شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۷ آوریل ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مبارزه برای انقلابی دیگر ادامه دارد!

بهرام رحماني

هر انقلابی، گر چه به تغییرات پایه¬ای در چارچوب یک کشور منجر می¬شود، اما تاثیر آن جهانی بوده و مخالفین و موافقین آن در هر نقطه¬ای از جهان، به موضع¬گیری ناگزیر می¬شوند. انقلاب 57 ایران، هر چند که به تاریخ 2500 ساله دیکتاتوری پادشاهی، در این کشور پایان داد، اما طبقه کارگر و نیروهای انقلابی، آزادی¬خواه و انسان¬دوست نتوانست به آرزوها و آرمان¬های سیاسی و اجتماعی که در انتظارش بودند، دست پیدا کنند. گرایش ارتجاعی اسلامی سرمایه¬داری، با سرکوب خونین انقلاب 1357 مردم آزادی¬خواه ایران، حاکم شد و جان تازه¬ای به فرقه¬های اسلامی وحشی و تروریست در جهان، به ویژه در منطقه بحرانی خاورمیانه داد. سازمان¬های به اصطلاح چپ آن دوره مرزبندی قاطع و روشنی با گرایشات عقب مانده بورژوازی «ملی» و «مذهبی» نداشتند. مبارزه با امپریالیسم را نه در مبارزه طبقاتی پیگیر سوسیالیستی علیه سرمایه¬داری، در اشغال سفارت آمریکا می¬دیدند که با اشغال آن، توسط دانش¬جویان حزب¬الهی خط امام زیر پایشان خالی شد و بخشی از سازمان¬های چپ در دام امام ضدامپریالیست گرفتار شدند؛ آن¬ها، نه تنها قاطعانه برای جدایی جدایی کامل دین از دولت و آموزش و پرورش مبارزه نکردند، بلکه فراتر از آن، با جریانات مذهبی نیز همکاری کردند؛ به سازمان¬یابی مستقل ضدسرمایه¬داری طبقه کارگر و نقش عظیم زنان و جوانان و دانش¬جویان نیز توجه چندانی نداشتند؛ به آزادی¬های فردی و اجتماعی و آزادی بیان و قلم و تشکل و اعتصاب اهمیت زیادی ندادند؛ با جدیت برابری واقعی زن و مرد را در کلیه شئونات زندگی اجتماعی تبلیغ نکردند؛ قاطعانه علیه زندان و زندانی سیاسی، شکنجه و اعدام نبودند و نسبت به سرنوشت و آینده کودکان بی¬تفاوت بودند. زیرا علم رهایی بشر، یعنی سوسیالیسم علمی را زیاد نمی¬شناختند و آن¬قدر که خانه¬های تیمی و مبارزه چریکی برایشان مهم بود، کار در درون جنبش کارگری و شناختن پیچیدگی¬های این جنبش و پیدا کردن راه حل¬های سیاسی و اجتماعی برای عبور از موانعی که در مقابل پیشروی طبقه کارگر قرار داشت، آن¬قدر مهم نبود؛. بنابراین حتا با این که در مقطع انقلاب صدها هزار کارگر و مردم زحمت¬کش، برای مبارزه متشکل دور این سازمان¬ها حلقه زدند، با ناتوانی¬های جدی سیاسی و تشکیلاتی آن¬ها رو¬¬به¬رو شدند. این سازمان¬ها و رهبران سیاسی و اجتماعی آن دوره نتوانستند، انرژی و توان و ظرفیت توده¬های میلیونی را در جهت تعمیق و گسترش انقلاب و منافع کارگران و مردم محروم و آزادی¬خواه به کار بگیرند. سرانجام همه این عوامل و بسیاری عوامل دیگر داخلی و بین¬المللی و انواع و اقسام توطئه¬ها و بند و بست¬های آشکار و نهان سیستم سرمایه¬داری و دولت¬های امپریالیستی دست به دست دادند و انقلاب 57 مردم ایران را به مسلخ بورژوازی بردند. اما تنوانستند مانع ادامه مبارزه طبقاتی برای انقلابی دیگر شوند! اما تجارب ارزنده¬ای که از انقلاب با شکوه ایران و انقلابات دیگر جهان داریم، نه تنها در مقطع انقلاب آتی، بلکه از هم اکنون باید مشغله اساسی کمونیست¬ها و همه محافل و سازمان¬ها و احزاب و روشنفکران انقلابی و کارگران فرهنگی را سازمان¬یابی ضدسرمایه¬داری طبقه کارگر و مبارزه متشکل و افشای طرح¬های لیبرالی و رفرمیستی بگیرد. از سوی دیگر جنبش¬های حق¬طلب و آزادی¬خواه مانند جنبش زنان، جنبش جوانان و دانش¬جویان و مردم تحت ستم، با جنبش کارگری پیوند بخورند تا در یک صف عظیم طبقاتی در مقابل اقلیتی سرمایه¬دار مفت¬خور و دولت حامی آن¬ها با قدرت¬ بایستند. کارگران پیشرو و کمونیست¬، با هر امکان و ابزاری که در اختیار دارند، هر چه¬قدر با صدای بلند و رسا مارکسیسم را به عنوان آرمان و آرزوی بشر برای رهایی از یوغ و ستم سرمایه، تبلیغ و ترویح کنند؛ به همان نسبت از یک¬سو موقعیت اجتماعی پیدا می¬کنند و از سوی دیگر مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کارگران را با صرف انرژی کم¬تری می¬توانند به سرمایه¬داران و دولت حامی آن¬ها تحمیل نمایند. بنابراین هر چه¬قدر موقعیت اقتصادی و اجتماعی و زیست و زندگی کارگران بهبود یابد، به همان درجه نیز طبقه کارگر خود را برای ایفای نقش سرنوشت¬ساز تاریخی¬ و رهایی¬بخش آماده¬تر می¬سازد. بحث از پدیده انقلاب، بحث تازه¬ای نیست و به اندازه تاریخ بشر قدمت دارد. اما قبل از قرن هیجدهم، بحث اصلی درباره انقلاب به هنجارهای اخلاقی و سیاسی محدود می¬شد. اما طی اواخر قرن هیجدهم و قرن نوزدهم، با بروز انقلابات زیاد در جهان و به ویژه در غرب، سبب شد که بحث¬های تاریخ اندیشه سیاسی، یکی از مباحث عمده مربوط به انقلاب تبدیل شود. در قرن نوزدهم، کارل مارکس، برای نخستین بار اندیشه پدیده انقلاب را پیش کشید و انقلاب را وسیله اصلی دگرگونی بنیادی در تاریخ خواند. از آن پس پدیده انقلاب، یکی از مباحث عمده علم سیاست شد. علاوه بر این، مارکس، تئوری انقلاب را از دیدگاه منازعه منافع طبقاتی مورد تحلیل و بررسی علمی قرار داد. مارکس، در «نقد اقتصاد سیاسی»، می¬نویسد: «انسان¬ها در روند تولید اجتماعی زندگی خویش، وارد روابط تولیدی مشخصی می¬شوند که اجتناب¬ناپذیر و مستقل از اراده آن¬هاست. این روابط هماهنگ با مرحله مشخصی از توسعه نیروهای تولیدی مادی هستند. مجموع این روابط تولید ساخت اقتصادی جامعه، بنیاد واقعی را تشکیل می¬دهند که براساس آن¬ها، روبنای حقوقی و سیاسی پدید می¬آیند و اشکال خاصی از آگاهی اجتماعی با آن¬ها منطبق می¬گردد.» بدین ترتیب مارکس و انگلس، در تبیین انقلاب به شرایط جامعه و اشکال آگاهی طبقاتی اهمیت داده¬اند. عواملی که آن¬ها در باره وقوع انقلاب در نظر گرفته¬اند، عبارتند از: همبستگی درونی طبقه و آگاهی و سازمان طبقاتی آن و اختلاف منافع طبقاتی و آمادگی طبقات برای عمل سیاسی. مارکس، انقلاب را اوج تحولی بنیادی در یک وجه تولید و نشانه گذار به وجه تولید دیگر می¬دانست. بنابراین، کار اساسی انقلاب، تغییر طبقات حاکمه، هماهنگ با گذار از یک وجه تولید به وجه تولید دیگر است. چنان که مارکس و انگلس در مانیفست کمونیست می¬نویسند: «شرط اساسی برای هستی و سلطه طبقه بورژوا تکوین و افزایش سرمایه است؛ شرط (وجودی) سرمایه کار مزدوری است... پیشرفت صنعت، که بورژوازی مشوق ناگزیر آن است، ترکیب انقلابی کارگران را به علت گردهم آمدنشان، جایگزین پراکندگی¬شان به دلیل رقابت، می¬کند. بنابراین تکامل صنعت مدرن، همان بنیادی را که بورژوازی براساس آن تولید می¬کند و محصولات را به تصاحب خود درمی¬آورد از زیر پایش فرو می¬پاشد. بدین¬گونه آن¬چه بورژوازی بیش از همه به وجود می¬آورد گورکن خویش است. سقوط آن و پیروزی پرولتاریا به یکسان اجنتاب¬ناپذیر است.» مارکس، پرسیده است چگونه طبقه کارگر طبقه¬ای «برای خود» می¬شود، یعنی طبقه¬ای آگاه از موقعیت و منافع خود در جامعه سرمایه¬داری و آگاه از نقش تاریخی¬اش در سرنگونی آن؟ پاسخ مارکس، این بود که کارگران از منافع خود به مثابه یک طبقه از طریق خود مبارزه طبقاتی آگاه می¬شوند. کارگران اگر قرار است نقش انقلابی ایفا کنند در جریان نبرد روزانه¬شان با سرمایه در فرایند تولید آگاهی، اعتماد به نفس و ضرورت سازمان¬یابی را به دست می¬آورند. اساسا انقلاب تحول پیچیده اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است که در طی آن حکومت زیر سئوال می¬رود و گروه¬ها و اقشار گوناگون سیاسی و اجتماعی به مبارزه برمی¬خیزند تا قدرت حاکم را برافکند و آلترناتیو خود را جایگزین آن نمایند. ار این¬رو، در هر شرایطی سازمان¬دهی و بسیج سیاسی توده¬های انقلابی یکی از مهم¬ترین ابعاد رشد و گسترش و اعتلاء و شکوفایی انقلاب است. تا آن¬جا که به حاکمیت جمهوری اسلامی برمی¬گردد سال¬هاست که زیر سئوال رفته است، اما طبقه کارگر هنوز آن آمادگی لازم و بسیج انقلابی را به سرانجام نرسانده است.. اکنون، مبارزات جاری کارگران، زنان، جوانان و داتش¬جویان و مردم آزادی¬خواه و تحت ستم در بیست و ششمین سالگرد انقلاب ایران، هم به لحاظ کیفی و هم به لحاظ کمی نسبت به دوران انقلاب 57، از تجارب مبارزاتی فراوان و آگاهی طبقاتی بیش¬تری برخوردار است. روزی نیست که ده¬ها اعتراض و اعتصاب کارگری و توده¬ای در شهرهای مختلف ایران رخ ندهد. در چنین موقعیتی طبیعی است که کارگران در این مبارزات روزمره سخت و پیچیده خود، افق طبقاتی ضدسرمایه¬داری و سوسیالیستی پیدا می¬کنند. اما ضعف بزرگی که در حال حاضر، در مقابل جنبش کارگری کمونیستی ایران وجود دارد، عدم تشکل¬های علنی ضدسرمایه¬داری و سراسری کارگری است. هر چند که تلاش¬های زیادی توسط فعالین کارگری در صنایع کوچک و بزرگ برای برپایی تشکل¬های رادیکال و ضدسرمایه¬داری در جریان است. اگر در این دوره، جنبش کارگری کمونیستی بتواند بر این ضعف خود غلبه پیدا کند و مبارزات جاری را از طریق همبستگی و اتحاد تشکل¬های خود سراسری نماید، بی¬شک جامعه ما، وارد مرحله مبارزه جدی¬تری با سرمایه¬داران و رژیم خواهد شد. بنابراین جنبش ما کارگران و کمونیست¬ها علی¬رغم هر کمبود و اشکالی، بالنده و رو به رشد و در حال شکوفایی است. در چنین شرایطی ضروری است که جنبش کارگری کمونیستی، نسبت به تحولات و شرایط جاری ایران و منطقه و بین¬المللی حساس باشد. چرا که اکنون ایران، به عنوان یک کشور بحران¬زا در مرکز توجه افکار عمومی و سیاست¬های جهانی سرمایه¬داری قرار گرفته است. مسئله نقض حقوق بشر، فعالیت¬های هسته¬ای جمهوری اسلامی و دخالت آن در عراق و فلسطین و غیره با کمک به جریانات ارتجاعی اسلامی، از جمله مسایلی هستند که سرمایه¬داری بین¬المللی و در راس همه آمریکا سعی دارند با فشار بر جمهوری اسلامی، تغییراتی از بالا در جهت اهداف و منافع سرمایه¬داری جهانی به وجود آورند تا شاهد انقلاب دیگری در این منطقه بحرانی نباشند. پس نباید طبقه کارگر ایران، فرصت¬های تاریخی سرنوشت¬ساز را از دست بدهد. امروز همه جناح¬های ارتجاعی جمهوری اسلامی، ناسیونالیست¬ها، لیبرال¬ها و رفرمیست¬ها، طرفداران احیای سلطنت و طرفداران حمله نظامی آمریکا به ایران، که همگی بر پیاده شدن طرح¬ها و آلترناتیوهای سرمایه¬داری امید بسته¬اند، اگر هم طرح¬هایشان تحقق پیدا کند باز هم چیزی جز درد و رنج و ستم و استثمار نصیب کارگران و مردم محروم نخواهد شد. از این¬رو، منافع اکثریت جامعه ایران، یعنی کارگران، زنان، جوانان و دانش¬جویان، بازنشستگان و همه مردم آزادی¬خواه در این است که با رشد و گسترش اعتراض و اعتصاب و سازمان¬دهی خود به عنوان یک طبقه، مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خود را گام به گام به سرمایه¬داران و رژیم حامی آن¬ها، تحمیل کنند و مبارزه طبقاتی خود را در جهت انقلاب اجتماعی و دگرگون ساختن نظم موجود به نفع کارگران و مردم آزادی¬خواه و تحت ستم هدایت نمایند. با تحقق و پیروزی این انقلاب اجتماعی است که به حاکمیت دیکتاتوری، خشونت، فقر و فلاکت و نابرابری اقتصادی، ملی و جنسی در ایران خاتمه داده می¬شود و تاریخ نوین انسانی در این کشور آغاز می¬گردد. آغازی که طبقه کارگر با اتکاء به علم سوسیالیستی، هرگونه ستم ملی و جنسی و طبقاتی و مالکیت خصوصی و کار مزدی را لغو نماید و امکان دخالت آگاهانه و آزادانه همه شهروندان در امر سازمان¬دهی کلیه امور اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خلاق را فراهم سازد. در چنین شرایط حساسی از تاریخ ایران، احساس مسئولیت سیاسی، انسانی و اجتماعی همه انسان¬هایی که از ستم و استثمار سیستم بورژوازی و رژیم سرمایه¬داری جمهوری اسلامی، جانشان به لبشان رسیده، این است که با شرکت و حضور فعال در مبارزه کارگری کمونیستی متشکل، به استقبال انقلاب دیگری بشتابند. چرا که از طریق مبارزه پیگیر طبقاتی، آرزو و آرمان تاریخی و دیرینه بشر، برای ساختن جامعه¬ای بی¬طبقه و عاری از هرگونه ستم و استثمار برآورده می¬شود. بیست و یکم بهمن 1383 _ نهم فوریه 2005 Bamdadpress@telia.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.