شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ - ۱۷ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پس از اذان انسانیت را به مسلخ میبرند

یاران دیدگاه

سلام علی ناظر عزیز ؛ خسته نباشد

نامه زیر از هم وطنی دیروز بدستم رسیده است و در آن به گوشه هائی از درد و رنج مردم و شرایط اسفبار مردم در ایران اشاره کرده ؛ من به لحاظ امنیتی با وی چک کرده ام که برای چاپ مشکلی پیش نیاید ؛ وی اوکی چاپ آن را در سایت ها داده است. برای درج در سایت دیدگاه برای شما ارسال می شود

----------------------------------------  

 

اینجا ایران نیست! اینجا یک سلاخ خانهء بزرگ است!

 

رژیم جمهوری اسلامی بجز فقر و فساد در حوزه های مختلف و جنایت و کلاهبرداری و گسترش اخلاق و رفتار ضد انسانی و ترویج خوی وحشیگری هیچ خاصیتی نداشته است.

این مردم چرا و با چه هدفی انقلاب کردند؟

اگر خواهان رژیم جمهوری بودند میتوانستند بطریقی سلطنت را به جمهوری مبدل کنند. اگر شاه ظالم و مستبد بود و مخالفینش را میکشت، و مانع تغییر نوع حکومت بود، میشد شاه لعنتی را یکجوری سر به نیست کرد. اما چرا شاه را بردند و خمینی را آوردند؟

حالا هرروز اعدام ! اعدام ! اعدام !

عبدالله و محمد فتحی و هزاران هزار دیگر و از سویی فساد در انواع مختلف شرعی و غیر شرعی و فحشای تصویب شده با نام صیغه بر اثر فقر و بی ارزش بودن جایگاه زن، و سفر به مکه و مدینه و کربلا و دمشق و ریختن میلیونها دلار پول به جیب بی نیازها و از طرفی بخاطر فقر و اعتیاد  مثله کردن  بدن پدر و فامیل و همسر و همکار و رقیب ، و پرتاب قطعه های جسد به مناطق خارج از شهر، سقط جنین دخترهای معصوم که بخاطر هزینهء زندگی مادر و پدر و خانواده  تن به خودفروشی میدهند و صعود غیرقابل تصورطلاق و آواره شدن بچه های بیگناه و دچار شدنشان به ناراحتی های فکری و عصبی و روانی. یعنی عاطفهء مادری و پدری تحت تاثیر هزینهء سنگین زندگی از بین رفته و دیگر نه عشق مادری مانده و نه مهر پدری و نه عواطفی بر اثر سالها زندگی در کنار هم و نه هیچ حس مسئولیت به فرزندانی که قربانی خودخواهیهای والدین خود میشوند.

در کنار اینها، جوانهایی در دو قطب  خودباخته و متظاهر به تجدد - که خود را در مد لباس و مو و تورهای آنچنانی و داشتن دوست دختر و دوست پسر غرق کرده اند -  و عده ای مفلوک، گمگشته در اعتیاد و نکبت و زبونی.

دیگر از انسانیت چه مانده است؟ انسانیت را هر روز در اینجا اعدام میکنند. در اینجا هر روز صبح زود پس از اذان انسانیت را به مسلخ میبرند و میکشندش.

 اینجا یک سلاخ خانه است! ایران دیگر ایران  نیست! کشتارگاه انسان و عواطف و انسانیت است.

 مردم با چه انگیزه ای به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند؟ چرا ملت ، خود و نسلهای بعدی را به روز سیاه نشاندند؟

درد که یکی و دوتا و صدتا نیست، اینجا هرروز خبرها  بد و تلخ و زجرآور است. هرروز خبر بازداشت و شکنجه و قصاص و اعدام و هزار  اتفاق مهیب دیگر.

از صبح تا شب حداقل سه چهار خبر یا اتفاق و برخوردهای غیر انسانی را  میشنویم یا شاهدیم.

در ساده ترین شکل آن، حالات تهاجمی و هیستریک است. مردم در خیابان و اداره و پارک و حتی در اینترنت با هم سر جنگ و دعوا دارند ، همه به هم میپرند گویی که با هم پدر کشتگی دارند!

از اعتماد و امانت و صداقت اثری نمانده. همه سر هم کلاه میگذارند. راننده سر مسافر. مغازه دار سر مشتری. رییس سر کارمند. کارمند سر همکار، برادر سر برادر ، همه کلاهبرداری میکنند تا زندگیشان را بچرخانند.

یکسری هم که اصلا دنیا را آب ببرد آنها را خواب میبرد، یکی طبقهء اعیان و اشراف و مرفه جامعه که ثروتشان چشم وجدانشان را کور کرده و دیگری قشر مذهبی جامعه. قشری متدین و اهل عبادت.

کسانی که نمازشان حتی یکروز هم ترک نمیشود و روزه هایشان را حتی بنا به دستور پزشک از دست نمیدهند. اغلب در سفرهای زیارتی هستند. سفر به مکه و مدینه و کربلا و نجف و سوریه و یا مشهد و قم . اما همین مذهبی های خداشناس امام حسین دوست ، در برابر جنایاتی که در خصوص جوانهای مملکتشان صورت میگیرد، خفه میشوند و سکوت میکنند.

ای خدای لعنتی!  در کدامین سوراخ بودی که انسانهای حقه باز درت آوردند و سپس دین و مذهب را بنام توی پلید اختراع کردند و سالهای سال با نام تو اینهمه جنایت کرده و میکنند؟

کاش میشد آتشی برافروخت و خدا را آتش زد و خاکسترش را به جهنم ریخت تا خاکسترش هم جاودانه بسوزد در همان جهنمی که برای ما ساخته شده.

سی و دو سال است که به نام خدا و دین، ملت را بدبخت کرده اند و همان شاه بی لیاقت که سایهء همین خدای مستبد و جنایتکار بود هم مقصر است و البته همهء آنهایی که به جمهوری اسلامی رای دادند هم مقصرند و من به سهم خودم از همه ء کسانی که از خمینی حمایت کردند شکایت دارم.

ما که  اصلا" متولد نشده بودیم و یا کودک و نوجوان بودیم ، چرا بزرگترها نسل ما  را به بیچارگی کشاندند؟

و حال، آیا این همانست که سی و دو سال پیش فریاد زدند و خواستارش بودند؟

اعدام و اعدام و اعدام.................

چرا  اجازه میدهیم هرروز ملتمان را به دار  بیاویزند و یا در زندانها بپوسانند؟

کجا رفته غیرت و شرف ؟

شقایق از ایران

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
یاران دیدگاه:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.