شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۱۵ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مرز سرخ

علی ناظر

در پروسه «مذاکره» و در نقطه ای که مذاکره کننده موقعیت خود را در خطر می بیند، و یا (حداقل) احساس می کند که موقعیتش می تواند به خطر بیفتد، از کلیه کارتها و سلاح های موجود و در دسترس استفاده می کند.

واقعیت این است که مجاهدین تنها «طرف» مذاکره با آمریکا نیستند. رژیم هم در حال مذاکره (و بده و بستان) است. برای هر کوتاه آمدن مجاهدین، رژیم یک گام جلو می گذارد و بالنتیجه در مذاکره با آمریکا کوتاه نمی آید. به همین نسبت، با هر دستاورد مجاهدین، رژیم یک گام عقب نشینی می کند و یا به آمریکا آوانس بیشتر می دهد. هدف آمریکا «حداکثر منفعت با حداقل هزینه» است. گاهی از اوقات، رژیم در روند این مذاکرات دیپلماتیک، به «زبان زور» متوسل می شود. به دو نمونه از روش «ارعاب طرف مقابل» مذاکره، توجه کنیم:

·       15 تیر - سخنگوی وزارت‌خارجه آمریکا از محاکمه غیابی ۲۶تن از مقامهای آمریکایی توسط رژیم ایران خبر می دهد.

·       16 تیر – محسن رضایی: «هر کشوری به‌ویژه کشورهای همسایه که با درخواست پذیرش این گروهک موافقت کنند، به‌صورت خودکار در زمره کشورهای متخاصم با ایران قرار خواهند گرفت و این کشورها باید متوجه این مطلب باشند»

 

هر چند خبر این «محاکمه» و آن تهدید در روزهای 15 و 16 تیر اعلام شده است، اما، منطقا، پیام و  آن «تهدید» عریان خیلی وقت پیش از این به آمریکا منتقل شده است. تأثیر این پیام تهدیدآمیز را می توان در موضعگیری غیر مترقبه سفیر آمریکا که بدون هیچ پیش زمینه ای خواهان انتقال ساکنین اشرف به گوشه پرت افتاده  و نا امن و مشخصی در عراق می شود؛ و احمقانه فتوا به انحلال سازمان مجاهدین و تبدیل آنها به یک سری «پناهنده» می دهد، جست. سفیر آمریکا (جیمز جفری -  13 تیر 1390) «جابجایی ساکنان ”به یک مکانی کمی امن‌تر و کمی دورتر از ایران“ و درباره ”انحلال سازمان شبه‌نظامی‌شان و در جایی دیگر در عراق پناهنده شدن“ که دیروز در «روزنامه‌های مک گلاچی» منعکس شد».

 

البته رژیم به این بسنده نمی کند، و به حمله خود ادامه می دهد و سعی می کند «جوّ» را در حد امکان به نفع خود بچرخاند. اول ادعا می کند که خواهان حل و فصل این مشکل است. (پیش از این در یادداشتی به «معضل میز» پرداخته ام.)
·       31 خرداد – زیباری – صالحی از یک کمیته 3 ضلعی (رژیم-عراق و صلیب سرخ) برای حل معضل اشرف خبر می دهند، و چون آن مثمر ثمر واقع نمی شود، لابی های خود را بکار می گیرد.
 ·       اول بی بی سی مسعود خدابنده را برای باز گویی اطلاعات سوخته دعوت می کند، و سپس صدای آمریکا (برنامه افق – 28 ژوئن 2011) میکروفون را در اختیار خدابنده و واحدی قرار می دهد. شایان توجه اینکه، اگر کمی دقت کنیم می بینیم که مجتبی واحدی «گوشی» در گوش چپ خود دارد که بیانگر «خط گیری دائمی» او از خارج از استودیو است.

·       14 تیر - بدین منظور یکی از کارتهای قدیمی خود را از آستین بیرون می آورد و جک استراو را که یکهو عاشق فرهنگ ایران شده است، به استودیو بی بی سی اعزام می کند تا در ادعایی خارق العاده اعلام کند که مجاهدین هنوز در لیست تروریستی اروپا هستند. جک استراو (14 تیر 1390).

 

در کنار زد و بندها، و بازی علنی رژیم، مجاهدین هم سعی می کنند تا موانع پیش روی خود را در حد ممکن حذف کنند.

·       8 تیر - حذف نام مجاهدین و شورای ملی مقاومت (8 تیر 1390) از فهرستهای فدرال و ایالتی در آلمان: «ادارات امنیت داخلی آلمان موسوم به اداره حراست از قانون اساسی در چهار ایالت نوردراین وستفالن، بایرن، هامبورگ و براندنبورگ نام سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت را از لیست سازمانهای افراطی خارجی حذف کردند. پیش از این اداره حراست فدرال و اداره‌های حراست از قانون اساسی در ۱۲ ایالت دیگر آلمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت را از این لیست حذف کرده بودند. به این ترتیب نام مجاهدین و شورا که از دهه ۹۰ میلادی به درخواست رژیم ایران و برای خوش‌آمد آخوندهای تهران وارد این فهرست شده بود از اداره حراست فدرال و همه ایالتهای ۱۶گانه آلمان حذف شده است.»

·       15 تیر – خانم مریم رجوی در سفر خود به رم:  آخوندها تلاش می‌کنند با از بین بردن ساکنان اشرف و ضربه زدن به مقاومت از سرنگونی رژیم شان جلوگیری کنند از این رو دفاع از ساکنان اشرف دقیقاً در راستای برقراری دموکراسی در ایران است.

·       16 تیر - «خانم کاترین اشتون، نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور سیاست خارجی و امنیتی، به اطلاعتان می‌رسانیم که تلاش برای یافتن راه‌حل طولانی‌مدت در مورد کمپ اشرف دارای نهایت اهمیت بوده و یک چالش واقعی و پیچیده است.»

 

«چهره واقعیت» اما زشت و کریه است. آمریکا به دنبال منافع خود است و برای آن حاضر است هر اصل و قانون و اخلاقی را زیر پا بگذارد. در پی فراخوانی، در ژوئیه 2010 نامه سرگشاده ای به خانم کلینتون ارسال کردم، که در پاسخ به آن نامه، پیام کوتاه زیر دریافت شد:

Secretary Clinton is committed to strengthening America’s national security, advancing the interest of the United States, and restoring America’s leadership position in the world.

خلاصه این پیام این است که خانم کلینتون مسئول حفظ منافع آمریکا هستند.

 

آنچه در این پیام کوتاه برجسته شده، و هر آنچه از اوت 2010 تا امروز پیش آمده (جنایت 19 فروردین 1390)، همگی  به یک نکته ختم می شود که برخورد «مونولوگ» در دیپلماسی بازده پایین دارد.

 

ظاهرا مجاهدین سرانجام به این نکته رسیده اند که حضرات «جهانخوار» در کنار «حرف» معقول و «رفتار» متین، لازم است که آنسوی دیگر سکه را هم اگر لمس نمی کنند، (حداقل) به «وجود» آن «چاشنی» واقف بشوند.

 

سخنان متین، کرنش های دیپلماتیک، و یا سکوت های معنی دار در برابر اجحافات، برای پیشبرد اهداف استراتژیک و صلح جویانه لازمه هر فعالیت جدی سیاسی در عرصه سیاست خارجی است، اما تنها بسنده کردن به این «روش» می تواند تأثیرات منفی هم داشته و ایجاد کج فهمی در طرف مقابل بکند. جهانخواران «ممکن» است این «رفتار و گفتار» مؤدبانه و دیپلماتیک را بد «ترجمه» کنند. اشتباها، به این نتیجه برسند که می توانند این نیرو و سازمان «متین و صبور و دیپلمات» را به هر سو کشانده، و به هر سازی برقصانند.

 

به نظر نگارنده، «زبان زور» یکی از ابزارهای «دیپلماسی» است که هر از گاهی می بایست به کار گرفته شود، تا توازن قوا در رفتار و کردار طرفین «مذاکره دیپلماتیک» حاکم شود.

 

بعنوان مثال، این «جنبه» از دیپلماسی را می توان در مذاکرات ویت کنگ ها در پایان اشغال ویتنام مشاهده کرد، و یا تا حدودی در رفتار همین رژیم اسلامی با «غرب» ارزیابی کرد. بی شک، هدف از ورود به عرصه مذاکرات دیپلماتیک «حل معضل موجود» است، اما از آنجا که هدف از «مذاکره» رسیدن به یک نقطه مشترک و قابل قبول برای هر دو طرف است، هیچکدام از طرفین نباید دچار ذهنیت شوند که می توان کلیه خواست های طرف مقابل را نادیده گرفت.

 

طبیعتا، برای پیشگیری از چنین «ذهنیتی» نه تنها می توان از جملات و واژه های مشخصی استفاده کرد، بلکه می توان گامی فراتر هم برداشت. بعنوان مثال، در زیر چند نمونه از کارکرد «واژه هدفمند» آمده است:

 

·       آقای محدثین دیروز خطاب به آمریکا در حضور متحصنین در ژنو به چند نکته شایان توجهی اشاره کردند.

o        «حق حفاظت مقدم بر حق حاکمیت» است

o        « هرکاری لازم باشد انجام خواهیم داد ولی هرگز از حقوق خودمان کوتاه نخواهیم آمد»

o        «هر خونی که در اشرف ریخته شود ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا و سازمان ملل مسئولیت دارند ما فرزندان ایران زمین آماده ایم مانند صد و بیست هزار شهید جاودانه فروغها برای آزادی میهنمان جان فدا کنیم اما بدانید شما آمریکا. ایالت متحده و اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد در قبال این خونها مسئولیت دارید»

 

·       پیش از این، آقای هزارخانی ((7 تیر 1390) دو سناریو برای ایجاد فاجعه) از همین زبان استفاده کرده و به طرف مقابل گوشزدمی کنند که کاسه صبر در حال لبریز شدن است. ایشان می نویسند که طرح آمریکا برای جابجایی ساکنین اشرف در داخل عراق را باید «بر سرشان خراب کرد». این موضع بسیار قاطعی است که در مناسبات علنی «مذاکرات» کمتر مشاهده شده است.

 

نکته ای که برای آمریکا باید مشخص شود این است که «متانت» و «صبر» و «پذیرش ضرب و شتم» حد و مرزی دارد، اما «مرز سرخ» در هیچ «شرایطی» نباید نادیده گرفته شود.

امنیت و حفاظت ساکنین اشرف، «مرز سرخ» است. می توان در باره هر موضوع و راه حلی «مذاکره» کرد بجز سلامت و امنیت ساکنین اشرف. آقای جفری، و استراو که بمثابه «سخنگویان» غیر رسمی وزارت اطلاعات وارد صحنه شده اند، باید متوجه این «مرز» و عواقب نادیده گرفته شدن آن بشوند.

علی ناظر

16 تیر 1390

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.