شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

باز هم نقض مصونیت قضایی وکلا!
علی فیاض

علي فياض

باز هم نقض مصونیت قضایی وکلا!

علی فیاض

 

باز هم در خبرها آمده است که چندین وکیل دادگستری را دستگیر کرده اند! آن هم وکلایی که بر اساس قانون موجود و ساختار سیاسی تحمیل شده بر جامعه، به فعالیت های شغلی خود می پرداخته اند. بی قانونی، بی برنامگی، افسار گسیختگی آخوند و نوع نگاهش به حکومت، و رابطه ای که بر همین مبنا با مردم سرزمینمان برقرار کرده است، بسیاری از مفاهیم سیاسی، جرم های اجتماعی و روابط اخلاقی و رفتاری را واژگونه می فهمد و وارونه به تصویر می کشد.

در همه ی کشورها با هر حکومتی، حتی حکومت های استبدادی - همچون نظامی که اکنون بر سرزمین ما چیره شده است - "زندانی"، زندانی است بدین خاطر که مرتکب "جرم" شده است. بزه کار دستگیر می شود، چون جرمی اجتماعی انجام داده است. زندانی سیاسی بدین دلیل زندانی شده است که با قدرت و سردمداران نظام های فاسد و ستمگر در افتاده است. چون دگربین و دگر اندیش بوده است. قلم شاعر و نویسنده را می شکنند و ممنوع می کنند، زیرا که از چیزهایی سخن می گویند که خوشایند قداره بندان حاکم نیست. مخالف را تحمل نمی کنند، چون بر این باور هستند که مخالف حق حیات ندارد. با اقلیت های دینی و قومی نیز رفتاری بهتر از این ندارند، آنها یا مذهبشان و یا زبان و فرهنگشان و یا ظاهرشان با این "بزرگان" کوچک! هماهنگ و مشابه نیست. زنانی که کفن های سیاه بر تن نمی پوشند، نه تنها زن، که انسان نیز به شمار نمی روند. دانشجویان اگر پبراهن های یقه آخوندی نپوشند و ریشی شبیه به طلبه ها صورتشان را مزین نکنند و ... تسبیحی برای ورد خوانی در دست نداشته باشند غیر خودی محسوب می شوند و شایسته تنبیه! و ... بسیاری از این "جرایم" استثنایی، "من در آوردی" و ... که روز به روز نیز بر آنها افزوده می شود!

 

در تمامی رژیم های استبدادی در سرتاسر جهان، وکیل اما آزاد است و از حق وکالت برخوردار. در ایران ما، اما چنین نیست. از وکیل نیز حق وکالت صلب شده است. وکیل نیز از حق دفاع از متهم برخوردار نیست. متهم که دیگر جای خود دارد!

به راستی چرا وکلای ما را محدود می سازند؟ دستگیر و زندانی و محکوم؟

به این دلیل بسیار ساده که وکلای ما شجاع هستند. از شرافت حرفه ای برخوردارند، و از موکلان خود، با صراحتی حرفه ای و حسی انسانی و وجدانی  دفاع می کنند. و این بر ستمگران بسیار سخت می آید.

در همه جای دنیا وکیل با آزادی و آرامش و تکیه ی بر حمایت قانون، به کیفرخواست و اتهامات و حتی جرایم انجام شده "مجرم" پاسخ می دهد. کار وکیل چیزی جز دفاع از حقوق متهم نیست. دادگاه، دادستان و قاضی با تمامی امکانات و قدرت و با تکیه بر "قانون" و اسناد می توانند، مجرم را حتی اگر بخواهند، بدون توجه به دفاع وکیل به جوخه های اعدام بسپارند. و وکیل نیز به جز دفاعی زبانی و بیانی و آن هم با تکیه بر قانون، کار دیگری نمی تواند انجام دهد. نه قادر است در کار دادگاه اخلال نماید، نه می تواند قاضی و دادستان را به پای میز محاکمه بکشد – به ویژه در رژیم های توتالیتر و سرکوبگر – و نه می تواند معجزه ای کند برای نجات متهمی که حکمش را قبل از محاکمه صادر کرده اند!

پس با این همه چرا باید وکیل را هم به متهم تبدیل کنند، او را محدود سازند، دستگیر کنند و به زندان های طولانی مدت(1) محکوم سازند؟ چرا وکیل که در همه جای جهان از مصونیت قضایی برخوردار است، در رژیم جمهوری اسلامی هیچ حق و حقوقی ندارد؟ وکیل تنها شخصیت حقوقی است که همه ی کارهایش در چهارچوب قانون انجام می گیرد! آنها در چهارچوب قانون موجود تصویب شده ی خود حکومت ها از موکلان خود دفاع می کنند.

وکلای کشور ما اما در سایه حاکمیت ننگین و سرکوب گر "جمهوری اسلامی"، حتی از امکان دفاع در همین چهار چوب نیز محروم هستند! آنها کاری "غیر قانونی" انجام نمی دهند که مستوجب مجازات و بازداشت باشد! آنها به بازی در محدوده "قانون" تن می دهند، اما تحمل نمی شوند! به راستی چرا؟

پاسخ این است که این خود رژیم است که به قاعده بازی تن در نمی دهد، و حتی "قانون" من در آوردی و ساخته و پرداخته خودش را نیز رعایت نمی کند. آنها وکلا را تحمل نمی کنند، چون به بی بند و باری های آنها تن در نمی دهند. چرا که خود، قانون را رعایت نمی کنند. حتی در رابطه با جرایم اجتماعی. آنها به جای پرداختن به علت ها که خودشان و نظام شان هستند، به معلول ها یورش می برند تا صورت مساله را پاک کنند. به همین دلیل، وکیل نیز حق دفاع کردن را از دست می دهد تا آخوند، محق جلوه کند.

 

همچنین در خبرها آمده بود که یکی از سه برادران سابقه دار و جنایت کار همراه و همگام خمینی و شرکا – لاری "جانی" ها(2) – محمد جواد - دیگر بار درفشانی کرده و خطاب به افکار عمومی حهانی فرموده است که ؛
 
"جمهوری اسلامی ايران معتقد است که حقوق بشر يک مسئله‌ای است کاملا فرهنگی و همه کشورهای دنيا با فرهنگ‌های مختلف خود بايد در اين فرايند حضور فعال داشته باشند و از آنجا که مسلمانان از جمعيت بالايی برخورداند بايد فرهنگ اصيل و عميق اسلامی در اين زمينه نقش افرينی جدی داشته باشد."
 

محمد جواد لاریجانی، که تخصصش بندبازی بین المللی است، با این گفته ها بار دیگر بر حماقت و جهالت خود و امام اول و دومش مهر تایید زده است. فقط همین! به راستی که از نظر این قداره بندان بی فرهنگ، حقوق یشر مقوله ای فرهنگی است که در هر کشوری باید بر اساس فرهنگ و عقاید آنجا تدوین شود. حق آزادی بیان، آزادی مذهب، آزادی فکر و اندیشه و بیان و آزادی سیاسی، قومی و منطقه ای و محلی است. سنگسار با حقوق بشر همخوانی ندارد. پس مقوله ای فرهنگی و جغرافیایی است! قطع انگشتان گرسنه ای که به "دزدی" روی آورده است، برای عبرت دیگران مفید است، اما دزدهای میلیاردی چون "خودی" محسوب می شوند و تکیه شان نیز به قدرت هست، و خود نگاهدارنده قدرت به شمار می روند عین صواب است و مصلحت نظام و رعایت حقوق بشر "اسلامی"!  

با چنین بینش و فرهنگی، چه عجب اگر حقوق دانان و وکلا نیز همانند همه ی کسانی که از طرف این طرفداران "تنوع فرهنگی"!! "مجرم" به شمار می روند، سرکوب شده و از مشاغل خویش محروم گردند؟

  

از وکلای شرافتمند و شجاع سرزمینمان دفاع کنیم، بر رژیم فشار وارد آوریم، و نقض مداوم حقوق شهروندان، و نادیده گرفتن مصونیت قضایی وکلا را فریاد زنیم، آنها را در پیشگاه افکار عمومی و بیدار جهان رسواتر سازیم تا رژیم بیش از پیش در محاصره قرار گیرد.

__________________________

1) نمونه ی روشن آن آقای ناصر زرافشان که به جرم دفاع از قربانیان قتل های زنجیره ای سیاسی به پنج سال زندان محکوم شد!

2) این سه برادر موذی و مرموز که ما را به یاد برادران رشیدیان در دوره محمدرضا پهلوی می اندازند، یکی لباس آخوندی دارد، شیخ صادق لاریجانی، که هم اکنون رییس قوه قضاییه می باشد؛ دیگری، علی لاریجانی – داماد مرتضی مطهری – رییس قوه مقننه (مجلس شورا) و دیگر آقا محمد جواد، که مرموزتر از آن دو دیگر است، سال ها در عرصه ی سیاست خارجی حکومت آخوندها فعال بوده است!

 

 

alifayyaz@hotmail.se

http://www.fayyaz.blogsky.com/

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.