شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ - ۱۲ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

حرف کهنه ای که تازه است
علی ناظر

علی ناظر

یکی دو روز پیش دوستی تلفنی به من انتقاد می کرد (از قول یکی دیگر) که حیف نیست با نوشته «3499»  از وزین بودن سایت دیدگاه کاسته ای؟ آخر مگر نمی بینی که چه جملاتی استفاده می کنند _(مثلا همین سخنان مریم رجوی که در پایین آن متن آمده است را بازخوانی کن). استرالیا به آنها امکان داده بود که نقل مکان کنند، اما آنقدر بر «خواست» های غیر منطقی خود پافشاری کردند که آن شد که در 6-7 مرداد 1388 رخ داد – عده ای از اینها کشته شدند، تعداد بیشتری زخمی شدند، و امروز هم در این نقطه ای قرار دارند که باید «هیهات منالذله» بگویند.

به این دوست عرض کردم که بسیاری از سخنان و کردارهای مجاهدین مورد پسند من نیست. برخی از خطوطی که برگزیده اند را نادرست می دانم، برخی از جمله بندی های خانم رجوی و یا آقای مسعود رجوی را در شأن آنها نمی دانم، اما اینها به لگدمال شدن حق و حقوق آنها چه مربوط؟ اگر آنها تصمیم گرفته اند که از عراق (مثلا) به استرالیا نقل مکان نکنند، این نباید از حقوق قانونی آنها بکاهد. اگر از قران و نهج البلاغه نقل قول می کنند، اگر به راه حسین بن علی اقتدا می کنند، اگر (مثلا) از اینها مسلمان تر و خشک مغزتر در دنیا پیدا نشود، هیچ کدام از اینها، از حقوق آنها – حق انتخاب برای مسکن، حق برخورداری از کنوانسیون ژنو، و حق اینکه «ما بعنوان پناهندهء غیر مسلح باید بتوانیم علیه نظام اسلامی فعالیت کنیم»، نمی کاهد. اینها حقوق اولیه انسانی آنها است. چرا باید از نوشته خود در دفاع از حقوق 3499 انسان، شرمنده باشیم؟ چرا باید فکر کنم که دفاع از مجاهدین، می تواند «وزین» بودن دیدگاه را به زیر سوال ببرد؟

4 سال و نیم پیش مطلبی با عنوان «اگر» نوشتم که در زیر می آید.

وقتی «اگر» را مرور کردم از آنچه بر سر ما تبعیدیان آمده ابراز تأسف کردم. نمی خواهم انگشتم را بسوی کسی، سایتی و یا نهاد بخصوصی نشانه بگیرم، منظور من «همه» هستند. همه آنها که عمری در زندانهای شاه شکنجه شده اند، همه آنهایی که در زندانهای خمینی مرگ را به چشم دیده اند، همه آنها که دیروز و امروز و می دانم فردا، ضدیت سازش ناپذیری با رژیم اسلامی دارند، و می دانم که در طول عمر مبارزاتی خود بسا بیشتر از آنچه این نگارنده کرده، برای رهایی خلق ستمدیده ایران، بها داده اند، اما، متاسفانه همین انسانهای عزیز و دردمند، در یک مخالفت هیستریک بر تمام آنچه که باور دارند با سکوت خود خط می کشند. اما همین عزیزان، که سایت دارند و دائما دست در آتش دارند، اگر رژیم به موسوی و کروبی و شهلا جاهد و سکینه محمدی آشتیانی و .... اجحاف کند، سایت خود را مملو از اعتراض و مقاله و خبر می کنند. اما...
حرف مرا بد نفهمید. البته که باید از حقوق اینها هم دفاع کرد، البته که باید با تمام توان آنچه بر شهلا جاهد و سکینه آشتیانی گذشت و می گذرد، گفت. البته که باید خواهان آزادی تمام زندانیان سیاسی شد. اما، در کنار همه و همه این «باید» ها، باید از حقوق ساکنین اشرف هم دفاع کرد، مخصوصا اگر با خط و استراتژی آنها مخالف باشیم. مگر می شود «اصول» را، بخاطر اختلاف در روش مبارزه، نادیده گرفت؟ از شما عزیزان می پرسم، مگر نه اینکه عالی ترین و مهم ترین اصل، اصل حقوق بشر است؟

متاسفانه آنروز پیش بینی چنین روزی را کرده بودم: «کمي صبر کنيم، خبر ترور تک تک رزمنده ها منتشر خواهد شد.»

با تکرار حرفهای کهنه ای که 4 سال پیش نوشتم این یادآوری به «وظیفه» (آری وظیفه) را خاتمه می دهم.

شاد و برقرار باشید

علی ناظر

23 آذر 1389

 

--------

اگر به جاي انفجار لوله هاي آبرساني به قرارگاه اشرف، ليوان آب اصلاح طلبان شکسته بود:

* بي بي سي خبر را آنچنان آنتني مي کرد که گويي اسرائيل در لبنان کودکان را لت و پار نمي کند، و دستان رژيم جمهوري اسلامي از آستين حزب الله بيرون نزده است؛

* راديو فردا با اکبر گنجي و 72 تن يارانش بي وقفه مصاحبه مي کرد؛

* صداي آمريکا و تلويزيون هاي موجود، 24 ساعته شکل و ماهيت آب و ليوان و نحوهء شکستن ليوان را تحليل سياسي-اقتصادي و ايدئولوژيکي مي کردند؛

* سايت هاي خبري، گزارش شکستن ليوان را در صدر اخبار خود قرار مي دادند؛

* راديو ها با تمام ميراب ها گفتگو مي کردند؛

* بوش و بلر و نهاد هاي حقوق بشر، «وا حسين» گويان به حرم امام حسين دخيل مي بستند؛

* کوفي عنان در شوراي امنيت، اعتصاب غذا مي کرد؛

* جوايز نوبل و قلم هاي طلائي و نقره اي و برنز و چُدن به صاحب ليوان اعطا مي شد؛

ولي، حالا که آب به روي 3500 رزمندهء خلق، که تا بُن استخوان خواهان سرنگوني رژيم هستند، بسته شده، به ناگاه تمام قلم ها شکسته، صدا ها بريده، حس انساندوستي فراموش شده، و هيچکس رژيم را محکوم نمي کند.

به راستي چرا؟ چرا کسي ابراز انزجار نمي کند؟ بياييم براي يک لحظه هم که شده قبول کنيم که از مجاهدين به لحاظ سياسي بدتر وجود ندارد. آيا آنچه بر آنها مي رود، انساني است؟ آيا کساني که خود را مدافع حقوق بشر مي دانند، به شرايط پيش آمده معترض نيستند؟ انفجار اتوبوس حامل کارگران عراقي شاغل در قرارگاه اشرف را بخاطر بياوريم. آن اول کار بود، اين گام بعدي است. کمي صبر کنيم، خبر ترور تک تک رزمنده ها منتشر خواهد شد.

بايد اعتراض کرد، پيش از اينکه دير شود. بايد به تمام وزيران، وکلاي مجلس، مدافعان حقوق بشر نامه نوشت. بايد گفت، که نگويند نمي دانستيم. موضوع فراتر از مخالفت يا موافقت سياسي با مجاهدين است، موضوع نفوذ روز افزون رژيم است؛ در تمام جبهه ها - عراق، افغانستان، لبنان، اروپا.

علي ناظر – 31 تير 1385

منبع: سايت ديدگاه

 

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.