شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۴ فوریه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جامه ات شویم شپشهایت کشم
علی ناظر

علی ناظر

 

موسی به چوپان نهیب زد که:

لم یلد لم یولد او را لایق است

والد و مولود را او خالق است

 

و چوپان:

گفت ای موسی دهانم دوختی

وزپشیمانی تو جانم سوختی

جامه را بدرید و آهی کرد و تفت

سر نهاد اندر بیابان و برفت

 

و «خدا» گفت:

وحی امدی سوی موسی از خدا

بندهء ما را زما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی

یا خود از بهر بریدن آمدی

...

هر کسی را سیرتی بنهاده ام

هر کسی را اصطلاحی داده ام

...

من نکردم امر تا سودی کنم

بلک تا بر بندگان جودی کنم

...

من نگردم پاک از تسبیحشان

پاک هم ایشان شوند و درفشان

ما زیان را ننگریم و قال را

ما درون را بنگریم و حال را

ناظر قلبیم اگر خاشع بود

گرچه گفت لفظ نا خاضع رود

...

آتشی از عشق در جان برفروز

سربسر فکر و عبارت را بسوز

مولوی (مثنوی چاپ 1353، دفتر دوم ابیات 1750 به بعد – برخی از ابیات در چاپ های دیگر متفاوت نوشته شده اند.)

 

ساکنین اشرف و پیش از آنها هزاران مجاهد و مبارز چپ به خون خود غلطیدند، تا بتوانیم سخن بگوییم. بتوانیم سخن را آنگونه که می توانیم و می خواهیم بگوییم. جملات خود را برای خوشایند دیگری ننویسیم، و یا حتما آنگونه بنویسم که همه فهم و همه پسند باشد.

 

تنی چند از فرزندان خلق در اشرف جان باخته اند. برخی تسلیت گفته اند، برخی به عزا نشسته اند، برخی خون گریه می کنند، و برخی آنگونه که خود می اندیشند، این جنایت را در فحوای نوشته خود، محکوم می کنند.

 

بیایید در این روزهای سنگین، بر کسانی که انشاء و سخن ما را کلمه به کلمه بازگو نمی کنند، نتازیم. بر آنها خرده نگیریم که چرا آنگونه که رسم امروز است، این جنایت را محکوم نکرده اند. بر آنها نتازیم. مرز آنها با رژیم اصل است و نه زاویه ورود آنها به این جنایت.

 

باور کنید، دهه ها پیش از اینکه بسیاری از من و تو و او در عرصه مبارزه قدم گذاشته باشیم، برخی از اینها که با انشاء و کلام خود جنایت در اشرف را محکوم می کنند، زشتی استبداد را با چشیدن تازیانه مستبد، در زندان شاه و شیخ نفی می کردند.

 

این جنایت محکوم است. باید به دیگران اجازه داد تا نفرت خود از این جنایت را آنگونه که می خواهند بیان کنند.
 
سایت دیدگاه هرکس که این جنایت را با هر جمله و با هر زاویه و با هر صغری و کبرایی، محکوم می کند، در صف خلق می داند، و خود را در جایگاهی نمی بیند که به او نصیحت کند، او را شماتت کند، و یا او را از صف خلق دور کند.
 

حدود 71 سال پیش در همین روز ها (ماه می تا ژوئن 1940)، متفقین در دانکرک پیاده شدند، و شکستی وصف ناپذیر خورده و مجبور به عقب نشینی شدند. در این عقب نشینی 338,226 سرباز انگلیسی و فرانسوی و بلژیکی بوسیله کشتی و قایق و ... به مناطق امن منتقل شدند. در این نبرد بیش از 35000 سرباز کشته، اسیر و یا مفقود شدند. چرچیل، نخست وزیر وقت که دستور این عملیات را صادر کرده بود، نجات بیش از 330 هزار سرباز را معجره خواند. وی در گزارشش به پارلمان گفت که امید او برای نجات سربازان، تنها 20 تا 30 هزار نفر بود. وی این نقشه نظامی را یک فاجعه مفتضح نامید. دلیلی که چرچیل تن به این اعتراف داد، انتقاداتی بود که از چپ و راست بر او سرازیر شده بود. انتقاداتی که در آن روز ها، و درست زمانی که اجساد سرباز انگلیسی، فرانسوی و بلژیکی در سواحل و آبهای دانکرک می پوسیدند، می توانست شالوده ها را از هم بپاشاند. چنین نشد. انتقاد پذیری در سیستمی دموکراتیک باعث شد تا چرچیل و دولت او خود را برای گامهای بعدی که به پیروزی ختم شد، هوشیارتر و سنجیده تر آماده کنند تا برای همیشه دشمن را بر زمین بزنند.

 

من با حذف و با سانسور اندیشه و مرام و عقیده شدیدا مخالفم.

مرگ بر خمینی که تخم کین و بدبینی را در ما کاشت.

مرگ بر شاه و خمینی که نگذاشتند تحمل کردن بیاموزیم.

 
موسی در انتقاد از خود: 

هیچ آدابی و ترتیبی مجو

هر چه می خواهد دل تنگت بگو

کفر تو دینست و دینت نور جان

ایمنی وز تو جهانی در امان

......

 
چوپان دیگر پشت به خدا کرده است: 

گفت ای موسی از آن بگذشته ام

من کنون در خون دل آغشته ام

...

حال من اکنون برون از گفتنست

این چه میگویم نه احوال منست

 

علی ناظر

24 فروردین 1390

 

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 17 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: همیشه مبارز]  [ alwaysfught@yahoo.com ]  

ناضر عزیز بار دیگر از شما خواهش می کنم میلاد مختوم ما را اجازه نوشتن در این سایت مهم بدهی. او کاری نکرده که او را محروم کرده ای؟!!!

علی ناظر: نمی دانم چرا به این نتیجه رسیده اید، ولی جهت اطلاع:

1- دیدگاه هیچ موقع هیچ کسی را محروم از نوشتن در دیدگاه نمی کند.

2- آخرین متن از ایشان همین چند روز پیش منتشر شد (به ستون اسناد مراجعه کنید).

3- چرا باید همه، همیشه در حال نوشتن باشند، وگرنه....؟

زنده باشید
  

[تاریخ ارسال: 14 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: پروین]  [  ]  

جناب علی ناظر محترم/نوشته اید "من با حذف وبا سانسور اندیشه ومرام وعقیده شدیدآ مخالفم"چنانکه باچشم خود میبینیم / برتارک سایت شما دیدگاه هم (آزادی بیان و عقیده و و.. ) میدرخشد/ اما ((دردنامهء آوریل سیاه)) جناب همنشین بهار که از دوستداران خالص مجاهدین میباشد را حذف و سانسور میفرمائید!آیا از ترس برادران غیور(حذاف) استکه شما دست بخودسانسوری میزنید یا علت دیگری دارد شما (مدیر) سایت دیگاه هستید و صاحب اختیار و با صدای بلند میگوئید که ضد سانسور میباشید؟!آقای ناظر من درهیئت یک ایرانی زن /مادر / خواهر / همسر/ باتمام وجود میسوزم ازینکه هموطنم درکشوری بیگانه ایچنین وبا تحقیر زیر سم ستوران اجنبی جان میدهند....هیچکس ومقام وشخصیتی حق ندارد برایم تعیین تکلیف کند که(نمیخواهیم دلتان بسوزد و بهتر که خفه شوید)!!خفه نمیشویم وبا صدای بلند فریاد بایدزد که پیش از ارتش بیشرف اشغالگر ونوکران صیغه زاده اشان درحکومت های ایران وعراق /خون قربانیان اشرف بگردن زوج خودشیفتهء رهبری این سازمانست /هرکس هرچه دلش میخواهد فحاشی کند . وقتیکه این حضرات درخارج ازکشور سانسور را بر روزنامهء مجازی تحمیل میفرمایند /پس وای بحال ملت در (جمهوری دموکراتیک اسلامی بعد ازین)!! داستان موسی وشبان قشنگ است /اما امیدوارم عقب نشینی (مظفرانهء)چرچیل کمی گوش حضرات را قلقلک دهد

علی ناظر: همنشین بهار از یاران عزیز دیدگاه هستند. قلم ایشان و تاریخچه ایشان علیه شیخ و شاه بر کسی پوشیده نیست. ایشان کد ورودی به دیدگاه را داشته و خود تصمیم به باز نگری به نوشتار خود گرفته اند.

باز هم تکرار می کنم: من با حذف و سانسور مخالفم.
  

[تاریخ ارسال: 14 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: امید لرستانی]  [  ]  
با دورود، واقعا که حق مطلب را در این نوشته ادا کردید و کسانی که می خواهند از رگبار خشم آگین واژه ها تحت نزاکت و رعایت در کلام،برای این جنایت پیشه گان از وزنه و بار گران کلمه بکاهند را از پیش خلع سلاح کردید.می گویند که توهین نکنید ولی نمی گویند به چه کسی!!!آخه مگر این برون آمده گان از اعصار تاریخ که ریششان به نجاست تحجر آغشته است برای کسی حتی به اندازه یک ارزن رعایت ادب نموده اند؟ این گله سگان وحشی که در موقع گرسنگی کثافت خود را هم یکجا می بلعند نه تنها به شعور مردم ایران حتی به دودمانمان هم توهین می کنند. پس جا دارد که از این به بعد واژه گان به درستی از چله کمان ادبیات رها شده به قلب این شب پرستان تباهی شلیک شود.البته تخاص خون مجاهدین ، کمونیستها و تمام آزادیخوان نه تنها با واژه بلکه با باران گلوله باید گرفته شود. پس بیائید واژه گان را به بند و اسارت نکشیم و آن چیزی که لایق این بو گندوهای خمینی صفت است را نثارشان کنیم.باشد تا دلاوریهای اشرفیان نقطه عطفی در اتحاد و همبستگی نیروهای سرنگونی طلب بر علیه بوزینه گان جمهوری اسلامی شود.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.