شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۸ اوت ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«مذهب» و داستان «ظهور امام زمان»؟! (بخش هفتم - نهم)

بهرام رحماني

bahram.rehmani@gmail.com

دعوای یاران امام زمان ادامه دارد

براساس فیلم «ظهور نزدیک است»، قرار بود سیدعلی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی (سیدخراسانی) و محمود احمدی نژاد رییس جمهوری این حکومت (شعیب)، با جمع اوری لشکری یک میلیون نفره به اردن، یمن و یا کشور دیگری لشکرکشی کنند تا در میان جنگ و کشتار امام زمان ظهور کند. در داستان ها و روایات شیعه از سیدخراسانی و شعیب به عنوان سرداران و یاران امام زمان نام برده شده است.

اما هنوز این واقعه روی نداده اختلاف بین سیدخراسانی و شعیب بالا گرفت به طوری که تاکنون بیش از سی نفر از مشاوران و مدیران دولتی به عنوان جن گیر و رمال و جاسوس سیا دستگیر و زندانی کرده اند. هم اکنون نیز بحث استیضاح و برکناری احمدی نژاد در دستور کار مجلس قرار گرفته است.

اختلافات بین رهبری حکومت اسلامی با رییس جمهورشان به جایی رسیده است که نماینده ولی فقیه از سپاه پاسداران می خواهد در این شرایط ساکت ننشینند.

سایت آفتاب، پنج شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۰، نوشت؛ نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره توطئه دشمنان خارجی و داخلی از ابتدای انقلاب تاکنون گفت: سپاه پاسداران با هر جریانی که بخواهد انقلاب اسلامی را از اصول و مبانی اسلام منحرف کند مقابله خواهد کرد.

حجت ‌الاسلام سعیدی، در مراسم معارفه جمعی از مسئولان نمایندگی ولی فقیه در سازمان بسیج با اشاره به مواضع سپاه پاسداران در قابل حوادث اخیر گفت: سپاه در مسیر ولایت حرکت می کند و خودش را با مبانی و اصول اسلام تطابق می دهد تا زمانی که یک جریان در مسر ولایت و اسلام و انقلاب باشد از آن حمایت می کند.

او، با اشاره به این‌ که پروردگار عالم برنامه تکامل انسان ‌ها را توسط انبیا ارائه کرده است گفت: ضابط و نگهبان این شریعت انبیا و ائمه معصوم و در زمان غیبت معصوم بر عهده ولی فقیه است.

او، با تاکید بر این‌که انبیا و ائمه معصومین به دنبال این هستند تا انسان ‌ها را به کمال برسانند تصریح کرد: ولی فقیه به تبع از سیاست انبیا به دنبال حزب حداکثری است و به دنبال این هستند تا از ریزش ‌ها جلوگیری کنند و بیان استانداردهای دینی با ایشان است.

سعیدی در بخش دیگر سخنانش با بیان این‌ که معصومین و انبیا مسئولان حفاظت از شریعت هستند گفت: روزی هم که مکتب به خطر بیفتد هم چون امام حسین (ع) جان خود را باید فدا کرد.

سعیدی فلسفه برخورد امام (ره) با نهضت آزادی و بنی صدر را از جمله مواردی دانست که ولی فقیه تهدید را جدی دیدند و گفت: امام (ره) در پرتگاه‌ های خطر وارد می ‌شدند و جلو دگراندیشی جریان ‌های مختلف را که می ‌خواست وارد سیاست شود گرفت.

نماینده ولی فقیه، در سپاه با بیان این‌ که جریان ‌های اصلاحات فتنه ‌گر و انحرافی در چارچوب‌ اصول و مبانی اسلام حرکت نکرده و نمی ‌کنند، گفت: امروز متاسفانه در جریان انحرافی متغیرهای نگران‌ کننده‌ ای را مشاهده می ‌کنیم که با اصول و مبانی اسلام و انقلاب فاصله دارد.

او، تغییر در گفتمان اصول ‌گرایی را از جمله متغیرها عنوان کرد و افزود: امروز متاسفانه در اظهارات برخی از شخصیت ‌هایی که در هرم قدرت هستند گفتمان غیردینی مشاهده می ‌شود که این ناشی از اندیشه جریان انحرافی است.

سعیدی، در پایان تاکید کرد:‌ سپاه پاسداران در هر شرایط پشت سر رهبری انقلاب حرکت می کند و تلاش می کند تا براساس وظیفه ذاتی و قانونی ‌اش انقلاب را در مسیر ولایت حافظ و نگهبان باشد.

قبل از این نیز حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، از بازداشت «جاسوس های آمریکا» در بدنه مدیریتی دولت خبر داده و ادعا کرده، «اوج نفوذ انگلیسی ها» در ایران در دوران «دوم خرداد» بوده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، حیدر مصلحی که در مسجدی در شهرستان ری صحبت می کرد، با اشاره به بازداشت «جاسوسی های آمریکایی»، گفت: «جاسوس ‌های دستگیر شده در بدنه مدیریتی کشور بودند

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی «ایرنا»، وزیر اطلاعات هم چنین با اشاره به این که این افراد «چند روز پیش» بازداشت شده اند، گفته است: «این جاسوس ها در بدنه مدیریتی کشور بودند و برخی از آنان ناآگاهانه در اختیار سرویس های اطلاعاتی دشمن قرار گرفته بودند و اعترافاتی هم داشته اند

حیدر مصلحی، تعداد افراد بازداشت شده و هم چنین رده مدیریتی این افراد را مشخص نکرده است. در همین زمینه، قبلا وزارت اطلاعات ایران، یعنی در اواخر اردیبهشت سال جاری اعلام کرد که با شناسایی «شبکه پیچیده جاسوسی و خرابکاری وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا»، این شبکه را متلاشی و «تعداد ۳۰ نفر از جاسوسان آمریکا» را بازداشت کرده است.

در بیانیه ‌ای که روابط عمومی وزارت اطلاعات در این مورد منتشر کرد هم چنین ادعا نمود که برای فریب سرویس اطلاعاتی آمریکا، ایران تعدادی جاسوس دوجانبه به کار گرفته است و با خنثی کردن تهاجم سنگین اطلاعاتی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، ۴۲ تن از افسران اطلاعاتی و عملیاتی آن سازمان در کشورهای مختلف شناسایی کرده است.

وزیر اطلاعات در خصوص حوزه فعالیت این تعداد از «جاسوسان» گفته بود: «این ها بیش تر قصد داشتند در بخش هسته ای، نفت و گاز، وزارت نیرو و به ویژه نرم افزارهای تشکیلات ها و ارگان ها کار کنند که موفق نشدند

حیدر مصلحی، اضافه کرده بود: «این عده بیش تر به دنبال خرابکاری در کشور بودند چرا که در فتنه سبز به موفقیت نرسیده بودند

این در حالی است که به گزارش خبرگزاری فارس، حیدر مصلحی در این سخن رانی هم چنین، «از دستگیری یک جاسوس که با همکاری آمریکا به‌ دنبال تشکیل شبکه اجتماعی برای ایجاد اغتشاش در ایام انتخابات مجلس بود، خبر داد

او، اضافه کرده است: «جاسوسی دستگیر شد که از یکی از کشورهای همسایه به ایران آمده بود و آمریکایی ‌ها می ‌خواستند میلیون ‌ها دلار هزینه کنند که همان شبکه اجتماعی انتخابات قبلی را برای انتخابات مجلس ایجاد کنند

او، در عین حال بار دیگر تاکید کرد که با «تدبیر» آیت الله علی خامنه ای، محمود احمدی نژاد توانست روی کار بیاید. وزیر اطلاعات، در این زمینه گفت: «با تدبیر مقام معظم رهبری دولت نهم شکل گرفت و بنده اطلاع دارم که خیلی ‌ها گفتند این تدبیر ما بود اما من تاکید می ‌کنم که این تدبیر و مدیریت ولی فقیه بود که دولت نهم شکل گرفت

محمود احمدی نژاد، در ۱۰ خرداد ۹۰، در اولین اجلاس استانداران سراسر کشور در سال ۱۳۹۰ که در محل وزارت کشور برگزار شد، حضور یافت و به ایراد سخن رانی پرداخت.

این سخن رانی او، بدون حضور خبرنگاران برگزار شد؛ هر چند سایت ریاست جمهوری متنی از سخنان محمود احمدی نژاد در این جلسه منتشر کرد، اما برخی گفته ‌های رییس جمهور در این خبر یافت نمی ‌شد.

بر اساس گزارشی، احمدی ‌نژاد در این سخن رانی خود با اشاره به مباحثی مبنی بر این که برخی عناصر دولت با جن گیرها و رمالان در ارتباط هستند، گفت: «حالا که برخی ها را با این عنوان دستگیر کرده ‌اند، بهتر است بگذارند دولت کار خودش را بکند

احمدی نژاد، درباره اظهارنظر های مختلف درباره مسائل مالی و انحرافات فکری مشایی، گفت: «اگر این ها یک برگ تخلف از آقای مشایی داشتند در بوق و کرنا می‌کردند. مطالب اخیر هم که منتشرشده سندسازی است.

او، درباره مشایی اضافه کرد: «من آقای مشایی را ۲۵ سال است که می ‌شناسم و او را فردی مومن و با تقوا می ‌دانم. او، هم چنین گفت که برخی‌ ها در چند وقت اخیر شایعه کرده بودند که احمدی‌ نژاد می‌ خواهد استعفا بدهد! این ها گمان کرده ‌اند که الان وقت تقسیم غنائم است، در حالی که من به همه اعلام می‌ کنم که مثل کوه ایستاده‌ ام و تا روز تنفیذ بعدی با جدیت به کار ادامه خواهم داد

احمدی نژاد، هم چنین در مورد مسائل مربوط به محمدرضا رحیمی معاون اول رییس جمهور گفت: «همیشه گفته ‌ام که اگر ثابت شد ایشان یک ریال سوء استفاده کرده است، در تلویزیون عذرخواهی می‌ کنم؛ من با با اطمینان می‌ گویم که آقای رحیمی یک ریال هم سوء استفاده نکرده است

به تازگی نیز مساله مدرک تحصیلی رحیمی، به یک سوژه دیگری بین مجلس و دولت تبدیل شده است. گفته می شود مدرک ایشان نیز مانند کردان جعلی است.

او، در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «برخی هم این گونه عنوان می‌ کنند که من را طلسم کرده ‌اند! خب بیایید طلسم من را بشکنید تا همه راحت شوند

احمدی نژاد، ادامه داد: «من نه بچه خان هستم، نه بچه سرمایه دار، نه شعیب بن صالح! من خاک پای مردم هستم

او، در بخش دیگری از سخنانش بار دیگر با اشاره به تبعیت خود از ولی فقیه تاکید کرد که با وجود ولایت در کشور بن بستی وجود ندارد.

او، در پایان خاطرنشان کرد: «برخی می ‌خواهند من را بزنند؛ اما من که گفته ام زمین خورده خدایی ‌ام هستم پس بگذارند کارمان را بکنیم

دومین نشست خبری احمدی نژاد در سال ۹۰ که با طرح پرسش هایی از سوی خبرنگاران داخلی و خارجی برگزار شد، اختلافات بین دو گرایش اصول گرایان را تشدید کرد.

تنها یک روز پس از برگزاری کنفرانس مطبوعاتی احمدی‌ نژاد، موج جدیدی از حملات اصول‌ گرایان علیه او آغاز شده است. آنان از سکوت رییس دولت درباره آن ‌چه که «جریان انحرافی» می‌ خوانند انتقاد کرده و خواستار موضع‌ گیری شفاف او در این زمینه شده‌ اند.

این انتقادها در حالی صورت می‌ گیرد که افشاگری اصول‌ گرایان منتقد احمدی‌ نژاد و حامیان رحیم‌ مشایی علیه یکدیگر ادامه دارد.

احمدی‌ نژاد در این کنفرانس مطبوعاتی خود در برابر چند سئوال که پیرامون «جریان انحرافی» از وی پرسیده شد، اعلام کرد پاسخ وی تنها «سکوت الهام‌ بخش وحدت» است. او، هم چنین در پاسخ به سئوالی پیرامون «پرونده جریان انحرافی» نیز گفت: «اگر پرونده ‌ای وجود داشت این‌قدر سر و صدا نمی‌کردند

این سخنان احمدی ‌نژاد اما، اکنون به سوژه ای برای حمله به او تبدیل شده است. رجانیوز، که پیش از این از حامیان تندرو احمدی ‌نژاد بود، در مطلبی با اشاره به سئوالات مطرح شده در کنفرانس نوشته است: «پرسش‌ های مطرح شده از سوی خبرنگاران در این نشست خبری، بیش تر تکراری، غیرچالشی و سفارشی بود. همان‌ طور که انتظار می ‌رفت تعداد زیادی از سئوال ‌ها به جریان انحرافی و حاشیه ‌های آن٬ با پاسخ‌ های سطحی احمدی‌ نژاد روبرو شد

در واکنشی دیگر بولتن ‌نیوز با ارائه گزارشی از از این کنفرانس مطبوعاتی احمد نژاد، نوشت: «در کمال تعجب٬ احمدی ‌نژاد به جای شفاف سازی واقعی باز هم به کم ترین جواب ‌ها بسنده کرده و در حقیقت از جوابی صریح و بی پرده طفره رفت. پاسخ ‌های احمدی ‌نژاد به پرسش ‌ها درباره جریان انحرافی منفعلانه بود. کاش رییس دولت دهم در این نشست خبری ارتباط خود با جن‌ گیران و رمالان را رد می‌ کرد. ای کاش احمدی ‌نژاد سکوت مرگ بار خود را صادقانه بشکند

حسن بیادی، در گفتگو با همشهری ماه، در فضای مجازی درگیری‌ های جدیدی ایجاد کرده است. بیادی، در این گفتگو درباره احمدی ‌نژاد، تصریح کرده است که: «به دلیل این که آقای احمدی نژاد در وزارت کشور و وزارت اطلاعات پرونده داشت، خیلی ها به دنبال این بودند (برای شهرداری تهران) که ایشان تایید نشود. البته ناگفته نماند که آقای یونسی و موسوی لاری در این زمینه به رغم میل باطنی، از خودگذشتگی نشان دادند و واقعا در آن موقعیت حساس، احترام خاصی به نظرات اعضای شورای شهر قائل شدند

به نظر می ‌رسد منظور بیادی از پرونده سوآپ نفت اردبیل باشد که توسط صادق محصولی اجرا می‌ شد و در آن احمدی ‌نژاد و محصولی به سوء استفاده مالی متهم شده بودند.

بیادی، پیش از این نیز درباره چگونگی انتخاب احمدی نژاد گفته بود: «احمدی ‌نژاد رابط برخی طیف‌ های حاضر در ائتلاف آبادگران بودآقای احمدی ‌نژاد آخرین گزینه بود. هیچ ‌کس راضی به انتخاب او نبود. ما دوستانه به عنوان بسیجی جلسه‌ ای داشتیم با جانشین بسیج که در آن زمان سردار احمدی ‌مقدم بودند. ایشان دوستانه آقای احمدی ‌نژاد را پیشنهاد دادند. این پیشنهاد بر روی نظر ما اثرگذار بود

از سوی دیگر، سایت‌ های نزدیک به دولت و مشایی از سوء استفاده نزدیکان علی لاریجانی و مصطفی پورمحمدی در شرکت سایپا خبر داده‌ اند. سایت هفت صبح، در مطلبی در این زمینه نوشت: «رسانه های ضددولت در روزهای اخیر کوشیده اند که این تخلفات را به ارتباط با اصول گرایان پیشرو و مهندس مشایی نسبت دهند اما پیگیری های خبرنگار نشان می دهد که خود مخالفان قسم خورده دولت مقصر شماره یک این تخلفات هستند. علی کوهکن، پسر محسن کوهکن، دست راست علی لاریجانی و اعضای هیات رییسه مجلس با فشار ارتباط خود را به عنوان یکی از مسئولان سایپا تحمیل کرده است. از طرف دیگر، محمد شاهرخی پسر علی شاهرخی، رییس کمیسیون قضایی مجلس و از دوستان دیگر لاریجانی نیز خود را به عنوان مدیر ارتباطات سایپا تحمیل کرده است. این انتصابات با چراغ سبز عبدالکریم پورکیان، دوست و رفیق صمیمی مصطفی پورمحمدی که مدیر بازرسی سایپا است انجام شده است

پیش از این نیز سایت «الف» با انتشار مطلبی با اشاره به مدیریت برادرزاده مشایی در سایپا، اعلام کرده بود که در این شرکت «خودخریدی» انجام شده است.

جهان‌ نیوز هم نوشته بود: «حمایت آزاردهنده دکتر احمدی نژاد از معاون اول، رییس دفتر و معاون اجرایی رییس جمهور… افرادی که نزدیک ترین شخصیت ها به او محسوب می شوند و متهم به فساد اقتصادی و سیاسی هستند. به اعتقاد منتقدان فساد اقتصادی نزدیکان رییس جمهور بیش تر از هزار میلیارد تومان و قطعی است

از سوی دیگر، این دو گرایش اصول گرا، بر سر ارائه آمارها از سوی بانک مرکزی نیز با یکدیگر درگیر شده ‌اند. حامیان مشایی در این باره نوشته اند: «مرکز آمار به ریاست یکی از مهره های محسن رضایی (عادل آذر)، در اقدامی تعجب آور، آمارهای رسمی بانک مرکزی را به چالش کشید

در همین حال وب سایت تابناک، نزدیک به محسن رضایی، با اشاره به «نفوذ جریان انحرافی در بانک مرکزی» خبر داد: «یکی از مقامات ارشد بانک مرکزی که اصولا فردی سیاسی بوده، توانسته است با توسل به حربه ها و ارتباطات سیاسی به این سمت در بانک مرکزی، مورد اعتماد گروه انحرافی قرار گرفته و با کمک آن ها سعی در گسترش نفوذ و تسلط این گروه انحرافی بر مهم ترین نهاد اقتصادی کشور داردناتوانی در مدیریت بازار ارز کشور و ایجاد نابسامانی در آن تنها یکی از ضعف های این بخش از بانک مرکزی بوده و بررسی عملکرد فردی و جایگاهی بخش های تحت مدیریت این فرد، مشخص می کند که اشکالات متعدد دیگری در نحوه عملکرد وی هست که از جمله آن می توان به برخوردهای ضعیف و منفعلانه با برخی تخلفات در بانک های خصوصی کشور، مخفی نگه داشتن برخی اشکالات مهم به ویژه مسائل مالی مهره های گروه انحرافی واشاره کرد

 

به گزارش «تابناک»، حجت ‌الاسلام محسنی اژه ‌ای، سخن گوی قوه قضاییه و دادستان کل کشور روز ۲۳ خرداد ماه، در جمع خبرنگاران حاضر شد و گفت: «از طرف هیات رییسه مجلس و کمیسیون اصل ۹۰ برخی از تخلفات دولت به قوه قضائیه اعلام شده که هر کدام به بخش ‌های مختلف ارجاع داده شده ‌استبنا بر این گزارش، اژه ای هم چنین گفت: «تعدادی از اطرافیان رییس‌ جمهور دستگیر شده ‌اند ولی از لحاظ قانونی اجازه اعلام اسامی آن ها را نداریم

دادستان کل کشور، در ادامه خبر دستگیری برخی از مدیران سابق ایران‌ خودرو را تایید کرد و گفت:‌ «این افراد به دلیل مسائل مالی بازداشت شده‌ و عده‌ ای با قرار وثیقه آزاد شده‌ اند

غلامحسین محسنی ‌اژه ‌ای در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران مبنی بر این که یک روزنامه نزدیک به دولت و پرتیراژ در ویژه نامه اخیر خود یک فرمانده ارشد نظامی و یک شخصیت حوزوی و رییس قوه قضائیه را اقتدارگرا معرفی کرده، اقدام قوه قضائیه در این خصوص چیست؟ اظهار داشت:‌ «با توجه به این که یک روزنامه نزدیک به دولت به یک شخصیت حوزوی و رییس قوه قضائیه تهمت زده حق شکایت را برای خودمان محفوظ می ‌دانیم

گفتنی است روزنامه دولتی ایران، در روزهای اخیر اقدام به انتشار وی‍ژه‌ نامه ‌ای کرده بود که در آن یک فرمانده ارشد نظامی و یک شخصیت حوزوی و رییس قوه قضائیه به اقتدارگرایی متهم شده بودند.

عباس امیری ‌فر، دبیر کمیسیون فرهنگی دولت محمود احمدی ‌نژاد، روز چهارشنبه پس از ۴۰ روز بازداشت از زندان آزاد شد، اما در همان روز بلافاصله دوباره بازداشت شد. او این بار زندانی دادگاه روحانیت است.

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی‌ «ایرنا»، روز پنج‌ شنبه ۲۶ خرداد ۹۰، در گزارشی کوتاه از بازداشت دوباره این حامی سرسخت اسفندیار رحیم مشایی، این بار به دست دادگاه ویژه روحانیت خبر داد.

در حالی که این خبرگزاری می گوید این مقام دولتی در ۴۰ روز گذشته در بازداشت دادستانی عمومی و انقلاب تهران بوده، نخستین گزارش‌ ها از دستگیری او در اردیبهشت‌ ماه همه به بازداشت او توسط دادگاه روحانیون حکایت داشت.

در حکومت اسلامی ایران، هیچ دادگاهی جز دادگاه ویژه روحانیت خود را برای رسیدگی به جرائم افراد معمم و روحانی صالح نمی ‌داند.

پس از آن که در اوایل اردیبهشت ‌ماه بازداشت عباس امیری ‌فر در منزلش در خبرها آمد، وب ‌سایت «مشرق‌ نیوز»، نزدیک به دستگاه‌ های امنیتی حکومت اسلامی، اتهام او را «مشارکت در تهیه و توزیع سی‌ دی «ظهور بسیار نزدیک است»، توهین و ایراد اتهام علیه برخی شخصیت ‌ها و گروه‌ های سیاسی» عنوان کرد.

خبرگزاری ایرنا، در خبر تازه خود از بازداشت دوباره این مقام دولتی اعلام کرده است که او این بار نیز به همان اتهام بازداشت شده است. این خبرگزاری حامی دولت، هم چنین به نقل از «یکی از اعضای خانواده امیری ‌فر» گفته است که او ۴۰ روز گذشته را در سلول انفرادی گذرانده است.

در این میان عباس امیری‌ فر که مسئول جامعه وعاظ ولایی نیز هست نخستین کسی بود که با آغاز موج انتقادات به محمود احمدی ‌نژاد بازداشت شد و پس از او خبر دستگیری حدود ۲۵ نفر دیگر نیز منتشر شد.

پس از مدتی خبری نیز مبنی بر خودکشی امیری ‌فر در زندان منتشر شد که به گفته خبرگزاری ایرنا «بعدا بی‌ اساس بودن آن روشن شدبه گفته این رسانه حامی دولت، «شایعه» خودکشی به خانواده عباس امیری‌ فر «ضربه روحی شدید» وارد کرده است.

عباس امیری ‌فر، دبیر کمیسیون فرهنگی دولت و از حامیان سرسخت اسفندیار رحیم مشایی، روز شنبه، ۱۰ اردیبهشت، در گفتگو با روزنامه شرق ضمن حمایت از اسفندیار رحیم مشایی، اعلام کرده بود که هر کس با احمدی ‌نژاد سر ناسازگاری دارد، به مخالفت با آقای مشایی می‌‌ پردازد.

او، گفته بود: «کسی که خودش را اصول گرا می‌ داند باید از آقای احمدی ‌نژاد حمایت کند، کسی که یاران احمدی ‌نژاد را می‌ کوبد، اصول گرا نیست

امیری ‌فر، هم چنین با اشاره به این‌ که اصول گرایی، «مانند جناح راست سنتی شده» و «خاصیت» و «جذابیت» خودش را «از دست داده»، تاکید کرده بود که آقای احمدی ‌نژاد و حامیانش اصول گرا نیستند.

او، روز دوم اردیبهشت ماه نیز در گفتگو با خبرگزاری فارس، با تاکید بر جدایی حامیان‌ احمدی ‌نژاد از اصول گرایان، در خصوص انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی اظهار عقیده کرده‌ بود: «دولت، یعنی رییس جمهور و یارانش که آقای مشایی هم جزو آن است، برنامه مدونی برای انتخابات آتی دارند و قطعا در رقابت با اصول گرایان، این جریان را شکست خواهند داد

دبیر کل جامعه وعاظ ولایی، هم چنین تاکید کرده بود که اگر اسفندیار رحیم مشایی نامزد انتخابات ریاست جمهوری بعدی شود، «قطعا رییس جمهور بعدی ایران خواهد شد

او، به صراحت افرادی چون حسین شریعتمداری، حمید رسایی، عبدالله زاکانی، احمد توکلی و علی مطهری، شخصیت های نزدیک به اصول گرایان را مورد انتقاد قرار داده و گفته بود: «اگر کسی بگوید طرفدار احمدی ‌نژاد است اما مشایی را قبول نکند، قطعا دروغ می ‌گوید چرا که مشایی و احمدی ‌نژاد تفاوتی با یکدیگر ندارند. هرچه مشایی می‌ گوید مورد تایید احمدی‌ نژاد است و هر چه احمدی ‌نژاد می ‌گوید مشایی آن را قبول دارد

فرمانده سپاه پاسداران حکومت اسلامی، بار دیگر ضمن اشاره به این که انقلاب بیش تر از داخل کشور تهدید می‌ شود هشدار داده است که «سپاه برای دفاع از انقلاب در عرصه غیرنظامی منتظر دستور نخواهد ماند

به گفته این مقام ارشد در حکومت اسلامی، سپاه پاسداران فقط در مسائل نظامی منتظر دستور می ‌ماند، اما «در جنبه ‌های غیرنظامی» اشتباه است که «فرماندهان فکر کنند باید منتظر دستور باشند

محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران ایران، روز شنبه در گفتگویی با خبرگزاری وابسته به این نیرو «فارس»، گفته بود که یک «جریان انحرافی» در میان اصول‌ گرایان خود را پشت «یک چهره موجه» پنهان کرده است. جعفری هم چون برخی دیگر از مقامات ارشد در حکومت اسلامی، هم چنین این پیش ‌بینی را کرده بود که این جریان «به طور قطع» در آینده به مقابله با انقلاب برخواهد خاست.
فرمانده سپاه پاسداران، با تکرار گفته ‌های خود مبنی بر این که محمود احمدی ‌نژاد «چهره ای موجه» است بار دیگر تاکید کرده است که «ولایت ‌پذیری آقای احمدی ‌نژاد خیلی بیش تر از مسئولان جدیدی است که تازه زبان باز کرده ‌انداو، با این حال به احمد نژاد هشدار داده است که «باید بیش تر منتظر توطئه علیه خود باشد»، چرا که «دشمنان همیشه به دنبال این بودند که خط غفلت بعضی از مسئولین را بگیرند

بنا به گزارش سایت حکومتی آفتاب، یکی از سایت‌ های اصلی منتسب به جریان انحرافی دولت در مطلبی که روز سه ‌شنبه منتشر کرده با توهینی بی‌ سابقه به آیت ‌الله مصباح یزدی به حمایت از احمدی ‌نژاد پرداخت. به گزارش سایت حکومتی آفتاب، این سایت که در یک ماه گذشته و با هدف اثرگذاری بر فضای سیاسی کشور راه ‌اندازی شده ولی به سرعت فیلتر و از دسترس کاربران ایرانی خارج شده است، با «جریان تمامیت ‌خواه» نامیدن مخالفان این جریان، مدعی شد که این جریان به گفته این سایت «تمامیت ‌خواه» «درصدد برآمده است که حامیان واقعی دولت را در دو راهی انتخاب بین احمدی نژاد و برخی چهره ها قرار دهد»!

این سایت،‌ در همین زمینه به نقل از فردی که او را «یک منبع آگاه» مدعی شد: «تمامیت‌ خواهان که از اقدامات قاطع دکتر احمدی نژاد در مبارزه با تحمیل ‌گران به تنگ آمده ‌اند، در جدیدترین سناریوی خود قصد دارند به بهانه حمایت از برخی چهره‌ ها همانند یکی از روحانیون و یکی از وزرا، پایگاه مردمی دولت را تضعیف کنند
این سایت در ادامه این مطلب به ذکر آدرس دقیق ‌تری از این دو نفر پرداخته و از آن ‌ها با عنوان «مص..» و «مص..» نام برده و به نقل از منبع آگاه نام برده و با ادبیاتی توهین ‌آمیز تاکید کرده است: «ما یک موی گندیده دکتر احمدی ‌نژاد را به صد «مص..» و «مص..» نمی دهیم

سایت آفتاب، می افزاید: با توجه به موارد فوق به نظر می‌ رسد که منظور این سایت از «یکی از روحانیون و یکی از وزرا»، آیت ‌الله مصباح و حجت ‌الاسلام مصلحی باشد.

به این ترتیب، در حاکمیت نمایندگان خدا در ایران و حکومتی که سخت مشغول فراهم کردن زمینه های ظهور امام زمان شان است؛ توطئه گری و پرونده سازی، دزدی و کاهبرداری، شیادی و غارت اموال عمومی و هم چنین سرکوب وحشیانه مردم، عمومیت دارد.

 

روایتی تازه از جدال لفظی احمدی ‌نژاد و خامنه ‌ای

سایت دیگربان، دوشنبه، ۲۳ خرداد ماه ۱۳۹۰، نوشت: غلامعلی میگلی‌ نژاد نماینده مجلس گفت که احمدی‌ نژاد پس از مخالفت رهبری با شروط وی مبنی بر برکناری اصغر حجازی٬ حیدر مصلحی و حسین طائب و موافقت با معاونت اولی رحیم‌ مشایی٬ خامنه‌ ای را تهدید به استعفا کرده بود. میگلی ‌نژاد، در جمع گروهی از مردم بوشهر این مطلب را بیان کرده است.

به گفته این نماینده مجلس٬ احمدی ‌نژاد پس از ۱۱ روز خانه‌ نشینی در اعتراض به ادامه کار حیدر مصلحی در وزارت اطلاعات، در دیدار با سیدعلی خامنه‌ ای چهار شرط برای بازگشت خود مطرح می ‌کند که همگی آن ‌ها رد می‌ شود.

برکناری اصغر حجازی معاون رییس دفتر خامنه ‌ای٬ حسین طائب نماینده ولی فقیه در سپاه٬ حیدر مصلحی از وزارت اطلاعات و انتصاب اسفندیار رحیم‌ مشایی به سمت معاونت اولی رییس دولت، چهار شرط احمدی‌ نژاد برای بازگشت به کار بوده که به گفته این نماینده مجلس خامنه‌ ای با همه آن ‌ها مخالفت کرده است.

این نماینده در ادامه افزوده که رهبری در پاسخ به این شروط به احمدی ‌نژاد گفته است: «هیچ یک از این شرط‌ ها را نمی‌ پذیرم و بروید به کارتان ادامه دهید

به گفته میگلی ‌نژاد٬ احمدی‌ نژاد نیز «بدون در نظر گرفتن بسیاری از مسائل به آقای خامنه ‌ای جواب داده بود که می‌ روم استعفا می‌ دهم، و آقا نیز بی ‌درنگ گفته بود همین الان برو استعفایت را بنویس و بیاور

این نماینده مجلس، هم چنین ادامه داده است: «هنگامی که احمدی ‌نژاد در حال ترک کردن بیت رهبری بود، شخصی به وی گفت: می‌ دانی داری با این کار‌هایت مقابل نظام و رهبری این انقلاب ایستادگی می‌ کنی؟ که احمدی ‌نژاد با لحن تندی پاسخ داده بود: بنده می ‌دانم دارم چگونه عمل می‌ کنم، حالا شما ادامه دهید ببینید من متضرر می ‌شوم یا شما…»

میگلی‌ نژاد، در پایان گفته که «نظام تاکنون هزینه ‌های بسیاری برای احمدی‌ نژاد داده، بیش از این نمی ‌توانیم ادامه دهیم

در پیوند با این گزارش سایت «خبر آنلاین» نیز به نقل اسماعیل کوثری نوشته مهم‌ ترین علت مخالفت خامنه ‌ای با تغییر وزیر اطلاعات قصد احمدی ‌نژاد برای قبول سرپرستی این وزارتخانه بوده است.

کوثری، گفته چنان چه احمدی ‌نژاد نمی‌ خواست سرپرستی وزارت اطلاعات را بر عهده بگیرد٬ رهبر جمهوری اسلامی با برکناری حیدر مصلحی مخالفت نمی‌ کرد.

 

دستور ولی فقیه دستور خداست؟!

نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ادعا کرد: «در هر نظامی اساسی ترین مساله منشا مشروعیت است و این پرسش که مشروعیت نظام از کجا نشات گرفته مبنای نظام‌ های ماتریالیستی، لیبرالیستی و هم چنین اسلام است.

به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق به نقل از ایسنا، چهارشنبه، ۱۱ خرداد ماه ۱۳۹۰، حجت الاسلام والمسلمین سعیدی در همایش «محفل انس پیشکسوتان جهاد و شهادت» با بیان این مطلب، افزود: مشروعیت قانون گذار و حاکم در حکومت‌ های ماتریالیستی و لیبرالیستی بر مبنای قرارداد اجتماعی است و از دیرباز مکاتب فلسفی و نظریه پردازان مختلف به این پرسش پاسخ دادند.

او، گفت: نظریه دوم، نظریه دیگری است که راهکار قرارداد اجتماعی برای مدیریت را مطلوب نمی‌ داند و اصولا معتقد است که این راه کاملا مسدود است و بشر نمی ‌تواند با اخذ رای حاکم مطلوب خود را مشخص کند.

او، افزود: مدیریتی می ‌تواند انسان را رهبری کند که مصون از خطا و گناه و هم چنین اشراف بر منابع و حیانی داشته باشد که بتواند قانون سالم مورد نیاز را به دست بیاورد. چون عوالم به هم دیگر متصل است مدیریتی می‌ خواهد که بتواند این مراحل را با هم تطبیق دهند. در صورتی که در قرارداد اجتماعی چنین مساله ‌ای وجود ندارد. انسان اسیر نفس، غضب و امیال و عواملی است که اجازه نمی ‌دهد که از عالم دنیا جلوتر یا عقب تر برود و دوم این‌ که تجربه انسان نشان داده است که نمی ‌توان با الگوی قرارداد اجتماعی و قانون گذاری به یک مدیریت مطلوب دست پیدا کرد.

سعیدی، افزود: امام (ره) بزرگ ترین کاری که کردند تحقق بخشیدن به ربوبیت هدایت تشریعی بود و گرنه خیلی از دانشمندان غربی خدای خالق را قبول دارند، عبدالکریم سروش خدای خالق را قبول دارد، اما خدای شارع را قبول ندارد.

وی با بیان این‌ که دستور ولی فقیه، دستور خداست و تخلف از دستور ولی فقیه تخلف از دستور ولی و رسول است، گفت: بین اختیارات پیامبر، امام و ولی فقیه تفاوتی وجود ندارد و در تبعیت از امام معصوم هیچ فرقی بین حکم امام صادق و ولی فقیه ما وجود ندارد.

نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، در ادامه افزود: به نظر می ‌رسد مهم ترین ارمغان امام در این عصر مادی‌ گری بشر احیا کردن ربوبیت تشریعی بود و آن چه را که در طول ۱۵ قرن فراموش شده بود را دوباره احیا کردند.

 

سیدعلی خامنه ای رسما امام شد؟!

سایت آفتاب، دوشنبه، ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۰، نوشت: هفته ‌نامه « صبح صادق» ارگان سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یاداشتی به قلم سردار یدالله جوانی، از ائمه جمعه و صدا و سیما خواست در سخن رانی‌ ها و برنامه‌ های خود از رهبری معظم انقلاب اسلامی با عنوان « امام» یاد کنند و در ترویج آن بکوشند.

این هفته‌ نامه، در شماره روز دوشنبه ۱۶ خرداد ماه خود، نوشت: «امروز باید با صراحت و شجاعت اعتراف کنیم که در سال ۱٣۶٨ و پس از رحلت حضرت امام خمینی، پس از اعلام نام «خامنه ای عزیز» از سوی خبرگان رهبری، دچار اشتباهی بزرگ شدیم و آن اشتباه این بود که از ایشان با عنوان «امام» یاد نکردیم

سردار جوانی، رییس اداره سیاسی سپاه در سرمقاله هفته‌ نامه «صبح صادق» افزوده است: «باید اهتمام ویژه‌ ای داشت و اشتباهی را که در گذشته به هر دلیلی مرتکب شدیم، جبران نماییم

سردار جوانی، تاکید می کند: «صدا و سیما باید در این مسیر به رسالت رسانه ‌ای خود عمل نماید. ائمه جمعه سراسر کشور و دیگر صاحبان تریبون و قلم باید بسیج گردند

او، در این باره افزوده است: «وظیفه خود بدانیم که اولا از رهبر معظم انقلاب اسلامی برای ادای حق جایگاهش، با عنوان امام خامنه ‌ای یاد کنیم و ثانیا دلیل به کار بردن این عنوان را برای مردم تبیین نماییم

از سوی دیگر، عنوان «امام» برای برای آیت الله خمینی نخستین بار به طور رسمی توسط حسن روحانی، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و رییس کنونی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال های پیش از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ مردم ایران استفاده شد.

این عنوان رفته رفته فراگیر شد تا این که در آستانه پیروزی انقلاب و پس از آن در بین هواداران خمینی و مسئولان حکومتی در سطوح مختلف عمومیت پیدا کرد. رسانه های رسمی نیز همواره از این عنوان استفاده می کردند.

اما با مرگ خمینی در سال ۱۳۶۸ و انتخاب خامنه ای به عنوان رهبر جدید حکومت اسلامی، عنوان «امام» چه توسط طرفداران رهبر جدید و چه توسط مسئولان حکومت اسلامی، برای خامنه ای مورد استفاده قرار نگرفت.

با وجود این، نخستین فردی که از عنوان «امام» برای آیت الله خامنه ای استفاده کرد، حشمت الله طبرزدی، که در سال های اخیر زندانی و به منتقدین حکومت اسلامی تبدیل شده است.

اما با وجود این باز هم عنوان امام هرگز برای آیت الله خامنه ای عمومیت پیدا نکرد تا این که رییس اداره سیاسی سپاه آن را «اشتباهی بزرگ» دانسته و خواستار «اهتمام ویژه» برای «جبران اشتباهی» شده که در گذشته «به هر دلیلی» رخ داده است.

رییس اداره سیاسی سپاه در تعریف خود از عنوان امام، توضیح داد که این عنوان به معنای «راهنما، پیشوا، رهبر و کسی که باید به او اقتدا کرد و از او تبعیت نمود» است.

سردار جوانی، هم چنین با اشاره به آن چه «نظریه سیاسی شیعه» نامید، این نظریه را مبتنی بر «اندیشه امت و امامت» دانست و افزود: «در نظام سیاسی اسلام، مردم در حکم امت و رهبر یا حاکم جامعه در حکم امام است

آن چه رییس اداره سیاسی سپاه از آن به عنوان تئوری «امت و امامت» در نظریه سیاسی شیعه نام برده و استفاده از عنوان «امام خامنه ای» را بر مبنای آن دانسته، پیش از این توسط محمدعلی رامین، مشاور سابق محمود احمدی نژاد و معاون مطبوعاتی پیشین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تبیین شده بود.

از سوی دیگر، در حالی که عنوان یادداشت سردار جوانی در هفته نامه صبح صادق، «چرا امام خامنه ای؟» است، متن سخن رانی رامین در یکی از جلسات گروه حزب الله نیز موجود است که در آن سخن رانی با عنوان «چرا امام خامنه ای؟» استفاده از این عنوان را بر مبنای تئوری «امت و امامت» در فقه شیعه برای رهبر حکومت اسلامی ضروری عنوان می کند.

رامین، سال ۱۳۸۴، با آغاز ریاست جمهوری احمدی نژاد، به یک چهره سیاسی و رسانه ای حکومت اسلامی تبدیل شد و قبل از آن، چهره ناشناخته ای بود. از آن هنگام و هم زمان با روی کار آمدن دولت نخست محمود احمدی نژاد، در عین حال که به ارائه مشاوره به رییس دولت درباره موضوعاتی مانند دروغ بودن هولوکاست پرداخت، تئوری پردازی درباره به کار بردن عنوان «امام» برای آیت الله خامنه ای را نیز آغاز کرد. او در این زمینه، چندین مقاله نوشت و سخن رانی های متعددی انجام داد.

با روی کار آمدن دولت دوم محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۸، رامین به عنوان معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شد. او در این مدت نشریات و روزنامه های فراوانی را بدون برگزاری دادگاه، توقیف یا پروانه آن ها را باطل کرد.

یکی از موارد اختلاف همیشگی رامین با مطبوعات در این بود که چرا آن ها از عنوان امام برای آیت الله خامنه ای استفاده نمی کنند. او یک بار در جمع اعضای هیات تحریریه و جمعی از مسئولان خبرگزاری رسا (خبرگزاری حوزه های علمیه) در مورد تاکید بر واژه های امام و امت، گفت: «با استفاده از عنوان امام خامنه ای جریان سازی کنید و دشمنان اسلام را مستاصل کنید

به گفته رامین، هر کس از این عنوان برای نام بردن از رهبر حکومت اسلامی استفاده نکند «خائن» تلقی می شد.

او در سخن رانی خود با عنوان «چرا امام خامنه ای؟» که تاریخ آن مشخص نیست نیز با تاکید بر تئوری امت و امامت، گفت: «به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین ‌اش نمی ‌گوییم امام. انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می ‌خواهم با شما دفن کنم

رامین پس از برکناری غیرمنتظره از معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هم اکنون عضو شورای مرکزی قرارگاه عمار است که از تعدادی از حامیان و طرفداران جان بر کف رهبر حکومت اسلامی تشکیل شده است.

رامین، هنگامی که در آلمان تحصیل می کرد به دلیل همکاری با گروه های فاسیستی از این کشور اخراج شد و در دوره معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز به یک سایت فاشیستی ایرانی رسما اجازه فعالیت داده بود که یک دوره به یک سوژه رسانه ای و اختلاف درون اصول گرایان تبدیل شده بود.

در این مدت و به دنبال سر دادن شعارهای مختلف توسط مخالفان حکومت اسلامی در راه پیمایی های تهران و سوزاندن عکس های خامنه ای و خمینی توسط جوانان معترض، بیت خامنه ای و طرفداران او تلاش کرده اند با راه انداختن نمایش ها و سناریوهایی چهره ای قدسی و الهی از رهبر حکومت اسلامی، هرگونه انتقاد و مخالفتی با او را مخالفت با اسلام و خداوند قلمداد کنند و شدیدا سرکوب کنند.

صدا و سیمای حکومتی ایران، بیش ترین نقش را در این زمینه ایفا کرده است؛ مساله ای که حتی اعتراض برخی اصول گرایان مانند سایت «الف» زیر نظر احمد توکلی رییس مرکز پژوهش های مجلس که خود از طرفداران سیدعلی خامنه ای است را برانگیخت.

از سوی دیگر آیت الله مصباح یزدی، از اصلی ترین روحانیون طرفدار حکومت، پیش از این مخالفت با ولی فقیه را مانند «مخالفت با امامان شیعه» و در حد «شریک قائل شدن برای خدای یگانه» دانسته و کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران هم اظهارات «یکی از وزرا» را نقل کرده بود که گفته است ولی فقیه حتی حق دارد همسر رییس دولت را طلاق بدهد و در این صورت «رییس جمهور نمی تواند به او دست بزند

یادداشت رییس اداره سیاسی سپاه درباره لزوم نام بردن از آیت الله خامنه ای با عنوان امام در شرایطی است که چند روز قبل، علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه گفته بود: «تخطی از فرمان ولی فقیه در حکم مخالفت با فرمان خدا و امام زمان است

سرلشگر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه نیز چند روز پیش تاکید کرده بود که «هر کس در هر طبقه و مقام و مسئولیتی که باشد باید در مقابل امر ولایت سر تعظیم فرو آورد

این سردار حکومت جهل و جنایت، ترور و اعدام، حقیقت را بیان می کند. مگر محمد چگونه پیغمبر شد؟ و آخر عمرش هم اعلام کردند او آخرین پیامبر است. علی و خاندان او چگونه امام شدند؟ چگونه است که ۱۴۰۰ سال است امام زمان، آخرین امام شیعیان در انتظار ظهور به سر می برد؟ در این میان، چرا خامنه ای امام نشود؟ مگر او چه چیزی از محمد و علی و امام زمان و غیره که تازه به ۱۴۰۰ سال پیش تعلق دارند کم دارد؟ عبا و عمامه و لقب رهبری ندارد؟ مگر از علی و محمد کم آدم کشته و فتواهای ترور کم صادر کرده است؟! مگر او کم تر از علی و محمد و غیره، زن ستیزی و آزادی ستیزی می کند؟ و غیره. بنابراین، خامنه ای همه خصوصیات و ویژگی های پیامبران و امامان را در تبلیغ جهل و جهالت، ترور و وحشت، جنون قدرت و ثروت، جنون آدم کشی، جنون تجاوز حتی به زندانیان و غیره را یک جا دارد. از این رو، این پیشنهاد سردار جوانی نیز برازنده اوست؟!

 

حوزه علمیه «امام خامنه ‌ای» در حال ساخت است

خبرگزاری رسا، شنبه، ۲۱ خرداد ماه ۱۳۹۰ نوشت؛ مدیر حوزه علمیه آذربایجان غربی از پیشرفت ۵۰ درصدی ساخت حوزه علمیه امام خامنه ‌ای خبر داد و گفت: «در صورت تامین اعتبار، این طرح در سال جاری آماده بهره‌ برداری می ‌شود

حجت الاسلام محمد جواد قهرمانی، مدیر حوزه علمیه آذربایجان غربی و امام جمعه میاندوآب، در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در ارومیه، با اعلام این مطلب گفت: احداث حوزه علمیه امام خامنه ای ارومیه از سال ۸۶ آغاز شده و هم اکنون با پیشرفت فیزیکی ۵۰ درصدی در مرحله سفت‌ کاری است.

او، با بیان این‌ که تا این مرحله از عملیات ساخت حوزه علمیه امام خامنه ای بالغ بر دو میلیارد ریال اعتبار هزینه شده است، تصریح کرد: برای تکمیل و بهره ‌برداری از این طرح نیازمند تامین چهار میلیارد ریال اعتبار هستیم.

این مقام مسئول با ابراز امیدواری از تامین اعتبار این پروژه، خاطر‌نشان کرد: در صورت تامین اعتبار، این طرح در سال جاری آماده بهره‌ برداری می‌ شود.

حجت الاسلام قهرمانی، ادامه داد: این حوزه علمیه در زمینی با مساحت ۵ هزار و ۵۰۰ متر مربع با هدف آموزش علوم دینی در کنار مصلای امام خامنه ای شهرستان ارومیه در حال ساخت است.

یادآور می شود، در آذربایجان غربی هشت مدرسه «علمیه برادران» و شش مدرسه «علمیه خواهران» دائر است.

 

تحولات منطقهزمینه‌ساز ظهور حضرت مهدی (عج) است؟!

آیت‌ الله محمدرضا مهدوی کنی، رییس مجلس خبرگان، ادعا کرد: «تحولات منطقه خاورمیانه و اروپا و سیل عدالت‌ خواهی ملت ‌های دنیا، زمینه ‌ساز ظهور حضرت مهدی (عج) است

بنا به گزارش خبرگزاری حکومتی آفتاب، رییس مجلس خبرگان به مطالبی اشاره کرد که گزیده آن را در ادامه می خوانید:

- انقلاب‌ های منطقه و تحولات اروپا زمینه ‌ساز ظهور حضرت مهدی (عج) است. امروز مردم در اقصی نقاط دنیا به پا خواسته و عدالت و آزادی را مطالبه می ‌کنند و به دنبال حق شان هستند. این خیزش‌ ها در کشورهای اسلامی با شعار اسلام و دین و در کشورهای غیراسلامی با شعارهای آزادی‌ خواهانه است و انشاء‌ الله همه این حرکات زمینه‌ ساز ظهور حضرت می ‌باشد.

- انطباق علائم ظهور با برخی افراد و وقایع سوء استفاده است. بارها دیده ‌ایم که بعضی از افراد با منطبق کردن علائم ظهور بر روی افراد قصد سوء استفاده داشته ‌اند و این در حالی ست که علما و بزرگان ما همواره «کذب الوقاتون» را به ما گوشزد کرده‌ اند.

- کسانی هم هستند که نسبت به علائم ظهور بی‌ توجه هستند و هیچ تلاشی برای آماده ساختن خود نمی‌ کنند، در حالی که انتظار فرج امری عملی است نه زبانی و باید در زندگی مردم جاری باشد و امیدواریم همه ما جزو منتظران واقعی حضرت باشیم و عملمان مطابق با خواسته بقیه الله الاعظم باشد.

گفتنی است؛ مهدوی کنی، در مسجد جمکران اقامه نماز کرد و سپس با آیت ‌الله وافی، نماینده خامنه ای و تولیت مسجد جمکران که امام نامه هایش را از سوراخ چاه جمکران دریافت می کند دیدار و گفتگو کرد؟!

 

جن‌ ها چند نوع هستند و چگونه تبلیغ اسلام می کنند؟

سایت الف، یک شنبه، ۱۵ خرداد ماه ۱۳۹۰، درباره جن ها، نوشت: آن ها موجوداتى عاقل و صاحب شعورند، و مکلف به تکلیف هاى الهى، و داراى دو گروه مومن و کافر، و آگاهى کافى از دعوت هاى الهى دارند.

سئوالی از محضر حضرت آیت الله مکارم شیرازی:

جن ها چه روشى را براى تبلیغ اسلام در میان قوم خویش در پیش گرفتند؟

پاسخ: آن چه از آیات ۲۹ـ۳۲ سوره «احقاف» استفاده مى شود این است که، آن ها موجوداتى عاقل و صاحب شعورند، و مکلف به تکلیف هاى الهى، و داراى دو گروه مومن و کافر، و آگاهى کافى از دعوت هاى الهى دارند.

مساله جالب در آیات مورد بحث، روشى است که آن ها براى تبلیغ اسلام در میان قوم خود در پیش گرفتند.

آن ها، پس از حضور در محضر پیامبر (صلى الله علیه وآله) و شنیدن آیات قرآن، و پى بردن به محتواى آن، به سرعت به سراغ طائفه خود رفتند و به تبلیغ آن ها پرداختند: نخست از حقانیت قرآن سخن گفتند، و با سه دلیل این مطلب را اثبات کردند، پس از آن به تشویق آن ها پرداخته، نجات و رهائى از چنگال عذاب آخرت را در سایه ایمان به این کتاب آسمانى، به آن ها بشارت دادند، که هم تاکیدى بود بر مساله «معاد»، و هم توجهى به ارزش هاى اصیل آخرت در برابر ارزش هاى ناپایدار دنیا.

در سومین مرحله، خطرات ترک ایمان را به آن ها گوشزد کردند، و هشدارى توام با استدلال و دل سوزى به آن ها دادند، و سرانجام و عاقبت انحراف از این مسیر را که «ضلال مبین» و گمراهى آشکار است گوشزد کردند. این شیوه تبلیغ، شیوه اى است موثر براى هر کس و هر گروه. (تفسیر نمونه، جلد ۲۱، صفحه ۳۸۸منبع: پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله مکارم شیرازی)

 

تلاوت قرآن برای بازجویی از جن گیرها

سرانجام پس از دو هفته از شایعه ناتوانی و ترس عوامل سپاه در بازجویی از افرادی که به «جن گیرهای دولت» مشهور شده اند، حسین صفار هرندی، وزیر ارشاد سابق دولت احمدی نژاد، مشاور فرمانده سپاه و یکی از کارد به دستان موثر در سرکوب اعتراضات مردم در سال ۸۸، در نشست انصار حزب الله ادعا کرد که این «جن گیرها بازجویان را به سردرد مبتلا کرده اند

صفار هرندی، در حالی خبر وحشت بازجوهای وزارت اطلاعات و سپاه در مواجهه با «جن گیرهای دولت» را تایید کرده که پیش از این برخی از سایت های نزدیک به عوامل بازجویی از «سکته» بازجوی عباس غفاری پیش نماز دستگیرشده دولت، در حین بازجویی خبر داده بودند؟!

بنا به گزارش سایت جهان نیوز، حسین صفار هرندی که خود از جمله افرادی است که در بازجویی از سران «جبهه مشارکت» حضور داشته، روز گذشته در محفل انصار حزب الله در مهدیه تهران گفته است: «معتقدم جریان انحرافی بدنبال تنزل دادن موضوع به جن گیری و رمالی است اما آن ها جرم های بزرگ تری مرتکب شده اندمجموعه نظام با راهکارهای خاص خود برخوردهایی را با عوامل جریان انحرافی انجام داده و تکاپوی اخیر آن ها نیز به دلیل ضربه خوردن از این ناحیه است و امیدواریم رییس جمهور نیز این جریان انحرافی را از خود دور کند و لذا در همین راستا گزارش بازجویی های عوامل جریان انحرافی به رییس جمهور ارائه شده است.

او، احمدی نژاد را مبتلا به «عارضه ای» دانست که همه باید برایش دعا کنند. بر اساس این گزارش، او در برابر اصرار عوامل انصار حزب الله برای  کسب اطلاعات بیش تر درباره یکی از این جن گیرها گفته است: «این شخص برخی قدرت‌ های شیطانی محدود را از طریق اهانت به مقدسات و اقداماتی مانند لگد زدن به قرآن به دست آورده بود. او حتی در مواجهه با بازجویان نیز از طریق همین قدرت‌های محدود خود منجر به اتفاقاتی نظیر سردرد در بازجویان می‌شد که البته نیروهای امنیتی نیز با تلاوت قرآن کریم که باطل السحر محسوب می ‌شود با اقدامات ایذایی وی مقابله کرده و در ادامه از او بازجویی به عمل آورده ‌اند

اعتراف صفار هرندی به وحشت بازجوهای سپاه از «جن گیر های دولت» در حالی  ابراز شده است که پیش از این سایت جوان آنلاین، ارگان سپاه نیز درباره بازجویی از عباس غفاری، که به اتهام جن گیری بازداشت شده، نوشته بود: «نام برده از طریق آغشته کردن قرآن به نجاست به قدرت شیطانی دست پیدا کرده و از این طریق اعمال شنیع و غیراخلاقی خود را دنبال می کرده است. وی به ریاضت های عجیب غیرشرعی دست زده و به طور مثال روزانه از مدفوع خشک شده خود تناول می کرده است. وی هم چنین دارای رمز «…» بوده که با ترکیب با دو رمز دیگر فرعی می توانسته است قلب، هوش و چشم افراد را بی اثر کرده و به تعبیر عوامانه کر و کور کند. وی دارای تسلط کامل به علم جفر بوده و به علوم انرژی درمانی نیز آگاهی داشته به گونه ای که در ایام بیماری ملک فهد برای درمان وی نیز چند ماهی را در کاخ او گذرانده است

در همین رابطه سایت «شفاف نیوز» هم نوشته بود: «بعضی از بازجوهای عباس غفاری (جن گیر دستگیر شده) تحت تاثیر قدرت شیطانی وی غیرمستقیم (احتمالا توسط اجنه یا…) به قتل رسیده اند. چندی پیش یکی از اقوام آقای عباس جن گیر با سایت شفاف تماس گرفت و از طریق قسمت تماس با ما ایمیل خود را برای ما فرستاد. وی در کامنتش نوشت: «لطفا با ایمیل من تماس بگیرید تا اطلاعات دقیقی از فردی به نام عباس غ را به شما بدهمما نیز به عنوان یک رسانه استقبال کردیم و به این فرد ایمیل زدیم و تماس بر قرار کردیم. مشخص شد نام برده وصی سابق و یکی از اقوام نزدیک آقای عباس جن گیر است که به دلیل متوجه شدن واقعیت شیطان پرستی نام برده، ابتدا وی را تهدید به افشاگری کرده است. اما عباس جن گیر که به خوبی خودش و به اصطلاح قدرت خود را می شناخت، به وی می گوید: «افشاگری علیه من کار راحتی است. لذا خودم با دست خودم ماهیتم را می نویسم و امضا هم می کنم، تا کار تو راحت شود» جن گیر مذکور این نامه را به وصی خود داده و به چهار نفر دیگر از دوستان نزدیکش رونوشت می دهد. اما هیچ کدام از ترس عباس جن گیر و توانایی های شیطانی وی و آسیب هایی که ممکن بود وی به این افراد و یا خانواده شان وارد کند، جرات پیدا نمی کنند حتی دست خط و امضای وی را افشا کنند. حتی وصی عباس جن گیر به دلیل اطلاع از نزدیک بودن وی به برخی چهره های سیاسی صاحب نفوذ، و از ترس آنان کارخانه و زن و بچه و خانواده خود را در ایران می گذارد و به یکی از کشورهای همسایه ایران می رود تا از شر نیروی شیطانی وی در امان بماند. نام برده پس از اطلاع از بازداشت عباس جن گیر در تماس با سایت شفاف تعدادی از اسنادی که در دستش بود را برای ما ارسال کردسایت شفاف نیوز، در ادامه این گزارش، این فرد را به داشتن ارتباط با محافل اصلاح طلبان متهم کرده بود.

 

در واقع کسانی که به جن گیری، رمالی، کف بینی، به خدا، پیامبر، امام زمان و به طور کلی خرافات مذهبی را روی می آورند شیادان و کلاهبرداران بزرگی هستند که به احتمال قوی بسیاری از آن ها، حتی در زندگی روزمره خود در مانده اند. از سوی دیگر، مراجعه کنندگان نیز از نظر روانی، صرفا نیاز دارند حرف های خوشایند بشنوند و حاضرند برای شنیدن آن، پول گزافی هم بپردازند. در واقع کسی که خود نتوانسته زندگی خود را پیش ببرد چگونه می تواند با رمالی، جن گیری و انشاء الله و ماشاء الله و امام زمان و خدا و غیره مشکلات دیگران را حل کند؟ اگر تعداد معدودی از سر درماندگی به فال بینی و رمالی، جن گیری، دعانویسی وروی می آورند. اما در حاکمیت جمهوری اسلامی، همه سران سران و مقامات و فرماندهان و مدیران و غیره آن، یک مشت بیماران روانی هستند که جنون آدم کشی و قدرت و ثروت دارند. تا دیروز و قبل از این که روحانیت شیعه در ایران به قدرت برسد بیش ترشان مشغول دعانویسی و رمالی و جن گیری بودند اما امروز در حاکمیت به هیولاهایی تبدیل شده اند که برای حفظ قدرت خود دست به هر جنایتی علیه بشریت متوسل می شوند.

به خصوص مقوله جن گیری در آیات قرآن، یعنی کتاب مقدس و آسمانی مسلمانان وجود دارد نه در روایات و احادیث. بنابراین، همین مساله کافی ست که پوچ بودن و خرافی بودن این کتاب دوران جاهلیت بشر برملا شود.

 

جمعه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۰هفدهم یونی ۲۰۱۱

 

«مذهب» و داستان «ظهور امام زمان»؟!

(بخش هشتم)

           بهرام رحمانی

bahram.rehmani@gmail.com

 

از دیدار «آیت الله بهجت با امام زمان» در لبنان تا حل مساله جنسی جوانان و جن و جن گیری؟!

«حجت الاسلام دکتر مرتضی آقاتهرانی»، نماینده مجلس شورای اسلامی و معلم اخلاق دولت احمدی نژاد است که در دوران اقامتتش در آمریکا، امامت جمعه شهر نیویورک و مسئولیت موسسه اسلامی آن شهر را به عهده داشت؛ در همه زمینه ها تبحر دارد حتی از دیدار آیت الله بهجت با امام زمان در لبنان تا حل مساله جنسی جوانان و...

«آقاتهرانی»، در جدیدترین مصاحبه خود که در فارس منتشر شده، ادعاهایی در مورد دیدار «مرحوم آیت ‌الله العظمی شیخ محمدتقی بهجت» با «حضرت ولی عصر (عج)» مطرح کرده است.

به گزارش آفتاب، یک شنبه 29 خرداد 1390، مصاحبه‌کننده در یکی از پرسش ‌های خود خطاب به «آقاتهرانی» می گوید: چرا چهره آیت ‌الله بهجت را زیاد تبلیغ نمی‌ کنند؟

آقاتهرانی نیز در پاسخ می گوید: حتی فقه و اصول ایشان هم همین ‌طور مهجور ماند... وقتی که درس تمام می‌ شد آن هایی که اهل اخلاق و عرفان بودند می ‌نشستند. در یکی از جلسات به بحثی وارد شدند. آن بزرگوار قبل از این که از دنیا بروند در لبنان خدمت آقا رسیدند که حضرت فرمودند شما یک هفته بیش تر در دنیا نمی ‌مانید. آیت ‌الله بهجت، گلایه می ‌کنند که قرار بود ما در زمان ظهور شما باشیم و آن حضرت می ‌فرمایند که در زمان ظهور شما رجعت خواهید کرد.

معلم اخلاق دولت، در پاسخ به پرسش دیگری تحت عنوان «درست است که می‌ گویند آیت ‌الله بهجت چشم بصیرت داشته؟»، گفت: «این چیزها برای آیت ‌الله بهجت کم ترین چیز است.»

 

آخوند آقاتهرانی، ۱۳۸۹/۱۰/۳۰ در جمع عزاداران هیئت فاطمیون قم حضور یافته بود و در سخنانی کوتاه در پایان مراسم عزاداری، از جمله به طرح هدف مندی یارانه ها اشاره کرد و گفت: بسیاری از کارشناسان و نمایندگان مجلس قبل از شروع طرح عقیده داشتن که اجرای طرح، تورمی در حدود 50 تا 70 درصد ایجاد خواهد کرد که بعد از آغاز طرح ما چیز دیگری را مشاهده کردیم! و حالا دیگر کار تمام شد!

استاد اخلاق دولت، یعنی مرتضی آقا تهرانی، در مورد دیدار دو هفته پیش خود با رییس جمهور نیز گفت: رییس جمهور به بنده گفتن اگر از قبل به این اعتقاد بودم که امام عصر (عج) در مسائل کلی همراه و کمک ما هستن. اما امروز اعتقادم بر این است که امام عصر (عج) حتی در جزء جزء کارها به کمک ما آمده اند.

او، به تلاش غرب برای بحرانی جلوه دادن کشور اشاره و افزود: آن ها مدام کلمات خنده آوری را بر زبان آورده و می گویند که مردم از ترس می روند نان می گیرند و در خانه هایشان پنهان می کنن برای روز مبادا!

حجه الاسلام آقا تهرانی، «با تبیین جایگاه ولایت خاطره ای از حضرت آیت الله بهجت» نقل کردند: «روز 23 بهمن بود در خیابان بودیم آقای بهجت از من سئوال کرد این همه جمعیت که به خیابان آمده بودند در روز 22 بهمن همه موافق نظام بودن! گفتم: نه گفتن پس چه شده که این ها به خیابان آمده اند. اظهار نادانی کردم و ایشان در جواب فرمودند این ولایت آقا روح الله است که مردم را از خانه ها بیرون می کشد!»

در پایان حجه الاسلام مرتضی آقا تهرانی، نکته ای را به جوانان تذکر دادند و آن این که اصلا به حرف هیچ کس گوش ندهید جزء حضرت آقا! و انشاءالله باشد روزی که صاحب این کشور را ببینیم.

 

به گزارش آفتاب، ، به نقل از آینده، آقاتهرانی، استاد موسسه مصباح که چند سالی در آمریکا اقامت و تحصیل داشته و پس از بازگشت به ایران به یکی از چهره‌ های حامی احمدی‌ نژاد در قم تبدیل شد، پس از ماجراهای اخیر مربوط به دورکاری و خانه ‌نشینی احمدی ‌نژاد، علاوه بر دارا بودن سمت استاد اخلاقی هیات وزیران به سخن گوی غیر‌رسمی دولت نیز تبدیل گردیده است.

آقاتهرانی که به گفته خودش در هفته جاری جلسه ۲ ساعت و نیمه‌ ای با محمود احمدی ‌نژاد داشته است، در یک سخن رانی رسمی که تصاویر آن بر روی اینترنت منتشر شده، از مذاکرات محمود احمدی ‌نژاد و مقام معظم رهبری در این باره خبر داده است.

آقاتهرانی، با اظهار این که شخصا این مسایل را از محمود احمدی ‌نژاد شنیده است، از قول او، اعلام می کند رهبر انقلاب مهلتی تعیین کردند تا احمدی ‌نژاد یا وزیر اطلاعات را بپذیرد، یا استعفا کند و یا نپذیرد.

او، اظهار می‌ کند که احمدی ‌نژاد هنوز تصمیم خود را نگرفته است.

آقاتهرانی، در بخش دیگری از سخن رانی می ‌گوید، احمدی‌ نژاد چندی پیش به من می‌ گفت دوشنبه‌ ها که به دیدار رهبر انقلاب می ‌رود، تا نیمه‌ شب به وزرا زنگ می ‌زند تا اگر فردا زنده نماندم، دستور آقا بر زمین نماند.

 

حجت الاسلام آقاتهرانی، در وبلاگش در رابطه با حل مشکلات جنسی جوانان نیز نوشته است:

سئوال: در حال حاضر مشکل بسیاری از جوانان، مشکلات جنسی است مخصوصا در جوانان 18 سال به بالا و بعضا متاسفانه امکان ازدواج برای آنان فراهم نیست، راه حل آن چیست؟

جواب: برای کسی که به بلوغ جنسی رسیده و امکان ازدواج نداشته باشد چند راه کار وجود دارد که خود را در فضای گناه قرار ندهد.

1. حتی المقدور با توجه به وضعیت جسمانی خود، هفته ای دو روز (دوشنبه و پنج شنبه) روزه بگیرد، اگر برای او سخت است ماهی سه روز (پنج شنبه اول، آخرماه و چهارشنبه وسط ماه) را روزه بگیرد که فقهاء بزرگوار در رساله های عملیه خود به آن توصیه فرموده اند. در هر حال پرخوری نکند، قبل از سیرشدن از طعام دست بکشد و تا گرسنه نشود غذا تناول نکند. 2. از خوردن غذای معطر، متنوع، آجیل خوری و... پرهیز کند. 3. لباس چسبان نپوشد و هرگز لخت و عریان نشود، حتی در حمام که کراهت دارد. (یعنی عورت در حمام پوشیده باشد بهتر است) 4. از دیدن عکس های مبتذل و غیر محارم و به ویژه جنس مخالف پرهیز کند. 5. از گفتن و یا شنیدن جک و فکاهی های جنسی حذر کند. 6. با افراد غیرمجرد و یا مجردی که در این زمینه صحبت می کند نشست و برخاست نکند. 7. از اختلاط با زنان و یا مجالسی که مرد و زن بی موالات هستند اجتناب کند. 8. هرگز بی کار نباشد و به اشتغال بپردازد. «إِنَّ اللهَ یُبغِضُ الشّابّ ُ الفارِق» خداوند از جوان بی کار به غضب می آید. 9. به ورزش هایی که موجب عرق ریزی می شود بپردازد، مانند: کوه نوردی، دو میدانی، بسکتبال و... 10. در مجالس توسل و توجه به اهل بیت علیهم السلام شرکت کرده و به زیارت حرم های شریف ایشان برود. 11. با توجه بیش تر و مراقبه، نماز اول وقت اقامه کند.

 

البته ناگفته نماند که همه داستان سازی های سران و مقامات حکومت اسلامی، از یک سو در رابطه با خرافات مذهبی چون امام زمان و جن و جن گیری و رمالی و از سوی دیگر، با سرکوب وحشانه مردم حق طلب و عدالت جو در تلاشند تا هر کدام سهم خود را از قدرت و ثروت جامعه ببرند. بر این اساس، هر چه قدر به انتخابات آخر سال جاری مجلس نزدیک می شویم اختلافات درونی جناح حاکم اصول گرا نیز تشدید می شود. برای مثال، چندی پیش علی لاریجانی رییس مجلس، در گفتگویی که با سایت «خانه ملت» داشت با انتقاد نسبت به ورود دولت به کارزار انتخابات مجلس هشتم از گلایه های برخی نمایندگان در خصوص فعالیت های دولت در حوزه انتخابیه شان سخن گفت و هشدار داد که در صورت صحت این مطالب مجلس با موضع برخورد خواهد کرد.

موید حسینی صدر، نماینده خوی در مجلس شورای اسلامی، در گفتگو با نشریه «همشهری اقتصاد» «جزئیاتی را از تحرکات افراد منتسب به دولت و ادارات رسمی بیان می کند»؛ هرچند که او معتقد است که «این جریان در انتخابات رسوا خواهد شد و شانسی برای پیروزی در انتخابات» ندارد.

حکومت اسلامی در هر دوره نمایش انتخاباتی خود، دچار بحران می شود و رهبر برای حفظ قدرت مطلق خود، جراحی بزرگی در حاکمیت به وجود می آورد. سال 88 در مضحکه انتخابات ریاست جمهوری اصلاح طلبان را درو کردند و این بار در انتخابات مجلس قرار است بخشی از اصول گرایان طرفدار دولت جراحی شوند و مدتی ست که تهدیدها و دستگیری ها آغاز شده است.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، چند روز پیش در حاشیه‌ همایش سراسری قوه‌ قضائیه ایران با خبرنگاران سخن می گفت، درباره‌ دستگیری محمدشریف ملک ‌زاده گفت: «ایشان فعلا در بازداشت به سر می ‌برند و پرونده در مرحله تحقیقات مقدماتی است.»

او، رییس شورای عالی ایرانیان خارج از کشور و معاون مالی و اداری وزارت خارجه حکومت اسلامی بود که زیر فشار مجلس و وزارت اطلاعات از سمت خود استعفا داد.

روز شنبه 4 تیر 90، رییس کل دادگستری استان آذربایجان شرقی نیز از بازداشت علی‌ رضا مقیمی، مدیرعامل منطقه آزاد ارس، توسط مجتمع قضایی کارمندان دولت خبر داد. به گزارش تابناک، علی ‌رضا مقیمی از دوستان نزدیک حمید بقایی و سرپرست پیشین مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد تهران بود که چندی پیش بر پایه حکمی از سوی بقایی به سمت رییس هیات مدیره و مدیرعامل منطقه آزاد ارس منصوب شده بود. حمید بقایی، از نزدیکان محمود احمدی ‌نژاد و رییس دفتر او اسفندیار رحیم مشایی است که اکنون متهم به وابستگی به «گروه انحرافی» در درون دولت شده است.

پس از بازداشت ملک ‌زاده، سایت تابناک روز پنج شنبه 2 تیر ماه گزارش داد که «یک عضو اصلی گروه انحرافی» نیز توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. بر اساس این گزارش، علی ‌اصغر پرهیزکار، رییس منطقه آزاد اروند دستگیر شده است. این گزارش افزود که «تلاش یکی از سران گروه انحرافی برای متواری ساختن وی با هوشیاری نیروهای امنیتی ناکام مانده است.»

تابناک، سایت نزدیک به محسن رضایی، می ‌‌افزاید، مدیر گروه ‌هتل‌ های هما، معاون سازمان حج و زیارت، مدیر موزه ملی ایران، مدیرعامل کانون اتومبیل‌ رانی و جهانگردی، مدیرعامل منطقه آزاد اروند، مدیرعامل منطقه آزاد ارس، مدیرعامل منطقه آزاد انزلی و معاون سرمایه‌ گذاری میراث فرهنگی و گردشگری، از جمله افرادی هستند که در جلسات موسوم به «پارسه» شرکت می ‌کنند.

به گزارش تابناک، «تشکیل جلسات محفلی به صورت منظم و هفتگی موسوم به پارسه است. در این جلسات حول محور موضوعات کلان و راهبردی هم چون انتخابات، منابع مالی اقدامات جریان انحرافی و هماهنگی ‌های تشکیلاتی، جا به جایی نیروها و… بحث و تصمیم ‌گیری می ‌شود.»

حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات، روز شنبه ۴ تیر ماه، گفت: «گروه انحرافی حاصل کار و طراحی عوامل فتنه سال ۸۸ است». او، در ادامه افزود: «آن هایی كه در فتنه سال ۸۸ دو پهلو صحبت می كردند، امروز خود را سینه چاك ولایت نشان ندهند. باید مشخص شود آن ها در این فتنه چه كاره بودند و چه موضعی اتخاذ كردند.»

اصول گرایان طرفدار خامنه ای، در هفته‌ های گذشته حلقه فشار بر نزدیکان احمدی ‌نژاد را تنگ‌ تر کرده اند و از احتمال دستگیری های بیش تر از مدیران و اطرافیان دولت خبر داده اند.

 

اجنه بازی در حکومت اسلامی ادامه دارد

مدتی است که جن گیر های طرفدار رهبر حکومت اسلامی، جن گیرهای طرفدار دولت را به جن گیری متهم می کنند. برای این که محص شود همه سران و عوامل و عناصر حک.ومت اسلامی جن گیر هستند به سخنان «حسين فدايی» دبيرکل جمعيت ايثار گران انقلاب اسلامی و سینه چاک رهبر در نشست ماهيانه اين جمعيت توجه کنيد. بنا به گفته فدایی، جناح رقيب با اجنه ائتلاف کرده اند و قدرت پيش گويی هم دارند.

بخشی از سخنان فدايی که در خبرگزاری حکومتی مهر، به تاریخ ۱۳۹۰/۰۴/۰۳، منتشر شده به این شرح است:

به گزارش خبرنگار مهر، «حسین فدایی»، دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، در نشست ماهانه «جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی»، با اشاره به آرایش فعلی جریان حق و باطل در عرصه بین المللی گفت: خط و مسیر انبیا و جبهه حق در شرایطی است که نظام سلطه با سابقه 400 ساله توانسته است نظام سیاسی و جهان ‏شمول را تعریف کند و الزامات اجرایی این تصویر کلی را عینیت ببخشد و مسیر یک ،دو و نهایتاچند قطبی را تحت عنوان نظم ‏نوین جهانی آزمایش کند.‏

او، افزود: سردمداری جریان جبهه باطل توسط آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی مدیریت می شود و اگر بخواهیم تصویر اجمالی از آمریکا داشته باشیم و آن را مقایسه کنیم با 30 سال پیش انقلاب اسلامی، در زمانی که نظام طاغوتی در کشورمان حاکم بود نیروهای جبهه حق از امکانات مالی برخوردار نبودند و حتی برخی به امام (ره) اشکال می گرفتند که بدون امکانات نمی توان انقلاب کرد.

فدایی که نائب رییس کمیسیون اصل نود مجلس است، در ادامه گفت: خط فتنه، انحراف و سلطه به دنبال این است تا ظرفیت ما را درگیر وضع موجود کند.

او، افزود: متاسفانه خط فتنه، انحراف و سلطه به دنبال این است تا ظرفیت ما را درگیر وضع موجود کند تا نتوانیم به پیشرفت و عدالت بپردازیم.

او، با تاکید به این که قرارگاه فرماندهی جهاد اقتصادی باید تشکیل شود و هم چنین در این جهاد باید تلاش کنیم اهداف و راهبردها و تاکتیک های دشمن را بشناسیم، گفت: فرهنگ جهاد اقتصادی ابعاد و آثار مختلفی دارد اما معنای جهاد اقتصادی ریاضت اقتصادی نیست و باید نسبت به کارآمدی نظام تامین اجتماعی نیز توجه کافی صورت بگیرد.

دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، در خصوص «تهدیدات دشمن» گفت: در حال حاضر در شرایطی هستیم که از چند جانب فشار به کشورمان وارد می شود و ضدانقلاب، نظام سلطه، جریان فتنه و جریان جدیدی به نام انحرافی از هر نظر ما را تحت فشار قرار داده است و حتی برخی از این جریانات اجنه را به خدمت خود درآوردند تا به این انقلاب مظلوم ضربه وارد کنند.

او، ادامه داد: دشمن در راهبردهای دیگری نیز با راه اندازی ماهواره و شبکه های مجازی و تحریم ها و دستورالعمل های مختلف در حوزه های گوناگون سرمایه گذاری بسیاری انجام داد اما انقلاب با صلابت و عزت رو به جلو حرکت می کند. اما نباید اشکالات و ضعف ها موجب مایوس شدن ما شود.

فدایی با ادعای این که شرایط کنونی جمهوری اسلامی ایران در جهان بی نظیر است، اظهار داشت: ماهواره بنیان اخلاقی و اندیشه شیعی را مورد هدف قرار داده است و باید با وحدت و عقلانیت و تدبیر به گونه ای جلو برویم که هم تهدیدات دشمنان را از سر بگذرانیم که با لطف خداوند تاکنون نیز انقلاب توانسته ایم از این گردنه های سخت با صلابت عبور کرد و لذا در شرایط فعلی نباید التهاب در جامعه وجود داشته باشد و باید تلاش کنیم قدر ولایت را بدانیم و در مسیر خواسته های ایشان حرکت کنیم.

فدایی، پس از این همه زمینه چینی ها، سرانجام در پاسخ به سئوالی در خصوص تلاش جریان انحرافی برای استفاده از اجنه گفت: در طول تاریخ بشریت همه حکام غیر از زمامداران صالح تلاش کردند از ظرفیت جن استفاده کنند.

او، تاکید کرد: معتقدم طایفه انحرافی معجونی از همه فکرهای غلط و درست و توسل به موارد گوناگون را در کارنامه دارد.

فدایی، تاکید کرد: قدرت پیش گویی برای آدم های مختلف قابل وصول است. «برخی از اين جريانات اجنه را به خدمت خود درآوردند تا به اين انقلاب مظلوم ضربه وارد کنند.» او، در ادامه گفت: در طول تاريخ بشريت همه حکام غير از زمامداران صالح تلاش کردند از ظرفيت جن استفاده کنند.» «قدرت پيش گويی برای آدم های مختلف قابل وصول است. مثلا فردی به نام يعقوبی که در قضايای اخير دستگير شد فرزند شهيدی بود که در وادی عرفان های کاذب غوطه ور بود و کارش به جايی رسيده بود که حتی برخی از هنرمندان و اساتيد مريد او بودند و حتی ادعا کرده بود من به نور زهرايی رسيده ام و می توانم در عالم برزخ دست انبيا را بگيرم. وی ادعا کرده بود پدرم قاضی اجنه بوده است و می گفت مقام معنوی بسيار بالايی دارد... فرد ديگری نيز در اين قضايا دستگير شد که با شيطان و اجنه ارتباط برقرار کرده بود و برای اين که به قدرت برسد کثيف ترين اهانت ها را به مقدسات کرده بود.»

 

نظر روحانیون درباره جن ‌گیری؟

آشنایی با علوم غریبه و موجوداتی به غیر از انسان که از آن ها به عنوان «جن» یاد می‌ شود و در کتاب های تاریخی مذهبی و «آسمانی» هم چون قرآن از آن ها نامی برده شده و داستان هایی درباره آن ها گفته شده، مانند هر مساله ای موجب کنجکاوی‌ برخی از انسان ها شده است.

در همین رابطه رسانه های حکومت اسلامی، در جهت تبلغیات خرافات مذهبی خود، در مورد جن نیز از برخی روحانیون حکومتی سئوال کرده اند «آیا وجود جن در اسلام یک واقعیت است؟ جن‌ گیری در اسلام چه حکمی دارد؟»؛ جواب تنی چند از این فسیل های مذهبی چنین است:

به گزارش مهر، ۲۲ خرداد ۱۳۹۰، در استفتای صورت گرفته از یکی از دفاتر پاسخ گویی به سئوالات آیت الله نوری همدانی، درباره جایگاه جن ‌گیری در اسلام این مساله مورد تاکید قرار گرفت که جن گیری عملی است که هر کسی نمی تواند مدعی انجام آن شود، فقط افرادی که به علم و فن آن دسترسی دارند و اهل کتاب و ایمان هستند می توانند چنین اقدامی انجام دهند.

در استفتای صورت گرفته از دفتر آیت الله ناصر مکارم شیرازی نیز در رابطه با جن و جن گیری در اسلام این مطلب مورد تاکید قرار گرفته است: جن موجودی است ناپیدا و مطابق آنچه در قرآن آمده حقیقت دارد.

در ادامه این استفتا آمده است: بر خلاف پندار بعضی از عوام، کاری به انسان ها ندارد و آن چه در افواه مشهور است غالبا زاییده خیالات است و کسانی که مبتلا به اوهام هستند لازمست هرگز به آن فکر نکنند، و اگر در هر روز 5 مرتبه آیة الکرسی را بخوانند آرامش بیش تری خواهند داشت و احضار جن این امر اگر چه ممکن است ولی شرعا جایز نیست، و بسیاری از مدعیان آن افرادی دروغگو یا خطاکارند.

ايسنا، پرسش‌ هايی را در اين زمينه در قالب استفتاء از مراجع تقليد تنظيم كرده است كه به منظور سهولت دسترسی، پرسش ‌ها را از طريق پايگاه اطلاع رسانی (وب سايت‌) دفاتر مراجع تقليد مطرح كرديم كه تاكنون آيات عظام مكارم شيرازی، صافی گلپايگانی، علوی گرگانی به اين استفتاء پاسخ داده ‌اند...

متن پرسش ‌ها و پاسخ مراجع تقليد به اين شرح است:

- آيا دعانويسی، فال گيری و جن ‌گيری مورد تاييد اسلام است؟

- گرفتن پول يا هديه در قبال نوشتن دعا چه حكمی دارد؟

- نظر حضرت عالی درباره اقدام افرادی كه بدون داشتن اطلاعات كافی دينی از طريق نوشتن دعا امرار معاش و كلاهبرداری می كنند، چيست؟

- دادن پول به اين افراد چه حكمی دارد؟

پاسخ آيت ‌الله ناصر مكارم شيرازی: «نوشتن دعاهايی که از حضرات معصومين (عليهم السلام) رسيده و در کتب معتبر موجود است، اشکالی ندارد. ولی دعا نويسی حرفه ‌ای، که شغل افراد سودجوست...

پاسخ آيت الله صافی گلپايگانی: «نوشتن دعاهايی كه با دليل معتبر از ائمه معصومين عليهم السلام نقل شده و اجرت گرفتن در مقابل آن، اشكال ندارد ولي مراجعه به فالگيرها يا دعانويسانی كه به صورت ‌های مختلفه از منابعی كه اعتبار شرعی ندارد نقل می ‌كنند يا می ‌نويسند جايز نيست و پول گرفتن اين گونه اكل مال به باطل و حرام است. والله العالم»

پاسخ آيت الله علوی گرگانی: «بسمه تعالی دعا نويسی از نظر شرعی اشکال ندارد ولی فال گيری و جن گيری مورد تایيد نيست ولی دعانويسی که فعلا در مملکت ما رواج دارد و بيش تر افراد کلاهبردار به اين امر مشغول هستند جايز نيست زيرا بسياری از آن ها معلومات کافی در اين امر ندارند و گرفتن چنين پول هايی هم خالی از شبهه نيست و ما نبايد خودمان را در معرض سوء استفاده اين گونه افراد قرار دهيم.»

بان ترتیب، می بنینیم که هیچ کدام از این مراجع تقلید؛، دعانوسی و جن گیری را رد نمی کنند و مختص کسانی چون خود می دانند که در این موارد «تخصص» و «معلومات کافی» دارند.

مهم تر از همه، بر اساس احکام اسلامی، اعتقاد به وجود جن و حتا ارتباط با جن به خودی خود انحراف محسوب نمی ‌شود. بسیاری از مراجع تقلید مسلمانان معتقدند که انکار وجود جن عملی کفرآلود است. در برخی فتواها در این مورد، فرد منکر مرتد خوانده شده است.

به اعتقاد روحانیان، از آنجا که در قرآن بر وجود جن تاکید شده، خرافات خواندن آن نفی کتاب آسمانی مسلمانان و شرک محسوب می‌ شود. در قرآن «سوره ۷۲»، «سوره جن» نام دارد و آیه ‌های بسیاری به توصیف ویژ‌گی‌ های این «مخلوقات» اختصاص داده شده است.

مطابق آموزه ‌های قرآن، جن مانند شیطان از آتش آفریده شده است. در «سوره حجر»، تاکید می‌ شود که خلقت جن پیش از آفرینش انسان انجام شد. در سوره انعام آمده است که برای جن و انس رسولانی از جنس خودشان فرستاده شده تا احکام الهی را به آن ها ابلاغ کند.

به روایت قرآن، جن ‌ها مانند انسان خوب و بد و مومن و کافر دارند. افزون بر این جن توانایی ‌های خارق ‌العاده‌ای دارند که از انسان دریغ شده است. برخی مفسران معتقدند که شیطان گونه‌ پلید جن است. اعتقاد به وجود جن در بسیاری دیگر از دین ‌ها نیز وجود دارد، اما بر خلاف اسلام اغلب فقط شرور تلقی می ‌شوند.

مطابق آن چه در آیه‌ های مربوط به سلیمان در قرآن آمده «جن خوب» حتا می ‌تواند در خدمت پیامبران باشد و خدماتی به آن ها بدهد که از عهده‌ انسان برنمی ‌آید. به عبارت دیگر جن، هم می ‌تواند انسان را تسخیر کند هم ممکن توسط او تسخیر شده و به خدمت گرفته شود. از این دیدگاه، در چارچوب اعتقادات مذهبی مسلمانان، و برخلاف آن چه در ادبیات سیاسی حکومت اسلامی ماه‌ های اخیر رایج شده، «جن ‌گیری»، در اسلام جایگاه ویژه ای دارد. یعنی، به لحاظ ایدئولوژی حکومت اسلامی و مسلمانان، باید این امکان را پذیرفت که افرادی قادرند «جن بد» را طرد کنند و «جن خوب» را به خدمت بگیرند. هر چند که میان آخوندهای حکومت اسلامی در مورد «جن از عالم غیب» اختلاف نظر وجود دارد اما، تقریبا همه آن ها معتقدند که چون جن می ‌تواند فاصله ‌های زمانی و مکانی را در چشم بر هم زدنی طی کند، امکان آگاهی از خبرهایی را دارد که انسان از آن بی ‌اطلاع است پس اختلاف اصلی در کجاست؟! یکی از معروف ‌ترین مسجدهای مکه «مسجد الجن» نام دارد که در غرب شهر واقع شده است. این مکان محل نزول جنیان محسوب می ‌شود و خواندن دو رکعت نماز در آن برای حاجیان، مستحب تلقی می ‌شود؟!

به اعتقاد مسلمانان توان بشر برای تسخیر جن ناچیز است و امکان به تسخیر جن درآمدن بیش تر است. روایت ‌های فراوانی وجود دارد که انسان را از نزدیک شدن به مکان‌ هایی که احتمال حضور جن در آن می‌ رود، برحذر می دارد. در روایتی از پیامبر اسلام خطاب به امام اول شیعیان (در کتاب وسائل الشیعه) توصیه شده که «ای علی، در شب اول، وسط و آخر ماه آمیزش مكن... همانا جنیان در این سه شب به پیش زنان خویش (برای مقاربت) می ‌روند.»؟!

ظاهرا یکی از ریشه‌ های اصلی اختلاف اعتقادات طرفدارن سیدعلی خامنه ای با احمدی نژاد، یعنی این «جریان انحرافی»، در مورد نزدیکی ظهور امام غایب شیعیان است. رحیم‌ مشایی، از دولت انتظار سخن می‌ گوید و احمدی ‌نژاد برخی از تصمیم ‌های خود را ملهم از دستورات امام زمان عنوان می ‌کند؟

آخوند احمد جنتی، در نماز جمعه‌ ۲۳ اردیبهشت ماه، با اشاره به عزل مصلحی وزیر اطلاعات توسط احمدی ‌نژاد که با مخالفت خامنه ‌ای دوباره ابقا شد، گقته است این افراد، یک وزیر را عزل می‌ کنند و می‌ گویند به دستور امام زمان بوده است.

مسلما، حساسیت خامنه ای و حامیان او، به چنین ادعاهایی بیش از آن که جنبه‌ مذهبی داشته باشد، به توازن قوای قدرت و جا به جایی در حاکمیت و قدرت مطلق خامنه ای مربوط است.

 

جن و جن گیری

معمولا آن چه در میان عوام مذهبی نسبت به جن مطرح است هیچ وجه منطقی و علمی ندارد و واقعیت هم ندارد، بلکه غالبا بر اساس شنیده هاست و گاه ممکن است چیزی میان مردم زبان به زبان نقل شود که به شکل یک اعتقاد و باور درآید. در حالی که در اصل واقعیت با آن چه مردم عوام مذهبی می گویند هر چه قدر هم متفاوت و متضاد باشد با سخنان حاکمان قداره بندی که یک جامعه بزرگی چون ایران را را تحت سلطه و سرکوب و خرافات خود دارند از زمین تا آسمان تفاوت دارد.

معمولا گفته می شود زمانی جن با انسان ارتباط برقرار می کند که انسان جایی تنها باشد به خصوص در بیابان ها و جاهایی خالی از سکنه و مخروبه. این ارتباط می تواند به صورت کاملا غیرمرئی که مثلا فقط صدایشان شنیده شود و یا حرکت اجسام دیده شود و این طور تصور گردد که در حال ارتباط با جن است؟! یعنی زمانی که انسان در شرایط ترس و هراس و نامناسبی به سر می برد چنین مسایلی به ذهن او خطور پیدا می کند که واقعیت نداشته و تنها در ذهن انسان متوحش ساخته می شود. یعنی رابطه اجنه با انسان، غالبا شوخی و به صورت تله پاتی و به صورت غیرجسمانی ظاهر می شود.

هم اکنون در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، به طور شبانه روز و با اختصاص میلیاردها دلار بودجه، خرافات مذهبی تبلیغ و ترویج می کنند. برای مثال، به انبوهی از مطالب برمی خوریم که در کتاب ها و سایت ها در مورد جن عنوان می شود که هم چون دیگر باورهای غیرواقعی مذهبی، پایه و اساس علمی ندارد و شنیده ها و داستان ها نیز نمی توانند منبع مستدلی برای اثبات جن قلمداد شوند.

عموما در مورد جن، سه منبع وجود دارد: یکی قرآن و احادیث؛ دوم نقل روایات و داستان هایی که در مورد جن مطرح می شود و سوم نظریاتی که مدعی ارتباط با جن هستند. هر سه این منبع، ادعاهای ساختگی و پوچی هستند که عمدتا ریشه در دوران ناآگاهی بشر دارند و با علم و دانش و دستاوردهای بشری، در تضاد کامل قرار می گیرند. مثلا در ایران، عضوی در برخی از خانواده های متعصب مذهبی ناراحتی روحی و روانی پیدا کند متاسفانه به جای این که به روان پزشک ببرند، به نزد رمال و فال گیر و جن گیر و آخوندی می برند تا برای او دعا بنویسند؛ یا جن گیری جن را با حرکات عجیب و غریب و سخنان نامفهوم احظار کند و طلسم شخص جن زده را بشکند؟ در صورتی که همه این ادعاها کاذب و دروغین و یک نوع کلاهبرداری «شرعی» است.

در برخی روایت ها آمده است که جن ها از انسان برترند. همان گونه که در قرآن، آمده است ملاک برتری تقوی و ایمان است و این ملاک برتری در انس و جان مشترک است. بنابراین، براساس گفته های قرآن، بعضی انسان ها از بعضی اجنه و بعضی اجنه از بعضی انسان ها برترند. احتمالا چنین مساله ای ریشه در ترسی دارد که از قدیم انسان ها از اجنه ساخته اند و خود را در مقابل قدرت آن ناتوان می بینند. یا کسانی که اجنه را رد کرده و انسان را قدرت منتر می داند.

جن، در واقع در لغت به معنی پوشیده و مخفی، یعنی هیچ و پوچ است. در داستان های اسلامی، تاریخ خلقت جن نیز خیلی جلوتر از انسان بیان شده است. جن نیز مانند انسان موجودی اجتماعی است ازدواج و زاد و ولد می کند و غم و شادی و خواب و بیداری و مرگ دارد. اما مرتبه وجودی آنان پایین تر از فرشتگان و بالاتر از عالم انسان هاست. فرشتگان به عالم تجرد نزدیک ترند و اجنه به عالم جسم و ترکیب، فرشته، ازدواج و زاد و ولد و شهوت و هوا و هوس و خواب و مرگ ندارد...

اجنه چون جسم نیستند درد و بیماری و خستگی بدنی و تنفس ندارند و مرگ شان طبیعی است چون قابل صدمه دیدن و کشته شدن نیستند. جاذبه زمین بر آن ها تاثیری ندارد. بنابراین خارج از جاذبه می توانند سریع حرکت کنند و حتی در هوا و فضا نیز تا مسافت های بسیار طولانی بالا روند. آن ها در هر مکانی می توانند زندگی داشته باشند. از درون شکاف های زمین گرفته تا قله کوه ها و درون آب ها. اما هر گز تابع مکان نیستند. چرا که هیچ نیازی به عالم جسم ندارند. به همین دلایل جن ها، خیلی کم وارد دنیای واقعی و ارتباط با انسان ها می شوند. اما آن ها، مشرف بر انسان ها هستند و ما را می بینند در حالی که انسان ها، آن ها را نمی بینند.

نام جن در قران به کرات آمده است. در کنار سوره انسان، سوره ای به نام جن نیز نازل شده است. در قرآن گاه انسان یا جن به تنهایی مورد خطاب واقع شده اند و گاه نیز هر دو با هم مورد خطابند. بنابراین، قرآن کتاب آسمانی مسلمانان و یا اگر به درستی بگوییم مانیفست حکومت اسلامی محمد در شبه حزیره عربستان بوده است و سال ها پس از مرگ محمد جمع آوری شده و به نام قرآن منتشر گردیده است. البته غالب احکام قرآن متوجه انسان هاست. فقط در بعضی واجبات و محرمات اشتراک بین انسان و جن وجود دارد اما در اصول دین و اعتقادات خطاب قرآن نسبت به هر دو مشترک است. جهنم انسان و جن یکی است اما در این که آیا بهشت این دو نیز مشترک است یا نه روشن نیست.

دنیای جن دنیایی زیباتر و راحت تر و شادتر از دنیای انسان معرفی شده ولی استعداد انسان در رسیدن به کمال بیش تر از جن است. آن ها در اطلاعات و معلومات بالاتر از انسان ها هستند.

گفته شده است در میان جن ها هم دانشمند وجود دارد و هم جاهل و تنبل و زرنگ وجود دارد. در میان جن ها، هم دین دار و مسلمان و هم کافر و بی دین وجود دارد؟

اساسا این نوع خرافات در اسلام، به این دلیل تبلیغ و ترویج و تاکید می گردد که هر انسانی که به ماهیت و وجود موجودات مافوق انسان باور داشته باشد به مذهب و خداشناسی بیش تر کشش پیدا می کند.

فرشتگان از نور خلق شده اند و جن از آتش. اما ماهیت فعلی جن آتش نیست همان گونه که انسان از خاک خلق شده ولی نه خاک است و نه شباهتی به خاک و گل دارد.

در قرآن شیطان گاهی جن معرفی شده است. جن، حتی می تواند خود را به شکل انسان و هر صورتی که می خواهد در آورد؟! اما در هر صورت از دید انسان غائب است و هنگام رویت این جسم جمع و فشرده می شود و به خود قالب یک صورت را می دهد. ملا صدرا، مساله را به ابر تشبیه می کند و می گوید زمانی که قطرات آب موجود در هوا فشرده می شوند ظهور ابر را ایجاد می کند بنابراین جن نیز تمثلش به همین صورت است. علاوه بر این، جن می تواند خود را در محفظه ای کوچک جای دهد بدون آن که مساله بسط و قبض در کار باشد.

در میان مردم عوام مذهبی، همواره گفته می شود که اجنه از فلز تیز و برنده مانند چاقو می ترسند. در عین حال تبلیغ می شود که جن جسم نیست و آن ها ما را می بیند در حالی که ما آن ها را نمی بینیم. بنابراین، چاقو و جسم تیز برای ترساندن جن بسیار بی معنی است. هم چنین جن آگاه است که چاقو و امثال آن، از جمله برای قتل انسان ها به شمار می آید.

هم چنین گفته می شود که برای دور کردن اجنه، اگر بسم الله بگویید یا در قرآن آمده است. در حالی که اگر اجنه مسلمان باشند اهل قرآن خواندن و ذکرند و آسیبی به مسلمان نمی رسانند. اگر هم کافر باشند بسم الله در آن، تاثیری ندارد.

گفته می شود که آب جوش به جن صدمه می رساند. حتی در برخی داستان ها نقل شده است که مثلا کسی جایی آب جوش ریخته و ناخواسته سبب مرگ فرزندی از فرزندان جن شده و آن ها نیز در صدد اذیت و انتقام بر آمده اند؟! در حالی که گفته می شود جن چون جسم نیست آب جوش و امثال این ها به او صدمه نمی رساند.

هم چنین گفته شده است اجنه زمانی که به صورت انسان در می آیند ته پایشان گرد و شبیه سم است؟! یعنی جن می تواند خود را به هر صورتی در آورد. سئوال این است که پس چرا می تواند پایش را هم دقیقا به صورت پای انسان درآورد؟!

گفته می شود جن با انسان هایی که خوشش بیاید با او رابطه برقرار می کند و مورد تسخیر (طلسم) قرار می دهد. از آن جا که جن بر بسیاری از امور مخفی آگاه است می تواند بسته به خواست و اراده خود هر کاری که خواست علیه و یا به نفع انسان انجام دهد؟

باین ترتیب، جن اطلاعاتش از انسان ها بیش تر است و می تواند از بسیاری از اتفاقات راجع به گذشته و حال با خبر گردد و عکس العملل مناسب خود را نشان دهد. مثلا کسانی که مدعی ارتباط با جن هستند مسائل آینده را می فهمند و به همین دلیل حکومت اسلامی جن گیر دولت احمدی نژاد را دستگیر و زندانی و شکنجه کرده است تا او به اطلاعات حود از اجنه ها درباره آینده اقرار کند؟!

در داستان «حضرت سلیمان»، آمده زمانی که «حضرت سلیمان» از دنیا رفت بر روی عصایش تکیه زده بود ولی هیچ یک از خدمت گرارانش از جمله اجنه از مرگ او خبر نداشتند و گمان می کردند که او روی عصایش تکیه داده و ایشان را می نگرد تا زمانی که موریانه عصای او را خورد و او به زمین افتاد آن گاه همه از مرگ او با خبر شدند. اگر به گفته قرآن و احادیث، اجنه از دنیای غیب باخبرند پس چرا مرگ سلیمان را نفهمیدند؟1

داستان های زیادی نیز در زمینه ازدواج مرد جن با زن انسان و هم ازدواج زن جن با مرد انسان، نقل شده است. در این جا تناقض گویی بیرون می زند که اگر جن ها، جسم نیستند پس چگونه با انسان می توانند ازدواج کنند.

ازدواج انسان و جن حدیثی از محمد، پیامبر مسلمانان در کتاب «بحار جلد 60» نقل شده است که ایشان ازدواج با جن را نهی کرده اند. حال این نهی دال بر این است که ازدواج این دو با هم امکان پذیر است.

از تعداد نفوس اجنه، هیچ آماری در کتاب های مذهبی نیامده است ولی هر چه باشد این قدر مسلم در آن ها گقته شده است که تعداد اجنه ها، از از تعداد انسان ها بیش تر است به طوری که در قرآن، صریحا آمده است: «یا معشر الجن قد استکثرتم من الانس.»

هم چنین در گفته ها و نوشته های مذهبی، آمده شده است که عمر اجنه هزار و بالای هزار سال است. سئوال این است که این هزار سال را چه کسی تعیین کرده است؟!

 

تسخیر جن

تسخیر جن نیز یکی از مسائلی است که همواره دهان به دهان در جامعه می چرخد. به عنوان مثال، کسی که جن را تسخیر کند از آن جا که جن فهم و اطلاعاتش در زمینه اسرار و علوم مخفی بیش تر از انسان است می تواند تسخیرکننده را در پیمودن راه های «مخقی» به سوی حال و آینده، طی کند؟

راه های رسیدن به قدرت های مافوق طبیعی سه بخش معرفی شده است: 1- عصمت و تقوی و بندگی محض خداوند توام با معرفت مانند ائمه اطهار که همه عالم مسخر آنان است؛ 2- ریاضت های قاعده ای در باب تسخیر و طلسم؛ 3- ریاضت های غیر قاعده ای و مرتاضانه که منجر به تجرد و خلع روح می شود و انسان می تواند هم به قدرت های شگرف روحی دست یابد و هم از امور خفیه تا حد زیادی با خبر گردد. اما هیچ انسانی در قدرت ها و علوم مافوق طبیعه در حد امامان معصوم نیست؟! در واقع بعضی از افراد خاص، به عنوان اعمال خارق العاده چشم بندی و شعبده بازی می کنند و یا با حرکت های عجیب و غریب بر اجسام و محیط تاثیر می گذارند .

 

احضار جن

در احضار جن، اجبار و تسخیر وجود دارد و در مساله احضار روح هم همین اجبار وجود دارد. در حالی که هیچ گاه کسی نمی تواند روح را به کسی نشان دهد جن را هم نمی تواند نشان دهد. شخص مراجعه کننده به جن گیر، تنها حرکات و اعمال و رفتار و سخنان جن گیر را می بیند و می شنود که او با چیزی که وجود ندارد وارد دیالوگ و معامله می شود. بنابراین، تسخیر روح از اساس دروغ و باطل است و تسخیر جن نیز به همان نسبت دروغ است.

 

این داستان ها و روایت ها و نوشته های قرآن درباره جن، شیطان، حوری و پری، امام زمان و داستان ظهور او و غیره شباهت زیادی به فیلم هالیوودی دارند که برخی مواقع انسان ها با موجودات تخیلی آسمانی حرف می زنند و از آن ها قدرت می گیرند؛ علاوه بر موجودات عجیب و غریبی، حیوانات مخوفی و ترسناکی چون اژدهای چند سر نشان داده می شوند که وارد بدن انسان ها می شوند و آن ها را تحت تسلط و اجرای فرمان های خود درمی آورند. آن ها، دیگر اختیاری از خود ندارند و آن شخص، مرتکب هر حرکت و جنایتی می شود. درا ین فیلم ها، پلیس و ارتش تلاش می کند این اشخاص را با مدرن ترین سلاح ها بکشند اما به محض این که به او تیراندازی می کنند نه تنها گلوله ها هیچ تاثیری در او ندارند، بلکه پس از کشته شدن بلافاصله تغییر شکل می دهند و زنده می گردند و گاها حتی به موجودات خطرناک بی شماری نیز تکثیر می شود و...

برخی از سازندگان و سناریونویسان چنین فیلم ها، به روایات و داستان های خرافی مذهبی و سنتی مراجعه می کنند و فیلم های تخیلی خود را بر اساس آن ها می سازند. کاش ما هم در ایران، با چنین فیلم هایی در سینماها روبرو می شدیم؟ اما متاسفانه جامعه ما، بیش از دهه است که اسیر هیولاهای واقعی بی رحم و خشن و تبه کاری روبرو ست که هر چند ظاهر هیولایی ندارند اما، لحظه به لحظه آدم می خورند و شهوت فوق العاده ای برای کسب قدرت، ثروت، تجاوز، شکنجه و اعدام دارند. این هیولاها، برای حفظ قدرت و ثروت خود به هر جنایتی متوسل می شوند. به همین دلایل روزی نیست که خبر سرکوب، تجاوز، اعدام در حاکمیت نمایندگان خدا در ایران، شنیده نشود!

 

دوشنبه ششم تیر 1390 - بیست و هفتم ژوئن 2011

ادامه دارد.

 

«مذهب» و داستان «ظهور امام زمان»؟!

(بخش نهم)

        بهرام رحمانی

bahram.rehmani@gmail.com

 

ترور در صدر اسلام و حکومت اسلامی ایران

«ترور»، واژه آشنایی است كه در ادبیات سیاسی، معنای ویژه ای را به خود اختصاص داده است؛ فردی در شرایطی كه آماده مبارزه نبوده و به صورت غافلگیرانه و ناگهانی مورد هجوم قرار گیرد به آن «ترور» گفته می‌ شود.

ترور در ادبیات اسلامی، چنین توصیف شده است: «در ادبیات اسلامی این واژه مترادف با کلمه «فتک» به معنای کشتن غافلگیرانه آورده شده است.» (محمدی ری‏ شهری، میزان ‏الحکمه، ج 9، ص 4508).

در این بخش، سعی بر این است كه با بررسی تاریخچه و ابعاد فقهی ترور به زوایای مختلف این مساله در صدر اسلام و ترورهای فدائیان اسلام در حکومت پهلوی و در حکومت اسلامی بپردازیم.

 

فتوای ترور سلمان رشدی توسط خمينی و دستور ترور نويسندگان و شاعران و فعالين سياسی در زمان رهبری خمینی و خامنه ای، كه آن ها آمرین اصلی اين ترورها هستند، تقليد عقب مانده ای از اولين ترور های مكتوب در تاريخ اسلام است كه به دستور محمد پيامبر اسلام در شبه حزیره عربستان به خصوص مدینه انجام گرفت و آن هم ترور شاعران و سخنوران اهل مدينه در همين دوران است، يعنی كعب پسر اشرف، عصماء دختر مروان و سلام پسر ابى الحقيق.

علاوه بر بسیاری از دولت های دیکتاتوری خاورمیانه و آفریقا، سازمان های اطلاعاتی دولت های به اصطلاح دمکراتیک غربی نیز به طور پنهانی دست به ترور می زنند. دوره حاضر غیر از حکومت اسلامی ایران، گروه های مذهبی از الفاعده تا طالبان، حماس تا حزب الله و غیره از ترور به طور گسترده ای استفاده می کنند. گروه های اسلامی در هتل ها، رستوران ها، هواپیماها، قطارها و اتوبوس ها و... بمب گذاری می کنند و انسان های بی گناه را می کشند.

جنايت هولناک تروريستى هولناک ١١ سپتامبر ٢٠٠١ عليه بشريت و کشتار هزاران نفر از مسافران بی دفاع در آمريکا، جهان را دچار شوک کرد. همین واقعه بهانه ای به دست دولت آمریکا و متحدانش داد تا جنگ های خونینی را با اشغال افغانستان و عراق راه بیاندازند و هنوز هم با بمباران های لیبی ادامه دارد. از این پس تروریسم دولتی و تروریسم گروه های مذهبی و ناسیونالیستی، در مقابل هم قرار گرفتند و زیست و زندگی مردم عادی و شهروندان جوامع مختلف را در همه جای دنیا، به ویژه در منطقه پرتلاطم خارومیانه، در معرض جنگ و خطرهای ترویستی مداوم قرار دادند.

تروريسم و دشمنی کور و انتقام گیری از غرب تا شرق، نتیجه عملکرد دولت های غربی و در راس همه دولت آمريکا و حمایت مداوم آن ها از دولت اشغالگر اسرائيل و دولت های دیکتاتور منطقه، عاملين اصلی بی حقوقی و محروميت های مردم فلسطین و لبنان و منطقه است. خروج نیروهای اشغال گر اسرائیلی از همه سرزمین های فلسطینی و به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین به درجاتی می تواند به یکی از کانون های تروریسم، یعنی تروریسم دولتی اسرائیل و تروریسم گروه های مذهبی فلسطینی و سوء استفاده های سیاسی دولت های منطقه پایان دهد.

 

در هر صورت اولین ارتكاب قتل به دست انسان بر روی كره خاكی در قالب «ترور»، زمانی اتفاق افتاد كه هابیل و قابیل، قربانی خود را به «پروردگار هدیه» نمودند؟! پس از آن در پی انتقام از هابیل، او تعقیب می شد و در نهایت در مكان مناسب و خلوتی غافلگیرانه او را به قتل رساندند. بعد از این واقعه به «حضرت آدم» وحی شد كه قابیل دشمن خداست. (قطب الدین سعید بن عبدالله راوندی، قصص الانبیاء، تحقیق غلامرضا عرفانیان، چاپ اول، نشر الهادی، قم، 1376، ص 64 و 65)

محمد، دین جدید خود اسلام را از همان آغاز، با تعداد اندکی جنگجو با جنگ و ترور، سرکوب و کشتار، غارت و تجاوز در شبه جزیره عربستان آغاز کرد. گروه محمد به کاروان ها و ومردمی که با آن ها مخالفت بودند و در مقابل دین جدید محمد را نمی پذیرفتند با بی رحمی فوق العاده قتل عام می کردند و زنان و کودکان و احشام و اموال باقی مانده را با خود می بردند و به عنوان غنایم جنگی و حتی زنان را نیز بین خود تقسیم می کردند. از این رو، حرکت مذهبی محمد و یارانش با مخالفت­ ها زیادی از مردم آن دیار روبرو بود و مذهب ترور و سرکوب و زور را نمی خواستند. به همین دلیل با آن مخالفت می کردند. غیر از جنگ و کشتار و غارت اموال مخالفین توسط محمد و هوادارانش، ترور نیز به عنوان حذف فیزیکی و بی سر و صدای مخالفین به کار گرفته می شد.

گسترش و تسلط اسلام بر شبه جزیره عربستان با حمله به کاروان های بازرگانان مکه و کشتن آنان و تقسيم اموال آن بين غارتگران و دادن يک پنجم (خمس) آن به خود محمد، صورت گرفت. ترور در اسلام از آغاز پيدايش آن ابزاری برای تحکيم قدرت و حکوت بوده است. حتا مسلمین نسبت به خود هم اقدام به ترور و قتل عام کرده اند. وقتی علی ابن ابوطالب از پسر ملجم علت ضربت زدن بر فرقش را پرسيد؛ او جواب داد: سربازان تو در جنگ نهروان ياران ما را سر نماز و از پشت سر به شهادت رساندند!

فتوای ترور سلمان رشدی از سوی خمینی و دستور ترور نويسندگان و شاعران و فعالين سياسی از سوی خامنه ای و مصباح، تقليد وفادارانه از اولين ترورهای ثبت شده در تاريخ اسلام است که به دستور خود محمد پيامبر اسلام در مدينه انجام گرفت. آن زمان هم شاعران و سخنوران اهل مدينه ترور شدند؛ کسانی چون کعب پسر اشرف، عصماء دختر مروان و سلام پسر ابى حقيق.

 

تاریخ طبری، یکی از معتبرترین کتاب های تاریخ اسلام است؛ زیرا با کم ترین فاصله از پیدایش و گسترش اسلام نگاشته شده است.

ماجرای کشتن کعب پسر اشرف به دستور خود محمد: کعب پسر اشرف مردی سخنور و شاعر بود... روزی که خبر پیروزی مسلمانان ( در جنگ بدر ) به مدینه رسید و اسامی کشتگان قریش را شنید... گفت این ها ممکن نیست. زیرا سران قریش از خویشان وی بودند.

او، به مکه رفت و ساکنان آن را دلداری داد؛ و مرثیه ای در باره مردگان و هجویه ای علیه پیامبر و همراهان وی سرود. پس پیامبر باخبر شد که وی درباره ایشان هجویه ساخته است.

روزی که پیامبر در میان همراهان خویش بود و در باره کعب اشرف گفتگو می کردند؛ پیامبر از وی نالید و گفت: «کیست که مرا از دست این مرد آسوده کند»؟

محمد پسر اسلمه گفت: ای رسول خدا من می روم و او را می کشم... پیامبر بسیار از او تشکر کرد! پس از سه روز پیامبر مشاهده کرد او هنوز نرفته است؛ علتش را پرسید... پسر اسلمه گفت: ای پیامبر خدا!... می ترسم نتوانم انجام دهم، زیرا کعب آدم خیلی مهمی ست و در قلعه محکمی زندگی می کند... پیامبر گفت: «تو تلاشت را بکن، اگر موفق شدی آمرزیده خواهی شد، و اگر نتوانستی معذور خواهی بود»!

پس محمد اسلمه کسی به نام سلکان را که برادر شیری کعب اشرف بود، با خود همراه می کند. «... قبل از راهی شدن هنگام نماز مغرب به سوی رسول خدا! رفته و می گویند: ممکن است مجبور شویم از تو و نبوت تو بد بگوییم... رسول این اجازه را داد و آن ها را تا قبرستان بقیع القرق همراهی نمود و گفت: بروید به نام خدا و سریع برگردید.»

ادامه داستان پر از پستی و رذالت است که چگونه محمد اسلمه ، سلکان را که برادر شیری کعب بود، وادار به همکاری و خیانت می کند. و کعب را با استفاده از اعتمادی که به برادر خود داشت از خانه بیرون می کشند و هر چه همسر او می گوید نرو؛ اما کعب می گوید: سلکان برادر من است و به او اعتماد دارم.

سپس او را به میان نخلستان می کشند و محمد اسلمه با خنجر زیر ناف او را پاره می کند و او را می کشند. «در بازگشت هنگام سپیده دم وارد مدینه شدند و پیامبر را در حال عبادت یافتند! گزارش کار را به ایشان گفتند و پیامبر بسیار قدردانی کرد و شکر الله را به جا آورد.»

در بررسی تاریخ صدر اسلام، این نکته بسیار مهم و اساسی است که چرا سردمداران صدر اسلام از پیامبر گرفته تا خلفای ثلاثه و علی نیز قربانی ترور شدند؟!

 

آیت الله خمینی، بنیان گذار حکومت جهل و جنایت اسلامی، با اتکا به عمکردهای تروریستی و جانیانه محمد و علی، به کارد به دستان حکومتش و هوادارانش برای سرکوب بی رحمانه مخالفین چنین تاکید می کند:

«اشتباهی که ما کردیم این بود که به طور انقلابی عمل نکردیم و مهلت دادیم به این قشرهای فاسد. و دولت انقلابی و ارتش انقلابی و پاسداران انقلابی، هیچ یک از این ها عمل انقلابی نکردند و انقلابی نبودند. اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم، و روسای آن ها را به محاکمه کشیده بودیم و حزب های فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم، و روسای آن ها را به سزای خودشان رسانده بودیم، و چوبه های دار را در میدان های بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمت ها پیش نمی آمد.

من از پیشگاه خدای متعال و از پیشگاه ملت عزیز، عذر می خواهم، خطای خودمان را عذر می خواهم. ما مردم انقلابی نبودیم، دولت ما انقلابی نیست، ارتش ما انقلابی نیست، ژاندارمری ما انقلابی نیست، شهربانی ما انقلابی نیست، پاسداران ما هم انقلابی نیستند؛ من هم انقلابی نیستم. اگر ما انقلابی بودیم، اجازه نمی دادیم این ها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می کردیم. تمام جبهه ها را ممنوع اعلام می کردیم. یک حزب، و آن «حزب الله»، حزب مستضعفین. و من توبه می کنم از این اشتباهی که کردم، و من اعلام می کنم به این قشرهای فاسد در سرتاسر ایران که اگر سر جای خودشان ننشینند، ما به طور انقلابی با آن ها عمل می کنیم. مولای ما، امیرالمومنین - سلام الله علیه - آن مرد نمونه عالم، آن انسان به تمام معنا انسان، آن که در عبادت آن طور بود و در زهد و تقوا آن طور و در رحم و مروت آن طور و با مستضعفین آن طور بود، با مستکبرین و با کسانی که توطئه می کنند شمشیر را می کشید و می کشت. هفتصد نفر را در یک روز - چنان چه نقل می کنند - از یهود بنی قریضه - که نظیر اسرائیل بود و این ها از نسل آن ها شاید باشند - از دم شمشیر گذراند! خدای تبارک و تعالی در موضع عفو و رحمت رحیم است. و در موضع انتقام، انتقام جو. امام مسلمین هم این طور بود، در موقع رحمت، رحمت؛ و در موقع انتقام، انتقام. ما نمی ترسیم از این که در روزنامه های سابق، در روزنامه های خارج از ایران، برای ما چیزی بنویسند. ما نمی خواهیم وجاهت در ایران، در خارج کشور پیدا بکنیم. ما می خواهیم به امر خدا عمل کنیم، و خواهیم کرد. اشدا علی الکفار رحما بینهم.

این توطئه گرها در صف کفار واقع هستند. این توطئه گرها در کردستان و غیر آن در صف کفار هستند، با آن ها باید با شدت رفتار کرد. دولت با شدت رفتار کند، ژاندارمری با شدت رفتار کند؛ ارتش با شدت رفتار کند. اگر با شدت رفتار نکنند، ما با آن ها با شدت رفتار می کنیم. ما با خود همین ها، با خود همین ها که مسامحه بکنند، اگر مسامحه بکنند، با شدت رفتار می کنیم. مسامحه حدودی دارد، جلب وجاهت حدودی دارد. مصالح مسلمین را نمی گذارند به این امور از بین برود. دادستان انقلاب موظف است مجلاتی که بر ضد مسیر ملت است و توطئه گر است تمام را توقیف کند، و نویسندگان آن ها را دعوت کند به دادگاه و محاکمه کند. موظف است کسانی که توطئه می کنند و اسم «حزب» روی خودشان می گذارند، روسای آن ها را بخواهد و آن ها را محاکمه کند. ما باز تا چندی مهلت می دهیم به این قشرهای فاسد؛ و این اعلام آخر است و اگر چنان چه در کار خودشان تعدیل نکنند و به ملت برنگردند و دست از توطئه ها برندارند، خدا می داند انقلابی عمل می کنم. می آیم تهران و روسایی که مسامحه می کنند با آن ها انقلابی عمل می کنم. قشرهایی از ارتش که اطاعت از بالاترها نمی کنند و امر آن ها را اطاعت نمی کنند باید بدانند که من با آن ها اگر آمدم، انقلابی عمل می کنم. عذرها را کنار بگذارید! بروید فاسدها را سرکوب کنید، بروید توطئه گرها را سرکوب کنید؛ مسامحه نکنید! دولت مسامحه نکند، ارتش مسامحه نکند، ژاندارمری مسامحه نکند؛ پاسداران مسامحه نکنند.

من باز از همه قشرهای ملت، از همه روشنفکران، از همه احزاب، از همه دستجات و گروه ها -گروه ها که مع الاسف تاکنون شاید دویست گروه پیدا شده باشد!- تقاضا می کنم که مسیرتان، مسیر ملت و مسیر اسلام باشد، به ملت بپیوندید؛ صلاح شما در این است که به ملت بپیوندید. اگر خدای نخواسته این نهضت عقب بزند، شماها هم فدای غلط کاری های خودتان خواهید شد. لکن نهضت ما عقب نخواهد زد و نهضت ما به پیش می رود، و باید سایر ملت ها از نهضت ما عبرت بگیرند؛ و حکومت ها از حکومت سابق ما و از وضعی که برای او پیش آمد، عبرت بگیرند.

من از خدای تبارک و تعالی سلامت و توفیق مسلمین را خواستارم. و از خدای تبارک و تعالی خواهانم که مستضعفین را بر مستکبرین غلبه بدهد و زمین را به آن ها به ارث عنایت فرماید.

لینک یوتیوب:  http://www.youtube.com/watch?v=ZNTUsylWTpo  

 

یکی از بزرگ ترین جنایات تاریخی حکومت اسلامی، قتل عام زندانیان سیاسی به فرمان خمینی، در سال ۱۳۶۷ بوده است. دوره ای که همه جناح های حکومتی دست در دست همدیگر در راس قدرت بودند و در بالای سر آن ها نیز خمینی فرمان می راند و حرف اول و آخر را می زد.

 

باین ترتیب، محمد و جانشینانش آن قدر خون مردم بی گناه را ریختند، اموال عموم و مردم را غارت کردند و ترور کردند که سرانجام خود نیز قربانی ترور شدند.

محمد زمانی که در صدد تدارک، تامین و بدرقه سپاهی به فرماندهی «اسامه» بودند تا به سوی موته پیش رفته و شکست پیشین در این منطقه را جبران کنند، مسموم شد و جان خود را از دست داد و بدین سبب سپاه اسامه از حرکت باز ایستاد.

سئوال مهم این است پیامبری که ادعا می شد مستقیما با خدا در ارتباط است و به آسمان ها رفته و با خدا دیدار کرده و آورنده قرآن از سوی خداوندگار است چرا متوجه سمی که به او داده شد، نشد؟!

در تاریخ اسلام آمده است که یهود، طرح کشته شدن محمد را ریخته بود. گفته شده است که یهود علاوه بر ترور محمد، مساله خلافت و جانشینی او را نیز از مسیر اصلی آن خارج کرد. به همین دلیل برنامه ترور را طوری طراحی کردند که هم محمد را از سر راه بردارند، هم سپاه اسامه را متوقف کنند و هم جانشینی او را از دست جانشینانش خارج سازند. نقل شده است از آن جایی که از قبل در سازمان مسلمانان نفوذ کرده بودند، این کار را به راحتی به انجام رساندند؛ هم سپاه را از حرکت واداشتند، هم محمد را از سر راه برداشتند، و هم خلافت را از مسیر اصلی خارج کردند.

در بررسی تاریخ صدر اسلام، چهار خلیفه پس از پیامبر، یعنی ابوبکر، عمر، عثمان و علی با ترور از دنیا رفتند؟ خلیفه اول و دوم نیز با فاصله کوتاهی از دوران حکومتش، مسموم و ترور شد. این امر بدان سبب بود که خلیفه پس از به قدرت رسیدن، مرتکب اقدامات فراوانی شد که جایگاه و حکومتش در داخل و خارج دچار شکنندگی شدیدی گردید. برای از بین بردن این شکنندگی و هم چنین مرعبو کردن مردم معترض به سرعت تعویض مهره می کردند؛ چرا که با تعویض مهره ها، شاید افکار عمومی مردم از واقعیت ها منحرف شود و این تعویض مهره های حکومتی را بپذیرفتند.

خلیفه سوم نیز در شورشی ساختگی، در اندرون خانه و امارت خویش به قتل رسید و بالاخره نیز معلوم نگشت چه کسی یا کسانی او را به قتل رساندند. این امر بدان سبب بود که حکومت عثمان به ضعف گراییده بود و هر آن امکان داشت خلافت را به کسانی دیگر، که مورد تایید گردانندگان جریان نبودند، بسپارد، لذا با ترفندی ماهرانه خلیفه سوم را از سر راه خود برداشته و معاویه به بهانه خونخواهی دست به اقداماتی زد.

بعد از آن که مخالفین علی متوجه ناتوانی معاویه در برانداری خلافت و حکومت علی شدند، فردی  را جهت این امر انتخاب نمودند و چهارمین مانع را از سر راه خود برداشتند. البته در این جریان قاتل نتوانست خود را از معرکه به در برد، دستگیر شد و به قتل رسید.

گردانندگان این چهار ترور، در هر چهار مورد، بدون این که رد پا و اثری از خود بر جای بگذارند، موفق به ترور شدند.

در جریان ترور خلیفه ثانی، انگشت اتهام در جامعه، به سوی علی امام اول شیعیان گرفته شد و او را متهم به طرح ترور خلیفه ثانی کردند. ماجرای ترور خلیفه ثانی، از پیچیده ­ترین و مخفی ­ترین مسائل تاریخی است و گردانندگان جریان نگذاشتند تا اطلاعات درستی در این­ باره به دست دیگران بیافتد. ترورکننده، شخصیتی ناشناخته است. مهم تر از همه، ترور مسئول یک حکومت مقتدر و قدرتمند، نمی ­تواند انگیزه ­ای پیش پا افتاده و ساده داشته باشد. از این رو، همواره انگشت اتهام ترور خلیفه از روی علی برداشته نشد.

پس از ترور خلیفه دوم، تعدادی به در خانه علی رفتند تا خلافت را بر عهده بگیرد. اما خلیفه دوم همان لحظه فوت نکرد و چند روزی زنده ماند و در این مدت، شورایی تشکیل داد تا خلیفه از طریق این شورای انتخاب گردد. در این شورا، نه علی، بلکه عثمان توانست رای بیش تری کسب کند. بنابراین، ترور خلیفه دوم، با یک سلسله رشته هایی نشان می داد که دست علی در کار است به طوری که عمروعاص که مشاور معاویه بود در جلسه ­ای در حضور معاویه خطاب به امام حسن، علی را قاتل خلیفه دوم معرفی کرد. به خصوص ابولؤلؤ، قاتل خلیفه جزو شیعیان طرفدار علی بود.

از همه این ها گذشته، زمینه ‌های بدگمانی درباره قتل عمر، برای ما فراوان است. در تاریخ تلاشی صورت گرفته که علی (ع) را نیز در این ماجرا دخیل بداند. پس از کشته شدن عمر، عبیدالله بن عمر شمشیر کشیده، دختر ابولؤلؤ و یک ایرانی دیگر به نام هرمزان را به این بهانه که عبدالرحمن بن ابوبکر، شب قبل از ترور، آن دو را در حال نجوا با ابولؤلؤ دیده بود، (3. تاریخ الطبری، ج 3، ص 303) به قتل رساند و سپس فریاد زد: به خدا قسم، هر کس را که در قتل پدرم شرکت داشته باشد خواهم کشت. بی شک این عمل و سخن عبیدالله بن عمر در راستای متهم کردن علی (ع) بوده است؛ چرا که هرمزان غلام آزاد شده امیرمؤمنان (ع) بود و در مدینه در زمره اطرافیان ایشان به شمار می ‌آمد. اگر ترور عمر، هر چند با یک رشته ضعیف به علی (ع) منسوب می ‌شد، نقشه کشتن آن حضرت هم در دستور بود.

سال ها پس از شهادت علی (ع) حرکتی شبیه این، از سوی عمرو بن عاص که مشاور معاویه است، سر می ‌زند. او در جلسه ‌ای در حضور معاویه، خطاب به امام حسن (ع)، علی (ع) را قاتل عمر معرفی می‌ کند. (1. الاحتجاج، ج 1، ص 403؛ بحارالانوار، ج 44، ص 72)  

از آن جا که اسلام در سرزمینی ظهور کرد که به بت پرستی و اشرافی گری عادت کرده بود، از همان اول، پیامبر و پیروان اندکش در تنگنا و سختی های بسیار قرار گرفتند ترور و وحشت، جنگ و غارت، تجاوز و گردن زدن و غیره را در پیش گرفتند تا باورهای مذهبی خود را به زور شمشیر به دیگران تحمیل کنند. از این رو، سرکوب و کشتار، جنگ و ترور، غارت و تجاوز، شکنجه و اعدام، ریشه هایش به صدر اسلام و تفکر بنیان گذار آن محمد و پیروانش می رسد.

محمد، در جریان فتح مکه پیش از آن که لشکریانش وارد مکه شوند، تمام فرماندهان را احضار نمود و خطاب به آنان گفت: «... باید ده نفر ذیل را هر کجا یافتید ولو آن که به پرده‏ های خانه خدا آویخته باشند، آنان را دستگیر و بلافاصله اعدام کنید. آن ده نفر عبارتند از: عکرمة ابن ابی جهل، هبار بن الاسود، عبدالله بن سعد ابی سرح، مقیس صبابه لیثی، حویرث بننقیذ، عبدالله بن خطل، صفوان بن امیه، وحشی بن حرب (قاتل حمزه)، عبداللّه‏ بن الزبیری و حارث ‏بن طلاطله و چهار زن (از جمله آنان هند همسر ابوسفیان بود) دو نفر از آنان آوازخوان بوده و در مذمت رسول خدا (ص) سخنان زشت می‏ گفتند. تمام این افراد به نحوی مجرم یا توطئه ‏گر بودند و رسول خدا (ص) به حکم حکومتی دستور قتل آنان را صادر فرمودند. برای آگاهی بیش تر در این باره: به ر. ک 1- ابن هشام، السیره النبویه، ج 4، بیروت، دارالقلم، صص 51 - 54، 2- الطبرسی ابن علی الفضل بن الحسن، مجمع‏البیان فی تفسیرالقرآن، ج 9 و 10، بیروت، دارالمعرفة، 1406ه، ص 848 (ذیل تفسیر سورة‏ النصرة)، 3- القمی، عباس، سفینة‏البحار، ج 7، پیشین، ص 17، 4- واقدی، محمد بن عمر، مغازی، تاریخ جنگ‏های پیامبر(ص)، ج 2، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1366، ص 631، 5- سبحانی، جعفر، فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام (ص)، تهران، نشر مشعر، چاپ هفتم، 1376، ص 443، مراجعه شود.

باین ترتیب، بی جهت نبود که امام خمینی، بنیان گذار حکومت جهل و جنایت و ترور، به صراحت فتوای ترور سلمان رشدی، نویسنده رمان «آیات شیطانی» را صادر کرد. رشدی شهورند اگلیسی، نه مخالف سیاسی خمینی بود و نه رقیب سیاسی او، بلکه تنها گناه رشدی نوشتن یک کتاب داستان بود.

خمینی، درباره ترور رشدی، به صراحت اعلام کرد: «به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‏رسانم، مولف کتاب آیات شیطانی که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است، هم ‏چنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می ‏باشند. از مسلمانان غیور می ‏خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند سریعا آنان را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرات نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود شهید است «انشاءالله». ضمنا اگر کسی دست ‏رسی به مولف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد، (ر.ک: صحیفه نور، ج 21، ص 86).

همان طور که رهبر حکومت اسلامی در بحث خشونت قانونی و غیرقانونی، صریحا متذکر شد اصل حکم ترور برخی از توطئه‏ گران که دور از دسترس محکمه و دادگاه اسلامی قرار می‏ گیرند در اسلام وجود دارد و لیکن هر زمانی حاکم اسلامی بخواهد به چنین کاری اقدام کند...

کشتن انسان های بی گناه و حتی تجاوز به کودکان دختر به سبک محمد و داشتن زن های بی شمار و غیره نیز جزو آموزه ها و سیاست های محمد و علی در دوران حاکمیت شان در شبه حزیره عربستان بوده است که از آن تاریخ تاکنون، همواره توسط خلفا، درباریان و روحانیون و گروه های اسلامی بازتولید شده اند.

در واقع اقدامات تروریستی فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی و نیز هیات موتلفه اسلامی در ترور افرادی مثل هژیر، کسروی، رزم آرا، منصور و... با فتواهای روحانیون صورت گرفته و به طور همه جانبه تری در حکومت اسلامی به کار بسته شده است که نتجیه چنین سیاستی، کشتارها ده ها هزار انسان در زندان ها، به ویژه قتل عام چندین هزار زندانی سیاسی در تابستان 1367، تجاوز به برخی از زندانیان توسط شکنجه گران و هم چنین ترور مخالفین در داخل و خارج کشور است.

در سال های ۱۹۵۳، اخوان المسلمین در مصر، مرکز توجه گروه های اسلامی بود. این گروه، صحنه گردان حرکت های خرد و کلان اسلامی منطقه بود. از راه دور رهنمود می داد که چه باید کرد و چه نباید کرد. اخوان المسلمین، در سال های بعد، سرچشمه بنیاد حماس، القاعده، سلفیون، حزب الله لبنان حسن نصراله و غیره بود.

فدائیان اسلام و رهبر بلامنازع آن، یعنی نواب صفوی، شدیدا تحت تاثیر افکار اسلامی تروریستی و تحت تاثیر اخوان المسلمین بود. تا قبل از سال ۱۹۵۳، دیدارهایی در لبنان و مصر صورت گرفته بود و رهنمودهای اخوان المسلمین به نواب صفوی هم منتقل شده بود.

در سفری که نواب صفوی در سال ۱۹۵۳ به قاهره کرد، مورد استقبال گرم اخوان المسلمین قرار گرفت به طوری که تصویر او را با همان عمامه اش در صفحه نخست روزنامه چاپ کردند.

در دی ماه ۱۳۲۴ حکیم الملک (حکیمی) نخست وزیریش به سه ماه هم نرسیده بود که قوام جایگزین او شد. شرایط آن دوره جامعه ایران، بسیار بحرانی بود و حکومت مرکزی جنایت پشت جنایت می آفرید.

پیشه وری در تبریز، با اعلام فرقه دمکرات آذربایجان، جمهوری آذربایجان را آغاز کرده بود. قاضی محمد رهبر جنبش کردستان، حزب دمکرات کردستان را بنیاد گذاشته بود. حزب توده، در تلاش بود که در کابینه آتی وزرایی را وارد دولت کند. مصدق به عنوان نماینده مجلس در تلاش بود که مساله نفت را چگونه در آینده به جلو ببرد و غیره بود. در چنین شرایط بحرانی، قوام السلطنه، بر تخت صدراعظمی نشسته و به رتق و فتق امور کشور مشغول بود.

در این دوره بود که نام فدائیان اسلام بر سر زبان ها افتاد. واقعه از روی پله های دادگستری آغاز شد. احمد کسروی، تشکیلات «باهماد آزادگان» را راه انداخته بود و به علت «ترویج بی دینی» در روی پله های دادگستری توسط فدائیان اسلام ترور شود.

اما قوام، از تعقیب نواب صفوی و فدائیان اسلام سرباز زد و این مساله سبب شد که تروریسم ۱۰ ساله فدائیان اسلام در کشور تداوم پیدا کند.

پس از حدود دو سال از ترور احمد کسروی نگذشته بود که هژیر وزیر دربار نخست وزیر اسبق، با فتوای آیت اله کاشانی و به دستور نواب صفوی و توسط امامی ترور شد. با این وجود، آیت اله کاشانی به مجلس چهاردهم راه یافت و بعدها رییس مجلس شد. از این تاریخ به بعد، فدائیان اسلام به عنوان پیروان آیت اله کاشانی زیر حمایت او قرار گرفتند. و از آن جایی که در اسلام ترورها باید با فتوای مجتهد جامع الشرایط انجام گیرد، به احتمال زیاد ترورهای انجام شده تا ۳۰ تیر ۱۳۳۱، با فتوای کاشانی یا یکی دیگر از فقها در داخل و یا خارج ایران انجام شده است.

عبدالحسین قمی، یکی دیگر از فعالان فدائیان اسلام بود که در سال ۱۳۲۸، دکتر زنگنه وزیر آموزش و پرورش را ترور کرد؛ در اسفند ۱۳۲۹، رزم آرا نخست وزیر توسط خلیل طهماسبی و با فتوای کاشانی ترور شد. طهماسبی، شیفته آیت اله کاشانی بود. ابوالقاسم رفایی، در اردیبهشت ۱۳۳۰، قصد ترور دکتر مصدق را داشت.

عبدالحسین واحدی، یکی از تئوریسین های فدائیان اسلام، اکثر مطالب تئوریک را در مجله زلزله قلم می زد و اندیشه های خرافی و تروریستی اسلامی در جامعه را ترویج می داد.

دستگاه امنیتی حکومت شاه، در فاصله سال های ۳۰ تا ۳۱ با فدائیان اسلام به علت ضدیتی که با مصدق داشتند، مماشات می کرد و در سال ۱۳۳۴ که علت وجودی آنان برای حکومت شاه از بین رفت، سرکوب شدند.

علوی مقدم، رییس شهربانی، با اجازه شاه با نواب صفوی ملاقات کرد. در سال ۱۳۳۴، ترور علا نخست وزیر توسط مظفر ذوالقدر، پرونده فدائیان اسلام را بست. علوی مقدم، با یاری بختیار و به دستور شاه و با دادستانی آزموده، در شامگاه ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴، نواب صفوی و خلیل طهماسبی را تیرباران کردند و به این ترتیب، فعالیت ۱۰ ساله تروریستی فدائیان اسلامی به پایان رسید. حوزه علمیه قم، هیچ گونه تلاشی برای رهایی آنان نکرد. کاشانی هم مدتی به زندان و سپس به تبعید فرستاده شد.

بقایای فدائیان اسلام در سال ۱۳۴۵، با نام «حزب ملل اسلامی» به صحنه سیاسی کشور وارد شد و در سال ۱۳۵۷، نام «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» را بر خود نهادند.

برای آشنایی بیش تر از مشی و مرام نواب صفوی، کتاب سیدهادی خسروشاهی کتاب مرجعی است. او، در این خصوص می گوید: «بنده از سال 1330 در تبریز، با مطالعه روزنامه ‌های وابسته به فدائیان اسلام مانند اصناف، نبرد ملت و غیره، با نام فداییان اسلام آشنا شدم.‌.. در همان ایام، نامه ‌ای به شهید نواب صفوی نوشتم و کتاب (رهنمای حقایق) را درخواست کردم که در واقع مانیفست سازمان بود. چیزی نگذشت که کتاب، همراه نامه ‌ای از مرحوم سیدهاشم حسینی که مرد شماره 3 فداییان اسلام به شمار می‌ ‌رفت، دریافت کردم...‌ این البته در مرحله نخستین بود، بعدها که به قم آمدم، آشنایی و روابط در قم و تهران بیش تر شد. و من البته عضو جمعیت نبودم، بلکه مانند بقیه طلاب دوستدار یا هوادار بودم.»

خسروشاهی، در گفتگو با تاریخ ایرانی، به بررسی ایده ‌ها و آرمان ‌های فدائیان اسلام درباره تشکیل حکومت اسلامی پرداخته و تاکید می کند که: «بی‌ تردید این انقلاب، شکل کامل و ایده آل نوع حکومت مورد نظر شهید نواب است و او در حقیقت شصت سال قبل و پیش از همه جریان‌ های سیاسی ـ مذهبی، خواستار ایجاد و برقراری چنین نوع از حکومت بود.»

ترورهای فدائیان اسلام، تنها شامل مهر‌ه های سیاسی حاکمیت نبود، بلکه نیروهای سکولار و منتقدین مدهب نیز از این تهدیدها و ترورها در امان نماندند. ترور احمد کسروی آشکارترین این تروهاست.

امام خمینی که جنون آدم کشی پایان ناپذیری داشت و تا آخر عمرش فرمان ها و فتواهای ترور و کشتار حکومتی را صادر کرد؛ بر ادامه جنگ هشت ساله ایران و عراق، با هدف صدور پان اسلامیسم و برپایی امپراتوری اسلامی نیز شدیدا پافشاری نمود و میلیون ها انسان را به کشتن داد و خانه خراب کرد؛ در کتاب «کشف اسرار» خود، کسانی که منتقد دین و مذهب هستند، این چنین تهدید می کند: «... هم کیشان دیندار ما، برادران پاک ما، دوستان پارسی زبان ما، جوانان غیرتمند ما، هموطنان آبرومند‌ ما، این اوراق ننگین، این شالوده ‌های نفاق، این برگرداندن به مجوسیت، این ناسزاها به مقدسات مذهبی را بخوانید و در صدد چاره جوئی برآئید. با یک جوشش ملی، ‌با یک جنبش دینی، با یک غیرت ناموسی، با یک عصبیت وطنی،‌ با یک اراده قوی، با یک مشت آهنین، باید تخم این ناپاکان بی آبرو را از زمین براندازید. این ها ودیعه‌ های خدایی را دست خوش هوی و هوس خود می‌ کنند. این ها کتاب ‌های دینی شما را که با خون ‌های پاک شهدای فضیلت به دست شما رسیده آتش می ‌زنند، این ها عید آتش زدن کتاب دارند. ‌... آبرومندانه از جای برخیزید تا «بر شما چیره نشوند» (کشف اسرار، ص 74، چاپ قم، انتشارات آزادی، 1358)

این لحن خشونت بار و تهدید و ترور امام خمینی، متوجه کسانی چون کسروی و حکمی زاده و غیره بود که در آن دوران، به اصول اساسی اسلام و تشیع انتقاد داشتند.

خمینی، پس از پیروزی انقلاب بهمن ماه 1357 مردم ایران، به محض این که بر مسند قدرت نشست این فکار تروریستی خود را هر چه بیش تر هم در جامعه تبلیغ و ترویج کرد و هم با سرکوب وحشیانه دستاوردهای انقلاب مردم 137 مردم ایران، راه انداختن رعب و وحشت علیه زنان، روزنامه نگاران، نویسندگان، هنرمندان، نهادهای دمکراتیک، احزاب و سازمان های سیاسی چپ و مخالف، راه انداختن چوبه های دار بر سر هر کوی و برزن، پایه های حکومت رعب و وحشت و ترور و خرافات و سانسور اسلامی را بنیان گذاشت که سی و سه سال است آموزه ها و افکار و سیاست های تروریستی و ارتجاعی او در جامعه ایران، هم چنان وحشت می آفریند و خون می ریزد. خمینی، پس از انقلاب 7، ضمن انتقاد از روش کسانی چون کسروی، می گوید: «... دور کردن مردم از ادعیه و کتب دعا که یک وقتی آتش می ‌زدند، در روز آتش سوزی کتاب ‌های عرفانی و دعا... این ها تاثیر دعا را در نفوس نمی ‌دانند... دعا را نباید از بین جمعیت بیرون برد... این یک مطلب غیرصحیحی است که به اسم این که «قرآن باید بیاید میدان»، آن چیزی که «راه» هست برای قرآن، از دست داد... این ها وسوسه‌ هایی از شئون شیطان است... دعا و حدیث را اگر استثنا کنیم، قرآن هم رفته است... آن قدر معارف در ادعیه ائمه ـ علیهم السلام ـ هست و مردم را دارند از آن جدا می کنند ـ که احصا نمی توان کرد ـ لسان قرآن است ادعیه... اگر بگوئیم ما کاری با ادعیه نداریم و در آتش سوزی، کتاب دعا را بسوزانیم، کتاب عرفا را بسوزانیم، از باب این ست که نمی دانند... وقتی انسان از حد خودش پایش را بالاتر گذاشت، در اشتباه می ‌افتد. کسروی یک آدمی بود تاریخ نویس، اطلاعات تاریخی ‌اش هم خوب بود. قلمش هم خوب بود اما غرور پیدا کرد رسید به آن جایی که گفت من هم پیغمبرم... ادعیه را هم کنار گذاشت پیغمبری را پائین آورده در حد خودش. نمی ‌توانست برسد به بالا آن را آورده بود پائین! ادعیه و قرآن و این ها همه باهمند این عرفا و شعرای عارف مسلک و فلاسفه، همه یک مطلب می‌ گویند. تعبیرات مختلف است. زبان‌ ها مختلف است زبان شعر یک زبانی است. حافظ زبان خاصی دارد و همان مسائل را می‌ گویند که آن ها می‌ گویند اما با یک زبان دیگری. نباید از این برکات، مردم را دور کرد.» (تفسیر سوره حمد، چاپ موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، صفحات: 148 و 149 و 189 و 190).

بدین ترتیب، نواب در ایده تشکیل حکومت اسلامی و هم چنین تاثیر زیادی در شکل دهی به افکار و سیاست های ارتجاعی خمینی، خامنه ای، رفسنجانی، مصباح یزدی و... داشت.

نواب صفوی، در اندیشه تاسیس یک حکومت اسلامی در ایران، کتاب خود را در این رابطه و قبل از همه جریان‌ ها، تحت عنوان: «اعلامیه فدائیان اسلام یا کتاب رهنمای حقایق»، در سال 1329 ش ـ حدود 60 سال پیش ـ منتشر ساخت. البته این کتاب جنبه «نظریه پردازی» و به اصطلاح تئوریک ندارد، بلکه نشان‌ دهنده افکار سیاسی نویسنده و علاقه آن بر احیاء اندیشه اسلامی در تشکیل یک حکومت اسلامی است. از این رو، نواب صفوی، نیم قرن پیش درباره چگونگی حکومت اسلامی آثاری دارد. برای مثال، نواب صفوی کتاب خود را با این جملات به پایان می برد: «... برای آخرین بار به دشمنان اسلام و غاصبین حکومت اسلامی، شاه و دولت و سایر کارگردانان ابلاغ می‌ شود که چنان چه مقررات اسلامی را مو به مو اجرا ننمایید، به یاری خدای توانا نابودشان می‌ کنیم و حکومت صالح اسلامی و قانونی تشکیل داده و احکام اسلام را سراسر اجرا می‌ نماییم و به بدبختی‌ های دیرین ملت مسلمان ایران به یاری خدای جهان، خاتمه می‌ دهیم...» (جامعه حکومت اسلامی ص 88) جملات بالا نشان دهنده دیدگاه نواب صفوی درباره یک حکومت اسلامی است.

اکثر اعضا و هیات ‌های گروه فدائیان اسلام، مقلد آیت الله سید صدرالدین صدر بودند. پیش از آمدن آیت الله بروجردی به قم، «آیات ثلاثه» ـ آیت الله خوانساری، آیت الله صدر، آیت الله حجت ـ اداره حوزه علمیه را به عهده داشتند و از مراجع تقلید به شمار می‌ رفتند و هر کدام نیز مقلدان خاص خود را داشتند... آیت الله صدر از فدائیان اسلام پشتیبانی می کرد.

وقتی نواب صفوی، برای «هدایت - ترور؟» یا به درستی بگوییم برای ترور احمد کسروی، به ایران می آید، هزینه سفر او را آیت ‌الله سیدمحمود شاهرودی (دو دینار)، علامه امینی (پنج دینار)، شهید آیت الله سید اسدالله مدنی (پنج یا شش دینار) پرداخت نمودند تا از «ثواب» ترور کسروی بی نصیب نمانند، او راهی ایران شد. او، در تهران برای گفتگو به سراغ احمد کسروی در دفتر روزنامه «پرچم» رفت و پس از چند دیدار، چون انکار او را دید،‌ تصمیم دیگری گرفت... و برای خرید اسلحه، نخست به سراغ آیت الله سیداحمد طالقانی رفت و به گفته شمس آل احمد، پدر او پاسخ داده بود که پولی در بساط ندارد... سپس به سراغ آیت الله حاج شیخ محمدحسن طالقانی،‌ امام جماعت مسجد شاه آباد رفت و او پول اسلحه را پرداخت نمود...

پس از پیروزی انقلاب 57 مردم ایران، از جمله حدود 82 گروه سیاسی ـ اسلامی، اعلام موجودیت می کنند عده‌ ای هم به علت سابقه آشنایی با فدائیان اسلام و یا بدون هیچ سابقه‌ ای در این زمینه، دست به سازمان دهی و تشکیل گروه‌ هایی به نام «فدائیان اسلام» با پیشوندها یا پسوندهای گوناگون مانند: بنیان گذاران!، وفاداران!، ‌یاران. جمعیت فدائیان و غیره پرداختند که اداره بعضی از آن ‌ها به عهده کسانی بود که در دوره پیش از کودتای 28 مرداد، نه تنها از جمعیت فدائیان اسلام جدا شده و انشعاب کرده بودند، بلکه با نشر اعلامیه ‌ها و مقالاتی علیه نواب صفوی، منتشر کرده بودند. حتی یکی از آن ‌ها که ضمن ارتباط با اردشیر زاهدی، گروهی به نام «حزب خلق» درست کرده بود، در روزنامه ارگان خود خواستار «اعدام نواب صفوی» شده بود.

در این میان شخصی به نام «رفیعی» برای انتخاب شدن در انتخابات مجلس شورای اسلامی، در آگهی ویژه ‌ای که در کیهان مورخ 23 فروردین 1362 به عنوان «بنیان گذاران» فدائیان اسلام، منتشر ساخت، خود را چنین معرفی نمود: «... 39 سال جنگ مسلحانه برای اسلام، طراح اصلی اعدام‌ های انقلابی در حکومت شاه خائن: 1ـ کسروی قرآن‌ سوز، 2ـ هژیر وزیر طاغوت، 3ـ رزم‌آراء نخست وزیر، 4ـ قیام سیاسی 15 خرداد، 5ـ اعدام انقلابی حسنعلی منصور، اعزام کننده هزاران فدائی اسلام به جبهه ‌ای جنگ نور علیه ظلمت...»

از همه جالب ‌تر شیخ صادق خلخالی بود که ناگهان به عنوان «رهبر جدید فدائیان اسلام» به مصاحبه پرداخت! در حالی که چند نفر باقی مانده اصلی فدائیان اسلام، با او موافقتی نداشتند به ویژه که او به قول عبدخدایی ـ از وفاداران شهید نواب صفوی ـ در خاطرات خود (صفحه 314) اصلا ارتباطی با فدائیان اسلام نداشت «و من به او گفتم ما نیازمند نواب صفوی هستیم ولی شما نواب صفوی 25 سال قبل هم نیستید!»... البته خلخالی در تریبون مجلس شورای اسلامی، علیه عبدخدایی سخن رانی کرد.

سران حکومت اسلامی، از جمله خمینی، علی خامنه ای و هاشمی رفسنجانی، عشق عجیبی به گروه تروریستی فدائیان اسلام و ترورهای آن دارند.

هاشمی رفسنجانی، در صفحات ۱۰۸ و ۱۰۹ کتاب خود به نام «دوران مبارزه»، می نویسد: «… در مورد فدائیان اسلام… از هواداران آن ها بودم… شهید نواب صفوی و واحدی با شیوه خاصی عمامه می بستند… نواب برای ما مقدس بود و مایه اصلی روحیه سیاسی من بود…»

احتمالا همین شیفتگی رفسنجانی به اعمال تروریستی فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی، عامل مهمی در صدور «قتل های زنجیره ای» دوران قدرت هاشمی بوده است.

سیدعلی خامنه ای نیز هم چون رفسنجانی شیفته نواب صفوی بود. ایرنا، در این مورد نوشته است: «… نخستین جرقه های سیاسی و مبارزاتی را مجاهد بزرگ شهید نواب صفوی در ذهن من زده است.» «هنگامی که نواب صفوی با عده ای از فداییان اسلام در سال ۳۱ به مشهد رفته و در مدرسه سلیمان خان، سخن رانی پر هیجانی در موضوع احیای اسلام و حاکمیت احکام الهی ایراد کردند…» علی خامنه ای از طلاب مدرسه سلیمان خان بود، «… به شدت تحت تاثیر سخنان آتشین نواب واقع شدم…» و «همان وقت جرقه های انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نواب صفوی در من به وجود آمده و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد…»

بدین گونه کسانی که این چنین شیفته و دل باخته گروه تروریستی اسلامی فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی بودند، طبیعی ست که ده ها هزار انسان بی گناه و بی سلاح را در زندان های خود قتل عام کنند و مخالفین خود در داخل و خارج کشور را نیز ترور کنند. بنابراین، ترور در اسلام و تفکر سران حکومت اسلامی ایران، جایگاه مهمی دارد.

در فقه اسلامی، در باب امر به معروف و نهی از منكر به مسلمان دستور داده شده در مقابل «مفاسد و منكرات» ساكت ننشسته و به مقابله برخیزند كه احكام و مراتبی پیش بینی شده است. آیت الله خمینی، در تحریرالوسیله آورده است: «اگر انسان بداند یا اطمینان داشته باشد كه مقصود با دو مرتبه گذشته (تذكر زبانی و طرد و كناره گیری) حاصل نمی‌ شود انتقال به مرحله سوم واجب است و مرتبه سوم عبارت است از اعمال قدرت با رعایت مراحل مختلف شدت و ضعف اگر انكار موجب، منجر شدن به جراحت یا كشته شدن شود جز با اجازه امام (ع) بنابر اقوی جایز نیست. و در زمان غیبت فقیه جامع الشرایط با وجود شرایطی جانشین امام (ع) خواهد بود. (امام خمینی، تحریرالوسیله، ج 1، موسسه نشر اسلامی، بیتا، ص 440، 441) بنابراین، خمینی خود سنبل تروریسم دولتی بود و رسما و آشکار نیز آن را تبلیغ و ترویج می کرد.

 

امروزه گروه های تروریستی مذهبی، با استناد به این  موارد و موارد مشابه مندرج در کتب تاریخی مذهبی، رساله ها و فتواهای روحانیون، ترور و دیگر جنایات خود را از نظر «شرعی» توجیه می کنند.

1- در کتاب «زندگانی محمـد پيامبر اسلام»، ترجمه سيرت النبويـه (تاریخ ابن هشام)، تاليف ابن هشام، به ترجمه: سيدهاشم رسولی، جلد دوم از انتشارات کتاب فروشی اسلاميه، در رابطه با قتل کعب بن اشرف يهودی در صفحات 79 تا 82، آمده است:

کعب بن اشرف يکی از بزرگـان يهـود بنی النضير کـه پدرش مردی از قبيله طی و مـادرش از يهـود بنی النضير بود. هنگامی که خبر شکست قريـش و کشته شدن بزرگان آن ها به مـدينه رسيد؛ به حدی متاثر شد که گفت: اگر اين خبر راست باشد؛ مرگ برای ما بهتر از زندگی است. در ميان قريش رفته برکشتگان بـدر گـريست و با سرودن اشعاری در مصيـبت آنان مردم را بر عليه رسول خدا تحريک کرد.

پس از اين که به مدينه بازگشت؛ درصدد آزار مسلمين برآمده؛ اشعاری عاشقانه سرود و در آن ها نام زنان مسلمان را می برد و با آن ها اظهار معاشقه و تغزل می کرد. اين جريان بر رسول خدا خيلی گران و ناگوار آمد؛ از اين رو، فرمود: آيا کسی هست کـه مـرا از شر کعب بن اشرف آسوده کنـد؟

محمدبن مسلمه؛ يـکی ازافـرادبنی عبـدالاشهل؛ گفـت: مـن عهده دار اين کار می شوم و او را می کشم. رسول خدا بـه او رخصت انجـام اين کار راداد.

محمدبن مسلمه عرض کرد: يا رسول الله ما برای انجام اين کـار ناچاريم سخنانی برخلاف عقيده خـود بر زبان جاری کنيم. فـرمود: «باکی نيست هرچـه خواهيد بگوئيد که برای شما جايز است.»

محمدبن مسلمه از نزد رسول خدا بـرخاست و با چهار نفر ديگر از مسلمانان به نام های: ابونائلـه (سلکان بن سلامه) که برادر رضـاعی کعب بن اشرف بـود و حارث بن اوس و عبـادبن بشرو ابوعبس بن جبر هم دست شده نقشه قتل او را بيـن خـود طـرح کردند. و چـون شب شد همگی اسلحه خود را برداشته به نـزد رسول خـدا (ص) رفتند. آن حضـرت ايشان را تا قبرستان بقيع بدرقه کرد. سپس بدان ها فرمود: برويد به نام خدا؛ آن گاه دست به دعا برداشته؛ گفت: بار خدايا اينان را مدد فـرما. سپس رسول خدا از آن جا به خانه خويش بازگشت و آن پنج نفر نيز به دنبال ماموريت خود بـه راه افتادند؛ تـا به درب خانه کعب بن اشرف رسيدند. ابونائله پيش رفته و در خانه را بکوفت؛ کعب بن اشرف کـه اتفاقا تازه عروسی کرده بـود؛ از ميان رختخواب برخاست. همسرش دامن او را گرفته گفت: تو مردی جنگجو هستی و دشمن زيادی داری، بيـرون رفتن تو در اين حال دور از احتياط است. کعب گفت: ايـن ابونائله است و ترسی از او بر من نيست. او کسی است که اگـر مرا در خـواب ببيند؛ روی محبت و علاقه ای که به من دارد؛ حاضر نيست بيدارم کند. زن گفـت: بـه خدا صدای او مرا به وحشت انداخت و بوی شر از او استشمام می شود کعب پـاسخ داد: جوانمرد کسی است که اگر برای زدن نيزه هم او را بخوانند؛ اجابت کند. ايـن سخن را گفته و از قلعه به زير آمد و نـزد آن پنج نفر آمده؛ ساعتی در آن دل شب پيش آن ها نشست و با آن ها گفتگو کرد.

ابونائله گفت: خوب است از اين جا به شعب العجوز برويم و بقيه گفتگو را در آن جا انجام دهيم. کعب پذيرفت و با آن ها به راه افتاد. قدری که راه آمدند؛ ابونائله دست بـه سر او گذارده؛ بو کرد و گفت: عجب عطری! من که تاکنون عطری باين خوشبوئی استشمام نکرده ام. بار دوم اين عمل را تکرار کرد؛ و بار سوم سر او را در دست گرفت و به رفقای خود گفت: اين دشمن خدا را بکشيد. رفقای ابونائله شمشيرها را فـرود آوردند؛ ولی کاری از پيش نبرد. ابونائله گويد: يادم افتاد که در ميان شمشير من کارد تيز و نازکی است. فورا آن را بيرون آورده و در شکمش فرو بردم و تا پائين شکافتم. کعب چنان فريادی زد کـه تمام قلعه های اطراف بيدار شدند و آتش افروختند و دانستند که در آن جا اتفاقی افتاده و با همان ضربت کعب از پا درآمد.

2-  قتل ابـن سيبه يهـودی و سایر یهودیان  (صفحات 83 و 84):

به دنبال قتل کعب بن اشرف؛ رسول خدا دستور داد به هر يک از يهود که دسـترسی پيـدا کرديد او را بکشيـد. محيصه بن مسعود؛ در پی اين دستور رسول خدا (ص)؛ ابـن سيـبه يهـودی را که مرد تاجرپيشه و لباس فروش بود؛ بکشت. محيصه بـرادری داشت به نام حويصه؛ بـا اين که بزرگ تر از محيصه بود؛ ولی هنـوز مسلمان نشده بود. همين که ديد محيصه به آن مرد يهودی شمشير می زند و می خواهد او را بکشد؛ با ناراحتی گفت: ای دشمن خدا آيا او را می کشی؟ با اين که حق نان و نمک به گردن تو دارد و چربی های شکم تـو از مال اوست!!.

محيصه گفت: کسی مرا مامور کشتن او کرده که به خدا اگر دستـور کشتن تـو را هـم می داد؛ با اين که برادرم هستی بلادرنگ گردنت را می زدم!! حويصه با کمال تعجب پرسيد: راستی تو را به خدا اگـر محمد به تو دستور دهد مرا بکشی؛ تو خواهی کشت؟ محيصه گفت: آری به خدا اگر دستور قتل تو را به من بدهد فورا گردنت را می زنم!

حويصه گفت: بـه خدا سوگند آئينی که تو را به اين اندازه مطيع خود کند؛ آئين عجيبی است و همين جريان موجب شد که حويصه نيز مسلمان شود.

3- کشتن سلام بن تحقيق (صفحات 184تا 186):

کشته شدن کعب بن اشرف؛ يکی از دشمنان سرسخت اسلام که به دست اوسيان انجـام شد... و خزرجيان مترصد بودند تا فرصتی به دست آورند و يکی از دشمنان ديگر اسلام و مسلمين را که با مسلمانان و ساير جهات مانند کعب بن اشرف باشد از پای درآورند؛ تا در کسب شرف و فضيلت خود را به قبيله اوس برسانند و در مسابقه خدمت به اسلام از رقبای خود عقب نمانند.

قبيله خزرج به دنبال اين فکر به ياد سلام بن ابی تحقيق و عداوت های ديرينه و تحريکات او برضد پيشوای اسلام و مسلمين افتادند و... درصدد برآمدند تا به وسيله ای او را به قتل رسانند، و به همين منظور به نزد رسول خدا آمده از او اجازه گرفتند و درصدد تهيه مقدمات کار برآمدند... پنـج نفر اشخاص زبده و ورزيده داوطلب شدند تا اين کار را انجام دهند. هنگامی که خواستند به سوی خيبر حرکت کنند؛ رسول خدا؛ عبدالله بن عتيک را بر آنان امير ساخت. بدين ترتيب ايـن پنج نفر به سوی خيبربه راه افتادند و شبانه خود را به هر وسيله بود به در خانه سلام بن ابی التحقيق رساندند و در را زدنـد. همسرش پشت در آمده در را باز کرد و پرسـيد: کيستيد؟ گفتند: چندتن عرب هستيم که برای خريد خواربار به اين جا آمده ايم. گفت: داخل شويد. و چون داخل خانه شدند به اطاق سلام بن ابی التحقيق رفتنـد. در را از پشت بستند که همسرش داخل نشود. سپس به سراغ او کـه روی بستر خود افتاده بود؛ رفتند و هر کدام ضربتی براو زدند و آخرين کسی که ضربت خود را فرود آورد؛ عبدالله بن انيس بود که شکمش را دريـد و پس از اين که فراغت حاصل کردنـد؛ فرار کردند.

4-  آتش زدن محل تجمع منافقان و يهودی ها (صفحـات 322 و 323):

به رسول خدا  اطلاع دادند که گروهی از منافقين در خانه سويلم يهودی که در جائی به نام جاسوم قـرار داشت اجتماع کرده و نقشه طـرح می کنند؛ تا به دينوسيله مردم را از آمدن با شما باز دارند.

اين خبر که بـه سمع رسول خدا رسيد. طلحه بن عبيدالله را با چنـد تن مامور کرد تا بدان جا بروند و خانه مزبور را آتش بزنند.

ضحاک بن خليفه از کسانی بود که در آن اجتماع شرکت کرده بود و چون شعله آتش بلند شد؛ مانند ديگر منافقين از پشت بام خانه فرار کرد و خود را از بالا به زمين انداخت؛ به طوری که پـايش شکست.
5- کشتن خالدبن سفيان هذلی (صفحـات 395 و 396):

عبدالله بن انيس گويد: رسول خدا مـرا خـواست و به من فرمود: شنيده ام پسر سفيان بن نبيح در نخله يا در عرنه؛ لشگر تهيه می کند تا به جنگ من آيد؛ تو بدان جا می روی و او را به قتل می رسانی. عرض کردم يا رسول الله خصوصيات و شکل و قيافه او را برای من توصيف کن تا من او را بشناسم. فرمود: او چنان است که وقتی او را ببينی تو را به ياد شيطان می اندازد  و نشانه او چنان است که هميشه لرزه ای در بدنش احساس خواهی کرد.

عبدالله گـويـد: من شمشير خود را به گردن آويخته و به دنبال ماموريت؛ به دنبال خالدبن سفيان رفتم و چون به مکان او رسيده و چشمم به او افتاد نشانه هائی که رسول خدا فرموده بود؛ در او مشاهده کردم و هنگامی به او رسيدم که چند زن را بر هودج سوار کرده بود و دنبال جائی می گشت کـه آن ها را در آن جا فرود آورد.

هنگام عصری بود که من او را ديدم و چون ترسيدم ميان من و او جنگی درگير شود که مانع خواندن نماز عصرم شود؛ از اين رو هم چنان کـه به او نزديک می شدم نماز عصرم را در راه خواندم و برای رکوع و سجود نيز با سر اشـاره می کردم؛ تـا چـون به او رسيدم؛ پرسيد: کيستی؟ گفتم: مردی از اعراب هستم که چون شنيده ام برای جنگ با اين مرد لشگر تهيه می کنی؛ بدين جهت به نزد تو آمده ام. گفت: آری من در تهيه اين کار هستم. پس من شروع کردم به همراه او رفتن؛ تا چون کاملا خود را آماده کشتن او کردم؛ ناگهان بر او حمله کرده و او را به قتل رساندم و در حالی که زنان مـزبور خود را روی جنازه او انداخته بودند؛ به سوی مدينه فرار کردم.

رسول خدا که چشمش به من افتاد؛ فرمود: پيروز شد! من پيش رفته گفتم: يا رسول الله او را کشتم. فرمود: راست گفتی. سپس برخاست و مرا به خانه خويش برد و عصـائی به من داده؛ فرمود: اين عصا را نزد خود نگهدار... ايـن عصـا نشانه ميان من و تو در روز قيامت است. همانا کم ترين مردم در آن روز کسانی هستند که برعصا تکيه زده اند.

6-  کشتن رفاعه بن قيس جشمی (صفحـات 405 و 406):

ابن ابی حدرد گويد: مردی از بنی جشم به نام رفاعه بن قيس يـا قيس بن رفاعه که در ميان قبيله بنی جشم دارای اسم و رسمی بود بـا گروه زيادی از بنی جشم به سرزمين غابه درآمد و در فکر بود تـا قبيله قيس را برای جنگ با رسول خدا در آن جا گرد آورد.

اين خبر که به گوش رسول خدا رسيد؛ مرا با دو نفر ديگر از مسلمانان مامور کرد که به دان جا برويم و اوضاع و احـوال آن مرد اطلاعاتی به دست آوريم. بدين ترتيب ما از مدينه خارج شديم و اسلحه خود را که تير و شمشير بود؛ بـرداشته به راه افتاديم. نزديکی های غروب بود که به دان جا رسيديم. من در آن نزديکی در جائی کمين کرده و به آن دو نفر هم گفتم: در جائی کمين کنيد و هرگاه صدای تکبير مرا شنيديد و ديديد که من حمله کردم؛ شما هم تکبيرگويان حمله کنيد.

ما هم چنن در کمين گاه خود مانديم تا پاسی از شب گذشت و قبيله بنی جشم چـوپانی داشتند که حيوانات آن ها را می چرانيد. اتفاقا در آن شب چوپان آن ها تا آن موقع از صحرا برنگشته بود و آن ها نگران حال او شده بودند؛ ناگاه ديدم رفاعه بن قيس از جا برخاسته و شمشير خود را به گردن آويخت و به آن ها گفت: من به دنبال چوپان می روم تا ببينم چه به سرش آمده... رفاعه پس از اين گفتگو برخاست و روان شد؛ تا چون مقابل من رسيد من خود را آماده کرده و تيری به کمان گذاردم و قلبش را هدف قرار دادم و چون تير به قلب او خورد بدون اين که سخنی بگويد نقش برزمين شد و من به سوی او دويده سرش را جدا کردم و بانگ تکبير را بلند کرده بـه قبيله او حمله کردم. آن دو رفيق من هم تکبيرگويان از سوی ديگر حمله کردند که ناگاه افراد قبيله مزبور فرياد زنان رو به فـرار گذاردند و آن چه توانستند از زن و فرزند و بارهای سبک وزن به همراه خود بردند و مابقی اموال ايشان کـه تعداد زيادی شتر و گوسفند بود نصيب ما شد و ما آن ها را برداشته با سر رفاعه بن قيس به نزد رسول خدا آورديم.

پيغمبر اکرم سيزده شتر از آن شتران برای کمک در مهريه زنی که گرفته بودم؛ به من داد و من با پول آن ها توانستم همسرم را به خانه آورم.

7- کشتن ابوعفک (صفحه 411):

ابوغفک يکی از افراد قبيله بنی عمرو بن عوف؛ تيره ای از بنی عبيده بود که چون رسول خدا (ص) حارث بن صامت را کشت؛ نفاق درونی خـود را ظاهر کرد و اشعاری در مذمت رسول خدا (ص) سرود.

رسول خدا (ص) کـه آن اشعار را شنيد؛ فرمود: کيست که شر اين خبيث را از من دور کند؟ سالم بن عمير؛ يکی از افراد همان قبيله بنی عمربن عوف به دنبال اين کار رفت و ابوعفک را به قتل رسانيد.

8-  قتل يک زن شاعره (صفحات411 و 412):

مردی از بنی خطمه او را بـه زنی گرفته بود و چون جريان قتل ابوعفک را شنيد؛ منافق شد و درباره عيب جوئی مسلمانان و ديانت مقدس اسلام اشعاری گفت: رسول خدا (ص) که آن اشعار را شنيد؛ فرمود: آيا کسی نيست که انتقام مرا از دختر مروان بگيرد؟ مردی از بنی خطمه که نامش عميربن عدی بـود و در محضر رسول خدا (ص) نشسته بود؛ اين سخن را از رسول خدا شنيد. و چون شب فرا رسيد به خانه آن زن رفت و او را به قتل رساند. و چون صبح شد به نزد آن حضرت آمده؛ عرضه داشت: يا رسول الله من آن را کشتم. حضرت فرمود: ای عمير؛ خدا و رسولش را ياری کردی؟!

چهارشنبه هشتم تیر 1390 - بیست و نهم ژوئن 2011

ادامه دارد.

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.