شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲ آوریل ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

معمای "دانشمند اتمی" ایران!

علي فياض

معمای "دانشمند اتمی" ایران!

 

علی فیاض

 

شهرام امیری، "دانشمند اتمی" ایران، مدتی است که موضوع مناقشه ای تازه در رابطه با ایران و آمریکا واقع شده است.

ایران، آمریکا و عربستان را به ربایش وی متهم کرده و آمریکایی ها از سفر آزاد و خود خواسته وی به آن کشور سخن می گویند.

شهرام امیری پس از بازگشت به ایران مدعی شده است که توسط عناصر اطلاعاتی آمریکا – و در مواردی اسراییل – همراه با شگنجه های روحی و روانی مورد بازجویی قرار گرفته و سپس با پیشنهاد 10 و 50 میلیون دلاری برای همکاری با سیا، مواجه شده است. از سوی دیگر روزنامه امروز(پنجشنبه) واشنگتن پست، به نقل از منبعی آگاه، از همکاری شهرام امیری با با دستگاه اطلاعاتی آمریکا در ازای دریافت 5 میلیون دلار خبر داده است.

موضعگیری های ضد و نقیض دولت آمریکا و رژیم حاکم بر ایران در این مورد، و بازگشت "دانشمند اتمی" به ایران، آن هم پس از گذشت حدود یک سال، خود معمایی است که فقط دست اندرکاران این بازی و عناصر پشت پرده ماجرا، از آن اطلاع دقیق دارند.

نحوه ماجرا به گونه ای است که بیشتر از یک رویداد و یا اتفاق معمولی و یا حتی سیاسی قابل درک و فهم باشد. بگذارید ماجرا را همانگونه که طرفین دعوا تبلیغ و ترویج می نمایند، ببینیم؛

 

الف: آقای امیری – آنچنان که در آغاز بر روی آن مانور می شد – یک "دانشمند اتمی" بوده است که به دلیل فعالیت در برنامه های اتمی رژیم، سوژه مناسبی برای دستگاه های اطلاعاتی غرب بوده است. سفر ایشان به مکه برای انجام مراسک حج را، جاسوسان داخلی به سمع حضرات وابسته به سازمان اطلاعاتی آمریکا رساندند، و آنها، با تماس ها و برنامه ریزی دقیق و حساب شده و همکاری با سازمان اطلاعات عربستان ایشان را ربوده و با صرف هزینه هایی و گرو گذاشتن آبروی نداشته خویش!، ایشان را با هواپیمای نظامی(طبق گفته ی آقای امیری) به آمریکا منتقل می نمایند تا از اطلاعات مهم ایشان در راستای برنامه های اتمی رژیم حاکم بر ایران، بهره برده و همانند دامادهای آقای صدام حسین، از اطلاعات آنان در محاصره رژیم بهره برداری نموده و دیگر دولت ها را با خود همراه سازند.

ب: آقای امیری، خود با پای خود، از فرصت سفر حج استفاده کرده و با نارضایتی از وضع موجود و معرفی خود به عنوان "دانشمند اتمی"، زمینه حضور در آمریکا و تقاضای پناهندگی را فراهم نموده و در انتظار ملحق شدن زن و فرزند، از همکاری و دادن اطلاعات دریغ نورزیده است.

 

با توجه به این دو مهم – که اتفاقا هر کدام از طرفین یکی از این دو را برجسته می سازند – و با توجه به پایان ماجرا که در هاله ای از ابهام به سر می برد، موضوع را چگونه می توان تجزیه و تحلیل نمود؟

اگر شهرام امیری، واقعا یک سال را در آمریکا به سر برده – حال چه به اجبار و چه به آزادی – و در اختیار دستگاه اطلاعاتی آن کشور قرار گرفته، و اطلاعاتی نیز در اختیار داشته است، نباید در این امر تردید نمود که تخلیه اطلاعاتی شده و آنچه از برنامه های اتمی رژیم می دانسته به آمریکایی ها انتقال داده است. پس بازگشت وی با عطف به اینکه رژیم از همان آغاز مساله ربودن وی را در بوق و کرنا دمیده است، بیش از ماجرای ربایش و یا تقاضای پناهندگی وی مشکوک می نماید. بازگشت وی طبیعتا به سود آمریکایی ها نیز نمی تواند باشد. چرا که حال از این سوی – یعنی حکومت آخوندها و دستگاه اطلاعاتی بی رحم آنها – تخلیه اطلاعاتی خواهد شد. مسائلی از قبیل اینکه آمریکایی ها در پی چه نوع اطلاعاتی بوده اند و از او چه می خواسته اند! حال چه به خاطر اهمیت وی که ربوده شده و یا چه به خواست خود برای فرار از ایران.

توجه به موضوع و اهمیت آن، و سپس بازگشت وی، موضوع را بیش از پیش پیچیده ساخته و شک بر انگیز می نمایاند. به ویژه اینکه هم آمریکایی ها و هم ایرانی ها، بازگشت وی را به عنوان معامله ای برای مبادله سه آمریکایی زندانی و دیگر آمریکایی ناپدید شده، به شدت نفی می کنند.

پس موضوع چیست؟

آیا "دانشمند اتمی" – پیش از بازگشت – که اکنون تبدیل به یک پژوهشگر دانشگاهی شده، به خاطر خانواده خود به ایران بازگشته است؟ با تهدیدهای پیدا و پنهان رژِم؟ و یا به راستی دولت آمریکا پس از تخلیه اطلاعاتی به وجود او دیگر نیازی نداشته است و در جنگی تبلیغاتی با رژیم، می خواهد وانمود کند که او آزادانه آمده و آزادنه هم باز گشته است و ما را با او کاری نیست!

هر گونه که به موضوع بنگریم، او در ارتباط با دستگاه اطلاعاتی آمریکا بوده است. همانطور که خود می گوید، مورد بازجویی همراه با شکنجه های روحی – روانی قرار گرفته است. پس، در چنین شرایطی او نمی توانسته است بدون همکاری از چنگ آنان رهایی یابد. از سوی دیگر رژیم جمهوری اسلامی و جنایتکاران گرداننده آن، چه او را به عنوان عنصر ربوده شده و چه به عنوان کسی که خود آگاهانه برای رفتن به آمریکا و استفاده از شرایط موجود و وضعیت خود، تصور نمایند، آنقدرها هم بی شعور نیستند که ندانند، آقای امیری چه با کمال میل و چه زیر فشار، آنچه را می دانسته، به "شیطان بزرگ" منتقل کرده است. و امیری خود نیز از عواقب کار خود مطمئنا آگاه بوده است. هر بچه دبستانی نیز می داند که جزای پشت کردن به رژیم چیست! با این حساب، آیا بازگشت ایشان، تعجب بر انگیز نیست؟ مساله صرفا نمی تواند تهدید خانواده آقای امیری باشد. چرا که اگر ایشان ربوده شده باشد، با توجه به اظهارات ایشان، آمریکایی ها می توانستند ایشان را تا ابد نگه دارند و منکر وجود ایشان در کشور خود شوند، نه اینکه به ایشان اجازه ارسال پیام ویدیویی هم بدهند! و رژیم هم با اطلاع از اینکه ایشان را ربوده اند، نباید گناهی را متوجه ایشان می نمود. مگر اینکه زد و بندی صورت گرفته باشد. چرا که با شناختی که از رژیم داریم، بازگشت ایشان تاثیری در موضع گیری رژیم نخواهد داشت.

منوچهر متکی، وزیر خارجه رژیم، فرموده است که:  "باید اول ببینیم که در این دو سال چه گذشته و بعد ببینیم آیا او قهرمان است یا نه."به گفته متکی "باید برای ایران محرز شود که ادعاهای او در خصوص ربوده شدنش درست است."

آیا این ماجرا، می تواند، یک سناریوی از پیش ساخته شده توسط رژیم برای فریفتن آمریکایی ها و پی بردن به اهداف و پرسش های آنها در زمینه برنامه های هسته ای ایران باشد؟ و به راستی آیا آنها آنقدر از ضریب هوشی برخوردار هستند که بتوانند دستگاه اطلاعاتی آمریکا را به بازی بگیرند؟

 

 @ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.

alifayyaz@live.se

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.