شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷ - ۱۶ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

با این رژیم چه باید کرد؟
علی فیاض

علي فياض

سی سال است که در ایران ما رژیمی بر سر کار است که به هیچ قانون و قاعده بشری – انسانی ، و هیچ معاهده و تعهد بین المللی پای بند نیست. هیچ قانونی را بر نمی تابد. حتی قوانین تدوین و تنظیم شده خویش را. رژیمی است که یکی از برجسته ترین مشخصه های آنقانون گریزی و قانون ستیزی است.

قدرت، تنها و تنها معیار و ملاک موجودیت این رژیم منحوس می باشد. حفظ و تداوم قدرت که مجموعه ای از انحصارات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی را شامل می شود، تنها معیار و ملاکی است که حیات این حاکمیت به هم ریخته، آشفته و سراپا متضاد و متناقض، و بیمار را تا کنون تضمین کرده است. فساد سیاسی، بیماری فرهنگی، بی باوری مذهبی، ارتجاع فکری، فقر اقتصادی، تضاد طبقاتی و جنایت، از برجسته ترین دست آوردهای شوم این حاکمیت به شمار می روند.

سردمداران فاسد، قدرت پرست و بشر ستیز این حاکمیت نه تنها مردم ایران و باورهای انسانی، فرهنگی و مذهبی آنان، که مردم جهان را نیز به تمسخر گرفته اند. نه حقوق شهروندی را رعایت می کنند و نه حقوق و معیارهای بشری را. در مقابل تمامی اعتراضات داخلی و خارجی در برابر نقض مداوم حقوق بشر و کشتار و شکنجه منتقدان، به قوانینی ارجاع می دهند که ریشه در بیش از 1400 سال پیش دارند و هیچ تناسبی با معیارها و ملاک های امروزین بشر ندارد. با تمامی معیارها و ملاک های انسانی که بشریت متمدن امروز با تعهد دادن به آنها، خود را از زنجیرهای اسارت رهایی می بخشند، سر ستیز دارند و با "جغرافیایی" و "فرهنگی" خواندن حقوق بشر و قوانین اساسی! جهان شمولی منشور جهانی حقوق بشر را انکار می کنند.

سی سال است که جامعه ما را با خشونت، بی عدالتی، انسان کشی، فقر، استثمارف تبعیض قومی و جنسی، دگر اندیش کشی و آزار جسمی و جنسی انسان، بدون هیچ دادگاه و محاکمه ای به ریش بشریت می خندند. آنها از هیچ دروغ و جنایتی ابایی ندارند و همه ی ارگان های بین المللی مدافع حقوق بشر و نیز دولت های منتقد را به بازی گرفته و می گیرند.

حرکات مسالمت آمیز، جنبش های اصلاح طلبان حکومتی و غیر حکومتی و حتی کسانی که مدافع کلیت "نظام" و حتی فعالیت در چارچوب قانون اساسی آن هستند، به شدت سرکوب می شود. مخالفان غیرخودی که البته جای خود دارند! اعدام و سنگسار افزایش می یابد. شکاف در بدنه و راس رژیم بیشتر می شود. با این حال جز با زبان خشونت با مردم سخن نمی گویند.

حال با چنین رژیمی به راستی چه باید کرد؟ نه مبارزات مسالمت آمیز مردمی و تظاهرات خیابانی توانسته است تا به هدف رسیدن – به دلیل سرکوب بی رحمانه و خشونت غیر قابل درک – پیش رود، و نه اپوزیسیون سازمان یافته که قادر باشد با نبرد مسلحانه توده ای به مقابله با خشونت موجود برخاسته و سرود رهایی را در این سرزمین به اسارت رفته و گروگان گرفته شده به صدا در آورد.

نغمه های عملیات نظامی خارجی نیز نه چندان جدی است و نه به طور مقطعی به نفع مردم ما. هیچ ایرانی آزاد اندیش، علاقمند به عراق و افغانستان شدن ایران نیست. محاصره های اقتصادی نیز آنچنان که باید و شاید کارساز نیستند و بیش از هر چیز منافع ملی و درآمدهای عمومی ما را برای حفظ حاکمیت جنایت بر باد خواهد داد. محاصره و تحریم سیاسی هم که می تواند کارساز باشد، در دستور کار سازمان ملل و دولت های عضو قرار ندارد. پس چه باید کرد؟

همچنان که پیش از این نیز گفته و نوشته ام، اپوزیسیون فعال ایرانی باید با تکیه ی بر تحریم های اساسی و جدی سیاسی، خواهان قطع تمامی روابط دیپلماتیک، و تعلیق عضویت این رژیم در سازمان ملل باشد. این نیز یکی از راه هایی است که تا کنون تجربه نشده است. شاید، این روش در کنار مبارزات داخلی، قادر باشد، به رهایی مردم ایران یاری رساند.  
@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.
 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.