شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ - ۲۱ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مردم ایران و
بازی موش و گربه رژیم امریکا با رژیم ایران

میلاد مختوم

میلاد مختوم

حدود یک هفته پیش وزیر دادگستری امریکا، اریک هولدر، همراه با دادستان نیویورک و یک مدیر اف ـ بی ـ آی از یک طرح ترور نافرجام سفیر عربستان سعودی در واشنگتن توسط دو ایرانی که تحت هدایت عناصری از دولت ایران قرار داشتند، پرده برداشت. طبق ادعاهای مقامات امریکایی در ابتدا قرار بود سفیر عربستان در امریکا توسط یک قاچاقچی مکزیکی مواد مخدر به گروگان گرفته شود، اما سپس طرح تغییر کرده و طرح انفجار رستورانی در واشنگتن که محل رفت و آمد سفیر عربستان بوده، ریخته شد. بنابر گزارش ای ـ بی ـ سی سفارت اسرائیل در واشنگتن جزو سایر اهداف این طرح تروریستی بوده است. طبق گفته های مقامات اف ـ بی ـ آی، منصور ارباب سیر، متهم ایرانی ـ امریکایی دستگیر شده، اعتراف کرده است که افسران عالی رتبه سپاه قدس طراحان این عملیات بوده و هزینه های آن را نیز پرداخت کرده اند. متهم دوم غلام شکوری، یک عضو سپاه قدس، همچنان در ایران به سر می برد.

باراک اوباما، رئیس جمهور امریکا تاکید کرد که امریکا برای اتهامات طرح شده بر علیه رژیم ایران مدارکی در دست دارد و دولت او این مدارک را در اختیار متحدین امریکا قرار داده است. اوباما خواهان موضعگیری رسمی مقامات ایرانی شد. هیلاری کلینتون وزیر خارجه امریکا از تحریم های جدید بر علیه رژیم ایران خبر داد و گفت که مسئولیت این طرح نافرجام بر عهده ایران است و دولت تهران پس از این بیشتر منزوی خواهد شد.

 

دولت عربستان سعودی هم به طور رسمی از دبير کل سازمان ملل متحد  درخواست کرده است تا او شورای امنيت سازمان ملل متحد را در جريان توطئه ترور سفير عربستان سعودی در واشنگتن قرار دهد .   در حالی که سران جنایتکار رژیم آخوندی هم طبق معمول همیشگی این اتهام را به شدت رد کرده و آن را به عنوان توطئه استکبار، یک ادعای مسخره کودکانه و تهمت مهمل و بی معنی محکوم کردند، تعدادی از مهره های رده پایین تر رژیم همزمان شروع به شاخ وشانه کشیدن برای امریکا و عربستان سعودی کردند. از جمله علاءالدين  بروجردی،  رييس  کميسيون  امنيت  مجلس آخوندی که  گفته  است: "سفیر عربستان در واشنگتن ارزش ترور ندارد." یا مهدی  طائب  از دیگر عوامل سرکوب که گفته  است: "ما  نياز  به  ترور  سفيران  عربستان  نداريم . اگر  نياز  به  ترور  کسی  هم  داشته  باشيم،  آنقدر  توان  داريم  که  خود  ملک عبدالله را ترور کنیم! اصلا  مورچه  چيه  که  کله  پاچه اش  چی  باشه."

 

آنچه تا کنون توسط مقامات امریکایی به طور رسمی در مورد این طرح ترور نافرجام ارائه شده است، بسیار سئوال برانگیز و پر از ابهام است. سئوالات زیادی همچنان بی پاسخ مانده اند. بسیاری از تحلیل گران سیاسی ادعاهای مطرح شده در مورد دخالت رژیم آخوندی در این ماجرا را با توجه به مدارک ارائه شده، بسیار ضعیف و فاقد هر گونه استدلال منطقی ارزیابی می کنند. آنها از جمله این پرسش را مطرح می کنند که:

رژیم جمهوری اسلامی که تا کنون با مهارت تمام همه رد پاهای خود را در عملیات های تروریستی از بین برده است، به چه دلیل برای اجرای عملیات تروریستی در واشنگتن که هیچ سودی برای رژیم ندارد، یک فروشنده ناشی اتوموبیل های دست دوم را به کار می گیرد و اینچنین ناشیانه دم به تله می دهد؟

 

برخی دیگر جنگ قدرت میان جناح های مختلف رژیم و اختلافات و رقابت های موجود بین پاسدار احمدی نژاد، رئیس جمهور اسلامی رژیم و سید علی خامنه ای، ولی فقیه ارتجاع را توضیحی برای این طرح نافرجام تروریستی می دانند. از جمله حدسیات عجیب یکی اینکه شاید عناصری یاغی از درون رژیم می خواستند با این کار تلاش های احمدی نژاد برای نزدیکی به غرب به خصوص به امریکا را به شکست بکشانند! و دیگر اینکه شاید عناصر یاغی دیگری خواسته باشند با این کار به ولی فقیه رژیم صدمه بزنند تا سید علی خامنه ای را از قدرت به زیر بکشند! هر دوی این حدس ها بر اساس عدم شناخت رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی و دست کم گرفتن سران جنایتکار آن بنا شده اند و این شبهه را بر می انگیزانند که گویا سران رژیم در حال اجرای طرح سرنگونی رژیم خودشان هستند!

 

اکثر تحلیل گران در این نکته اتفاق نظر دارند که این دولت های امریکا و عربستان سعودی هستند که بیشترین سود را در حال حاضر از این ماجرا می برند. از جمله روبرت بر، مأمور سابق سی ـ آی ـ ای، که در مصاحبه با نشریه آلمانی تسایت می گوید: "دولت ایالات متحده با مشکلات زیادی دست به گریبان است، انتخابات آینده در راه است، در چنین مواردی دولتمردان با علاقه زیاد بازوهای سیاست خارجی را وارد بازی می کنند تا قدرت خود را به نمایش بگذارند. عربستان سعودی هم مایل است توجهات را از مشکلات داخلی فزاینده و نقش این کشور در تروریسم بین المللی منحرف سازد."

 

روبرت بر در مورد احتمال نقش داشتن بخش هایی از رژیم آخوندی از جمله سپاه قدس در این طرح می گوید:

"در تمام دنیا تعداد بسیار کمی سازمان های شبه نظامی وجود دارد که حرفه ای تر از سپاه قدس هستند. آنها به خوبی و با دقت به ابعاد اقدامات خود آگاه هستند. آنها هرگز از هموطنان خود برای انجام طرح های ترور استفاده نمی کنند. افکار عمومی و کنگره امریکا باید خواهان اطلاعات بیشتری در این مورد باشند، پیش از آنکه اقدامات عجولانه ای انجام گیرند. اگر رژیم تهران آنقدر احمق و ناوارد باشد که این اتهامات نشان می دهند، پس این رژیم بدترین دشمن خودش است."

 

در هیچکدام از این تحلیل ها به سود یا زیان این ماجرا برای مردم ایران اشاره چندانی نشده است. اگر پیامد این ماجرا، چنان که مقامات دولتی امریکا ادعا می کنند، اعمال تحریم های جدی بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و انزوای روز افزون آن باشد، اکثریت مردم ایران و اپوزیسیون سرنگونی طلب به خواسته دیرینه خود خواهند رسید و خود تکلیف خود را با رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی روشن خواهند کرد. پرسش اساسی اما این است که، آیا دولت ایالات متحده امریکا برای منزوی کردن رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی و اعمال تحریم های بیشتر بر علیه این رژیم نیاز به مدرک و سند دارد؟

آیا مدارک جنایات سی ساله این رژیم بر علیه مردم ایران و سابقه ننگین آن در انجام عملیات تروریستی بر علیه نیروهای اپوزیسیون در اکثر کشورهای اروپایی، ترکیه، عراق و ... برای قانع کردن متحدین امریکا کافی نیستند؟ چرا پرونده قطور نقض شدید، مستمر و سیستماتیک حقوق بشر توسط رژیم جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع داده نمی شود؟

اگر سابقه سیاه و مستند این رژیم در پایمال کردن اساس ترین حقوق مردم اسیر ایران و ترور مخالفان در اقصی نقاط جهان،  که بر اساس آن رژیم تاکنون بیش از پنجاه بار توسط ارگان های مختلف سازمان ملل به خاطر نقض شدید حقوق بشر محکوم شده است، برای اعمال تحریم های همه جانبه سیاسی و تجاری بر علیه رژیم آخوندی کفایت نمی کند، آیا طرح آبکی ترور نافرجام سفیر عربستان سعودی در امریکا، که نامستند و بسیار مورد تردید هم هست، کفایت خواهد کرد؟

اگر دولت ایالات متحده به راستی خواهان تحریم جدی رژیم است و هیچ بازی دیگری در پشت صحنه در جریان نیست، چرا کارگزاران رسمی و مزدوران و لابی گران رسوای این رژیم جنایتکار را از امریکا اخراج نمی کند؟

 

از حرف تا عمل

 

بازی موش و گربه امریکا با رژیم جمهوری اسلامی بسیار خطرناک است. ایجاد تشنج های تازه در خاورمیانه، یکی از پر تنش ترین مناطق جهان، می تواند از یک سو پیامدهای وخیمی برای مردم منطقه داشته باشد و از سوی دیگر مسابقه تسلیحاتی سودآوری برای امریکا و سایر کشورهای صادر کننده تسلیحات نظامی بین کشورهای منطقه ایجاد کند. حمایت همه جانبه امریکا از رژیم عربستان سعودی، کشوری که نقش پمپ بنزین را برای ارتش امریکا در منطقه ایفا می کند، در کنار فروش تجهیزات نظامی مدرن به این کشور بسیار نگران کننده است. از آنجا که رژیم جمهوری اسلامی رژیمی بحران زا و بحران زی است و از ابتدای غصب قدرت در ایران همواره در آب گل آلود بحران های ایجاد شده، با مهارت ماهی گرفته است، قابل تصور است که این بار هم نقش تعیین کننده ای در ماجرای ترور سفیر عربستان داشته باشد. هر چند که در ظاهر و در حال حاضر سودی از این ماجرا نمی برد، نباید هرگز از یاد ببریم که هیچ جنایتی از این رژیم ضد بشری بعید نیست. در شرایطی که دولت امریکا با بحران مالی شدید و بیش از هزار میلیارد دلار بدهکاری و وخامت اوضاع اقتصادی در داخل امریکا مواجه است و بد تر از آن اعتبار سیاسی خود را در افکار عمومی جهان به دلیل راه انداختن جنگ های تجاوزکارانه و اشغال کشورهای افغانستان و عراق بر مبنای ادعاهای پوچ و واهی از دست داده است، هیچ بعید نیست که دستگاه های اطلاعاتی رژیم آخوندی در یک بازی خطرناک تله ای برای هر چه بی اعتبار کردن دولت امریکا چیده باشند تا دولت امریکا را به عنوان چوپان دروغگو به مردم جهان معرفی کنند، چوپانی که تا کنون چندین بار فریاد "آی گرگ، آی گرگ" سر داده است، بدون اینکه گرگی به گله گوسفندان هجوم آورده باشد.

 

در این میان دولت امریکا می تواند با اقدامات جدی در جهت اعمال تحریم های بین المللی گسترده و کارآمد بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و ارجاع پرونده حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل برای همیشه به سیاست مماشات با این رژیم جنایتکار خاتمه دهد. خارج کردن نام سازمان مجاهدین خلق ایران، تشکیلات محوری مقاومت سازمان یافته مردم ایران بر علیه رژیم آخوندی، از لیست تروریستی وزارت خارجه امریکا و شکستن محاصره اشرف نه تنها جدیت دولت امریکا در به انزوا کشیدن رژیم را نشان خواهد داد، بلکه پیام روشنی هم برای مردم ایران است تا شعله های جنبش مقاومت را بر علیه آخوندهای جنایتکار بیش از پیش برافروزند. وقت آن رسیده است که امریکا از مرحله حرف وارد مرحله عمل گردد.

 

قیام مردم ایران بر علیه رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی تنها اقدامی است که هم نقشه های شوم یک جنگ استعماری دیگر در منطقه را نقش بر آب خواهد کرد و هم جهان را از وجود منحوس رژیم آخوندی خواهد زدود. وقت برخاستن است ...

که می گوید

قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد؟

قضای آسمانی نیست

اگر مردانه برخیزید

و با دیو ستم جانانه بستیزید

ستمگر خوار و بی مقدار

به پیش عزم مردان و دلیران چون نخواهد شد؟

...

(از منظومه درفش کاویان، حمید مصدق)

میلاد مختوم

17 اکتبر 2011

 

"یادداشت های روز"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می شوند. در صورت تمایل به باز تکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت های روز سایت دیدگاه" قید کنید.

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
میلاد مختوم:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.