شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲ آوریل ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

اندر باب درگیری های درونی رژیم و نتایج مثبت آن!
علی فیاض

علي فياض

از قدیم می گفتند "پیش لوطی و معلق زدن"! حال اما با توجه به درگیری های درونی حاکمیت آخوندی – بسیجی، و با توجه به توجیه! "مصلحتی"! "مقام معظم رهبری" در ماجرای جا به جایی در وزارت اطلاعات، و بی اعتنایی محمود احمدی نژاد به آن مقام معظم!، ظاهرا این رهبر است که برای "عنترش" معلق می زند!

اینطور که پیداست "رهبر معظم"، که همه ی "علما"، "مراجع" و "فقها" درباره اهمیت او سخن گفته و می گویند، نزد رییس جمهور منتخب این رهبر کبیر! به پشیزی نمی ارزد! و البته این نخستین بار نیست که چنین می شود. پیش از این هم ولی "فقیه" ارتجاع درباره اسفندیار مشایی به جناب رییس دولت هشدار داده بود که معاون اولش نشود، اما رییس دولت به جای کنار گذاشتن او، نامبرده را رییس دفتر "رییس جمهور" نمود، تا مقام معظم بداند که این کره خر رام، لگد زدن را هنوز  فراموش نکرده است!

و حالا پس از ماجرای اسعفا یا برکناری وزیر اطلاعات، دیگر بار کشاکشی پیش آمد و برخی را به جان هم انداخت. و البته که مفید برای فایده بردن!

از نگاه طنز آلود به ماجرا که بگذریم، لازم می آید کمی هم از جدیت آن سخن بگوییم.

تضادها و درگیری هایی که تا کنون زیر تاثیر دعواها و درگیری های میان 2 خردادی ها – "اصلاح طلبان" با تمامیت خواهان و اصول گرایان پوشیده مانده بود، پس از ماجرای انتخابات 1388 و رسوایی هایی که برای رژیم به بار آورد، کاملا آشکار شد.

اینکه رژیم به ویژه پس از مرگ روح الله خمینی، مدام با بحران های درونی مواجه بوده است، موضوعی است که هم برای اپوزیسیون واقعی خوش آیند می باشد و هم باید از آن به گونه ای هنرمندانه بهره برداری نمود و هم آن را به فال نیک گرفت.

شقه شدن رژیم، غیر خودی شدن "خودی" ها، تیغ به روی هم کشیدن ها، جراحی ها و ریزش ها – صرف نظر از عوامل و دلایل آن – یک پیام روشن و آشکار به همراه دارد. و آن پیام این است که رژیم به رغم تمامی تبلیغات و تلاش ها و رنگ آمیزی ها برای اثبات وحدت درونی، یکدست بودن، و دنباله روی همه ی "فرماندهان کشوری و لشکری"! از رهبری و تبعیت بی چون و چرای از او، و اینکه 70 میلیون جمعیت مردم ایران پشت "رهبری" ایستاده اند، یاد هواست و دروغی بیش نیست! و چنین شعاری تنها کسی را که به خنده وا نمی دارد، همانا روح الله خمینی است که استخوان هایش نیز خاک شده است! دیگر نه تنها مردم ایران، که مردم جهان نیز به روشنی متوجه این واقعیت شده اند که این رژیم نه تنها یکدست نبوده و نیست، که دیده و می بینند که کسانی که منافع شان با بود و نبود این رژیم پیوند خورده است و هر لغزشی می تواند هستی شان را به باد دهد نیز دیگر قادر به تحمل یکدیگر نیستند.

واقعیت این است که چون این رژیم از همان آغاز با زور، استبداد و سرکوب خود را بر جامعه تحمیل و حفظ کرده است، هیچ پیوندی با ملت و نیروهای فعال در عرصه سیاست، جامعه و فرهنگ نداشته است. یکدستی ظاهری آن تنها و تنها محصول سرکوب، ریا، تبلیغات و سوء استفاده های مزورانه از مذهب است.

واقعیت این است که از آن جایی که این رژیم و گردانندگان آن در ساختارها و سازکارهای خود به گونه باندهای مافیایی و تبهکار عمل می کنند، نه می خواهند، نه می فهمند و نه می توانند هماهنگ و یکدست رفتار کنند. فساد درونی، جنگ قدرت، عدم پای بندی به اخلاق و ارزش های انسانی، بی وجدانی، شیوع ریا و تزویر، تبهکاری و جنایت پیشه گی، و تسخیر و حفظ قدرت، هیچ مرز بشری را برای آنان بر جای نگذاشته است. این است که نزدیک ترین و منسجم ترین این باندها، تا زمانی که حاکمیت بر بستر فساد، جنایت و بی عدالتی پیش می رود – که از این حکومت نیز انتظاری جز این نمی رود – یکدست نخواهد ماند و تضادها و حسادت ها و قدرت طلبی ها آنها را باز هم به جان هم خواهد انداخت.

گردانندگان حکومت موجود، به اندازه ای فاقد اخلاق، وجدان و شرافت بشری می باشند که به تنها چیزی که می اندیشند، حفظ اندوخته و قدرت می باشد. بدون تردید آنها بر این امر آگاه می باشند که برای حفظ وضع موجود می بایست به یکدیگر تکیه کنند، باید در کتار هم باشند، و باید "دست در دست هم دهند به مهر"! اما از آن جایی که ساختار حاکمیت، ساختاری فاسد، ضد بشری و جنایتکارانه می باشد، مانع از آن می شود که آنها با "مهر" و صمیمیت در کنار هم پیش روند. تضادها، آشوب ها، نارضایتی ها و موضع گیری های توده های خلق، که طی این سه دهه خود را بارها به نمایش گذاشته است، امکان و فرصت یکدست نمودن حاکمیت را از آنها گرفته است. پوپولیسم و مردم گرایی ظاهری،  فریبنده و خود را به مردم نزدیک ساختن، بارها و بارها کار دست آنها داده است.

این پروسه بلافاصله پس از مرگ خمینی و پیدایش جناح بندی های "خط امامی: و دنباله روان "مقام معظم" رهبری تا انشعاب هاب "روحانیت مبارز" به "جامعه روحانیت مبارز" و "مجمع روحانیون مبارز" تا اصلاح طلبان و اصولگرایان و ... حتی تا حذف اکبر رفسنجانی و ... همچنان ادامه داشته و ادامه خواهد داشت.

رژیم بسیار ضربه ها از "خود" خورده است. و البته این ضربه خوردن ها ادامه دارد. فساد و پوسیدگی رژیم و درگیری ها و تضادهای درونی آن، نوید بخش از هم گسیختگی، از هم گسسته گی و فروپاشی آن می باشد. به فال نیک بنگریم.                                                                                         

www.fayyaz.blogsky.com

alifayyaz@live.se

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.