شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷ - ۲۲ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جزئيات جديد از جلسه پستويي اوباما و خبرنگاران در كاخ سفيد

رجانیوز

ارسال سيگنال مهم پذيرش ادامه برنامه هسته‌اي ايران


فلينت وهيلاري مان لورت در نوشته‌اي كه هافينگتون پست آن را منتشر كرد، جزئيات جديدي از جلسه پستويي اوباما با خبرنگاران در كاخ سفيد را منتشر كردند و با استناد به نقل قول‌هاي منابع حاضر در جلسه خبر دادند كه اوباما احتمالاً آماده پذيرش ادامه برنامه هسته‌اي ايران با نظارت است.


به گزارش رجانيوز، اين پيام در حالي از سوي خبرنگاران حاضر در جلسه به تهران منتقل مي‌شود كه دكتر احمدي‌نژاد هفته گذشته پيشنهاد گفت‌وگوي علني با رئيس‌جمهوري امريكا را مطرح كرده بود.


ادامه برنامه هسته‌اي ايران اگر به معناي ادامه غني‌سازي باشد، همان چيزي است كه جمهوري اسلامي بارها بر آن تأكيد و خاطرنشان كرده است كه پيش شرط تعليق به معني بي‌نتيجه بودن هرگونه مذاكره است.


در گزارش زير مشخص است كه اوباما بعد از يك دوره تهديد نظامي ايران كه در رسانه‌هاي غربي عليه ايران پر رنگ شد و حتي رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا نيز براي اولين بار صراحتاً از وجود طرحي براي اقدام نظامي عليه ايران سخن گفت، بلافاصله در صدد تغيير فضا برآمده است.


به گفته ديويد ايگناتوس در واشنگتن پست دستور کار باراک اوباما رئيس جمهور امريکا در صحبت هاي دو روز قبلش خطاب به گروهي از گزارشگران در کاخ سفيد درباره ايران ابلاغ اين پيام به رهبران اين کشور بود که امريکا ممکن است قراردادي را بپذيرد که به ايران اجازه دهد مادامي که اقدامات اعتماد ساز در تاييد منحرف نشدن برنامه هسته اي غيرنظامي اش به سمت ساخت بمب به عمل مي‌آورد، به اين برنامه ادامه دهد.


اينکه رئيس جمهور امريکا احساس مي کند بايد گزارشگران غربي را فرابخواند تا پيامي به تهران ابلاغ کند شاخصي بد مبني بر موفق نشدن دولت اوباما براي برقراري يک مجراي مطمئن براي ارتباط با رهبران ايران است. ايگناتوس خاطر نشان مي کند اوباما سال گذشته دو نامه سري براي رهبري جمهوري اسلامي ارسال کرده بود اما اوباما همچنين ترجيح داد به نامه تبريک محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران پس از انتخابات رياست جمهوري 2008 پاسخ ندهد، کاري که احمدي نژاد گفت بي سابقه بود و انجامش براي وي آسان نبود. نامه هاي اوباما به آيت‌الله خامنه‌اي در تهران تلاش براي تماس با مقامي بالاتر از رئيس جمهور منتخب ايران قلمداد شد. اما تکراري ديگر از تلاش دولت‌هاي امريکا براي برقراري مجاري ارتباطي با رهبران ايران به طور منفرد و نه رفتار با جمهوري اسلامي به عنوان يک نظام، الگويي شکست خورده است که به رسوايي رونالد ريگان در مسئله ايران کنترا باز مي گردد و نه خوشايند آيت الله خامنه اي است نه احمدي نژاد.


به علاوه معلوم نيست ايرانيان هر پيامي را که رئيس جمهور امريکا سعي کند از طريق ملاقاتش با گروهي از گزارشگران غربي ابلاغ کند، دريافت کنند. به نظر مي‌رسد همه گزارشگران نيز پيام را نگرفته اند. در حالي که ايگناتوس بر عمق تفکر راهبردي و علاقه واقعي اوباما به يک راه حل صلح آميز براي مسئله هسته اي تاکيد مي کند. پيتر ديويد اقتصاددان گزارش مي دهد اوباما هيچ سياست جديدي ارائه نداد و بيشتر درباره گزينه هاي نامشخص ديگر صحبت کرد.


مارک امبيندر از نشريه آتلانتيک معتقد است نکته واقعي ابلاغ اين پيام به شنوندگان بين المللي غير ايراني و داخل امريکا بود که سياست اوباما مبني بر تعامل توأم با تحريم تاثير مطلوبي در منزوي ساختن ايران از جامعه بين الملل داشته است و حداقل يک سال طول مي‌كشد تا تهران به توانايي فرار هسته اي رسيدن به نقطه غيرقابل بازگشت که به لحاظ نظري ممکن باشد، حتي نزديک شود.


جفري گلدبرگ همکار امبيندر اين برداشت را داشت که آن جلسه نوعي موفقيت براي گروه امنيت ملي اوباما بود. ايگناتوس و چند تن ديگر از حضار گزارش دادند رئيس جمهور به نشانه هايي از تاثيرات سياسي تحريم هاي جديد عليه ايران اشاره کرد. يک مقام عالي رتبه دولت اوباما به خصوص به اعتصاب بازار در ماه گذشته به عنوان مثال اشاره کرد اما اين شاخص بد ديگري در اين خصوص است که تجزيه و تحليل دولت اوباما از رويدادهاي داخلي ايران بر چه اطلاعات بدي استوار است. اعتصاب بازار که عملا تکرار رويداد مشابهي در سال 2008 بود، عمدتاً تلاشي موفق توسط نخبگان تجاري سنتي براي مقاومت در برابر اعمال ماليات هاي اضافي از سوي دولت ايران بود چيزي که صندوق بين المللي پول توصيه مي کند هيچ نشانه اي وجود ندارد که بازاري ها اکنون در نتيجه تحريم ها به آنچه که از جنبش سبز باقي مانده، پيوسته اند اما صرف نظر از همه اين مسائل بررسي مضمون اصلي اظهارات رئيس جمهور امريکا مهم است.


ايده هاي اوباما درباره تعامل با جمهوري اسلامي در يک سطح تعميم نسبتا بالا بد نيست و قطعا از ايده هاي اکثر مقامات اصلي و فرعي کابينه که وي آن‌ها را براي کار بر روي سياست مربوط به ايران تعيين کرده است، بسيار بهتر است اما مانند گذشته سؤال واقعي اين است که آيا اوباما حاضر است سرمايه سياسي کار با فرض مخاطرات سياسي را توسعه دهد و تصميمات سختي در زمينه سياست اتخاذ کند که ايده هاي آن را در مقابل تهران موثر سازد. تاکنون اوباما آمادگي چنين کاري نداشته است و همين امر نه سرسختي ايران يا اختلافات داخلي ادعا شده، علت واقعي بي ثمر بودن تلاش هاي وي براي تعامل بوده است.


در جبهه هسته اي، مسئله اصلي اين است که آيا امادگي بسيار محدود رئيس جمهور براي پذيرش قراردادي که به تهران اجازه دهد برنامه هسته اي غيرنظامي اش را حفظ کند، تمايل به پذيرش ادامه غني سازي اورانيم تحت پادمان بين المللي در خاک ايران را هم شامل مي شود يا نه.


قبل از مذاکرات هسته اي جديد که احتمالاً ماه آينده آغاز خواهد شد، برخي مقامات ايران مي گويند اگر جامعه بين‌الملل تأمين سوخت جديد براي راکتور تحقيقاتي تهران را تضمين کند و بيانيه مشترک ايران با برزيل و ترکيه در خصوص موضوعات هسته اي را بپذيرد، حاضر است غني سازي اورانيم تا سطح 20 درصد را که براي تامين سوخت راکتور تهران لازم است، متوقف کند. چيز تازه اي در اين مواضع ايران که قطعا نتيجه تشديد تحريم هاي بين الملل امريکا و اروپا نيست روي نداده است. ايرانيان از ابتداي مطرح شدن موضوع سوخت راکتور تهران تلاش براي غني سازي 20 درصدي را به همکاري نکردن جامعه بين الملل براي کمک به تأمين سوخت راکتور تحقيقاتي تهران ارتباط داده بود.


ايران با وجود چند قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل مبني بر توقف همه فعاليت هاي غني سازي در اين کشور مي خواهد حق آن در غني سازي اورانيم به عنوان يک شرط مهم براي پيشرفت به سمت يک قرارداد هسته اي بزرگتر به رسميت شناخته شود.


دولت اوباما همچنان درگير اختلاف نظرهاي داخلي درمورد مسئله غني سازي است. اگر اوباما بالاخره حاضر شود نقشي واقعي در اين مسئله ايفا کند و غني سازي تحت نظارت در ايران را بپذيرد، مي تواند به يک توافق هسته اي دست يابد و روابط با جمهوري اسلامي را در مسير مثبت تري قرار دهد. اوباما اگر اين کار را نکند، فرصت ديگري را براي ديپلماسي موثر در قبال تهران از دست خواهد داد.


در مسئله افغانستان سوال اصلي اين است که آيا اوباما واقعا مايل است اقدامات لازم را اتخاذ کند که به ايران نشان دهد منافع ان در افغانستان در واقع هنوز با منافع امريکا مرتبط است. در پي حملات تروريستي يازده سپتامبر 2001، تهران با امريکا در افغانستان همکاري کرد. از جمله براي آنکه واشنگتن را به بازنگري در خصومت ديرينه اش در قبال جمهوري اسلامي ترغيب کند اما تهران همچنين از آن جهت همکاري کرد که اظهارات امريکا را پذيرفت که واشنگتن خواهان افغانستاني مستقل و با ثبات است که با ايران خصومت نخواهد داشت. هيلاري مان لورت يکي از معدود مقامات امريکا در مباحثات با همتايان ايراني در مورد نحوه برخورد با افغانستان و القاعده طي اين دوره بود.


اکنون که دولت اوباما به تلاش‌هاي حامد کرزاي رئيس جمهور افغانستان براي مذاکره با طالبان در مورد تقسيم قدرت به عنوان راهي براي تسهيل روند کاهش نيروهاي امريکايي رضايت مي دهد، تهران ديگر قائل به حسن نيت واشنگتن يا کفايت رهبردي ان در افغانستان نيست. اوباما و مشاورانش ظاهرا درک نمي کنند اوضاع در افغانستان از نقطه نظر ايران چقدر تغيير کرده است. امروز اوباما بايد گام هاي مثبتي بردارد که سياست گذاران ايران را متقاعد سازد قصد ندارد افغانستان را به طالبان قويا ضد ايران و حاميان خارجي اصلي آن يعني پاکستان و عربستان سعودي که دو رقيب منطقه اي مهم ايران هستند، تحويل دهد. در غير اين‌صورت، افغانستان احتمالا به يک نقطه تنش فزاينده بين واشنگتن و تهران نه عرصه اي براي همکاري تبديل مي شود.


از يک ديدگاه مثبت، صحبت هاي اوباما حداقل تاييد مي کند وي معتقد نيست هيچ علتي در کوتاه مدت يا ميان مدت براي رويارويي نظامي وجود داشته باشد اما در عين حال، هيچ دليلي ارائه نمي دهد که اوباما يک طرح اساسي براي قرار دادن روابط امريکا- ايران بر مبناي با ثبات تر و به لحاظ راهبردي مؤثرتر داشته باشد.


 

منبع: رجانیوز، 17 مرداد 1389




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
رجانیوز:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.