شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ - ۲۵ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

کوه موش زائید
توفان، ارگان مرکزی حزب کار ایران

توفان

( یارانه هدفمند = تنزل ارزش کار )

     قرار بود که آقای خمینی و شرکاء، با برپائی حکومت موروثی اشرافیت دوازده امامی در ایران – دولت « مستضعفین »! تمام آثار آشکار و نهان استبداد حرام سلطنتی را پاک کنند. همه نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی و... را برطرف نمایند. مناسبات طاغوتی را بکلی براندازند. برای همیشه ریشه بیکاری، فقر و تنگدستی و خانه بدوشی را بخشکانند. نوعی « اقتصاد اسلامی »! بوجود آورند – با توسل به وحی و قسم و آیه و... ایران را آزاد و آباد و شکوفان کنند، به عرش اعلا برساند، مدلی بی مانند برای حکمرانی جهانی مستضعفین بدست دهند. حتی وعده نوعی خدمات همگانی – آموزش و بهداشت و درمان و ایاب و ذهاب و نفت و... رایگان میداند. از این مهملات، اراجیف خررنگ کن.

     شواهدی هست مبنی بر اینکه بازی شرعی حضرات، اسلام ساختگی کلاشان وطنی نگرفت. استبداد و اختناق، غلیظ تر و گسترده تر شد. هنوز اندیشدن، نظر و نظریه پردازی مجوز میخواهد. تفتیش عقاید جاری است. تهدید و ترور، آدم ربائی در ملا عام، قتل و کشتار مخالفین واقعی یا واهی، زندان و شکنجه و اعدام پا برجاست. کارگران و کارمندان، معلمان، محصلان و جوانان و زنان و... بدلیل اعتراض، طرح مطالبات صنفی و حقوقی خود سرکوب می شوند. مطبوعات مستقل از دولت وجود ندارد. تجمع، تشکیل انجمنهای فرهنگی و هنری مجاز نیست. فعالیت سندیکائی و حزبی و... جرم دارد. نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی و... بیشتر شده است. بیکاری، فقر و تنگدستی و خانه بدوشی در ایران اسلامی بیداد میکند.

بیش از سی سال است که باند خمینی با اعتقادات مذهبی هموطنان « مسلمان » ما می لاسد، دم به ساعت اوهام بخورد مردم می دهد. اشرافیت دوازده امامی، همه امور کشور، مدیریت تمام کارها، اقتصادی و اجتماعی و... را در دست دارد. از سیر تا پیاز، در مورد همه چیز، لاهوتی و ناسوتی، حتی در مورد بود و نبود هر شهروند، مذهبی و غیر مذهبی و لامذهب، تصمیم میگیرد. هیچ حقی برای مردم، برای نیروی کار قائل نیست. اصلا بکسی حساب پس نمی دهد. بعنوان متولی نوعی « اسلام ساختگی »! حاصل کار دیروز و دسترنج امروز مردم ایران را بالا می کشد. بر تمام داده های طبیعی، امکانات اقتصادی و اجتماعی، بر دارائی ملی ما سوار است. بنام « خدای یکتا »! مردم را می چاپد. بنام « شریعت نبوی »! کارگران را می دوشد و... جیب آقایان و آقا زاده های وطنی را پر میکند. ابهام در کجاست؟  

     انقلاب همگانی بهمن، مثل همه انقلابات اجتماعی، ریشه در روابط تولیدی جامعه، مناسبات اقتصادی و اجتماعی مسلط و متداول در کشور ما داشت. سرمایه داری « مدرن »! زیر سایه سنگین استعمار و در لوای استبداد حرام سلطنتی – نوع فرمایشی « اقتصاد ملی »! یعنی تولید و توزیع و مبادله براساس نیاز فوری انحصارات، منافع استراتژیک کارتلهای مالی و صنعتی، سلاطین بورس و تسلیحات و مستغلات، خاصه غربی و بیشتر آمریکائی – در مسیر تقسیم کار امپریالیستی. دیدیم که این نوع فرمایشی « اقتصاد ملی »! متکی بر استبداد و اختناق، بکلی بیگانه با احتیاجات مصرفی مردم، با نیازهای مادی و معنوی نیروی کار در سطح ملی، به بن بست رسید. رفته رفته بازآفرینی استبداد حرام سلطنتی مختل شد. دیوار اختناق ترک خورد. دیوان رضاخانی با مطالبات سرکوب شده مردم، با یک جنبش نسبتا نیرومند اجتماعی، ضد استبدادی و ضد استعماری روبرو شد و دست پای خود را گم کرد. دربار پهلوی از کار افتاد، در جنگی تن به تن با مردم ایران از پا درآمد. تا این حد، بنظر من انقلاب همگانی بهمن کاملا موفق بود. انکار این رویداد تاریخی بقدری احمقانه است که هیچ عقل سلیمی آن را جدی نمی گیرد.

     جعلیات اسلام فروشان وطنی در باره خصلت « غیر » تاریخی انقلاب همگانی بهمن، پیشکش هواداران. شواهدی هست مبنی براینکه حکومت وحی و قسم و آیه – موسوم به « جمهوری اسلامی ایران »! در بستر مالکیت خصوصی، تقسیم کار امپریالیستی و شیوه سرمایه داری تولید رقم خورد. رژیم بورژوآ – آخوندی ایران، با مصادره انقلاب بهمن بسود مالکان و اربابان و سرمایه داران پشت پرده شکل گرفت. استبداد حلال شرعی از فلان جای استبداد حرام سلطنتی فرو افتاد. دوران استقرار سیاسی این حکومت « لاهوتی »! همان تسلط صوری اسلام فروشان وطنی بر نیروی کار اجتماعی – بدلیل شور و حال انقلابی مردم، مقاومت نیروهای مترقی و کمونیست، مبارزه کارگران در صنایع نفت، ذوب آهن و کفش ملی و مزدا و... از سوئی و لشگرکشی و تجاوز بعثی – امپریالیستی به ایران بطریق اولی، دهسالی بدرازا کشید. تا اینکه به مرحله بازآفرینی خود رسید. حال باید برای تسلط واقعی خویش بر جامعه، بر نیروی کار اجتماعی، راهی پیدا میکرد. فقط یک راه داشت – بازگشت بدوران پیش از انقلاب. پس میبایست ساختار استبداد کهن را از گزند انقلاب دور میکرد، اقتصاد متداول را بکار میگرفت تا هزینه های جاری خود را تامین کند. ترکیب اولیه حکومت اشرافیت دوازده امامی – روحانی و بازاری، مالک و ارباب و سرمایه دار، صاحبکار خرد و متوسط، دلال و کارچاق کن و بساز و بفروش و... حکایت از لزوم احیای مناسبات اقتصادی و اجتماعی دوران کهن داشت.

     حضرات زور میزنند، گاهی با اصلاحات فرمایشی و زمانی هم با جنجال نمایشی، تا دول امپریالیستی ریز و درشت، خاصه امپریالیسم آمریکا و شرکاء را راضی کنند که رژیم اسلامی را برسمیت بشناسند، جلوی تکرار قراردادهای دوران کهن را نگرفته و بگذارند که رژیم اسلامی هم در زد و بندهای بین المللی شرکت داشته باشد. راهکاری استراتژیک، فصل مشترک اصول گرایان و اصلاح طلبان جهت مهار نیروی کار، استمرار مالکیت خصوصی و شیوه سرمایه داری تولید در جغرافیای سیاسی ایران – امروز در دستور کار دولت آقای احمدی نژاد.     

     میگویند که اجرای طرح « یارانه هدفمند »! عوارض محتمل این ماجراجوئی جهت دار دولت آقای احمدی نژاد – تورم و رکود اقتصادی و... « اکثریت مردم، چه طبقه بالائی و متوسط و چه طبقه کارگر و فرودست » را نگران کرده – نوعی نگرانی همگانی و ناشی از « گمان زنی های بد بینانه »! هشدارهای « اغراق آمیز، جبهه گیریهای سیاسی چپ و راست »! جل الخالق! یعنی تبلیغات « گمراه کننده مغرضان »! برخوردهای « خصمانه و متحد چپ و راست »! نمی گذارد که دولت آقای احمدی نژاد کارش را تمام کند – با اجرای نوعی « سیاستهای مالی حساب شده و انبساطی »! جلوی بروز فاجعه بگیرد و... این هم نظری است – نوعی « ارزیابی واقعی »! که سر و ته ندارد. چیزی را توضیح نمی دهد. خیلی « حق به جانب »! همه علت و معلولها را وارونه جلوه داده و دریافتهای رسمی از رویدادهای دور و نزدیک، از مسائل اقتصادی و اجتماعی را منعکس میکند. از شما چه پنهان که ما نسبت باین مهملات چپ اندر قیچی، ارزیابی گل و گشاد... بشدت سوء ظن داریم. کدام « نگرانی همگانی »؟ البته، ما منکر « غم » بالائیها برای سود حداکثر و « غصه » متوسط ها برای چاپیدن مردم نیستیم. بهیچوجه – ما بارگه دادیم. ولی این « غم و غصه » قابل فهم، با نگرانی مستمر کارگران برای اشتغال و مزد و آموزش، اضطراب دائم فرودستان بخاطر خورد و خوراک و پوشاک و مسکن و... کلی فرق دارد – اصلا ناشی از گمان زنی های « بد بینانه » یا « خوش بینانه » این و آن نیست. باید دید که این حقیقت « تلخ »! از کجا آب میخورد؟ بازتاب کدام مناسبات اقتصادی و اجتماعی است؟

     بگور پدر آقای احمدی نژاد و شرکاء، خایه مالان نوبتی بیت ولایت – حکومت « مستضعفین »! سخن برسر تعرض سرمایه، کار مرده و متراکم در قبال کار زنده و متفکر، هجوم سراسری رژیم بورژوآ – آخوندی ایران برعلیه کارگران و بینوایان کشور ماست. بنظر ما، بازی مضحک « یارانه هدفمند »! شگرد بالائیها، گروههای انگل – مالکان و اربابان و سرمایه داران پشت پرده در شرایط اضطراری امروز است. این سیاست تروریستی تمام عیار – به عدم تحرک اقتصاد رقابتی در بستر مالکیت خصوصی، تقسیم کار امپریالیستی و شیوه سرمایه داری تولید بازمیگردد. حکایت از کاهش نرخ سود و نرخ انباشت سرمایه در دوران معاصر دارد. تنزل هرچه بیشتر ارزش کار در سطح ملی، هماهنگی نیروی کار با الزامات عاجل سرمایه خودی و غیر خودی را دنبال میکند.

     با این حساب، مردم ایران نباید « حرص بزنند »! بر شیطون لعنت – گوشت و مرغ و ماهی، مرکبات و حبوبات و سبزیجات، برنج و روغن و... بخورند. کارگران نباید طالب خوراک مطبوع، پوشاک شایسته، مسکن مناسب، رختخواب راحت، وقت فراغت، آسایش و رفاه، بهداشت و آموزش و فرهنگ، ورزش و تفریح و... باشند. حتی نباید خواهان دستمزد بیشتر به تناسب افزایش قیمتها و نرخ تورم گردند. حق اعتراض و اعتصاب، حق تشکیل سندیکای مستقل، مبارزه اجتماعی برای طرح مطالبات حرفه ای در بستر مناسبات متداول، در چارچوب قوانین جاری، توافقات بین المللی و... اینها همه بکلی « زائد »! خرج « اضافی »! برای بورژوآزی است. نرخ سود و نرخ انباشت سرمایه را کاهش می دهد.

     دیری است که سرمایه داری، با هر پیشوند و پسوندی، گرفتار یک بحران ساختاری است. ظرفیت جذب نیروی آماده کار را ندارد. نمی تواند اشتغال ایجاد کند، تولید را به تناسب نیازهای مصرفی جامعه سازمان دهد. حتی قادر نیست مبادله کار و سرمایه برای ایجاد اضافه ارزش را تضمین کند. بورژوآزی دوران غم انگیز احتضار را میگذراند، در مسیر تباهی تمدن بشری پیش میرود. قرائن نشان میدهد که مکانیسم « تولید برای فروش » از اعتبار افتاده، با خود در تناقضی آشکار قرار گرفته است. حق مالکیت خصوصی بر وسائل تولید، تسلط گروههای طفیلی، طبقات انگل بر همه امکانات طبیعی، اقتصادی و اجتماعی، بر کشفیات و اختراعات و... برابزار کار، بر انواع محصولات مصرفی، دیگر با خصلت اجتماعی تولید سازگار نیست. جلوی رشد نیروی مولد به تناسب نیازهای مادی و معنوی جامعه را گرفته، بازآفرینی زیست جمعی انسانها را اجازه نمی دهد.

     رونوشت برابر اصل است. از قرار معلوم بازآفرینی استبداد دوازده امامی مختل شده است. بیخود نیست که مثل سگ هار باین در و آن در میزند – در تعقیب دشمنان مرموز « اسلام »! حتی پاچه خودیها را هم گاز میگیرد. ولایت فقیه – آویزان به « بیضه غیبی اسلام »! با تناقضات آشکار ناسوتی، انواع درد سرهای اقتصادی و اجتماعی روبرست. برآن است که این تناقضات ناسوتی، درد سرهای اقتصادی و اجتماعی و... را با مالیدن بیضه عینی کارفرمایان، سرمایه داران خودی و غیر خودی، برطرف کند. اجرای این وظیفه « مقدس »! سعادتی است که نصیب آقای دکتر احمدی نژاد شد – که خوب مار میکشد. چطور؟  چون گویا او با تزریق نقدینه، افزایش حجم مطلق پول در گردش « حقوق کارگران شاغل در شرکتها و موسسات دولتی و اداری و کشوری و لشگری را بشدت افزایش داد... حقوق بازنشستگان، کارگران موقت و قراردادی... قدرت خرید، سطح زندگی کارگران را بالا برد... »! کلاه گشادی بسر ساده لوحان وطنی گذاشت، باین و آن صدقه داد و... تا مانع اتفاق ناراضیان در سطح ملی گردد. جلوی پیشرفت گام به گام، گسترش مبارزه اجتماعی کارگران و کارمندان و معلمان و... کشور برای اضافه دستمزد را بگیرد و گرفت.                

     ظاهرا، دعوای فرسایشی مدیران نوبتی بیت ولایت، لشگر مداحان اقتصاد عامیانه – جدال کتبی و شفاهی جنابان: دکتر سریع القلم، دکتر زنوزی، دکتر صمصامی، دکتر صمیمی، دکتر جهانگرد، دکتر درخشان، دکتر مسعود نیلی و شرکاء و... اصولگرایان و اصلاح طلبان وطنی برسر چگونگی بسط مالکیت و کسب و کار خصوصی، اشاعه نوعی رقابت تمام عیار، اولویت رشد اقتصادی، توزیع درآمد، اندازه بهینه دولت و بیماری هلندی و... مطلوب رژیم اسلامی را بدست داد. پس بیخود نیست که باز استبداد دوازده امامی بسود مالکان و اربابان و سرمایه داران پشت پرده، بومی و بین المللی، پوست انداخت. حکومت « وحی و قسم و آیه »! بسمت الزامات سرمایه در دوران معاصر خرغلت زد – با علم کردن نوعی « یارانه هدفمند »! بیش از پیش زندگی بخور و نمیر مردم، خورد و خوراک روزانه کارگران و بینوایان را نشانه گرفت تا تسلط خود در سرزمین پایگاه را برخ بکشد، محافل مالی و امپریالیستی، بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و... را قانع کند که در ایران اسلامی امنیت دارند، در لوای استبداد شرعی خرج خیلی کم و سود بسیار زیاد است.      

     خودمانیم، اصلا این یارانه چیست؟ به چه چیز عینی و مادی اشاره دارد؟ ما از این اصطلاح غلط انداز – « یارانه »! فقط کار مرده و متراکم، همان « ارزش » را ادراک میکنیم. ارزش، جنسی یا نقدی، یعنی بصورت کالای مصرفی یا در قالب پول، یک مقوله اقتصادی است که در فرآیند تولید رقم میخورد – حاصل تلاش مستمر نیروی کار زنده و متفکر در گذشته و حال است. با این حساب، این دولت نیست که به کارگران و بینوایان یارانه میدهد. برعکس، این بورژوآزی است، مکتبی و غیر مکتبی، که از قبل کار غیر ارتزاق میکند، بیاری اهرم قدرت سیاسی مردم را می چاپد، محصول کار اجتماعی را مصادره کرده و به زور از کارگران یارانه میگیرد.

برگرفته از توفان الکترونیک نشریه الکترونیکی حزب کارایران شماره 58 اردیبهشت ماه 1390

www.toufan.org

toufan@toufan.org

            

        

 

منبع: توفان، الکترونیک 58، اردیبهشت 1390




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
توفان:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.