شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷ - ۱۸ دسامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نژاد پرستی، و بنیادگرایی؛ تقابل یا همیاری؟
علی فیاض

علي فياض

بعد از ظهر روز شنبه (11 دسامبر) در پی دو انفجار در مرکز شهر استکهلم یک نفر کشته و دو نفر دیگر مجروح شدند. تحقیقات نشان داد که عامل این اقدام جوانی عراقی بود که در دفاع از "اسلام" و پیامبر آن، دست به چنین اقدامی زده است. امروز (15 دسامبر) نیز خبرگزاری ها خبر انفجاری عظیم در چابهار را منتشر کردند که حدود 40 کشته و ده ها تن زخمی در برداشت. وجه مشترک این دو عملیات، هدف قرار گرفتن مراکزی بود که مردم عادی در آن حضور داشتند.

پیش از این نیز، عملیاتی از این دست صورت گرفته است. تروریست های صهیونیستی مدعی وابسته به دولت "یهود" و حمایت از حقوق یهودی ها، تحت سردمداری بن گوریون، بگین، موشه دایان و ... در بسیاری از عملیات تروریستی علیه شهروندان عادی فلسطینی شرکت جستند. ساکنان دیریاسین و یافا را قتل عام کردند. و الگویی شدند برای آریل شارون تا قتل عام صبرا و شتیلا را به نمونه های تاریخی دیگری تبدیل سازد. در الجزایر بسیاری از مردم عادی توسط مزدوران و تروریست های برتری طلب و راسیست فرانسوی قتل عام شدند. آنچه سربازان و خلبانان آمریکایی بر سر مردم ویتنام و عراق آوردند نیز – گر چه نام جنگ بر آن نهاده اند – جز تروریسم نام دیگری بر آن نمی توان نهاد. برتری طلبی ناسیونالیستی و قومی و نظامی انگیزه های پنهان عملیاتی بود که نام دفاع از منافع و دموکراسی را زینت بخش آن نمودند.

بنیادگرایی موجود که با تکیه بر "مذهب"، "خدا" و "کتاب مقدس"، بر برداشت های متعصبانه، جاهلانه و  غیر خردورزانه استوار است، چنان خود محور و خودبینانه به پیش می تازد که نه تنها حقوق "شهروندان غربی"، "کافر"، "مشرک" و "ملحد"، که شهروندان "مسلمان" را نیز  پای مال می کند. آنچنان که در بیشتر کشورهای اسلامی – از جمله ایران – رژیم های استبدادی و توتالیتر مذهبی و غیر مذهبی، بیش و پیش از همه به سرکوب خود مسلمان مشغول می باشند.

مساله این است که هم بنیادگرایی مذهبی و هم بنیادگرایی ملی – قوم پرستی و برتری طلبی نژادی – تنها و تنها با تکیه بر خشونت طلبی و خشونت پروری به پیش می تازند. این دو پدیده ی اجتماعی با تخریب علنی و عملی جامعه و ایجاد نا امنی، با دور زدن مفاهیمی چون عدالت، حقوق بشر، حقوق دگر اندیش و احترام به شهروندان، و بی توجه به ساختار و مکانیسم توسعه و تکامل اجتماعی، بر پیشبرد دیدگاه ها و عقاید ارتجاعی و افراطی خویش اصرار می ورزند.

طبیعی است که این دو پدیده را هرگز نمی توان از جوامع خود و تاثیرات و تاثرات متقابل آن دور ساخت. بنیادگرایی "اسلامی" در جوامع غربی همواره از سفره هایی تغذیه می کند که طعام آن را امپریالیسم، سرمایه داری لجام گسیخته، توهین و تحقیر فرهنگی – سیاسی جوامع عقب مانده، و ... فراهم می سازد. به همانگونه که بنیادگرایی قومی – ملی که چهره مهاجم خود را در قالب بیگانه ستیزی و راسیسم به نمایش می گذارد، از خوراکی تغذیه می کند که بنیادگرایی مذهبی انتقال یافته به غرب، رفتارهای بعضن نامناسب مهاجران، قانون گریزی و بی باوری برخی از آنها نسبت به قوانین مدون و اساسی جوامع میزبان و رفتارهای غیر مسئولانه برخی از مهاجران در اختیار آنان قرار می دهد.

تقابل این دو جریان، در نهایت به نوعی همیاری – تقویت مواضع و منافع – می انجامد. هر دو جریان وجود خویش را تنها در سایه حضور دیگری است که حس می کنند و عینی می پندارند. هر دو برای کاربرد عملیات ضد انسانی خویش، دیگری را برجسته می سازند تا بی استدلالی و بی خردی خویش را با تکیه بر وجود دیگری "عقلانی" به تصویر بکشند. هر دوی این جریانات خود سر و خود باور و نافی دیگران، با توسل به حضور آن "دیگر"ی است که خود را در راستای تحقق اهداف خویش محق جلوه می دهند.

برای اینکه بتوان این دو جریان را با یکدیگر مقایسه نمود، باید به شیوه های رفتاری – عملی آنها توجه نمود:

-          هر دو بیگانه ستیزند؛ یکی از موضع دینی، و یکی هم از موضع ملی – قومی

-          هر دو از کاربرد روش های خشونت آمیز ابایی ندارند – هر چند راسیست ها با توجه به حضور در جوامع دموکراتیک کمتر از روش های خشونت آمیز استفاده می کنند. (1)

-          هر دو در کاربرد ادبیات خویش از "تهدید" و جملات "خشونت آمیز" بهره می برند.

-          هر دو برای توجیه وجود خویش از بهانه وجود دیگری استفاده می کنند.

در دلایل پیدایش بنیادگرایی موجود و گرایش برخی از جوانان خارجی تبار به آن دلایل بسیاری را می توان بر شمرد. دلایلی که موضوع اصلی این یادداشت نیست. اما می توانم با اشاره ای کوتاه، زمینه را برای تعمق بیشتر در این مقوله فراهم سازم.

1-       حاشیه نشینی

2-       فقر

3-       عدم پیوستگی به جوامع میزبان

4-       شرایط بحرانی جوامع مادر که همواره با تحقیر و تمسخر از سوی کشورهای غربی مواجه بوده و هستند.

5-       یکسان انگاری همه ی مسلمانان با بنیادگرایی و تروریسم

6-       و در نهایت، توهین و بی احترامی نسبت به عقاید دیگران و عدم درک و فهم خواست ها و تمایلات مهاجران

 

___________________________

1) البته در همین کشور سوئد که نگارنده در آنجا ساکن است، تا کنون عملیات خشونت آمیز علیه خارجی ها کم روی نداده است. از مرد لیزری که در استکهلم مهاجران را نشانه رفته بود و باعث مرگ یکی از هموطنان ما شد، گرفته تا سوء قصدهایی که تا همین چند ماه پیش در شهر مالموی سوئد متوجه شهروندان خارجی تبار می شد.
@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است. 

www.fayyaz.blogsky.com

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.