجام خواهد داد. در این حکم آمده است: «به دلیل شرایط خاصی که ازنظر گسترش فعالیت های هسته ای، پولشویی و حمایت مالی از تروریسم در ایران جریان  دارد، روابط مالی با این کشور که از قبل با محدودیت هایی روبرو بود، از این پس با موشکافی بیش تری پیگیری خواهد شد.»

 

لازم به یادآوری است که ریيس آژانس بين المللی انرژی هسته ای، چند روز قبل از تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت علیه ایران، حکومت اسلامی ايران را به دليل سوء ظن نسبت به احتمال  مخفی نگهداشتن برنامه آزمايشی توليد تسليحات هسته ای، يک «پرونده ويژه» برای تيم  های اين آژانس معرفی کرده بود.

يوکيا آمانو، ریيس آژانس بين المللی انرژی هسته ای در آغاز نشست 35 عضو شورای  حکام در حالی به انعکاس نگرانی های بين المللی در باره پرونده هسته ای ايران پرداخت  که انتظار می رفت تا چند روز ديگر، شورای امنيت سازمان ملل قطعنامه تحریمی جدیدی را علیه ایران، به دليل  خودداری از پذيرش درخواست توقف فعاليت های هسته ای خود به تصویب برساند.

آمانو، طی سخنانی که در اختيار خبرنگاران قرار گرفته است، اعلام کرد: «ايران  يک پرونده ويژه است زيرا علاوه بر ساير موارد، مواردی دال بر احتمال وجود ابعاد  نظامی در برنامه هسته ای آن کشور وجود دارد. ايران از همکاری لازم که بتواند تاييد  کند تمامی تجهيزات هسته ای آن کشور در خدمت فعاليت های صلح آميز است، سر باز زده  است.»

از سوی دیگر، طرح موضوع اسرائيل در نشست شورای حکام با عنوان «توانمندی های هسته ای اسرائيل»، نشان  می دهد برای اولين بار در 19 سال گذشته، شورای حکام به طور رسمی خواستار بحث درباره  اسرائيل شده است. باین ترتیب، دولت اسرائیل نیز هم رديف با پرونده ايران و سوريه در فهرست مباحث شورا،   قرار گرفته است. فشارهای جديد بر اسرائیل در سطح بین المللی و تظاهرات های بزرگ در شهرهای مهم دنیای غرب تاثیر بزرگی مبنی بر قرار گرفتن موضوع فعالیت های اتمی دولت اسرائیل در موضوع اجلاس شورای حکام بوده است. در هفته گذشته به دنبال یورش کماندوهای ارتش اسرائیل به کشتی امداگران و کشتن دست کم نه نفر از آنان، اعتراضات گسترده در سطح جهانی بر علیه دولت اسرائیل صورت گرفته است.

 

عکس العمل سران و مقامات حکومت اسلامی ایران

احمدی نژاد که برای شرکت در اجلاس سیکا (امنیت و اعتمادسازی در آسیا) به ترکیه سفر کرده بود، در یک نشست مطبوعاتی، روز سه شنبه 18 خرداد 1389، در استانبول گفت: «نشست تهران یک فرصتی را در اختیار آمریکا و متحدانش قرار داد و ما امیدوار بودیم و هستیم که آن ها از این فرصت ها استفاده کنند و می گوییم که این فرصت ها تکرار نخواهد شد.»

احمدی نژاد، پیش تر به قدرت های بزرگ هشدار داده بود که اگر قطعنامه جدید تصویب شود، «جواب آن ها از قبل مشخص است.» اشاره احمد نژاد به توافق بر سر تبادل سوخت هسته ای برای راکتور تحقیقاتی تهران بود که ماه گذشته با تلاش ترکیه و برزیل به توافق رسیده بودند.

محمد خزاعی، سفير و نماينده دائم ايران در سازمان ملل، در واکنش به اخبار مربوط به تصویب قطعنامه تازه عليه ايران به خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، گفت: «تلاش سه کشور غربی برای تصويب قطعنامه جديدی عليه ايران در شورای امنيت، اشتباهی بزرگ است و اقدام عجولانه آن ها راه تعامل را از مسير طبيعی خود منحرف می‌کند.»

محمود احمدی‌ نژاد، در واكنش به تصويب قطعنامه علیه ايرانی در شورای امنيت سازمان ملل گفت: «اين قطعنامه ‌ها برای ملت ايران پشيزی نمی ‌ارزد، به يكی از آن ها پيغام دادم كه اين قطعنامه‌ ها‌يی كه شما صادر می ‌كنيد مثل دستمال مصرف شده ‌ای است كه بايد در زباله‌دان انداخته شود.»

از سوی دیگر، منوچهر متكی، وزير امور خارجه ایران تصويب قطعنامه عليه جمهوری اسلامی در شورای امنيت را حركتی رو به عقب خواند و گفت: «ما در صفحه شطرنج حركت ‌مان را مبتنی بر همكاری و اعتمادسازی انجام داده بوديم و آن بيانيه تهران بود.» متكی افزود: «امروز آن ها حركت خودشان را روی اين صفحه شطرنج انجام می دهند و علی‌القاعده بايد منتظر باشند كه جمهوری اسلامی جمع‌ بندی ‌هايش را داشته باشد و حركت بعدی نوبت جمهوری اسلامی است كه آن حركت را انجام دهد.»

خبرگزاری حکومتی فارس، 10 ژوئن نوشت، نايب ریيس مجلس گفت: «ايران با توجه به ناديده گرفته شدن حقوق ملتش تا چند روز آينده با تصويب مجلس سطح همكاری خود با آژانس ‌هسته ای را كاهش می ‌دهد. او، افزود: در مجلس شورای اسلامی عملا بحث كاهش سطح همكاری جمهوری اسلامی ايران با آژانس بين ‌المللی انرژی اتمی را در دستور كار خود قرار داده ‌ايم و به طور جدی اين بحث را پيگيری می ‌كنيم. نايب ریيس مجلس خاطرنشان كرد: از دولت نيز به طور مصمم درخواست می ‌كنيم كه برای تامين اورانيوم مورد نياز رآكتور تحقيقاتی تهران با شتاب هرچه بيش تر كار را به سرانجام برساند و اين مسير را با اقتدار تداوم بخشد.

او، خطاب به دولت آمريكا نیز گفت: بايد بگويم ديگر آمريكا با هيچ‌ يك از نيروهای خود و حتا با حضور سربازان و متحدانش نمی ‌تواند در خاورميانه منافع اين ملت را به خطر بيندازد و اين خود يك تحول استثنايی است.

 

رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز قطعنامه جدید شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی ایران را سیاسی، غیرحقوقی و مردود خواند و خبر داد که کمیسیون امنیت ملی بررسی تدوین طرح فوریتی کاهش روابط ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی را یک شنبه هفته آینده آغاز می کند.

علاء الدین بروجردی، در گفتگو با خبرنگار مهر، با بیان این مطلب افزود: «رژیم صهیونیستی و آمریکا با توجه به رسوایی در مساله حمله به کشتی حامل کمک های انسان دوستانه در پی بمب خبری جدیدی برای تحت الشعاع قرار دادن آن بودند و به خیال خود با قطعنامه علیه ایران به هدف رسیده اند.

وی در پاسخ به سئوالی درباره دلیل همکاری روسیه و چین با آمریکا درباره قطعنامه جدید و واکنش ضروری ایران به چنین همراهی گفت: در حال حاضر نمی توان درباره عملکرد چین و روسیه اظهار نظری کرد اما این دو کشور نیز تحت تاثیر اقدامات آمریکا قرار گرفتند که شورای عالی امنیت ملی درباره این قطعنامه و موضع چین و روسیه باید اظهارنظر کند.

 

آیا واقعا قطعنامه شورای امنیت «پشیزی نمی ارزد» و یا؟

اگر خط فقر در ایران را آن چنان که مقامات دولتی اقرار کرده ‌اند بین ۸۰۰ تا۹۰۰ هزار تومان برای هر خانوار پنج نفره به حساب آوریم، در حالی که دست­مزدهای موجود یک سوم خط فقر است و گرانی نیز کمرشکن شده است، آیا تحریم های شورای امنیت سازمان ملل و آمریکا و اروپا، تاثیری بر اقتصاد ایران و زندگی فلاکت بار مزدبگیران ندارد؟ واقعا آن طوری که احمدی نژاد ادعا می کند قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران،«مثل دستمال مصرف شده ای» است؟!

در این جا به چند نمونه از وضعیت بحرانی صنایع کشور و تاثیر بی کاری و فقر و نداری بر زندگی مردم که هنوز تحریم های جدید علیه ایران اعمال نشده است، کمرشکن است اشاره می کنیم تا پوچی ادعای احمد نژاد و بی تفاوتی آشکار او و دیگر سران حکومت به زیست و زندگی مردم و آینده صنایع کشور و اشتغال و غیره روشن شود.

 

* بحران و ورشکستگی کلیه صنایع ایران را فراگرفته است. روزی نیست که خبر اخراج کارگران این کارخانه و آن شرکت در رسانه ها انعکاس نیابد. برای مثال، صنعت نساجی كشور، اين قديمی ‌ترين صنعت جهان در ایران، سال هاست که فلج شده است. در حالی که صنعت نساجی همواره به عنوان ركن اساسی هر جامعه ‌ای محسوب می شود چرا كه نياز به پوشاك، انواع كفپوش‌ها، كيف و كفش و... از نيازهای اساسی هر فرد است.

در كشورهايی نظير هندوستان و پاكستان تقريبا سی درصد كل نيروی شاغل در صنعت آن ها در صنايع نساجی و پوشاك فعاليت می ‌كنند. تركيه، سالانه درصد بسيار زيادی از صادرات خود را در زمينه نساجی انجام می ‌دهد. از سوی دیگر، صنعت نساجی به جهت اين ‌كه يك صنعت كارگربر است نقش به سزايی دراشتغال زايی و كاهش آمار بی كاری دارد امری كه به نظر می ‌رسد با تعطيلی و ورشكستگی كارخانجات بزرگ و كوچك نساجی در طی ماه‌ ها و سال ‌های گذشته روند معكوسی را در ايران به ثبت رسانده است.

نساجی در ايران سابقه چهار هزار ساله دارد و بيش از 100 سال پيش، صنعتی شده است اما روندی كه در سال‌ های گذشته در اين صنعت اعمال شده است موجب شده تا در فاصله کم تر از سه ماه پايانی سال 88 برخلاف سال‌ های گذشته هیچ خبری از رونق کسب و کار در صنعت نساجی نباشد و سكوت سنگين بر فضای كارخانجات نساجی حاكم شود كه اين خود زنگ خطری است كه در سال گذشته بارها از سوی مسئولان و دست اندركاران صنعت نساجی زده شد و قرار بود وزارت صنايع و معادن با پرداخت بدهی ‌های معوقه خود به اين صنعت را پرداخت كند تا باز هم اين صنعت هم چون قديم بر روی پای خود بايستد.

بنا به گزارش خبرگزاری کار ایران «ایلنا»، «... متاسفانه تقریبا۴۰ درصد نیاز کشور به محصولات نساجی از طریق قاچاق و واردات تامین می ‌شود که این موضوع هر سال میلیاردها دلار به اقتصاد ملی ضرر می ‌زند.»

ورود بی ‌رویه منسوجات خارجی به داخل به ویژه از کشورهای چین، استرالیا، دبی و ترکیه از چند سال گذشته تاکنون به نوعی زمینه‌ساز زمین خوردن صنایع نساجی داخلی شده است.

 

* کارگران  مخابرات راه دور شیراز تاکنون حقوق شانزده ماه خود را دریافت نکرده اند. یکی  از کارگران این شرکت، دو سه روز پیش به یکی از آژانس های خبری گفته است: «واقعا در شرایط اسفباری زندگی می کنیم. هشت خانواده به دلیل مسائل  و مشکلات ناشی از این وضعیت از هم پاشیده شده و کارشان به طلاق کشیده شده است؛ سه نفر  از کارگران خودکشی کرده اند؛ تقریبا اکثر کارگران به دلیل مسائل و مشکلات ناشی از این  وضعیت دچار ناراحتی های روانی شده اند. کارد به استخوانمان رسیده؛ طی یک سال گذشته  مستمرا به ما وعده و وعید می دهند ولی هیچ یک از وعده هایی که داده اند عملی نشده  و نمی شود؛ طی این مدت علی رغم این که بارها و بارها تجمعات اعتراضی داشته ایم اما تاکنون  به هیچ یک از مسائل و مشکلات ما پاسخی داده نشده. همه مقامات هم از بالاترین آن ها تا  پایین ترین شان از وضعیت و مشکلات وخامت بار ما مطلع هستند؛ ولی هیچ کس پاسخ گو  نیست.»

روزگار سخت کارگران مخابرات راه دور شیراز، شامل حال اکثریت کارگران صنایع و شرکت های مختلف کشور است.

 

* خبرگزاری حکومتی مهر نوشت، برخی شواهد از تبدیل کارخانجات مناطق شمال شرق استان تهران که زمانی همراه با  تولید کالا، اشتغال جوانان این منطقه را نیز به ارمغان آورده بود به محل دپوی اجناس  چینی خبر می دهد .

آنچه از ابتدای سال در مناطق کارگاهی و نواحی صنعتی شمال شرق  استان تهران گذشته است به جای افزایش کارآفرینی از تعدیل نیروی کارخانجات بزرگ این  منطقه خبر می دهد و در اماکنی که زمانی از آن هیاهوی کارگران با نشاط به گوش می  رسید در حال حاضر... پارس شبانه سگ های نگهبان به چشم می  آید .

کارخانجاتی که علاوه بر جذب بسیاری از متقاضیان کار شرق استان تهران،  کارجویان پایتخت نشین را نیز در خود جای داده که ضمن تولید، معضل فقدان اشتغال در  پایتخت را نیز تا حدی رفع می کردند اما به نظر می رسد وضعیت اقتصادی نابسامان،  صاحبان آن را مجاب به این امر ناخواسته کرده است .

یکی از صاحبان صنایع مستقر در  شمال شرق استان در گفتگو با خبرنگار مهر در پردیس گفت: بازار نامطمئن امروز کشورمان  اجازه تولید انبوه را به صاحبان صنایع نمی دهد زیرا مشخص نیست که این کالای تولید  شده آیا فردا نیز جایگاهی در عرصه فروش خواهد داشت .  این تولید کننده ادامه داد:  به همین جهت نمی توانیم در زمان کسادی بازار تقاضا بر تولید خود بیفزاییم و مبادرت  به جمع آوری کالای تولید شده در انبار کارخانه نماییم در نتیجه روش همگامی با  درخواست بازار در پیش گرفته که در این تفکر نگهداری کارگران مازاد تعریف شده  نیست .  وی با گلایه از ورود بی ضابطه اجناس وارداتی غالبا چینی بیان داشت: با  نگاهی به بازار داخلی و مشاهده اجناس مشابه چینی تولیدی کارخانه خود با قیمتی  پایینتر و البته کیفیتی نازل، دیگر رغبتی برای تولید، افزایش نیروی کار و ادامه  فعالیت اقتصادی باقی نمی ماند .


 * محمد رویانیان، رییس ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت ایران، در  کنفرانس مطبوعاتی در تهران خبر داد که دولت تصمیم گرفته سهمیه سه ماهه بنزین  خودروهای شخصی را در تابستان به ۱۸۰ لیتر و نیز سهمیه بنزین موتورسیکلت ها را به   ۷۵  لیتر کاهش دهد .  محمد رویانیان، دلیل کاهش سهمیه های بنزین را تلاش دولت برای  کاستن از میزان واردات بنزین اعلام کرده است. با این حال، پیرو آخرین آمار رسمی  تجارت خارجی کشور در دو ماهه اول سال جاری بنزین هم چنان اولین کالای وارداتی ایران  بوده است .

این کاهش زندگی کسانی را که با ماشین شخصی قراضه خود و یا موتورسیکلت اش مسافرکشی و بارکشی می کنند و زندگی خانواده خود را می گذرانند شدیدا دگرگون خواهد کرد. از سوی دیگر، البته این تصمیم دولت، سرآغاز حذف سوبسیدهای دولتی «یارانه» ها است و به دلیل این که مردم دست به شورش نزنند آن ها را به طور تدریجی و در لفافه های دیگر اعمال می کنند.

 

* عادل آذر، رییس مرکز آمار ایران، تصریح کرده است که در  سال ۱۳۸۷ بودجه عمرانی ۲۴ هزار میلیارد تومان بود که به دلیل ناکارآمدی دولت قسمت  زیادی از آن ضایع شد. به گفته رییس مرکز آمار ایران، اتلاف منابع توسط اقتصاد دولتی  ناکارآمد در کشوری که چهل میلیون نفر از جمعیتش زیر خط فقر مطلق و نسبی هستند چیزی  بیش از فاجعه است .

رییس کل دیوان محاسبات ایران نیز در  اظهار نظری جداگانه گفته است: «یک نفر در این کشور باید پیدا شود و بگوید که ما  کشور فقیری هستیم، چون نمی توانیم تولید کنیم، سرمایه را افزایش دهیم و از نیروی  انسانی استفاده کنیم. کار ما به جایی رسیده که اکنون سیر، سیب زمینی و پیاز وارد می  کنند. واقعا خجالت آور است.»

در این میان حذف یارانه های سوخت که دولت  هنوز تاریخ اجرایش را با وجود مصوبه مجلس، به درستی اعلام نکرده، پی آمدی جز بسته  شدن همین صنایع و واحدهای تولیدی فرسوده ندارد که تاکنون تنها به زور یارانه ها روی  پا ایستاده اند.

در چنین شرایطی، حتا برخی از نمانیدگان مجلس و اقتصادانان مستقل نیز درباره حدف سوبسیدها (رایانه ها) هشدار داده اند. حذف یارانه ها در وضع کنونی  جز توسعه فقر و ورشکستگی هر چه بیش تر صنایع معنی دیگری ندارد.

داریوش قنبرى عضو کمیسیون اجتماعى مجلس  پیش بینى کرده که بر اثر سیاست هاى دولت، تا یکى دوسال آینده ۶۵  میلیون نفر از جمعیت ایران زیر خط فقر قرار خواهند گرفت. قنبری، مهم ترین دلیل فقر را  «عدم سرمایه گذارى در بخش اشتغال، واردات بى رویه و تضعیف تولید» دانست و گفت مطابق  آمار ارائه شده دولت هم اکنون ۴۰ میلیون زیر خط فقر هستند. وى گفت: هنگامى که  بی کارى در جامعه افزایش یابد و پول نفت به جاى این که در کارهاى زیربنایى صرف شود در  بودجه جارى هزینه گردد، باید شاهد خط فقر در کشور باشیم .

 

* خبرگزاری  ایلنا، پنج شنبه 30 اردیبشت ماه به نقل از داریوش قنبری، سخن گوی فراکسیون خط امام  و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس گزارش داد «موضوع بی کاری به حدی رسیده است که اکثر  نمایندگان در نطق‌های میان دستور از آن گله دارند، اما دولت بحث اشتغال را فراموش  کرده و هیچ برنامه‌ای برای آن ندارد.» قنبری افزود تنها در شهر ایلام یازده  نفر به دلیل بی کاری خود کشی کرده اند و این پدیده رو به گسترش می رود .

در حال  حاضر واحد های تولیدی ایران با کمتر از چهل در صد ظرفیت خود کار می کنند و بازار  کشور بیش از بیش در تصاحب کالاهای خارجی است .

 

* دکتر علی‌اکبر سیاری، متخصص کبد و گوارش کودکان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم  پزشکی شهید بهشتی، سوء تغذیه را عامل مستقیم و غیرمستقیم ۶۰ درصد از مرگ ‌و میر  کودکان در ایران دانست .  به گزارش ایسنا، وی در سمینار انجمن کبد و گوارش کودکان  در تهران روز جمعه هفتم خرداد 1389، به نتایج یک مطالعه در سال ۱۳۷۴ اشاره‌ کرد و گفت: در این بررسی ۲۰ درصد به کوتاهی قد، نزدیک به هفت درصد به لاغری، حدود ۱۷ درصد به  کم‌وزنی در سن خود و در کل تقریبا ۴۴ درصد از کودکان به سوء تغذیه و عوارض آن  دچار بودند .  او به مطالعه دیگری در سال ۱۳۷۸ اشاره کرد و گفت: بر اساس این مطالعه  در مجموع ۲۰‌ درصد کودکان، مبتلا به سوء‌تغذیه هستند.
دکتر سیاری در بررسی این  مطالعه کوتاهی قد ۱۴ درصد از میان کودکان ایرانی، لاغری پنج درصد کودکان با توجه به  قد آن‌ها و کم وزنی 5/9 درصد آن‌ ها را ناشی از سوء تغذیه دانست .  وی سوء تغذیه را  عامل مهمی در بهره‌ هوشی کودکان دانست و افزود: کمبود دریافت آهن و ید قابلیت ‌های  هوشی کودک را کاهش می ‌دهد .  او محرومیت از شیر مادر و تولد با وزن کم را از جمله  سایر دلایل کمبود بهره‌ هوشی کودکان برشمرد .

رییس پیشین انستیتو  تغذیه و تحقیقات صنایع غذایی کشور نیز در این کنفرانس با اشاره به وجود معضل کم  خونی ناشی از فقر آهن در استان سیستان و بلوچستان گفت: ۶۰ درصد نوجوانان سیستان و  بلوچستانی به کوتاهی قد ناشی از کمبود روی به علت سوء تغذیه دچارند .  دکتر  کلانتری با اشاره به ابتلای یک پنجم کودکان هرمزگانی به نوع شدید کوتاهی قد ناشی از  سوء تغذیه گفت: در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان، هرمزگان، جنوب کرمان و خراسان  با پدیده «گرسنگی سلولی» روبرو هستیم .

وی رو آوردن مردم به غذاهایی با میزان  انرژی فراوان اما فاقد مواد مغذی مانند املاح معدنی و ویتامین‌ ها را در پنج دهه  اخیر عاملی برای افزایش وزن سبد غذایی در بخش انرژی و کاهش وزن در بخش‌های میوه و  سبزیجات، حبوبات، تخم مرغ و لبنیات دانست .  دکتر کلانتری در این زمینه گفت: هم  اکنون مردم میزان انرژی مورد نیاز خود را از مقادیر فراوان نان،‌ روغن و شکر تامین  می‌کنند که به صورت بافت چربی در بدن ذخیره می ‌شود .

 

* به گزارش خبرگزاری مهر، معاون آموزش و پژوهش پزشکی قانونی کشور، از تعطیلی ۴۵ مرکز پزشکی قانونی به علت  کمبود بودجه خبر داد .

در بجنورد، علی کاظمیان ظهر سه شنبه در مراسم تودیع و  معارفه مدیر کل پزشکی قانونی خراسان شمالی موج تعطیلی سایر مراکز پزشکی قانونی های  کشور را رو به افزایش اعلام کرد و افزود: دولت در این باره باید بودجه و امکانات  لازم را به پزشکی قانونی های کشور سرازیر کند .  وی تصریح کرد: هم اکنون هیچ یک  از پزشکان به علت مشکلات متعدد پزشکی قانونی قادر به همکاری نیستند .

کاظمیان گفت: سالانه در مواردی هم چون همسر آزاری، دعوا و… افراد  زیادی در سطح کشور قربانی می شوند که این مهم نیازمند یک ریشه یابی اجتماعی، فرهنگی  و آسیب شناسی جدی است .

معاون آموزش و پژوهش پزشکی قانونی  کشور در خاتمه گفت: سالانه ۱۲ میلیون پرونده به دادگستری های کشور ارجاع داده می  شود که نیمی از آن ها برای معاینه، کالبد شکافی و سایر موارد به پزشکی قانونی ارجاع  داده می شود .

 

کشوری که با چنین بحران هایی روبروست و میلیون ها نفر از شهروندانش بی کار هستند و بیش از 45 میلیون نفر آن در فقر و فلاکت به سر می برند؛ روزبروز آمار صنایع ورشکسته کشور بالا می روداست در حالی که به واردات و تکنولوژی غرب شدیدا وابسته است؛ آیا تحریم های اقتصادی شورای امنیت علیه ایران و هم چنین تحریم های یک طرفه اتحادیه اروپا و آمریکا، آن طور که احمدی نژاد ادعا می کند تاثیری در اقتصاد کشور ندارد؟!


انزوای هر چه بیش تر حکومت اسلامی در روابط دیپلماتیک

روسیه، یکی از هم پیمانان اصلی و مهم حکومت اسلامی، در سی و یک سال گذشته بوده است. اما اکنون این روابط به شدت تیره شده است. دلیل اصلی این تیرگی حمایت روسیه از تصویب دور جدید تحریم ‌های شورای امنیت سازمان ملل درباره پرونده اتمی حکومت اسلامی ایران است.

محمود احمدی ‌‌نژاد، هفته گذشته با سخنان تندی رفتار رییس جمهور روسیه را غیرقابل توضیح دانست و گفت «ما نبايد ببينيم که همسايه ما (روسيه) در مواقع حساس در کنار کسانی قرار می گيرد که سی سال است با همه توان عليه ملت ما دشمنی کرده اند.»

این سخنان رییس جمهور ایران، بلافاصله با واکنش تند مقامات روسیه روبرو شد. سرگئی پريخودکو، دستيار و مشاور ارشد سياست خارجی ریيس جمهور روسيه، در پاسخ به اظهارات محمود احمدی ‌نژاد با اشاره به تاریخ چند هزار ساله ایران گفت که «هيچ کس هرگز نتوانسته که با عوام فريبی سياسی قدرت خود را حفظ کند.»

هم چنین روز سه‌ شنبه 17 خرداد 1389، در حالی که ولادمیر پوتین، نخست وزیر روسیه و محمود احمدی‌ نژاد در اجلاس امنیت منطقه ای آسیا «سیکا» در ترکیه شرکت داشتند اما دیداری در حاشیه این اجلاس بین رییس جمهور ایران و نخست وزیر روسیه صورت نگرفت.

پوتین، ضمن حمایت روسیه از تحریم های تازه شورای امنیت به خبرنگاران درباره امکان دیدار با محمود احمدی‌ نژاد گفت که «اگر لازم باشد و فرصتی پیش آید» امکان دیدار وجود دارد.

از سوی دیگر، محمود احمدی‌نژاد در کنفرانس خبری روز سه‌ شنبه خود در اجلاس امنیت منطقه‌ ای آسیا «سیکا» در استانبول، بار دیگر از رهبران روسیه خواست که «در کنار دشمنان ایران قرار نگیرند» و با یادآوری روابط دوستانه دو کشور، تصریح کرد که در این زمینه انتخاب نهایی با دولتمردان روسیه است.

بنا به گزارش خبرگزاری روسی اینترفکس، یک سخن گوی رسمی صنایع تسلیحاتی روسیه روز پنج شنبه ۱۰ ژوئن 2010، یعنی یک روز پس از تصویب قطعنامه جدید گفت که روسیه سیستم دفاع موشکی اس ۳۰۰ را به ایران تحویل نخواهد داد، زیرا قصد دارد به طور کامل از اقدامات تحریمی مذکور در قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد پیروی کند روسیه، قرارداد فروش سیستم پدافند هوایی موشک‌ های مدرن اس ۳۰۰ را سال ها پیش با حکومت اسلامی امضاء کرده بود.

 

علی‌اکبر صالحی، رييس سازمان انرژی اتمی نیز روز چهارشنبه به شدت از همراهی چين در تصويب قطعنامه تازه عليه ايران انتقاد کرد.

  معاون رييس‌ جمهور ایران، هم چنين با انتقاد شديد از چين، با توجه به رای مثبتش به قطعنامه جديد در شورای امنيت عليه ايران، تاکيد کرد: چین « آرام آرام جايگاه محترم خود در جهان اسلام از دست می‌ دهد و روزی بيدار می ‌شود که ديگر دير خواهد بود.»

معاون احمدی نژاد، افزود: «زمانی چين به آمريکا می‌ گفت «پلنگ کاغذی»،‌ من در حيرتم با اقدامی که چين در موافقت با قطعنامه عليه ايران در شورای امنيت انجام داد، چه عنوانی می‌توان برای چين قائل شد؟».

علی‌اکبر صالحی، در خصوص واکنش ايران به قطعنامه جديد شورای امنيت عليه ايران نيز ‌گفت: «واکنش ما قطعا هوشمندانه و داهيانه خواهد بود، همان‌ گونه که تاکنون بوده است. ما دچار آشفتگی نمی ‌شويم و صبوريم و پس از بازگشت رييس ‌جمهور به کشور، با تامل به ارزيابی دقيق شرايط و بررسی مسائل می ‌پردازيم.»

معلوم نیست که روابط چین با دنیایی که صالحی «دنیای اسلام» می نامد چه ربطی به روابط با ایران دارد؟ حکومتی که اکثریت شهروندانش از آن نفرت دارند به صورت مضحکی ادعای نمایندگی «جهان اسلام» را دارد؟! مثل معروفی است که می گویند شخصی را به ده راه نمی دادند اما او ادعای کدخدایی داشت!

بنا به گزارش خبرگزاری ایسنا، نماينده چين در سازمان ملل، بدون اشاره به سخنان صالحی، تاکید کرده است: «دور جديد تحريم‌ ها عليه ايران بايد اجرايی شود.» به گزارش این خبرگزاری حکومتی، نماينده چين در سازمان ملل، در موضعی تعجب ‌برانگيز خواستار اجرايی شدن كامل دور جديد تحريم ‌ها عليه ايران شد و از تهران خواست از درخواست های بين‌ المللی درباره برنامه هسته‌ ای ‌اش پيروی كند! لی بائودانگ، نماينده چين در سازمان ملل روز چهارشنبه گفت: «چين از همه اعضای آژانس بين ‌المللی می ‌خواهد كه قطعنامه را به طور جامع و با حسن نيت اعمال كنند.

 

هیاهو برای هیچ، اما خطرناک

البته سران حکومت اسلامی، یاوه گویی زیاد می کنند بدون این که به عوارض و عواقب آن بیاندیشند. از جمله نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران اعلام کرده است که این سپاه می تواند کشتی های حامل کمک به مردم غزه را اسکورت کند تا اسرائیل نتواند آن ها را متوقف سازد؟! هر چند که چنین موضعی هیاهویی برای هیچ است اما خطرناک است!

کسی که چنین حرفی می زند آیا نمی داند که چنین موضع گیری هایی در عرصه بین المللی بهای گزافی دارد؟ و ضرر آن به کی می رسد؟ غیر از این است که نقدا ضرر و زیان آن مستقیما به مردم غزه می رسد که در محاصره اقتصادی و نظامی ارتش اشغالگر اسرائیل قرار دارند. چرا که حکومت اسرائیل که در حال حاضر با حمله به کشتی های امدادگران بین المللی و کشتن دست کم 9 نفر از آنان، با نفرت و انزجار افکار عمومی مردم جهان روبرو گشته و حتا دولت ها نیز مجبور شده اند این جنایات دولت اسرائیل را محکوم کنند آیا با این سخنان و موضع گیری های سران و مقامات حکومت اسلامی، این توجیه را پیش نمی کشد که عوامل حکومت اسلامی در این کشتی ها سلاح مخفی کرده است تا در غزه به دست حماس برساند؟ سران و مقامات اسرائیل تاکنون ازر این نوع موضع گیری های حکومت اسلامی به نفع پیش برد اهداف خود، بهره برداری سیاسی کرده اند. هنگامی که احمد نژاد عربده می کشد: «اسرائیل باید نابود گردد» در نزد افکار عمومی جهانی به نفع دولت اسرائیل است. با این سخنان نماینده ولی فقیه، دولت اسرائیل این حق را به خود می دهد که با کشتی های کمک رسانی عازم غزه با خشونت بیش تری برخورد کند. هر چند که روشن است که سران و مقامات حکومت اسلامی نیز با این هذیان گویی های سیاسی خود، اهداف سیاسی معینی را در داخل و خارج کشور دنبال می کنند. اهدافی که بتواند واقعیت های جامعه ایران و به ویژه جنایات حکومت بر علیه مردم را با آفریدن یک دشمن خارجی، به انحراف بکشاند.

فرض کنیم که کشتی ‌های امدادی ایران از سوی سپاه پاسداران اسکورت و محافظت شوند، آیا با نزدیک شدن آن ها به سواحل غزهف به یک رویارویی مستقیم نظامی میان ایران و اسراییل منجر نمی گردد؟

احتمالا قرار است دو کشتی امدادی ایران در پایان هفته جاری به سواحل غزه برسند. ورود آنان به آب‌ های منطقه هم زمان با سالگرد تقلب در انتخابات ریاست جمهوری در ایران و اعتراض خودجوش مردمی در این کشور است. پرواضح است که هدف اصلی خامنه ای و احمدی‌ نژاد از این حرکت، منحرف کردن افکار عمومی مردم ایران و جهان از جنایات حکومت اسلامی به یک مساله انحرافی دیگر است. در عین حا چنین اقدامی، یک ماجراجویی خطرناک سیاسی - نظامی است.

بعلاوه آن بهره برداری سیاسی که دولت ترکیه از جان باختن ۹ امدادگر ترکیه ای در آب های بین المللی نزدیک غزه توسط ارتش اسرائیل نموده است به نظر می رسد الگوی مناسبی برای سران حکومت اسلامی شده است. این در حالی است که دولت ترکیه و اسرائیل رابطه نزدیکی با همدیگر دارشتند و در حال حاضر نیز به نظر نمی رسد که منافع اقتصادی، سیاسی و نطامی خود را قربانی کنند. مهم تر از همه، هم دولت اسرائیل و هم دولت ترکیه، بدون توجه به رابطه تاریخی گسترده شان در همه زمینه ها با هیات حاکمه آمریکا، مجبورند به کشمکش و تشنج سیاسی شان هر چه زودتر خاتمه دهند. دولت ترکیه و اسرائیل قبل از وقایع اخیر غزه، توافق کرده بودند که سه رزمآیش مشترک نظامی انجام دهند. اما اکنون موضع ‌گیری و سخنان معتدل وزیر امور خارجه ترکیه، نشان می دهد که آن ها در حال مذاکره هستند. داوداغلو، وزیر امور خارجه ترکیه گفته است میان دو کشور بر سر «قراردادهای نظامی و اموری از این دست» اختلافاتی وجود دارد، اما ترکیه در «حال بررسی آنان است.» به گفته‌ داوداغلو، تا زمانی که اسراییل به کمیسیون مستقل بین ‌المللی اجازه رسیدگی به رخدادهای خونین اخیر را ندهد، مناسبات دو کشور به حالت عادی باز نخواهد گشت. البته این نوع موضع گیری های سیاسی، جنبه تبلیغاتی و ظاهری داشته و در سیاست های استراتژیک طرفین تاثیری ندارد. هر چند که در حال حاضر ماجرای غزه، به نفع سیاست های ترکیه در منطقه تما شده است اما این مساله زودگذر و موقتی است. چرا که ترکیه خواهان قطع کامل مناسبات اقتصادی، سیاسی و نظامی خود با اسرائیل نیست. قرار است که در هفته آینده، اسراییل هواپیماهای بی ‌سرنشین به ترکیه ارسال کند. این هواپیماها نقش مهمی در علمیات شناسایی و تجسسی دارند و دریافت آن ها برای دولت ترکیه مهم است.

در حالی که حکومت اسلامی ایران و اسرائیل، رابطه اقتصادی، سیاسی، نظامی و دیپلماتیک فعالی با هم ندارند. بنابراین، اظهارات نمایند‌ه‌ علی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی ایران در نیروی دریایی سپاه پاسداران که با اشاره به حملات کماندوهای ارتش اسرائیل به کشتی ‌های امدادرسانی به غزه، گفته است: «باید دشمنان را در یک حرکت خودجوش جهانی قرار دهیم و آنان را در رسیدن به اهداف شوم شان ناکام بگذاریم.»

علی شیرازی، نماینده‌ ولی فقیه در نیروی دریایی سپاه پاسداران، در این رابطه گفته، اگر رهبر در این زمینه دستور صادر کند، نیروی دریایی سپاه با همه‌ توان و امکانات خود برای برقراری امنیت کاروان‌های اعزامی به غزه اقدام عملی خواهد کرد.

هنوز روشن نيست که آیا واقعا حکومت اسلامی ایران قصد دارد کشتی های خود را وارد آب های مديترانه کند یا به یک بلوف تبلیغی - سیاسی دست زده است؟ راه مستقيم این کشتی ها از کانال سوئز است و اين آبراه تحت مديريت يک پيمان بين المللی است. از سوی دیگر، آیا دولت مصر نیز مانع از عبور کشتی های حکومت اسلامی از اين معبر نخواهد شد؟

اگر حکومت اسلامی دست به چنین ماجراجویی بزند آشکارا دلیلش منحرف کردن افکار عمومی مردم ایران و جهان از واقعیت های جاری جامعه ایران و بحران سیاسی که از سال گذشته ایران را فراگرفته است. کشمکش شدید جناح ها و سران حکومت از یک سو و اعتراضات مردمی در این کشور که به مناسبت سالگرد تقلب در انتخابات در جریان است و هم چنین تاثیر مخرب تحریم های اقتصادی جدید شورای امنیت سازمان ملل بر زندگی مردم ایران و غیره از جمله عواملی هستند که احتمالا سران و تئوریسن های حکومت اسلامی را به فکر این تشنج آفرینی و دست زدن به یک بازی خطرناک سیاسی - نظامی سوق داده اند. اما دلیل فرستادن کشتی های ایران به سواحل غزه با حمایت سپاه پاسداران و این که تعدادی از نمایندگان مجلس نیز اعلام کرده اند که در این کشتی ها قصد رفتن به غزه را دارند هدف نه کمک رسانی به مردم نیازمند غزه، بلکه زمینه سازی به یک جنگ تمام عیار احتمالی در منطقه بحرانی خاورمیانه است. از سوی دیگر، اسرائیل نیز چندین سال است که به طور غیرمستقیم حمله هوایی به ایران و بمباران تاسیسات اتمی ایران را  تبلیغ می کند.

منطقا حکومت اسرائیل نمی تواند از این اقدام ماجراجویانه حکومت اسلامی ناخرسند باشد و از آن استقبال نکند. چرا که این اقدام حکومت اسلامی، به نفع اسرائیل است و می تواند به تشنجی که بین حکومت اسرائیل و افکار عمومی جهان و حتا دولت ها با کشتن امداگران و ادامه محاصره اقتصادی غزه در جریان است پایان دهد و جنایات دولت اسرائیل علیه مردم غزه و امدادگران را در نزد افکار عمومی موجه جلوه دهد.

دوشنبه‌ گذشته (آخر ماه می)، واحدهای اسراییلی ۹ فعال صلح را در حمله به کشتی‌ های امدادی عازم غزه از پای در آوردند. این حمله موجی از انتقاد دولت ها و انزجار افکار عمومی مترقی و انسان دوست جهان را به همراه داشت.

روز شنبه، ۵ ژوئن (۱۵ خرداد) نیز یک کشتی دیگر که حامل مواد غذایی و کمکی به مردم غزه بود، از سوی ناوهای جنگی اسراییل محاصره شد و به تصرف در آمد. روز یک شنبه مقام‌ های اسراییلی اعلام کردند که تمامی ۱۹ سرنشین این کشتی امدادی ایرلندی را راهی کشورهای خود کرده‌ اند. دولت اسراییل هم چنین اعلام کرد که مواد غذایی این کشتی، پس از بازرسی به فلسطینیان غزه تحویل داده خواهد شد.

 

باین ترتیب، حکومت ایران، اسرائیل، ترکیه، حماس و در اس همه هیات حاکمه آمریکا و متحداتش نه فکر مردم غزه و یا اسرائیل، ترکیه، ایران و...، بلکه به فکر پیش برد اهداف و منافع سیاسی و نظامی و رقابت های خود هستند و عامل جنگ و ترور و رعب و وحشت محسوب می شوند.

 

ادامه وحشی گری های حکومت اسلامی

در حالی که سران حکومت اسلامی ایران، از سایه خود نیز وحشت دارند تمام قدرت امنیتی - پلیسی خود را به کار گرفته اند تا بلکه عمر خونین و نفرت بار حکومت خود را چند صباح دیگری طولانی کنند. بر این اساس، ارگان های سرکوبگر حکومتی، هم چنان به تهدید و دستیگری فعالین جنبش کارگری، دانش جویی، زنان، روزنامه نگاران و وب لاگ نویسان ادامه می دهند. نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی برای زهر چشم گرفتن از مردم کردستان که اخیرا یک اعتصاب موفقی را پشت سر گذاشته اند حتا به روستاهای مرزی کردستان عراق نیز حمله کرده اند. دولت آمریکا، عراق و احزاب حاکم کردی در کردستان عراق، اعتراض جدی به این لشکرکشی آشکار حکومت اسلامی نرکده اند و فقط دولت خودمختار منطقه کردسیتان اعتراض آبکی به این حملات کرده است. در چنین شرایطی، این دولت اجازه داده است که حتا طرفداران حکومت اسلامی در اربیل، برای خمینی مراسم سالگرد بگیرند. مقامات دولت خودمختار کردستان نیز در این مراسم، حضور داشتند.

 

با اعدام 5 نفر دیگر در سحرگاه روز سه شنبه 18 خرداد 1388 - 8 ژوئن 2010، شمار اجرای احکام اعدام ظرف سه روز گذشته در ایران به رقم 19 نفر بالغ گردید.

صبح روز قبل نیز سیزده نفر در قزل حصار و یک نفر در اصفهان اعدام کرده بودند. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، روز گذشته ۲۶ تن از زندانیان محکوم به اعدام جهت اجرای حکم به قرنطینه زندان قزل حصار منتقل شدند. محمد مصطفایی، وکیل پایه یک دادگستری روز گذشته در مصاحبه با رسانه های برون مرزی خبر انتقال زندانیان را از طریق یکی از موکلین خود به رسانه ها اعلام نمود. آقای مصطفایی اعلام داشت که اکثر این زندانیان درخواست عفو به کمیسیون مربوطه ارائه نموده بودند که مورد موافقت قرار نگرفته است و در پرونده برخی از این افراد سابقه کیفری وجود نداشته است. از اسامی و چگونگی اجرای حکم این افراد اطلاعی در دست نیست و رسانه های حکومتی تاکنون خبر اجرای حکم این تعداد زندانی را با ذکر جزئیات اعلام نکرده اند. با اعدام های امروز تعداد اعدامیان از اول خرداد ماه را ۳۲ تن اعلام کرد.

 

حكومت اسلامی، حدود 47 هزار نفر را به بهانه مواد مخدر تنها ظرف دو ماه و نيم اخير دستگير كرده است. از اين تعداد بيش از هزار و 200 تن از آنان زن هستند. ریيس پليس مبارزه با مواد مخدر نيروى انتظامى در اين رابطه گفت: از آغاز اجراى طرح ارتقاى امنيت اجتماعى طى 75 روز گذشته، در حوزه مواد مخدر 41 هزارو 237 نفر قاچاقچی، توزيع و حمل کننده مواد مخدر در سراسر کشور دستگير شده ‌اند که يک هزار و 278 نفر آنان زن هستند.

 

بنا به گزارش سازمان ملل، ایران دارای بزرگ ترین جمعیت معتادان در جهان است. علی اکبر گل  محمدی، جانشین دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر خراسان رضوی به وجود ۹۰  هزار معتاد فقط در مشهد اذعان کرد. وی در گفتگویی به خبرگزاری حکومتی مهر، گفت:   «طبق آمارهای رسمی در کشور دو میلیون معتاد وجود دارد و از این تعداد ۹۰ هزار در مشهد  هستند.» البته بررسی ها و تحقیقات کارشناسان و محققین مستقل، آمارهای غیررسمی رقم معتادان کشور را بسیار بیش تر از این ارقام رسمی می دانند.

 

حکومت اسلامی، در سالگرد تقلب انتخابات ریاست جمهوری و به احتمال این که اعتراضات میلیونی مردم بر علیه حکومت مجددا اوج بگیرد، کلیه نیروهای سرکوبگر خود را به حال آماده باش درآورده است. در این میان، بار دیگر کشمکش سران حکومت با قطع سخن رانی نوه خمینی در مراسم سالگرد خمینی در تهران، علاوه بر این که اعتراض شدید برخی از آیت الله ها را در پی داشته، اما این مساله با نامه اعتراضی رفسنجانی به خامنه ای که چرا درباره قطع سخنان نوه خمینی و وقایع سازمان دهی شده آن روز سکوت کرده است، وارد فاز جدیدی شده است. احتمال این که مردم در سطح میلیون به خیابان ها بریزند و حکومت اسلامی را به چالش های جدی تری بطلبد، احتمال بسیار قوی در جامعه ایران است.

ایران به عنوان یکی از بزرگ ترین صادرکننده نفت خام در جهان، بر روی دریایی از نفت و گاز و منابع طبیعی و غنی دیگر خوابیده است. در حالی که بخش عمده بنزین مصرفی این کشور از خارج وارد می شود.

بر اساس آمار موجود، مصرف روزانه بنزین در ایران حدود 67 میلیون لیتر است و حدود یک سوم آن از طریق واردات تامین می شود. گفته می شود که شرکت های چینی حدود یک سوم بنزین وارداتی ایران را از طریق فروش مستقیم یا با واسطه تامین می کنند. به عبارتی قسمت اعظم مصرف داخلی بنزین ایران از راه واردات تامین می شود که دور تازه تحریم ها، تاثیر بزرگی بر صنایع پایه، اقتصاد جاری دولت، کشور و به ویژه زندگی مردم می گذارد.

شرکت بریتانیایی بی پی، در گذشته یکی از تامین کنندگان بنزین ایران بود، اما مدیران این شرکت در سال 2008 اعلام کردند که دیگر به ایران بنزین نمی فروشند.

اين در حالی است که بيش ترين حجم واردات بنزين ايران از شرکت ويتول سوئيس، شرکت سوئيسی هلندی ترافيگورا، توتال فرانسه، گلنسور سوئيس، بريتيش پتروليوم (بی.پی) و شرکت هندی ريلاينس است. این شرکت ها یا هم چون بی پی، تاکنون معاملات خود با حکومت اسلامی ایران را قطع کرده اند و یا با تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل و تحریم های جدید احتمالی آمریکا و اروپا، در مدت کوتاهی به روابط اقتصادی خود با ایران پایان خوهند داد.

در واقع تحریم واردات بنزین به کشور دارنده دومین میدان ‌های وسیع انرژی فسیلی در جهان و تحریم احتمالی صدور نفت از ایران، می ‌تواند بزرگ ترین ضربه فلج کننده را در میان مدت بر جامعه ایران وارد آورد. اخیرا قیمت کالاهای مورد نیاز مردم، به طور سرسام آوری بالا رفته است و فرض کنیم که تحریم کامل واردات بنزین در کنار حذف یارانه ‌های دولتی از کالاهای اساسی عملی شود، بلافاصله گرانی و تورم هم چون هیولایی درنده بر سر راه و زیست و زندگی اکثریت مردم ایران سبز خواهد شد و قربانیان زیادی از جامعه خواهد گرفت.

بنابراین، دور تازه تحریم ها بر علیه ایران و تمرکز آن بر مبادلات نفتی ـ گازی، اقتصاد این کشور را با تکان های شدیدی مواجه خواهد کرد. اقتصاد کشوری که بیش تر از 80 درصد درآمد ارزی سالانه و نزدیک به 70 درصد سرمایه‌ گذاری سالانه دولتی و چیزی در حدود 50 درصد بودجه عمومی دولت اش از درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز تامین می شود، نمی تواند در مقابل تحریم های اقتصاد جهانی دوام بیاورد. این تحریم ها قبل از این که حکومت اسلامی را تحت تاثیر قرار دهد تاثیر مخرب و ویرانگری بر زندگی اکثریت شهروندان این کشور وارد خواهد کرد. بر این اساس، تحریم اقتصادی ایران و هر کشور دیگری، اقدامی غیرانسانی و محکوم است.

راه های سیاسی و موثرتر دیگری هم وجود دارد که می تواند سریعا حکومت اسلامی را به عقب نشینی وادار سازد. آن آلترناتیو سیاسی که مستقیما حکومت را فلج می کند و ضرر چندانی به شهروندان نمی زند، بایکوت سیاسی حکومت اسلامی است. اگر دولت های غربی و در راس همه شورای امنیت سازمان ملل، ریاکاری نمی کنند و واقعا مدافع حقوق بشر و مخالف تولید سلاح های اتمی و گسترش تروریسم توسط حکومت اسلامی هستند چرا نمایندگان حکومت اسلامی را به دلیل جنایت علیه بشریت، اعدام روزمره شهروندان بی گناه و بی دفاع و حتا اعدام نوجوانان، سرکوب وحشیانه اعتصابات و اعتراضات بر حق کارگران و مردم معترض، سرکوب سیستماتیک زنان، اقلیت های ملی و مذهبی، اعمال سانسور شدید بر تولیدات نویسندگان و رسانه ها و غیره و هم چنین رساندن کمک های مادی و معنوی به گروه های تروریستی و مافیایی اسلامی در سطح جهان به ویژه در قاره آفریقا و آسیا، از سازمان ملل و دیگر نهادهای بین المللی اخراج نمی کنند؛ دولت ها چرا سفارتخانه ها و دیگر مراکز تروریستی و جاسوسی حکومت اسلامی را در کشورشان تعطیل و تروریست - دیپلمات های آن را از کشورشان اخراج کرده و سفرای خود از ایران فرانمی خوانند؟! ان هم در حالی که بایکوت سیاسی حکومت اسلامی، بر خلاف تحریم های اقتصادی ایران، با حمایت وسیع و همه جانبه نه تنها مردم آزادی خواه ایران، بلکه منطقه و جهان نیز روبرو می شود. اما روشن است که دولت های سرمایه داری در هر اقدام و حرکت اقتصادی و سیاسی شان تنها منافع خود و طبقه شان را در نظر می گیرند و کاری به کار میلیون ها انسانی که احتمال دارد قربانی شوند، ندارند. این مساله هم اخلاقی نبوده و اهداف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی معینی را دنبال می کند که صرفا در خدمت اهداف و منافع سیتسم سرمایه داری است.

تا آن جا که به تحریم های جدید شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران مربوط است، اساسا هدف غرب از تشدید تحریم های اقتصادی علیه ایران، تنها به فعالیت های اتمی حکومت اسلامی محدود نمی شود، بلکه علاوه بر این که منافع اقتصادی خود را مدنظر دارند در عین حال به موازنه نیروهای سیاسی در منطقه نیز اهمیت ویژه ای قائل است. آمریکا و متحدان آن در غرب و منطقه نمی خواهند که حکومت اسلامی ایران به حماس و جهاد اسلامی در فلسطین، حزب ‌الله در لبنان و نیروها و احزاب شیعی در عراق و طالبان در افغانستان و غیره کمک های مادی و معنوی برساند. از سوی دیگر، به موقعیت دولت اسرائیل در منطقه توجه ویژه ای دارند و مخالف تضعیف آن هستند.

از سوی دیگر، در حال حاضر حاکمیت جهانی سیستم سرمایه داری، جهان وارونه ای را برای اکثریت مردم کره زمین به وجود آورده است. اکثریتی که بخش عمده نیازهای جامعه بشری را تولید می کنند اما خود از آن ها بی بهره اند و زندگی سختی دارند و شدیدا استثمار می شوند. دولت هایی که خود تولیدکننده و صادرکننده و اشاعه دهنده سلاح های اتمی و دیگر سلاح های مخرب کشتار جمعی در جهان هستند اما امروز، مدعی مقابله با تولید سلاح های اتمی در کشورهای دیگر، البته در راس حاکمیت کشورهایی چون ایران قرار دارند که قوائد بازی سرمایه داری جهانی را آن طور که باید و شاید رعایت نمی کند و یک مشت دیوانه زنجیری خطرناک و آدم کش و جنگ طلب و تروریست و مافیایی هستند؟! این جهان وارونه را باید دگرگون کرد و روی پای اصلی آن قرار داد تا جهان برای کل بشریت قابل تحمل باشد! و این کاری ست که از عهده طبقه سرمایه دار خارج است و تنها طبقه کارگر با فعالیت و مبارزه پیگیر متشکل و متحد و هدفمند و اگاهانه خود علیه سیستم سرمایه داری در سطح کشوری و با همبستگی جهانی می تواند این جهان وارونه را از دست مشتی سرمایه دار و دولت های آن ها خارج کند و جهانی عاری از نابرابری و تبعیض، جنگ و کشتار، ستم و استثمار و هم چنین عاری از سلاح، به ویژه سلاح های کشتار جمعی سازد.

مسلما جامعه جهانی در ادامه پیشرفت های خود، به آن سطح از قدرت اجتماعی و آگاهی خواهد رسید که نه تنها اجازه نخواهد داد هیچ دولتی سلاح اتمی و دیگر سلاح های کشتار جمعی بسازد، بلکه سلاح های موجود اتمی و شیمیایی هم که در اختیار برخی دولت ها، به ویژه قدرت های بزرگ جهانی قرار دارند همگی نابود شوند!

 

 

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

پنج شنبه بیستم خرداد 1389 - دهم ژوئن 2010

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



[تاریخ ارسال: 13 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: خواننده]  [  ]  
وضعیت بد اقتصادی کشور ربطی به تحریم‌های اقتصادی ندارد این دولت بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار را در ۵ سال گذشته به باد داده است. این چه ربطی به تحریم‌ها دارد. حالا که همه چیز معلوم شده آقای رحمانی حاضر نیست به اشتباه خود که از چند سال پیش با تشکیل کمیته نه به جنگ نه به جمهوری اسلامی ناخواسته به رژیم خدمت کردند اعتراف کند. همچنان به نحو دیگری حرفش را پیش می‌برد. معامله چه اقتصادی چه سیاسی با دولت کودتا به ضرر مردم ایران است.   

[تاریخ ارسال: 12 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
من نمی فهم این تحریم هائی که اقای رحمانی در مطلب شان ذکر کردند که تمامش هم شامل بمب و موشک و اسلحه وسپاه پاسداران و..میشود چه ربطی به اقتصاد ووخیم شدن زندگی مردم دارد؟. اولا اگر ناراحت زندگی کارگران و زحمتکشان هستیم انان که ۳۱ سال که زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند و بنابراین اگر تحریم اقتصادی هم روزی عملی شود که نخواهد شد چون امپریالیستها به هیچ وجه خواهان صدمه ان چنانی به رژیم دست نشانده خود نیستند تاثیر چندانی در زندگی سیاهی که رژیم ضد مردمی اسلامی برای مردم به ویژه زحمتکشان افریده نخواهد داشت. این سر و صدا و خیمه شب بازی که امپریالیستها به عنوان تحریم اقتصادی سگ زنجیرشان در ۶ یا ۷ سال گذشته برای فریب مردم جهان به وجود اورده اند نباید مبارزان سرنگونی طلبی همچون اقای بهرام رحمانی را بفریبد!وفکر کنند که رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی یک رژیم مستقل است و امپریالیسم قصد نا بودی ان را دارد!. این سر و صدای تحریم رژیم در ۷ سال گذشته تنها خوراک خوبی شده برای مزدوران و لابی های رژیم در خارج امثال تریتا پارسی که هر روز با نشخوار ان و ترسان ایرانیان نا اگاه هم از اخور رژیم بخورد و هم از توبره امریکا.
  

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
تیتر مقاله با متن آن نمی خواند. ولی به نظر من نگرانی رفیق بهرام از بابت نگرانی از وخیم تر شدن زندگی مردم ایران، با واقعییات جامعۀ اسلامزده و مناسبات سرمایه داری وابسته جور درنمی آید. بعلت اینکه خلقهای ستمدیدۀ ایران بیش از سی سال آگار است که در مورد تحریم نظام جنایتکار اسلامی قرار گرفته اند و به همین دلیل بیش از 80 درصد آنها در زیر خط فقر و بدبختی بس می برند. به همین جهت,تصویب چهارمین قطعنامۀ(1929) که شامل تحریم تسلیحاتی و اتمی جمهوری اسلامی است هیچ ربطی به منافع مردم ایران ندارد. یعنی وضع زندگی مردم ایران را از اینی که هست بدتر نمی کند. مگر اینکه عدم فروش تانک و توپ و اورانیوم و مسدود شدن حساب سران دزد رژیم کثیف اسلامی را مترادف با منافع مردم ایران بدانیم.
به هر حال, کسی که زیر یک سقف می نشیند همه اش به این فکر نمی کند که کی بر سرش خراب خواهد شد. پس کسی که قصد سرنگونی این جموری هار و درنده خو را دارد؛ نباید همه اش به این فکر کند که فلان یا بهمان قطعنامۀ سازمانهای بین الدولی چه تأثیری بر روی زندگی مردم ایران دارد. بدبختی نیروها و جریانات سرنگونی طلب اینست که بدون داشتن یک نقش واقعی در معادلات سیاسی و روندهای جاری اجتماعی, از ارگانهای پرقدرتی خواستار این یا آن عمل سیاسی مشخص می شوند که اصلا اینها را تحویل نمی گیرند و برسمیت نمی شناسند. مثلا عده ای از سازمان ملل می خواهند که جمهوری اسلامی را ترحیم همه جانبه کند و کسانی دیگر از آن خواهش و تمنا می کنند که این کار نکند. بجای اینکه بمانند اکثریت مردم ایران که در دل ظلم و جنایات جمهوری اسلامی می زیند, بگویند گور بابای رژیم اسلامی و آخوندهای بی شرف و آدمکش و طرفداران آنها! اصلا می خواهیم سر به تن این رژیم و دوستدارانش نباشد.ولی متأسفانه با شاعرانه کردن موضوع و زدن مقداری سس دلسوزی به قطعنامه های شورای امنیت طوری در اطراف آن غلو می کنند و داستان می بافند که اصل موضوع که همانا مفلاشی کردن این نظام ستمگر بدست خلقهای ستم سوز ماست؛فراموش می شود.
وظیفۀ همه نیروهای کمونیست و انقلابی ایسنت که تمامی نیروهای و انرژی مخرب جامعۀ ایران را بر علیه جمهوری اسلامی, بعنوان باعث و بانی تمامی مصیبت ها و عقب ماندگی های این فلات در خون تپیده بسیج و کانالیزه کنند. باقی بقای شما!
  

[تاریخ ارسال: 11 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: علی یحیی پور سل تی تی]  [  ]  
درود به شما رفیق بهرام عزیز اطلاعات فراوانی را جمع کردی وبسیار زحمت کشیدی تا این مقالهء وزین را تهیه کردی ممنون از شما استفاده کردم   

[تاریخ ارسال: 10 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
انتظار اینکه دولت های غربی اقداماتشان در همراهی با جنبش مردم ایران و منافع ملی ایرانیان باشد، انتظار بی جایی است. این مسلم است که این کشورها در وهله اول و قبل از هر چیز به فکر منافع خویش هستند. هنر نیروهای اپوزیسیون این است که از درگیری و اختلافات موجود بین رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی و طرف حساب های بین المللی اش در جهت منافع مردم ایران و ضربه زدن به رژیم استفاده کنند. درست به همین جهت هر گونه تحریمی بر علیه رژیم، اگر به طور جدی اجرا شود، در نهایت به نفع مردم ایران است. حساب مردم ایران از حساب تجاری که با مجوز جمهوری اسلامی در خارج کشور به درآمدهای حاصل از صادرات غیر نفتی رژیم یاری می رسانند و در واقع در کنار ستمگران و حامیان آنان قرار می گیرند، از حساب مردم تحت ستم ایران جداست. اگر اپوزیسیون بتواند از این فرصت های بدست آمده استفاده کند، تحریم ها، هر چند نیم بند، عواقب وخیمی برای رژیم آخوندی، خواهند داشت.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.