شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲ تير ۱۳۹۷ - ۲۳ ژوئن ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

محال اندیشان
میلاد مختوم

میلاد مختوم

سازمان مجاهدین خلق ایران در تمام طول حیات مبارزاتی خود بارها ثابت کرده است که از استعداد و توانی شگفت برای رویارویی و برخورد با شرایط سخت و پیچیده ای که در مسیر رخدادهای ناسازگار بر سازمان تحمیل می شوند، برخوردار است. توانی که سازمان را قادر می سازد حتی در دشوارترین شرایط و البته با پرداخت هزینه های لازم سیر تحولات پیرامونی را طوری بچرخاند که نه تنها خطرات و تهدیدات را از سر بگذراند، بلکه فرصت ها و امکانات تازه ای هم از دل همان شرایط تحمیلی در جهت تداوم مبارزه بیافریند. در طی این سال ها سازمان توانسته است در سایه همین انعطاف پذیری و قدرت تطبیق بارها همچون ققنوس از میان خاکستر برخیزد، بدون اینکه حتی لحظه ای چشم از هدف مبارزه، یعنی سرنگونی رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی و استقرار آزادی و دموکراسی در ایران، بردارد. شیوه تهاجمی برخورد سازمان با شرایط خطیر تحمیلی در مقاطع مختلف تاریخی و توان بالای سازمان در گذر از سرفصل ها و عبور از فازهای گوناگون مبارزاتی باعث شده است که در چندین مورد پذیرش ضرورت های نامطلوب و بسیار دشوار و بر عهده گرفتن مسئولیت تداوم مبارزه با قبول تمامی ریسک های آن توسط مسئولین سازمان از طرف برخی ناظران نه چندان بی طرف به عنوان انتخابی ماجراجویانه، ناسنجیده و اجتناب پذیر ارزیابی شود. اشاره کوتاه به دو نمونه از این سرفصل ها به روشن شدن موضوع کمک خواهد کرد.


نمونه اول گذر سازمان از فاز سیاسی به فاز نبرد مسلحانه پس از نزدیک به دو سال و نیم مبارزه سیاسی مسالمت آمیز و پرهیز از هر گونه درگیری با نیروهای سرکوبگر رژیم در سی خرداد 1360 گامی بود که از طرف رژیم آخوندی به سازمان مجاهدین خلق ایران تحمیل شد. در واقع پس از اینکه تظاهرات مسالمت آمیز مردم در سی خرداد 1360 توسط رژیم آخوندی به گلوله بسته شد و حق حیات مجاهدین بر اساس فتوای خمینی دجال نفی گردید، دیگر راهی به جز مقاومت انقلابی و نبرد مسلحانه برای دفاع از حقوق مسلم مردم باقی نمانده بود و از آنجا که تن دادن به تسلیم و تعطیل مبارزه هرگز نزد مسئولین مجاهدین به عنوان یک گزینه مطرح نبوده است، شروع مبارزه مسلحانه بر علیه رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی نه یک انتخاب بلکه پذیرش ضرورتی هر چند ناخوشایند اما حیاتی بود. همین پذیرش مسئولیت تداوم مبارزه و روشن نگهداشتن شعله های مقاومت و پرداخت تمامی هزینه های آن تا کنون، همچنان از طرف سردمداران نظام ولایت فقیه و وابستگان و مزدوران رنگ وا رنگ آشکار و پنهان آن به عنوان گناه نابخشودنی سازمان مجاهدین خلق عنوان می شود. بویژه در یکی دو ماه اخیر که پس از سال ها تلاش های دیپلماتیک و پی گیری های قضایی موضوع خارج ساختن نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست سیاه وزارت خارجه امریکا وارد مرحله حساسی شده است، مزدورانی از قماش کدیورها و گنجی ها پرده ها را کنار زده و با بی شرمی و وقاحتی خمینی وار جنبش مقاومت مردم ایران و نبرد مسلحانه انقلابی فرزندان خلق را تروریسم می نامند و در تمامی روضه خوانی های خود به هر بهانه ای گریزی هم به آنچه در مخیله کثیف ضد مردمی شان عملیات تروریستی سازمان مجاهدین نام گرفته است، می زنند و برای مقابله با گروهکی که تاکنون چندین بار فاتحه اش را هم خوانده اند، عاجزانه دست به دامان شیطان بزرگ می شوند و با نامه نوشتن به وزیر خارجه امریکا لاشه امام دجال شان را در گور می لرزانند.


نمونه دوم انتقال نیروهای سازمان در خرداد ماه سال 1365 به عراق است. در شرایطی که دولت فرانسه با تن دادن به تهدیدات ملایان مسئولین سازمان و به طور مشخص آقای مسعود رجوی را برای تعطیل کردن مبارزه و پایان دادن به فعالیت های سیاسی در فرانسه تحت فشار قرار داده بود و سایر کشورهای اروپایی هم به خاطر ترس از عملیات تروریستی و گروگانگیری های رژیم خمینی از پذیرش نیروهای مجاهدین خودداری می کردند، مسئولین مجاهدین با پذیرش حداکثر ریسک و با آگاهی کامل از پیامدهای و خطرات چنین اقدامی که در واقع با راه رفتن روی لبه تیغ قابل مقایسه است، برای خنثی کردن فشارها و تداوم مبارزه تصمیم به رفتن به عراق گرفتند، زیرا این بار هم تن دادن به تسلیم و تعطیل مبارزه نزد مسئولین مجاهدین به عنوان یک گزینه مطرح نبود. به دنبال این اقدام جسورانه بود که یک بار دیگر عدو سبب خیر شد و محال اندیشی مجاهدین افق تازه ای از امکانات برای گسترش مبارزه در اختیار آنها قرار داد و امکان تشکیل ارتش آزادیبخش در خاک عراق فراهم گردید، چیزی که سال های متمادی خواب را از چشم سران رژیم آخوندی ربود و همچنان هم یکی از نگرانی های عمده آنان است.


همین دو نمونه به خوبی نشان می دهند که برای مسئولین مجاهدین خلق ایران در سرفصل های مختلف و حتی در خطیر ترین شرایط هم امر تداوم مبارزه اولیت داشته و عامل عمده تعیین سیاست های مبارزاتی آنها بوده است. بدون شک در شرایط دشوار کنونی هم مجاهدین خلق ایران به اصول خویش پایبند خواهند ماند و بهترین تصمیم را برای تضمین تداوم مبارزه خواهند گرفت. محال اندیشان بر خلاف مآل اندیشان که در شرایط دشوار و پر خطر هدف را فراموش کرده و از رفتن باز می مانند، هرگز چشم از هدف برنمی دارند، بلکه با تحلیل شرایط و بازنگری راه های رفته در راه های تازه ای به سوی هدف گام بر می دارند.


میلاد مختوم

22 آوریل 2011


"یادداشت های روز"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می شوند. در صورت تمایل به باز تکثیر متن، لطفاً منبع را "یادداشت های روز سایت دیدگاه" قید کنید.

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
میلاد مختوم:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.