شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۴ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

یک با یک برابر نیست
(اگر سکینه فائزه بود)

میلاد مختوم

میلاد مختوم

 

1. سکینه محمدی آشتیانی

 

هیچ نمی دانم سکینه محمدی آشتیانی کیست؛ کی و در کجا چه کار کرده است؛ هر چند که ماجرای اسارت او را بر سر کوچه و بازار جار زنده اند، بر امواج الکترو مغناطیسی نشانده و به سراسر کره زمین ارسال کرده اند، جزء به جزء آن را در قالب بیت و بایت در رگ های شبکه مجازی اینترنت تزریق کرده اند و شاید میلیون ها و بلکه میلیاردها سلحشوران مجازی از ماجرای این "خواهر اسیر دردمندم" آگاهی مجازی کسب کرده اند؛ من اما میان این همه هیاهو و جار و جنجال، مبهوت در خود فرو رفته ام و از خود می پرسم: مگر سکینه چه کار کرده است!

 

سکینه نه تفنگ به دست گرفته است، نه رهبر اپوزیسیون شده است، نه راه پیمایی به راه انداخته است و نه متهم به آشوبگری یا براندازی و دشمنی با حکومت آخوندی شده است. می گویند "کارهای خلاف شرع" انجام داده است. درود بر شجاعت و شهامت سکینه، اگر چنین کرده باشد، که با این تابو شکنی هیولای جمهوری اسلامی را به لرزه در آورده است. در واقع او تنها به عنوان یک زن بر مالکیت جسم و جان و عاطفه و احساسات خود صحه گذاشته است، آن هم نه با حرف، بلکه در عمل. این همان چیزی است که رژیم تحت عنوان "کارهای خلاف شرع" از آن نام می برد. این همان "بسم الله" است که جن جمهوری اسلامی از آن وحشت دارد.. مگر نه اینکه رژیم آخوندی با اتکا به همین "شرع" خواب راحت را از چشم مردم ایران ربوده است. سکینه خواهان حق زندگی و لذت بردن از زندگی است و شرع آخوندی لذت و تفریح و شادی و لبخند را بر نمی تابد.  

 

می گویند او شوهر خود را با کارد به قتل رسانده است یا که به او دارو تزریق کرده یا زهر خورانده است و بدین طریق در قتل او توسط مرد دیگری شریک بوده است و یا ... جارچیان ستاد تبلیغاتی دستگاه بیدادگستری جمهوری اسلامی جنجال ها به راه انداخته اند تا هیچ اثری از حقیقت بر جای نماند. حتی اگر چنین باشد و او مرتکب جرمی هم شده باشد، باید برای رهایی او از چنگال خونین رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی تلاش دو چندان کرد، چرا که در جهنم آخوندی حقیقت همواره قربانی شده است و عدالت هرگز به اجرا در نیامده است. گفتند و نوشتند که سکینه در مصاحبه با روزنامه انگلیسی "گاردین" گفته است که، مقامات قضایی حکومت اسلامی در صدد هستند او را به طور مخفیانه و بدون اطلاع رسانی سنگسار کنند. و هیچ معلوم نشد که پرسش های این روزنامه انگلیسی چگونه به دست سکینه، که از سال 1385 در سیاه چال تبریز در اسارت است، رسیدند و سکینه که گویا تنها به زبان آذری سخن می گوید، چگونه پاسخ ها را به لندن ارسال کرد! آیا دیدن رد پای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در شکل گیری و پخش این باصطلاح مصاحبه، که در واقع به عنوان پیش پرده مصاحبه تلویزیونی بعدی مورد سوء استفاده قرار گرفت، دشوار است؟

 

چندی پس از انتشار این مصاحبه فیلم اعترافات تلویزیونی سکینه به روی آنتن ها رفت. یک زن پیچیده در حجاب ظلمت جمهوری اسلامی را در برابر دوربین تلویزیون نشانده بودند و هر از گاهی کلماتی به زبان آذری بر زبان او جاری می کردند. صحنه اما از روباه صفتی و زیرکی جلادان آخوندی حکایت می کرد. گاو گند چاله دهانِ شکنجه گری را در برابر سکینه اسیر نشانده بودند و بر تکه پاره های کلمات آذری او هم غار غار کلاغی ناپیدا را جاری کرده بودند تا سکینه به زبان خودش به هر آنچه کرده و نکرده و شاید در آینده خواهد کرد، اعتراف کند. و بدین ترتیب وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی یک بار دیگر در برابر دوربین تلویزیون، که از نعمت ولی فقیه و زیر سایه منحوس جمهوری اسلامی قبل از اینکه دوربین باشد، ابزار شکنجه و تجاوز به حقوق انسانی است، به روزنامه انگلیسی "گاردین" رو دست زد. و این اولین بار نبود که سکینه "خواهر اسیر دردمندم"، نه که در خفا و بدون اطلاع رسانی و با شیوه های عصر حجری، بلکه در برابر چشم جهانیان و با شیوه های مدرن سنگسار شد.

 

2. فائزه هاشمی رفسنجانی

 

فائره هاشمی رفسنجانی در یک مصاحبه با مجله امریکایی "فارین پالیسی" از جمله گفته است:

"اگر دختر آقای هاشمی نبودم حتماً اين آزادی نصيبم نمی‌شد، حس بسيار بدی است . در حال حاضر همه چيز وارونه شده است.بی کفايت‌ها در رأس امور قرار گرفته و مديران و شايسته‌ها در زندان، و يا اخراج و يا از کشور رفته‌اند.همه اينها برای يک ايرانی که سرسوزنی غيرت و تعصب داشته باشد درد آور است." 

فائزه دختر علی اکبر هاشمی رفسنجانی، یکی از جنایتکارترین و بدنامترین سردمداران جمهوری اسلامی است. رفسنجانی از همان ابتدای به قدرت رسیدن آخوندها در تمامی جنایات رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی نقش کلیدی داشته است وبه خاطر جنایت ها، دزدی ها و ریاکاری های بی شمار در بین مردم ایران به اکبر کوسه و اکبر شاه شهرت دارد. فائزه در زیر چتر حمایتی این روباه کوسه مکار درنده، فائزه شد. او از سال 1375 تا 1379 نماینده مجلس آخوندی بود و چهار سال تمام در تصویب قوانین قرون وسطایی ضد زن، از جمله جدا سازی جنسیتی بیمارستان ها، ایفای نقش می کرد. اگر چه فائزه امروز در ظاهر جزو جناح مغلوب رژیم است اما همچنان جزو قدرتمندان جبار حاکم است و از مهره های کلیدی درگیر در جنگ گرگ ها بعد از نمایشات انتخاباتی اخیر محسوب می شود، از همین رو باید حرف های آنچنانی فائزه در مصاحبه های اینچنانی را تنها در چارچوب جنگ گرگ ها ارزیابی کرد. هر چند جناح غالب رژیم ضد بشری از فائره به عنوان معاند و عامل فتنه و براندازی نام می برد، اما فائزه همچنان با اتکا به قدرت و نفوذ پدر جنایتکارش آزادانه به فعالیت های خود ادامه می دهد و همانطور که روزی برای خاتمی شیاد تبلیغ می کرد، این بار هم در پوشش سبز سیدی به دنبال فریب بزرگ دیگری است و در هر فرصتی با اعلام اینکه  "من آنم که بابام بود پهلوان"، خاک در چشم مردم می پاشد.

 

اگر سکینه فائزه بود ...

 

اگر سکینه فائزه بود، در گوشه سیاه چال تبریز نمی پوسید، بلکه در کاخی در تهران، یا در ویلای کلاردشت یا که در کانادا و بیرمنگام ساکن می شد و ادای اپوزیسیون را درمی آورد.

اگر سکینه فائزه بود، تنها به زبان آذری سخن نمی گفت، بلکه فارسی را هم از بر بود و برای آموزش زبان انگلیسی راهی بیرمنگام می شد و هر زبان دیگری را هم در کشور مربوطه تحت حمایت مأموران امنیتی جمهوری اسلامی و آموزش استادان ورزیده فرا می گرفت.

اگر سکینه فائره بود، بی سواد نمی ماند، بلکه در همان شب عقد از پدر شوهرش قول تحصیل می گرفت و در دانشگاه "بابا" با سرعتی حیرت انگیز لیسانس علوم سیاسی و لیسانس مدیریت بازرگانی می گرفت و برای ادامه تحصیل در رشته حقوق بین المللی راهی دیار کفر می شد.

اگر سکینه فائزه بود، چنین ساده به دام نمی افتاد، بلکه قتل پدر شوهر و اعدام برادر شوهرش به دست یاران جنایتکار "بابا" را، برای رسیدن به پست و مقام و مال و منال و رعایت مصالح نظام، با مهارت تمام لاپوشانی می کرد و همچنان غرق در ناز و نعمت بود.

اگر سکینه فائزه بود، جندین سال در اسارت نمی ماند، بلکه وقتی در تظاهرات و به جرم ایجاد ناآرامی و تحریک آشوبگران دستگیر می شد، به راحتی و به سرعت با ادعای اینکه به دلیل گرسنگی در آن حوالی به دنبال ساندویچ می گشته، آزاد می شد.

اگر سکینه فائزه بود، وزارت اطلاعات برای او با روزنامه گاردین مصاحبه جور نمی کرد، بلکه دختر رئیس جمهور می شد و مهمترین رابط پدرش برای تهیه تجهیزات نیروگاه های اتمی با برخی شرکت های خارجی.

اگر سکینه فائزه بود، خمیده در گوشه زندان نمی پژمرد، بلکه ورزشکار می شد و نایب رئیس کمیته ملی المپیک و رئیس ورزش بانوان کشورهای اسلامی.

اگر سکینه فائزه بود، حقوق انسانی اش در برابر دوربین تلویزیون آخوندی مورد تجاوز قرار نمی گرفت، بلکه خود صاحب کانال تلویزیونی می شد و دست اندر کار تجارت و فریب مردم.

اگر سکینه فائزه بود، "خواهر اسیر دردمند" من نبود، چرا که در صف دشمنان مردم بود.

...

 

آری، آنچنان که خسرو گلسرخی، فرزند راستین خلق، سروده است:

...

یک اگر با یک برابر بود

نان و مال مفت خواران

از کجا آماده می گردید

یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟

یک اگر با یک برابر بود

پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟

یا که زیر ضربت شلاق له می گشت؟

یک اگر با یک برابر بود

پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟

...

یک با یک برابر نیست.

 

میلاد مختوم

22 سپتامبر 2010

 

"یادداشت های روز"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می شوند. در صورت تمایل به باز تکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت های روز سایت دیدگاه" قید کنید.

  

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
میلاد مختوم:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.