شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۲ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

دیکتاتورهای کر، آخوندهای ضد بشر
میلاد مختوم

میلاد مختوم

بهمن ماه هر سال برای ما ایرانیان یادآور روزهای پر شکوه همبستگی، راهپیمایی های میلیونی و تحقق اراده ملی برای سرنگونی نظام ستم شاهی است. هر چند دستاوردهای آزادیخواهانه مردم بزودی توسط خمینی و دار و دسته ارتجاعی اش به غارت برده شدند و بهار آزادی ایران زمین چند صباحی بیش نپایید، اما کمتر ایرانی آزاده ای را می توان یافت که بهار کوتاه آزادی را تجربه کرده باشد و دست کم بابت به زباله دانی تاریخ فرستادن سلسله خائن و وابسته پهلوی با دیده افتخار به ملت رشید ایران نگاه نکند. بهمن امسال با موج خیزش و قیام در کشورهای شمال افریقا همراه شده است. راهپیمایی های مردم ستمدیده تونس و مصر، بویژه پایداری و پافشاری ستودنی مردم تونس برای برچیدن پس مانده های رژیم دیکتاتوری بن علی و زدودن صحنه سیاست کشورشان از وجود بازمانده های رژیم دیکتاتور فراری، روزنه امیدی است برای همه مردم ستمدیده و آزادیخواهان جهان، به خصوص برای مردم ایران؛ ملتی که با وجود پیروزی مقطعی انقلاب شکوهمند بهمن 57 و برچیده شدن نظام پوسیده سلطنتی، نه تنها به آزادی و رفاه اجتماعی نرسید، بلکه از چاله به چاه افتاد و بیش از سی سال است که در چنگال خونین رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی، یکی از وحشی ترین رژیم های ستمگر تاریخ بشری، گرفتار است.

 

شعله های آتشی که یک جوان بیکار و محروم تونسی، زیر فشار خردکننده ستم دیکتاتوری پلیسی زین العابدین بن علی و برای بر افروختن فریاد اعتراض مردم تونس بر تن رنجور خویش نشاند، می رود که خشم فروخفته در گلوی خلق های ستمدیده شمال افریقا و منطقه خاور میانه را بر افروزد. دیکتاتور تونس در فاصله کوتاهی و در میان بهت حامیان استعماری که همچنان برای پشتیبانی از او محموله های سلاح، ابزار سرکوب و گاز اشک آور ارسال می کردند، فرار را بر قرار ترجیح داد. فرار شبانه بن علی و پایداری مردم قهرمان تونس برای سرنگونی بازمانده های رژیم ستمگر او، جوانه های امید را در دل مردم سایر کشورهای منطقه، الجزایر، یمن، مصر و اردن، شکوفا کرد. دیری نپایید که مشت های گره کرده مردم دلیر مصر بر علیه دیکتاتوری نظامی حسنی مبارک در هوای سوئز، اسکندریه و قاهره بلند شدند و فریاد "مبارک برو گم شو" بر فراز میدان تحریر قاهره طنین انداز شد. هر چند هنوز نمی توان بپیش بینی کرد که قیام مردم مصر به چه سرنوشتی دچار خواهد شد، اما با قاطعیت می توان ادعا کرد که سکوت قبرستانی حاکم بر توده های محروم مصری شکاف بزرگی برداشته است و روزهای پایانی دیکتاتوری نظامی حسنی مبارک فرا رسیده اند.  

 

روی صفحه مختصات رخدادها و تحولات اخیر در کشورهای شمال افریقا بویژه در تونس و مصر خطوط موازی زیادی با صحنه رخدادهای انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران در سال 1357 دیده می شود. شباهت های رخدادهای هفته های اخیر در تونس و مصر با تحولاتی که در سال 57 به سرنگونی رژیم خائن و وابسته پهلوی انجامید، تنها به راهپیمایی های بزرگ و انفجار خشم توده های سرکوب شده محدود نمی شود. رژیم های ستمگر وابسته به بیگانگان در برابر موج اعتراضات گسترده توده های تحت ستم و شکاف برداشتن تور اختناق، واکنش های هر چند سراسیمه اما مشابه ای از خود نشان می دهند. در ابتدا تلاش می کنند، با توسل به همان شیوه های کهنه سرکوب و ایجاد رعب و وحشت از گسترش شعله های خشم مردم جلوگیری کنند. اما وقتی دیگر سرکوب، حتی در ابعادی وحشیانه تر از گذشته، به برقراری مجدد سکوت گورستان در قلمرو تحت حاکمیت نمی انجامد و نتیجه مطلوب را نمی دهد و اولین شکاف ها در تور اختناق جهنمی شان سر باز می کنند، دیکتاتورهای امثال محمدرضا پهلوی و زین العابدین بن علی که به دنبال سالیان دراز سلطه خونین بر سرنوشت مردم و تکیه بر اریکه قدرت در سایه حمایت بیگانگان، دچار توهم آسیب ناپذیری بودند، با ظهور نخستین نشانه های همبستگی در میان اقشار مختلف مردم، دچار تشنج می شوند. همبستگی و اراده مردم برای به دست گرفتن مقدرات خویش از دیکتاتور قدر قدرت سابق، کاریکاتوری می سازد، کاریکاتوری لرزان که در اوج استیصال به فریب متوسل می شود، تخم تفرقه می پراکند و به یک باره گوش هایش شنوا می شوند و بر زبانش طوطی وار جمله "صدای مردم را شنیدم" جاری می گردد. پس از آن و برای نشان دادن صداقت نداشته، به مردم قول اصلاحات و گشودن فضای سیاسی و بهبودی اوضاع اقتصادی می دهد و در این مسیر تعدادی از غلام های حلقه به گوش و مهره های دست نشانده و چاکران مفت خر خود را نیز قربانی می کند و خلاصه کاسه کوزه ها را بر سر سرسپردگان خویش خراب می کند تا بلکه خود از معرکه جان سالم به در برد. به هر خس و خاشاکی متوسل می شود، چپ و راست نایب و نخست وزیر و وزیر و فرمانده عوض می کند و با این دست و پا زدن های بی حاصل، بیشتر در باتلاق خود ساخته فرو می رود و به طرز بسیار مضحکی به مردمی که دیگر برای به زیر کشیدن او از اریکه قدرت عزم جزم کرده اند، ثابت می کند که نه تنها خواست، بلکه توان شنیدن صدای مردم را هم ندارد. در همین مرحله است که اربابان واقعی در پشت پرده دست به کار می شوند و تحت عنوان انتقال منظم و مسالمت آمیز قدرت و در واقع اما برای تداوم بساط چپاول و غارت و از آنجا که دست بالای دست زیاد است، به جستجوی گماشته جدیدی می پردازند. گماشته جدید که پیدا شد، حاکم قدر قدرت سابق را، همچون دستمال کاغذی یک بار مصرف، به حال خود رها می کنند تا حاصل دزدی های خویش را گرد آورده، شبانه در برود. فرار نه چندان عجولانه خاندان پهلوی و دار و دسته هزار فامیل از این گونه بود. "کتابچه راهنمای دیکتاتورها" برای این مرحله دیگر رهنمود خاصی ندارد؛ هر کس، هر چه بتواند از کشور خارج می کند، یکی جواهرات سلطنتی و حساب های ارزی میلیاردی را می رباید و آن دیگری شمش های طلای بانک مرکزی را. گاه این دگردیسی از دیکتاتور به کاریکاتور و از کاریکاتور دیکتاتور به دزد فراری با چنان سرعتی انجام می گیرد که حتی اربابان استعمارگر هم انگشت به دهان می مانند؛ از این گونه بود ماجرای فرار شبانه و عجولانه دیکتاتور تونس، بن علی و چهل دزد کارتاژ.

با وجود تمامی این شباهت ها، یک تفاوت اساسی بین تحولات امروز تونس و مصر و انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران وجود دارد و آن عدم وجود شیادی از جنس خمینی دجال در جایگاه رهبری مردم این کشورها است. از زمان به قدرت رسیدن خمینی دجال در ایران، دیکتاتورهای کوچک و بزرگ کشورهای منطقه، با اشاره به یاغی گری ها و وحشیگری های رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی و بر شمردن جنایات آخوندهای ضد بشر در ایران، نزد اربابان خود برای سیاست های سرکوب گرانه خود مشروعیت کاذب می خریدند. لولوی خمینی مستمسکی شده بود برای حمایت غرب از دیکتاتوری های ستمگر در اقصی نقاط خاور میانه و کشورهای شمال افریقا. جای بسی خوشبختی است که مبارزات و مقاومت پیگیر مردم ایران در برابر رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی مشت دار و دسته ارتجاعی خمینی و پیروان شیاد او را در جهان چنان باز کرده است که در تمامی کشورهای منطقه، نیروهای مخالف دولت های حاکم، حتی نیروهای مذهبی هم، آشکارا از مرام ضد بشری خمینی و تمامی باندهای جنایتکار پیرو او فاصله می گیرند.

 

علی رغم ادعاهای پوچ و تمسخر آمیز سران جنایتکار جمهوری اسلامی، چه جناح غالب و چه جناح مغلوب آن، در مورد ماهیت اسلامی داشتن قیام های مردمی و جنبش های اعتراضی مردم منطقه، به نظر می رسد مردم ستمدیده شمال افریقا، بویژه مردم تونس و مصر از اشتباه تاریخی مردم ایران در اعتماد کردن به دار و دسته ارتجاعی و ضد بشری خمینی درسی تاریخی و با ارزش گرفته اند، به طوری که تا کنون هیچ اثری از شعارهای مذهبی در میان شعارهای آنان دیده نشده است. باید امیدوار بود که مردم تونس و مصر همچنان با اتکا بر اصل ضروری و حیاتی "جدایی دین از دولت" روی خواسته های دموکراتیک و آزادیخواهانه خود در چارچوب یک نظام سکولار مردم سالار متمرکز شوند و هیچ فرصتی به باندهای جنایتکار پیروان خمینی دجال ندهند.

 

میلاد مختوم

دوم فوریه 2011

 

"یادداشت های روز"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می شوند. در صورت تمایل به باز تکثیر متن، لطفاً منبع را "یادداشت های روز سایت دیدگاه" قید کنید.    

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
میلاد مختوم:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.