شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲ تير ۱۳۹۷ - ۲۳ ژوئن ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جنگ، سرنگونی و من
میلاد مختوم

میلاد مختوم

طی سال های اخیر بحث جنگ بین امریکا و ایران در میان ایرانیان همواره تازه مانده است. از زمانی که طرح های جاه طلبانه رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح هسته ای برملا گردید، پرداختن به این پرسش که آیا امریکا و متحدینش به ایران حمله خواهند کرد یا نه، موضوع بحث محافل سیاسی و جمع های کوچک و بزرگ ایرانیان شد. علاوه بر شاخ و شانه کشیدن های مقامات سیاسی، امنیتی و نظامی، مطبوعات و رسانه های رسمی و غیر رسمی طرف های درگیر نیز، بر اساس نیازهای روزمره خود در برانگیخته شدن و یا فروکش کردن این بحث ها نقش اساسی دارند. انتشار یک اظهار نظر یا مصاحبه از یک ژنرال امریکایی، یک مقام اروپایی، یک افسر اسرائیلی و یا یک مقام وابسته به رژیم آخوندی در هر شرایطی آتش این بحث ها را برای مدتی شعله ور می کند. در واقع نوعی جنگ روانی بین طرف های درگیر در تمامی این سال ها در جریان بوده است. این روزها خبرهای مربوط به راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر و آزمایشات موشک های دوربرد زمین به زمین و هواپیماهای بدون سرنشین رژیم جمهوری اسلامی و مصاحبه های مختلف حول و حوش آن، نگرانی های جدیدی را در مورد خطر شروع جنگ برانگیخته است. نقش مردم ایران و نیروهای سرنگونی طلب در این زمینه موضوع این یادداشت کوتاه است.

 

بدون شک وقوع جنگ بین امریکا و ایران در شرایط فعلی و با توجه به توان نظامی هر دو طرف، برای کشور و مردم ایران ابعادی بسیار ویرانگر خواهد داشت و حتی می تواند باعث نابودی ایران به عنوان کشوری یکپارچه گردد. امروز با وجود نمونه های عراق و افغانستان در برابر چشمان مان، دیگر جای هیچ شکی باقی نمی ماند که چنین جنگی، همچون سیلی مهیب و  ویرانگر، نه از تاک اثری بر جای خواهد گذاشت و نه از تاک نشان. به همین دلیل وظیفه هر نیروی مردمی است که برای جلوگیری از بروز چنین مصیبتی وارد عمل شود. از دید نگارنده این یادداشت نه تنها تنها نیروهای مردمی ایرانی در شرایط کنونی نیروهای سرنگونی طلب هستند، بلکه تنها نیروهای به راستی صلح دوست هم نیروهایی هستند که تمام توان خود را در راه سرنگونی رژیم آخوندی و زدودن این لکه ننگ از دامان ایران زمین به کار می گیرند. هر فرد، گروه، سازمان و یا حزبی، تحت هر عنوانی و به هر بهانه ای، خواهان سرنگونی رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی در تمامیت ضد مردمی آن نباشد، نه مردمی است، نه میهن پرست است و نه صلح دوست.

 

سرنگونی طلب نه تنها می تواند بلکه باید ضد جنگ باشد، زیرا او سرنگونی رژیم را برای آزادی و آبادی ایران می خواهد و نه نابودی ایران را. سرنگونی طلب تحت هر شرایطی صلح طلبی خود را با خواست سرنگونی رژیم آخوندی پیوند می زند و در کمال هشیاری هرگز اجازه نمی دهد که رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی از اقدامات او برای جلوگیری از شعله ور شدن آتش جنگ، در جهت اهداف ضد بشری خود سوء استفاده کند. سرنگونی طلب پیش از آنکه به جنگ "نه" بگوید، با صدایی رسا به جمهوری اسلامی "نه" خواهد گفت. درست به همین دلیل حدود پنج سال پیش در یادداشتی نوشتم:

"نقش مردم و نیروهای اپوزیسیون مترقی در این برهه خطیر، بسیار اساسی و تعیین کننده است. دست روی دست گذاشتن و سپردن سیر تحولات به دست سرنوشت، یعنی در تاریکی نشستن و روشنایی را پاییدن، هرگز نقطه پایانی بر ظلمت خانمانسوز جمهوری اسلامی نخواهد گذاشت. امید بستن به امریکا و متحدینش برای سرنگون سازی این رژیم جنایتکار، توهمی است بس خطرناک و بیهوده، که می تواند باعث نابودی ایران گردد و مردم اسیر ایران را قرن ها به عقب برگرداند. دولت امریکا در هیچ شرایطی گامی در جهت مصالح عالیه ملت ایران نخواهد برداشت. بنابراین، هرگونه طرفداری از طرفین این بحران، راه به ناکجا آباد خواهد برد. تنها یک راه برای مردم و همه نیروهای آزادیخواه باقی می ماند و آن تلاش برای سرنگونی هر چه سریعتر رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی است."

 

جامی، شاعر، عارف و ادیب بزرگ ایران در قرن نهم شمسی در کتاب بهارستان حکایت می کند:

"نابینایی در شب تاریک چراغی در دست و سبویی بر دوش در راهی می رفت؛ فضولی به وی رسید و گفت: ای نادان، روز و شب پیش تو یکسان است و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟

نابینا بخندید که این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کور دلان بی خرد است تا به من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.

حال نادان را ز نادان به نمی داند کس                     گر چه در دانش فزون از بوعلی سینا بود

طعن نابینا زدی ای دم ز بینایی زده                        ز آنکه نابینا به کار خویشتن بینا بود"

 

در ظلمت شرایط خطیر کنونی، ضدیت با جنگ ویرانگر همچون چراغی است در دست نیروی سرنگونی طلب برای جلوگیری از ضربه های جنگ جهانخواران به ایران زمین؛ بهایی که باید برای به سرمنزل مقصود رساندن سبوی سرنگونی پرداخت. ماندگاری ایران و ایرانی در گرو سرنگونی تمام عیار رژیم جمهوری اسلامی به دست مردم ایران است. اگر دیر بجنبیم، یا باید به بقای یک رژیم ضد بشر، اما  تثبیت شده و به احتمال زیاد مسلح به سلاح اتمی، تن بدهیم، و یا شاهد ویرانی ایران زمین باشیم. 

 

میلاد مختوم

22 اوت 2010

"یادداشت های روز"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می شوند. در صورت تمایل به باز تکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت های روز سایت دیدگاه" قید کنید.

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
میلاد مختوم:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.