شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چند خبر و چند نکته

علی ناظر

تجدید دیدار: آقای موسوی و خانم رهنورد پس از هفت ماه که از آنها خبری به بیرون گزارش نمی شد در ملاقاتی با «هر سه فرزند»شان، از شرکت در انتخابات مجلس اسلامی ابراز نومیدی کردند، و خیر تعامل با اصولگرایان را به شر روبرو شدن با اعتراضات مردمی را بخشیدند. دراین دیدار آقای موسوی و خانم رهنورد تاکید کردند که «کلیه ارتباطات آنها و نیز دسترسی به روزنامه، رادیو و حتی بعضا لوازم نوشتاری قطع شده است». آقای موسوی «ضمن اظهار تعجب، هرگونه بیماری خود و خانم رهنورد را به صورت جدی تکذیب کرد.» ایشان پیش از این همگان را به «صبر…صبر…صبر…» (علیه ساختار شکنی) فراخوانده بودند.

 

بدورد با جانباختگان: سایت های وابسته به مجاهدین از جمله تلویزیون سیمای آزادی گزارش مبسوطی از مراسم خاکسپاری جانباختگان 19 فروردین 1390 در اشرف را مخابره کردند. دیدگاه، با توجه به موازین رسانه ای خود، بخشی از این گزارش را بازتکثیر کرد. شایان توجه اینکه این گزارش نزدیک به چند ماه پس از انجام مراسم مخابره می شود (ظاهرا مراسم حدودا اواخر اردیبهشت انجام شده بود).

 

انتخاب مسوول اول مجاهدین: سایت مجاهدین طی گزارش مبسوط دیگری از انتخاب خانم زهره اخیانی بعنوان مسوول اول سازمان مجاهدین برای دو سال خبر داد. مراسم این گزارش در سایت های مجاهدین و همبستگی بصورت ویدیویی قرار دارد.

 

ظاهر قضیه این است که هیچ کدام از این سه خبر به آنها که خارج از این دو طیف قرار دارند مربوط نمی شود.

 

·       آقای موسوی خیلی وقت است که «رهبری» سبز سیدی را بوسیده و به حداقلها - «صبر، صبر، صبر» - بسنده کرده است. تنها اهمیت خبر در این است که ایشان و خانم رهنورد سلامت هستند. البته در نومیدی بسی امید است. اگر در این انتخابات مجلس شرکت نکنند، شاید امیدی باشد که بتوانند برای نمایش انتخابات ریاست جمهوری اسلامی، همچون نمایش قبلی، نقش آفرینی کنند.

·       شایعات رسیده پیرامون خاکسپاری، در همان زمان، حکایت از این داشت که جانباختگان در اواخر اردیبهشت به خاک سپرده شده اند. بنابراین، آنچه در چند روز اخیر گزارش شد، اهمیت «خبری» نداشت. تنها از این لحاظ اهمیت داشت که مجاهدین آن «اخبار» را رسما تأیید می کردند. بدرقه این جانباختگان با شکوه انجام شد.

·       انتخاب مسئول اول در سازمان مجاهدین (و یا هر سازمان و حزب دیگری) حرف تازه ای نیست. واقعیت این است که هر کسی مسوول اول مجاهدین بشود، بنا به گفته خودشان، تحت مسوول خانم رجوی و آقای رجوی است. با توجه به گزارشهای سایتها و رسانه های متفاوت خبری که مصر بودند در مجاهدین «انتخاباتی» وجود ندارد، این گزارش بر یک نکته مصر بود، و آنکه در داخل مجاهدین «انتخابات» وجود دارد و این انتخابات در سه دوره (شور) انجام می شود، و اعضا می توانند «رأی» بدهند. ساده اینکه روابط درونی مجاهدین «دموکراتیک» است. واقعیت این است که روابط داخلی مجاهدین به خود مجاهدین مربوط می شود، و لاغیر.

 

برای من، بعنوان فردی نامأنوس با رسم و کارکرد تشکیلات مجاهدین، نحوه انتخاب (و بقولی انتصاب) خانم اخیانی مهم نبود، بلکه آنچه پس از این انتخاب رخ داد، توجه مرا بخود جلب کرد.

شورای ملی مقاومت طی اطلاعیه ای اعلام کرد که « دبیرکل جدید در سه مرحله و از میان ۱۱ کاندیدا با ۶۷.۵  در صد آرا برای دو سال انتخاب شد.»

در اینجا می خواهم به همین چند جمله و آنچه در گزارشهای ویدیویی دیده ام بپردازم. تکرار می کنم که من نه از رسم و رسوم درونی مجاهدین آگاهم، و نه چفت و بستی با آنها دارم، و آنچه می نویسم برآوردها و برداشتهای من از آنچه که می خوانم و می بینم است، و با دید خلص ژورنالیستی به چند نکته می پردازم:

 

·       مجاهدین منصب خانم اخیانی را «مسئول اول» خوانده اند. این بار ایدئولوژیکی دارد. اما شورای ملی مقاومت منصب ایشان را «دبیر کل» خوانده است. این بار سیاسی دارد. قاعدتا، و مرسوم است که «حزب» «دبیرکل» داشته باشد. اولین سوال این است که آیا مجاهدین در حال تغییر ماهیت از «سازمان» به «حزب» هستند؟

·       در ویدوهایی که مشاهده کرده ام، در هنگام رأی نهایی، خانم صدیقه حسینی، مسوول اول وقت مجاهدین، از حضار رأی گیری علنی میکنند. حضار متفق القول به خانم اخیانی رأی می دهند. حال آنکه بنا به همین اطلاعیه «در مرحله دوم که روز ۸شهریور۹۰ برگزار شد خانم زهره اخیانی با  67.5 در صد اکثریت آرا را کسب کرد. » برای من که با فرهنگ تشکیلاتی مجاهدین آشنا نیستم، این تناقض نامشخص است.

·       اگر در مرحله ای، 67.5 درصد (68 درصد) رأی به خانم اخیانی داده باشند، می شود نتیجه گرفت که 32 درصد مابقی یا رأی منفی داده، یا ممتنع بوده (و یا به کاندیدای دیگری رأی داده بوده اند). به هر صورت بیانگر «فراکسیون» در میان مجاهدین است. اگر این «بازی با آمار و لغات» من درست باشد، و اگر درست فهمیده باشم که چه خوانده ام، آیا می شود نتیجه گرفت که سازمان در حال تبدیل شدن تدریجی به «حزبی» است با دو «فراکسیون»؟

·       قاعدتا، آنچه در مجاهدین رخ بدهد، باید در خارج از مجاهدین هم تأثیر بگذارد. اما آیا چنین است؟ یعنی آیا بخاطر این «تغییر دبیرکل»، تغییری در کردار و گفتار و رفتار مجاهدین با خارج از خود ملموس خواهد بود؟

·       به حزب کارگر، یا محافظه کار در انگلستان بنگریم. وقتی رهبری (دبیر کل) تغییر می کند، بسیاری از خطوط و استراتژی ها تغییر می کند. تونی بلر که می رود، گوردن براون از تعداد سربازان در عراق می کاهد، و وقتی اد میلیبند می آید، خیلی از گفته ها و کرده های گوردن براون و تونی بلر را مورد سوال و انتقاد قرار می دهد. حرب کارگر دست نمی خورد، اما دبیر کل ها نظرات متفاوتی دارند. حال آنکه، خانم اخیانی در سخنرانی پذیرش این منصب، بر روی چند نکته تأکید دارند. اول اینکه خود را لایق این پست نمی دانند (نقل به مضمون)؛ که همان راهی را طی خواهند کرد که صدیقه حسینی و مژگان پارسایی پیمود؛ و بالاخره اینکه پذیرش این منصب تنها به اعتبار خانم رجوی و مسعود رجوی است. سوالی که پیش روی می ماند این است که اگر خانم اخیانی همان خواهد کرد که صدیقه و مژگان کردند، چه اصراری به تغییر مسوول اول (دبیر کل)؟ (البته اظهر من الشمس است که هر سه سرنگونی طلب و مجاهد خلق هستند و در این حوزه خانم اخیانی چون پیشینیان خواهند بود).

خانم رجوی در گوشه ای از سخنان خود تأکید دارند که:

« مسئولان اول مجاهدین مثل سایر مسئولان این سازمان پیوسته در معرض انتقاد و قضاوت تمام سطوح سازمان قرار دارند. در شرایط کنونی مسئول اول، شورای رهبری، مسئولان و معاونان بخشهای مختلف ارگانهایی هستند که بر پیشبرد و اجرای سیاستهای سازمان نظارت دارند. این هم واضح است که همه تصمیم‌گیریها در این جنبش بدون استثنا از یک پروسه تصمیم‌گیری جمعی عبور می‌کند و جز در چنین روالی هیچ تصمیمی اتخاذ نمی‌شود. به همین دلیل اعضای سازمان مجاهدین بیش از هر جنبش دیگری در تاریخ در نشستهای تصمیم‌گیری درباره موضوعات مختلف شرکت دارند. اجلاسهای شورای رهبری، مسؤلان و معاونان قسمت‌ها و بخشهای مختلف، متناسب با تحولات، گاه هر هفته یا هر ماه برگزار می‌شود. مجاهدین عمد دارند که در مورد مسایل حسّاس از‌طریق بحث و اقناع مکفی به یک نقطه‌نظر مشترک برسند. از این رو نشست‌هایشان گاه روزها و هفته‌ها بطول می‌انجامد.

در حقیقت تکیه بر رهبری جمعی و رهبری مسئولیت پذیر و قابل انتقاد، یکی از مشخصه‌های سازمان مجاهدین خلق ایران است.»

در اینجا نکات بسیاری نهفته است از جمله، دو ترم «رهبری جمعی» و «رهبر مسئولیت پذیر و قابل انتقاد» شایان توجه است، مخصوصا اگر بخواهیم از بار ایدئولوژیکی کاسته و فقط به «دبیر کل» بسنده کنیم.

 

پس از پایان مراحل انتخاباتی، خانم مریم رجوی، اعضای سازمان مجاهدین در اشرف را مورد خطاب قرار می دهند. با طرح دو سوال در ارتباط با این سخنرانی این نوشتار را به پایان می رسانم:

·       چرا رئیس جمهور دولت موقت، که دیگر عضویتی در سازمان مجاهدین خلق ندارند، باید اعضای یکی از سازمانهای شورا را مورد خطاب قرار دهد؟ آیا ایشان، با همین روش، اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق را هم مورد خطاب قرار می دهند؟

·       چرا رئیس جمهور دولت موقت که به جدایی دین از دولت ملتزم است، باید سخنرانی خود را با «بسم الله الرحمن الرحیم» و آیه ای از قران آغاز کند؟

 

علی ناظر

16 شهریور 1390

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 12 Sep 2011]  [ارسال‌کننده: علیرضا بعقوبی]  [  ]  

آقای ناظر عزیز سلام مطلب شما درباره انتخاب مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران را خواندم. بحث شما بر این بوده که این سوال را مطرح سازید حال که ارتش آزادیبخش ملی ایران توسط نیروهای آمریکائی خلع سلاح شده است سازمان مجاهدین در ساز و کارهای تشکیلاتی خود تغییری ایجاد کرده اند و از یک سازمان نظامی به یک حزب سیاسی تبدیل شده اند؟ باید بعرض برسانم تا آنجائیکه با مجاهدین و تشکیلات آن آشنائی دارم همواره تلاش مجاهدین بر این بوده با آموزشات سیاسی و ایدئولوژیک مستمر در جهت ارتقا و رشد بدنه تشکیلاتی خود حتی در رده هواداری بکوشند. باید این را در تحلیل های خود لحاظ کنیم که ما از چه جامعه ای می آئیم و میزان آگاهی های سیاسی و به طبع آن میزان "صلاحیت" هر کدام از ما در برخورد با مقولات سیاسی چه میزان می باشد. ایدئولوژی چسب اصلی تشکیلات مجاهدین بوده و اشراف و آگاهی به مرزهای استوار این ایدئولوژی با قرائت های رایج و تسلط کامل به آن همواره از دغدغه های اصلی رهبری این سازمان از مقطع بنیانگزاری و بالاخص از ضربه اپورتونیستهای چپ نما از سال 54 به این سو بوده است. به موازات کسب "صلاحیت های لازم" زمینه برای دخالت هر چه بیشتر بدنه تشکیلات در تصمیم گیری های سازمانی ارتقا یافته است. این "انتخاب" در برخورد اول نشانه بلوغ کامل سیاسی و تشکیلاتی و ایدئولوژیکی تک تک مجاهدین است که بسا جای شعف و خوشحالی و تبریک به سازمان و مسئولین آن و خلق قهرمان ایران در داشتن چنین تشکیلاتی با چنین اعضائی و کادرهای ورزیده ای است . این احساس مسئولیت نسبت به سازمان و نیروهای وابسته به آن تا امروز صحت خود را به نمایش گذاشته است . همخوانی تمام عیار مواضع سازمان و وحدت تمام عیار تشکیلاتی در دل سختترین بحران هایی که هر کدام برای تجزیه و نابودی یک نشکیلات انقلابی کافی بود صحت نظر رهبری مجاهدین را در عمل به اثبات رسانده است. بلوغ تمام عیار سیاسی و تشکیلاتی مجاهدین را می توان در همین انتخاب مسئول اول سازمان توسط اعضای سازمان به نظاره نشست. وقتی خانم اخیانی با 48 سال سن به مسئول اولی سازمان انتخاب می شوند بیانگر بالندگی و رشد یافتگی و بلوغ سیاسی و ایدئولوژیک تشکیلاتی است که در طول سی و اندی سال گذشته از طوفانهای عظیم سیاسی به سلامت گذر کرده و تمامی تلاش ها و باغبانیهای رهبری این سازمان به بار نشسته و بر و میوه آن را در این انتخاب تمام عیار می توان نظاره گر بود. بعنوان یک هوادار کوچک این جریان باید به معلم این نسل تبریک و تهنیت بگویم. آقای ناظر لحظه ای به این بیندیشیم کسانی این انتخاب اصلح را انجام داده اند که مسلما باید از چنان بلوغ و آگاهی ها ی سترگ سیاسی و تشکیلاتی برخوردار باشند که آگاهانه در برابر سیل هجوم های روانی و نظامی دشمن ایستاده و قهرمانانه در تمامی جبهه ها دشمن را پس زده اند. باید به کیفیت نیروهای مستقر در اشرف توجه داشت. اینها بدون هیچ زیاده گوئی عصاره مبارزاتی ملت ما از مشروطه به اینسو هستند . تمامی انرژی ها و ظرفیت های بروز کرده و متبلور شده از آنها ناشی از آگاهی تمام عیار می باشد. چه میزان تحصیلات آکادمیک آنها و چه در پراتیکی که طی سی سال گذشته طی کرده اند از آنها "فولادهای آبدیده" ای ساخته که به کسب تمامی صلاحیت های لازم برای چنین انتخاب اصلجی نائل آمده اند. اما اینکه بخواهیم مجاهدین را با احزاب کلاسیک اروپائی مقایسه کنیم و از این منظر سوال خود را از آنها مطرح سازیم و انتظار پاسخگوئی از مجاهدین را داشته باشیم امری است برخاسته از توهمات من و شما و برخاسته از خارجه نشینی طولانی و "عدم آگاهی" از الزامات پیش روی یک تشکیلات انقلابی در شرایط سرکوب مطلق می باشد. از همین دیدگاه وقتی از خانم رجوی بخواهیم که بعلت التزام شورای ملی مقاومت به حکومتی سکولار چرا با آیه ای از قرآن گفتگوی خود را با مجاهدین اشرفی و دیگر خواهران و برادران خود شروع می کند. الزام به نظامی سکولار نافی عقیده شخصی خانم رجوی نبوده و نیست و ثانیا خانم رجوی از تمامی مسئولیت های سازمانی خود بعلت قبول مسئولیت در شورای ملی مقاومت استعفا داده اند اما این امر نمی تواند نافی ارتباط ایدئولوژیک ایشان با تشکیلاتی باشد که خود متولد شده از آن و در واقع از عصاره های آن می باشند. این سوال زمانی می توانست محلی از اعراب داشته باشد که خانم رجوی در انجام وظائف شورائی خود اعتقادات ایدئولوژیک خود را لحاظ می نمودند.

علی ناظر: با سپاس از پاسخ مبسوط شما. اجازه می خواهم که بر یک نکته تأکید داشته باشم که در نوشتار خود به «ارتش آزادیبخش» و یا «خلع سلاح» شدن پرسنل آن اشاره نکرده ام. پرسش من، کاملا روشن و در ارتباط با دو واژه «مسئول اول» و «دبیر کل» بود. به هر روی از شما متشکرم.
  

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2011]  [ارسال‌کننده: محمود صارم]  [  ]  
سلام آقای ناظر. با سلام و درود بر شما. با مطالبی که مطرح کردید موافق هستم. این حق هر دگراندیشی است که انتقاداتش را بدون خود سانسوری بیان کند. کاش سایت مجاهدین نیز این مطالب را چاپ میکرد تا شمه ای از این جبهه خلق به گفته آقای فرامرز را به نمایش بگذارد. در جواب آقای فرامرز میگویم که سایت های وزارت اطلاعات شبانه روز از تک تک حرفهای رهبران مجاهدین و آنچه که در سایت همبستگی و مجاهد چاپ میشود تغذیه میشوند و نوشته هایشان تماما بر اساس حرفهای رهبران مجاهدین بنا شده است . در اینصورت باید رهبران مجاهدین مرتبا در مورد چاپ مطالبشان در این سایت ها موضع گیری کنند. باور کنید که فقط افرادی مثل شما و هواداران مجاهدین به سایتهای وزارت اطلاعات سر میزنند تا اخباری را که مجاهدین از آنها پنهان میکنند را در آنجا بخوانند. وگرنه هیچ کس دیگر به این سایتها مراجعه نمیکند. شما نگران نباشید. آقای ناظر از این مقاله روشنگرانه و منطقی شما متشکرم   

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2011]  [ارسال‌کننده: فرامرز]  [  ]  
با سلام
اقای علی ناظر
شور بختانه من مطلب شما در مورد انتخاب مسئول مجاهدین را در سایت وزارت اطلاعات ,ایران دیدبان خواندم,و شما هیچ واکنشی نشان ندادید.
سوال من از شما,ایا نباید واکنشی نشان بدهید؟
تا مسیر مبارزه روشنتر شود.
ایا فقط مجاهین باید پاسخگوی اعمالشان باشنذ.
برای من به عنوان یک فرد در جبهه خلق ]خیلی گزنده بود که مطلب شما را در ان سایت بد نام بخوانم.اگر دوست داشتید ,چند خط نظرتان را بگوییذ تا جبهه خلق هر چه روشنتر پیش برود
با تشکر
  

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2011]  [ارسال‌کننده: ahmad]  [  ]  
dost aziz aghaye nazer mage mishe ke dar yek dastgahi hame chizash koke rahbarie aghidatist entekhabati ham bashe .albateh momkene bashe vali hatman yek shoraye negahban ham dare ke inja hanoz moshakhas nist in shoraye negahban kist.be har hal piroz bashid
  

[تاریخ ارسال: 09 Sep 2011]  [ارسال‌کننده: حواسمون هست]  [  ]  
تو که خودت می گی نمی دونی مجاهدین چگونه مبارزات را رهبری می کنند بیخود می کنی انتقادهای من دراوری می کنی که چرا مسثول اول یا دبیر کل. اولش هم یه چیزی به موسوی گفته که یعنی دم خروس رو پنهان کنه. دست ها سالهاست که رو شده است.   

[تاریخ ارسال: 09 Sep 2011]  [ارسال‌کننده:  عدالت حقیقت جو]  [  ]  
با سلام
در مورد مطلبی که شما گفته اید از مناسبات درونی سازمان اطلاعی ندارید باید به عرض برسانم که با طرح سوالاتی که روی انتخاب مسئول اول سازمان مجاهدین مطرح کرده اید واضح است که به اطلاعات مناسبات درونی سازمان دسترسی نداشته اید.بر این اساس می خواستم چند نکته ای از این گونه مسائل را در درون سازمان بازگو کنم چون خود مدت بسیار زیادی در این مناسبات بوده ام. در سازمان اصلا انتخاباتی وجود ندارد که روی مطالب گفته شده توسط سازمان ایراد گرفت.
در سازمان همیشه رسم بوده و هست که یک نفر از زنان که از خود هیچ چیز ندارد و فقط خط رهبری را پیش می برد و به قولی جا پای مریم می گذارد می تواند مسئول اول بشود و این هم در پروسه کاری مشخص می شود.بنابرین وقتی در بین اعضای شورای رهبری کسی مد نظر قرار بگیرد دیگر همه چیز تمام شده است و بقیه باید مطیع این تصمیم گیری شوند و گرنه باید پاسخگوی مخالفت خودشان باشند که اینهم با تحقیر و سرکوب در نشستهای کوچک ترکاری می کنند که نفر مخالف به غلط کردم بیفتد تادست از سرش بردارند.پس موضوعی که مریم و یا شورا مطرح کرده اند که نمی دانم 68 درصد موافق بودند اصلا محلی از اعراب ندارد فقط به این وسیله میخواهند به منتقدین مناسبات تشکیلاتی سازمان اینطور القا کنند که گویا انتخاباتی در سازمان وجود دارد وشیوه های کاردموکراتیک برگزار می شود.اصلا اینطوری نیست .به گفته مسئولین قدیمی سازمان جمع وقتی نقش رهبری را دارد که خط رهبری را پیش ببردوگرنه نظراتشان پشیزی ارزش ندارد.کاش می توانستم مطالب بیشتری می گفتم ولی گفته اید که نباید مطلب بیش از ده سطر باشد!
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.