شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ - ۱۹ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

ارزیابی ناقص از سی سال مبارزه

علی ناظر

امروز سایت همبستگی ملی، «بیانیـه سی امین سالگرد تأسیس شـورای ملی مقاومت ایـران» (بتاریخ مرداد 1390) را منتشر کرد که در دیدگاه هم بازتکثیر شده است.

این بیانیه که طولانی است به مسائل داخلی و بین المللی پرداخته است، که مطالعه آن آگاه کننده است.

 

 

تشکیل شورای ملی مقاومت، ادامه حیات آن، و سی امین سالگرد تولش را به تمام اعضای شورای ملی مقاومت تبریک می گویم. به امید آن روزی که با همت فرزندان برومند ایران رژیم جانی خمینی سرنگون شود.

 

در اینجا می خواهم به چند نکته که در این بیانیه پرداخته شده، تیتروار و خیلی کوتاه بپردازم.

 

·       در آغازین جملات آمده است:

« شورای ملی مقاومت به ویژه یاد و خاطره ۳۶ ستاره پرفروغ اشرف را که در حمله جتایتکارانه روز ۱۹ فروردین امسال به شهادت رسیدند، گرامی می‌دارد».

 

یاد جانباختگان 19 فروردین 1390 را یکبار دیگر گرامی بدارم. در عین حال، می خواهم از تنظیم کنندگان این بیانیه بپرسم، با توجه به اینکه این بیانیهء سی امین سالگرد تأسیس شورا است، و باید از اهمیت و ارزیابی بخصوصی برخوردار باشد، و بیشتر به «شورا» بپردازد تا به «مجاهدین»، آیا بجا نبود اگر یاد جانباختگان راه آزادی و حقوق بشر، ازجمله کاظم رجوی، حسین نقدی، ابوذر ورداسبی و.... را هم گرامی می داشتید؟ چه خوب که از هنرمندان بنام و مبارزی چون بانو مرضیه و منوچهر سخایی یاد کردید، اما عماد رام، و.. هم بخشی از این 30 سال در کنار شورا چشم فرو بستند. چه خوب که از «مجاهدین صدیق» مهدی افتخاری و رضا شیرمحمدی یاد کردید، اما بسیاری از مجاهدین و یاران شما مانند ابراهیم آل اسحق هم دورانی در این 30 سال با شما بودند، که چشم فروبسته اند. یادآوری این نکته در این نیست که چرا از این عزیزان نام نبرده اید، آنها رفته اند و محتاج این حرفها نیستند. نکته در «فرهنگ» حاکم بر این بیانیه است – به ویژه که این بیانیهء «سی امین سالگرد» است.

 

·       در این بیانیه آمده:

«۳- قیام مردم لیبی در ناباوری جهانی، منجر به آزاد شدن بنغازی، دومین شهر بزرگ لیبی شد. نیروهای نظامی رژیم قذافی با درنده خویی از زمین و هوا مردم بی دفاع این شهر را مورد حمله قرار دادند. مزدوران لباس شخصی قذافی که از سایر کشورهای آفریقایی برای سرکوب مردم لیبی اجیر شده بودند جنایتهای زیادی مرتکب شدند. شورای امنیت ملل متحد قطعنامه ۱۹۷۳ را برای ممنوع کردن پرواز هواپیماهای رژیم قذافی و حفاظت از شهروندان لیبی تصویب کرد. این قطعنامه که با استقبال نیروهای مخالف رژیم قذافی قرار گرفت، راه را برای دخالت نظامی علیه نیروهای معمر قذافی و تشکیل ارتش آزادیبخش ملی لیبی باز کرد . سرنگونی حکومت قذافی و پیروزی نبرد آزادیبخش مردم لیبی پیامی نوید بخش برای مردم ایران و تمامی خلقهای تحت ستم در بردارد.  رژیم آخوندی و شخص خامنه ای بارها نگرانی خود را از روند پیشرفت و پیروزی مردم لیبی ابراز کردند. »

 

دوستان مبارز «شورا»یی،

بدون شک، جنایت پیشگی قذافی و ستمی که او بر مردم لیبی روا می داشت بهانه به «قدرتهای بزرگ»

داد تا به لیبی حمله نظامی کنند. اما این «دخالت نظامی» باعث شد تا خانه و کاشانه بر سر مردم عادی نیز ویران شود (فقط پایگاه های نظامی هدف قرار نگرفت)، و اگر در ایران رخ بدهد فاجعه ببار خواهد آورد. این پاراگراف در بیانیه، چنین القا می کند که شما رفقای خوب و مبارز، پس از 30 سال پرچم «استقلال» و «آزادی» را در دست فشردن، و برایش بی وقفه جان و مال فدا کردن، بالاخره پس از 30 سال به این نتیجه رسیده اید که «دخالت نظامی» بیگانگان «نوید بخش» است. و این در تقابل با «راه حل سوم» شما است. راه حلی که به حمله نظامی می گوید نه، و به مماشات با رژیم اسلامی هم می گوید نه.

 

·       تیتر بند (ج) در این بیانیه چنین است « ج : پیروزیهای مقاومت و صعود راه حل سوم»

اگر به پاراگراف های 12و 13و 14 که به دنبال این تیتر آمده، دقت کنیم، این بیانیه به درستی به دستاورد های شورای ملی مقاومت در دفاع از حقوق مبارزاتی و سیاسی این شورا و اعضایش اشاره کرده است، اما دراین سه پاراگراف مشخص نشده که چگونه «راه حل سوم» «صعود» کرده است. برای نمایش منحنی «صعود راه حل سوم»، «قدرتهای بزرگ» می بایست تاکنون به این نتیجه (نسبی) می رسیده اند که نباید به ایران حمله نظامی کنند. که نباید با رژیم مماشات کنند. اما آیا چنین است؟ آیا اشتباه است اگر از تنظیم کنندگان این بیانیه بخواهم که «صعود» را تعریف کنند؟ و از آنجاییکه این بیانیه «سی امین سالگرد» است، آیا درست است اگر بپرسم دستاوردهای شورا در این 30 سال چه بوده است؟ آیا به جز این است که در این 30 سال زورداران و زرداران شورا را برای مماشات با رژیم اسلامی در ایزوله نگاه داشته اند؛ عضو شورا (مجاهدین) را «رذیلانه» در لیست تروریستی گنجانده اند؛ و یا بر سر فرزندان خلق در اشرف بمب ریخته اند، یا با تیر و تبر به قتل رسانده اند و یا در جلوی چشم ناظران صلیب سرخ و ملل متحد و آمریکا در زیر چرخهای زرهی له و لورده کرده اند؟
پیروزی شورای ملی مقاومت بی شک، ایستادگی جانانه اش در مقابل تمام این جنایات و ادامه حیاتش علیه تمام دسیسه ها و فشار ها بوده و به این خاطر، باید به این فرزندان خلق درود فرستاد. اما این بیانیه «سی امین سالگرد» است، و باید به 30 سال مبارزه، و دستاورد ها، در کنار شکستها هم پرداخته می شد.

شورای ملی مقاومت در این سی سال بر باورهای خود استوار ایستاده است، بخصوص سرنگونی جمهوری اسلامی. اما در این سی سال که گذشت، بسیاری از یاران شورا، این نهاد را به دلایل مختلف ترک کرده اند. آقای رجوی در سلسله نوشتار «اشرف کانون استرتژیک..» به امکان و شرایط همسویی با آقای رضا پهلوی اشاره می کند (نقل به مضمون)، آیا جای پیشکسوتان و مدافعان حقوق بشری چون هدایت الله متین دفتری در شورای ملی مقاومت خالی نیست؟ آیا خوب نمی بود اگر در این بیانیه «سی امین سالگرد» در کنار «پیروزیها»، به دلایل و کمی و کاستی های شورا هم پرداخته می شد، و برای یکبار هم که شده به این نکته اشاره می شد که چرا شورای ملی مقاومت نتوانسته (نمی تواند) «جبهه خلق» را سروسامان بدهد؟

 

حرف پیرامون این بیانیه زیاد است، اما به همین چند نکته بسنده می کنم.

 

علی ناظر

25 شهریور 1390

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.