شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۱ مه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

اولین حکم قصاص با اسید در ایران

دویچه وله

مجید موحدی، متهمی که هفت سال قبل دختر مورد علاقه خود را با پاشیدن اسید نابینا کرده، به زودی از هر دو چشم و با اسید قصاص می‌شود. حکم این مجازات از سوی شعبه ۷۱ دادگاه کیفری در آذر ماه سال ۸۷ صادر شده است.


 


 روزنامه "تهران امروز" به نقل از یک منبع آگاه نوشته که مجید موحدی، متهم پرونده اسیدپاشی، به احتمال قوی روز شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ در تهران قصاص می‌شود. بنا بر این خبر، قرار است این حکم توسط  آمنه بهرامی، قربانی این حادثه، و در صورت خودداری او، توسط متخصصان اجرا شود.


 


"تهران امروز" از قول منبع آگاه خود نوشته که «در اجرای این حکم دقت کافی می‌شود تا ضایعاتی بیشتر از آنچه به قربانی وارد شده، نصیب متهم حادثه نشود».


 


آمنه بهرامی‌نو، قربانی انتقامجویی عاطفی از جانب مردی است که او را یکسویه دوست داشته و پاسخ منفی در خواستگاری شنیده است.  مجید موحدی، پس از سرخورده شدن از عشق، در غروب ۱۲ آبان سال ۸۳ در منطقه سیدخندان تهران به صورت آمنه بهرامی اسید می‌پاشد و فرار می‌کند. او چند روز بعد دستگیر و پس از اقرار به عمل خود راهی زندان می‌شود.


 


از زمان اسیدپاشی تا اولین رسیدگی پزشکی به آمنه بهرامی، پنج ساعت فاصله است. به همین دلیل، از چهره قربانی چیزی چون شمع آب شده باقی می‌ماند و چشم‌هایی که دیگر نمی‌بینند.


 


آمنه بهرامی مهندس الکترونیک است و با مجید موحدی در زمان تحصیل در دانشکده برق آشنا شده است. او در گفتگوی چند ماه قبل خود با دویچه‌وله در شرح ماجرا می‌گوید: «از شرکت آمدم بیرون که به خانه بروم. ساعت چهار و نیم بود و خورشید داشت غروب می‌کرد. تا پیچیدم به طرف پارک رسالت، دیدم کسی با یک ظرف قرمز پشت سرم است. اول فکر کردم مزاحم است و کنار رفتم تا رد شود. اما یک لحظه چشم تو چشم شدیم و او اسید را پاشید تو صورتم و پا گذاشت به فرار. قبلا هم خیلی تهدید کرده بود. می‌گفت از زندگی سیرم. تو هم باید با من بسوزی. نمی‌دانستم چه‌جوری می‌خواهد مرا بسوزاند.»


 


هیچکس کاری نکرد


 


آمنه بهرامی می‌گوید که مردم در زمان حادثه هر چه فریاد کشیده، کاری نکردند یا نمی‌دانستند چه باید بکنند. مردی به او آب می‌دهد که بدترین مرهم برای سوختگی با اسید است: «خودم تندتند مقنعه‌ام و لباس‌هایم را تا جایی که می‌توانستم از تنم در آوردم. چون می‌دانستم اسید چکار می‌کند. بعد بیمارستان رسالت مرا نپذیرفت و گفتند نمی‌دانیم باید باهاش چکار کنیم. بعد مرا بردند به بیمارستان لبافی که پنج ساعت از زمان سوختگی می‌گذشت. آنجا به من گفتند دیگر خیلی دیر شده و متاسفانه هر دو چشم را اسید سوزانده است.»

منبع: دویچه وله، 20 اردیبهشت 1390




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
دویچه وله:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.