شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷ - ۱۷ دسامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پایان ماجرای برنامه اتمی ایران کجاست؟

بی بی سی

امید معماریان

روزنامه نگار در آمریکا

 

محمود احمدی نژاد روز پنجشنبه ۳۰ تیرماه در مورد طرح «رویکرد گام به گام» روسیه برای برون رفت از بن بست مذاکرات هسته ای ایران گفت که ایران بمب نمی خواهد و موشک هایش کسی را تهدید نمی کند. او درعین حال در مورد تحریم های سازمان ملل تصریح کرد: «غربی ها ما را تحریم می کنند و قطعات هواپیما و کارخانجات به ما نمی دهند به بهانه اینکه می خواهند طبق آنچه که ادعا می کنند ایران را از ساختن بمب اتمی منع کنند، ولی این قطعات و تحریم ها چه ربطی به بمب اتم دارد؟»

سئوال شکوه آمیز آقای احمدی نژاد که سال گذشته چهارمین قطعنامه تحریم ایران را «کاغذپاره بی ارزش» خوانده بود، نشان می دهد که تاثیر تحریم ها روی اقتصاد و مناسبات سیاسی کشور در عرصه داخلی و بین المللی فراتر از برداشت و تحلیل رییس جمهوری ایران بوده است.

مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط

با این وجود همان طور که برای آقای احمدی نژاد ارتباط «تحریم ها» با «بمب اتم» موضوع سئوال است، برای غربی ها و به خصوص آمریکایی ها نیز هزینه سنگینی که ایران برای ادامه برنامه هسته ای خود متحمل می شود قابل فهم نیست. چرا که در عرصه سیاست بین الملل دو عنصر اقتصاد و امنیت از مولفه های اصلی در محاسبات امنیت ملی کشورها هستند و روشی که مقامات ایرانی طی سالهای گذشته برای دنبال کردن برنامه هسته ای و غنی سازی اورانیوم و در نهایت رسیدن به چرخه سوخت هسته ای به کار گرفته اند، نه به لحاظ اقتصادی به صرفه به نظر می رسد -حتی بدون در نظر گرفتن تحریم ها- و نه ضریب امنیت ملی کشور را افزایش می دهد.

تحریم ها تا کجا خواهد رفت؟

هم اکنون تحریم های سازمان ملل و ایالات متحده آمریکا از حوزه تسلیحات به تحریم بانک ها، کشتیرانی و خطوط هوایی رسیده و این دایره هر روز تنگ تر و تنگ تر می شود. وقتی در حاشیه یک میزگرد از یک کارشناس آمریکایی پرسیدم که تحریم ها چه زمانی و با تحقق چه هدفی به پایان می رسد، او گفت: «آغاز تحریم ایران مشخص و پایانش نامشخص است. این تحریم ها می تواند ده سال یا بیشتر ادامه پیدا کند. ولی اگر ده سال دیگر ما اینجا نشسته باشیم و هنوز بحث بر سر برنامه هسته ای ایران باشد، این ایران است که بازنده خواهد بود».

چنین تصوری بر خلاف محاسبه ای است که طرف ایرانی از ماجرا دارد.

گفته می شود که مذاکره کنندگان ایرانی در سال های اخیر همواره بر این تصور بوده اند که با به تعویق انداختن مذاکرات اتمی، برای توسعه برنامه هسته ای خود زمان می خرند. از سوی دیگر برای غربی ها و به خصوص آمریکایی ها طولانی شدن مذاکرات همراه با افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی بر طرف ایرانی بوده است. کما اینکه هیلاری کلینتون -بعد از آنکه هفته گذشته ایران از نصب سانتریفوژهای پیشرفته تری که سرعت غنی سازی را افزایش می دهد خبر داد- در واکنش به طرح «رویکرد گام به گام» وزیر خارجه روسیه گفت که دولت او به سیاست «اعمال فشار همراه با حمایت از گفت و گو با ایران» متعهد است.

در واقع برخلاف محاسبات دولت ایران، آمریکا از به نتیجه نرسیدن مذاکرات و افزایش فشار بر ایران به چند هدف می رسد. اول آنکه با فشار و منزوی کردن سیاسی و اقتصادی ایران اطمینان می یابد که هیچ کشور دیگری به راهی که ایران می رود نخواهد رفت. چرا که رهبران هیچ کشوری حاضر نیستند منافع اقتصادی و امنیت کشورشان را به خاطر برنامه ای که آنها را به چنین انزوایی می کشاند به خطر بیاندازند، مخصوصا کشورهایی که پول بادآورده نفت هم ندارند.

دیگر آنکه در اثنای ماه ها و سالها مقاومت ایران در برابر خواست سازمان های بین المللی، این بهانه به دست کشوری مثل آمریکا و متحدانش خواهد افتاد که به محض اینکه ایران را در مرحله ای ببینند که بتواند برنامه هسته ای اش را نظامی کند، با توجه به اجماعی که شکل داده اند، با آن به مقابله نظامی بپردازند. کما اینکه هم در زمان ریاست جمهوری جورج بوش و هم در زمان باراک اوباما این سخن مقامات آمریکایی که «همه گزینه ها روی میز است» تغییر نکرده است.

دیپلمات هایی که در جریان مذاکرات کشورهای غربی، آمریکا، چین و روسیه بوده اند می گویند که در این زمینه هیچ اختلاف نظری بین این کشورها وجود ندارد و این بی اعتمادی موضوعی است که حتی مقامات روسیه هم به آن صحه می گذارند و همراهی مسکو و حتی پکن با کشورهای غربی در تایید و حداقل مخالفت نکردن با قطعنامه های زنجیره ای شورای امنیت و یا بدقولی های خارج از عرف روسیه برای تکمیل نیروگاه اتمی روسیه در همین جهت قابل بررسی است.

علاوه بر اینها، طی سالهای گذشته در مواردی دیده شده که تصور مقامات ایرانی از یارگیری در میان اعضای شورای امنیت و شکل دادن ائتلاف در چنین سطحی نادرست بوده است. واقعیت این است که علیرغم تکیه ایران به چین و روسیه برای مخالفت با قطعنامه هایی که آمریکا و همپیمانان غربی اش طی سالهای گذشته در شورای امنیت از آن حمایت می کردند، در سطح کلان عملا بین پنج عضو دائمی شورای امنیت برای مهار برنامه هسته ای ایران اختلاف نظر جدی وجود ندارد. اگر چه به دلیل مناسبات اقتصادی و سیاسی تهران با پکن و مسکو، در تاکتیک های مقطعی تفاوت هایی دیده می شود.

دلیل نگرانی غرب از برنامه هسته ای ایران

در توضیح نگرانی ای که پنج عضو شورای امنیت را هم قسم می کند، می توان به گزارشی که در فوریه سال ۲۰۰۸ توسط کمیته سیاست خارجی سنای آمریکا به نام «واکنش زنجیره ای: جلوگیری از یک مسابقه تسلیحاتی درخاورمیانه» منتشر شد اشاره کرد. در این گزارش با صدها نفر از کارشناسان، دیپلمات ها و سیاستمداران منطقه از مصر، کویت و ترکیه تا امارات متحده عربی و عربستان گفت و گو شده و محور سوالها این است که اگر ایران به سلاح اتمی یا توانایی ساخت آن دست پیدا کند واکنش آنها چه خواهد بود؟ این گزارش می گوید که اگر ایران به چنین سمتی برود توازن قوای منطقه ای بین ترکیه، مصر، ایران و عربستان سعودی به شدت دگرگون خواهد شد و این کشورها هم بلافاصله به سمت دستیابی به سلاح اتمی حرکت خواهند کرد.

پس از انتشار این گزارش که سناتور ریچارد لوگر، از اعضای پر سابقه سنا در زمینه خلع سلاح اتمی در کشورهای تازه استقلال یافته آسیای میانه مسئولیت تهیه آن را بر عهده داشت، از مارک هلمکه، یکی از کارشناسان ارشد دفتر سناتور لوگر پرسیدم که دلیل مخالفت کشورهای غربی با برنامه هسته ای ایران چیست؟ او با اشاره به نتایج گزارش یاد شده گفت که در زمان جنگ سرد، آمریکا و روسیه دارای سلاح اتمی بودند ولی وضعیت خود را مدیریت کردند تا آن دوران به پایان رسید. اما برای آمریکا و دیگر متحدانش تصور اینکه در منطقه ای با مشکلات و تنش های عمیق تاریخی، سرزمینی، قومی، سیاسی و مذهبی چند کشور مثل ایران و عربستان و ترکیه و حتی کشورهایی مثل کویت و امارات اتمی بشوند عملا مساوی با فاجعه است.

با اینکه آقای احمدی نژاد این هفته هم اعلام کرد که ایران به دنبال بمب اتمی نیست، اما دستیابی به توانایی های اتمی به نحوی که نظارت کامل بازرسان بر آن وجود ندارد ایران را در موقعیتی قرار می دهد که بتواند هر زمان که خواست به تغییر کاربری برنامه خود اقدام کند. از نظر کشورهای غربی، با توجه به اینکه حکومت ایران در چند مرحله در مورد وجود تاسیسات و جزئیات برنامه هسته ای خود خلاف گفته یا آنها را مخفی کرده است، جامعه بین المللی نمی تواند به گفته های مقامات ایرانی اکتفا کند.

غیر از پنهانکاری مقامات ایرانی، دلیل دیگر بی اعتمادی کشورهای غربی به برنامه اتمی ایران خود آقای احمدی نژاد است که با اظهاراتی که در مورد کشور اسرائیل کرده و حمایتی که دولتش از گروه هایی مانند حماس و حزب الله می کند و یا اظهاراتی که به جاه طلبی های منطقه ای و جهانی تعبیر می شود، به این نگرانی عمیق دامن زده که پیشرفت برنامه هسته ای ایران می تواند امنیت بین المللی و منطقه ای را -حداقل از نگاه کشورهای غربی- به مخاطره بیاندازد.

دیپلمات هایی که در جریان مذاکرات کشورهای غربی، آمریکا، چین و روسیه بوده اند می گویند که در این زمینه هیچ اختلاف نظری بین این کشورها وجود ندارد و این بی اعتمادی موضوعی است که حتی مقامات روسیه هم به آن صحه می گذارند و همراهی مسکو و حتی پکن با کشورهای غربی در تایید و حداقل مخالفت نکردن با قطعنامه های زنجیره ای شورای امنیت و یا بدقولی های خارج از عرف روسیه برای تکمیل نیروگاه اتمی روسیه در همین جهت قابل بررسی است.

در واقع کشورهای غربی موضوع برنامه هسته ای ایران را موضوعی در چارچوب حوزه امنیت بین الملل می بینند. به همین خاطر است که در مذاکرات هسته ای ایران با غرب کسانی که پای میز می نشینند غالبا متخصص امنیت بین المللی هستند -مانند خاویرسولانا- تا متخصص خاورمیانه که همین موضوع نشان دهنده جنس نگرانی کشورهای غربی است.

فشار شدید اقتصادی و انزوای سیاسی در عرصه بین المللی که مدیریت به روش آقای احمدی نژاد برای ایران به همراه آورده، هم اکنون بخشی از میراث دوران شش ساله ریاست جمهوری او به شمار می رود.

به عبارت دیگر، کشورهای غربی و آمریکا برای جلوگیری از متمایل شدن سایر کشوها به ماجراجویی های اتمی، حاضرند دست به هر اقدامی بزنند تا کشورهای دیگر جهان از سرانجام پافشاری دولت ایران بر این نوع ماجراجویی عبرت بگیرند.

رسیدن به نقطه «غیرقابل برگشت»

موضوع دیگری که آقای احمدی نژاد و دیگر مقامات ایران در مواجهه با غرب مطرح می کنند، موضوع رسیدن این کشور به «نقطه برگشت ناپذیر هسته ای» است. آقای احمدی نژاد در سال ۸۶ در یک برنامه تلویزیونی گفت که صدور قطعنامه شورای امنیت ایران را متوقف نکرد و افزود: «…ما وقتی به لحظه غیرقابل برگشت رسیده ایم آژانس اعلام کرد کار تمام است و ایران از نقطه قابل برگشت عبور کرده و دیگر غیرقابل برگشت است و شما (غربی ها) باید تسلیم ملت ایران و قانون شوید».

در هیچ کدام از اسناد آژانس بین المللی انرژی اتمی چنین جملاتی را نمی توان یافت و گذشته از آن به نظر می رسد که از نظر فنی، سیاسی و اقتصادی، اساسا چنین نقطه ای وجود ندارد.

برای مثال کشورهایی مانند اوکراین، روسیه سفید و قزاقستان پس از استقلال از اتحاد جماهیر شوروی دارای صدها کلاهک اتمی بودند. اما در یک روند ۱۵ ساله خلع سلاح اتمی شدند. در این میان اوکراین که خود سابقه حادثه نیروگاه چرنویل را داشت پیشقدم شد و در یک تصمیم خودآگاه با استفاده از امکانات کشورهای غربی و آمریکا خلع سلاح شد. همه این کشورها سالها از مرز غنی سازی هم جلوتر بودند، اما همگی خلع سلاح شدند، متخصصانشان به مراکز تحقیقاتی که بعدا شکل گرفت پیوستند و استفاده از انرژی اتمی را در اشکال دیگری و تحت نظارت های بین المللی دنبال کردند.

بنابراین استفاده از عبارت «نقطه غیرقابل برگشت» از نظر ناظران غربی به عنوان یکی دیگر از روش های تبلیغاتی، اما تحریک کننده از سوی آقای احمدی نژاد تلقی شده است.

از سوی دیگر، طی شش سال گذشته استفاده از شعارهایی همچون «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» توسط حامیان رییس جمهوری ایران در مناسبت های عمومی از یک سو و به چالش کشیدن و بی توجهی به تصمیم نهادهای بین المللی همچون سازمان ملل -و به تبع آن قطعنامه های شورای امنیت- باعث شد که پرونده هسته ای ایران از شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت برود و چهار قطعنامه تحریم علیه ایران تصویب شود که روز به روز ابعاد صدماتی که به اقتصاد این کشور و بخش خصوصی می زند وسیع تر می شود.

فشار شدید اقتصادی و انزوای سیاسی در عرصه بین المللی که مدیریت به روش آقای احمدی نژاد برای ایران به همراه آورده، هم اکنون بخشی از میراث دوران شش ساله ریاست جمهوری او به شمار می رود. درحقیقت، موضوعی که وی تلاش کرد از آن به عنوان یکی از محورهای تبلیغات سیاسی در داخل کشور و یک موضوع جنجال برانگیز در خارج استفاده کند، در حال حاضر کشور را عملا به جایی برده است که نه تنها هنوز هیچ خبری از راه اندازه نیروگاه بوشهر نیست، بلکه در صورت وخیم تر شدن وضع پرونده ایران، می تواند به نابودی زیرساخت های صنعتی این کشور بینجامد.

در واشینگتن بسیاری معتقدند روشی که رهبران جمهوری اسلامی برای حل مساله هسته ای کشور در پیش گرفته اند ممکن است در مذاکرات هسته ای -که آخرین آن در ژانویه گذشته در ترکیه به جایی نرسید- به کار نیاید، اما نگاه تندروهای آمریکایی را تقویت می کند؛ یعنی نگاه کسانی را که معتقدند دولت ایران در هیچ شرایطی در وضعیت برابر و حتی وقتی دست بالا را دارد -با توجه به نگاه ایدیولوژیکی که برای به چالش کشیدن آمریکا در منطقه و جهان دارد- مصالحه و معامله نخواهد کرد و به هیچ راه برنده- برنده ای راضی نخواهد شد و از همین رو برای کشاندن رهبران ایران سرمیز مذاکره باید آنها را به زور کنار میز آورد.

این همان وضعیتی است که در ایران از آن به عنوان "جام زهر" یاد می کنند. جرعه ای از این جام را آیت الله خمینی برای پایان جنگ نوشید، آیا جرعه ای از آن هم نصیب محمود احمدی نژاد یا رهبر ایران خواهد شد؟

در این زمینه بیشتر بخوانید

مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط

خبرهای بیشتر از تحلیل و گزارش

منبع: بی بی سی، 1 مرداد 1390




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بی بی سی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.