شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۴ اوت ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند

اسماعيل وفا يغمايي

نگذارید بچه های اشرف کشته شوند

وقتی افق سنگ بست است

میتوان افقهای دیگر جست

اگر راه با چاه  عوضی گرفته نشده باشد

و راهنوردی با چاه نوردی

ورهروی با چه روی و قس علیهذا!!

**

اگر بچه های اشرف

چند تا چند تا کشته شوند

میشود باز هم کنار بدنهای خونینشان

با پرچم و طبل و شیپور

باز هم سخنرانی کرد و گاهی حرف مفت زد

 و یا مثل من بنا به سنت همیشگی ام

و بلانسبت شاعران متعهد و  آدم حسابی

 شعر مفت و پرت و پلا  گفت و چرت و پرت سرود

 میشودباز هم پیام داد

باز هم فیلم درست کرد

باز هم سخن از استراتژی و تاکتیک گفت

باز هم مهر این خادم است و آن خائن را کوبید

آن بریده است و این نبریده و دیگری اساسا از بیخ ریده است را نشان داد

و باز هم فرجی برای از این ستون به آن ستون پیدا کرد

و باز هم در حالیکه چشم بند چرمین بر چشم داریم

از چشم اندازهای کشک سخن بگوئیم

اگر بچه های اشرف چند تا چند تا کشته شوند

***

واضح و مبرهن است البته

که جمهوری اسلامی خونخوار است

و ملای حاکم قرمساقی بی پایان

و این رژیم البته به اراده مردم باید برود

و روشن است

بچه های مظلوم اشرف

وصحرای کربلا و گودال قتلگاه

و حرمله حرامزاده و شمرابن ذی الجوشن جاکش مادر جنده

 البته در عراق اند

و زینب  سلام الله و صلوات علیها در اروپا

و حسین ابن علی دیریست در کنار امام زمان،

واضح و مبرهن است البته

که تکامل خروار خروار خون میخواهد

و رود خروشان خون باید خروشانتر باشد

و نهرهای جدید هی باید به آن سرازیر شوند

و انسان البته به دنیا آمده تا بمیرد

ونیز واضح و مبرهن است

که آخوندها میخواهند با خون بچه های اشرف وضو بگیرند

ودر سجده نماز شکر  کونشان را رو به آسمان هفتم کنند

اما وای! اگر بچه های اشرف یکجا کشتار شوند

وای! اگر بچه های اشرف یکجا کشتار شوند

دیگر دوران سخنرانی و حرف و شعر و پیام

 و فیلم و طبل و شیپور و استراتژی و تاکتیک

و خادم و خائن و بریده و نبریده وریده

و این ستون و آن ستون و چشم انداز و چشم بند

تمام خواهد شد

ودر چاله ای از بهت و سکوتی مرگ آور

و باد وحشتناکی

 که متاسفانه تمام تنبانهای اطو کشیده را با خود خواهد برد

و یکمیلیارد علامت سئوال را به نعره خواهد آورد

و مجال نخواهد داد تا بنده باز هم شعرهایم را زر بزنم

این حقیقت هولناک را خواهیم دید

که خون بچه های اشرف

( خیالتان را راحت کنم

و از من شاعر حرامزاده بی پدر و مادر بشنوید)

که خون بچه های اشرف تنها و این بار

بصورت خامنه ای و مالکی و شمر ابن ذی الجوشن نخواهد پاشید

بلکه چون بمبی هولناک

قویتر از بمبهائی که در هیروشیما و ناکازاکی ترکاندند

 این بمب خون در مقابل چهره هائی دیگر هم خواهد ترکید

و چنان جامه های ما را خونین خواهد کرد

 که تا ابد قابل شستن نخواهد بود

و چنان حقایقی را از پرده بیرون خواهد افکند

که آرزو خواهیم کرد

کاش مادرمان ما را نزائیده بود

اگر

خون بچه های اشرف یکجا ریخته شود،

و تاکید میکنم

هر چه میخواهید بنده را بنوازید

اما آنچه را نوشتم

یکبار دیگر بخوانید

و در باره اش تامل بفرمائید

حتما همین امروز تامل بفرمائید

که فردا بسیار دیر است

 

28 اکتبر 2011

 

 

منبع: دریچه زرد، 6 آبان 1390




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
اسماعيل وفا يغمايي:



[تاریخ ارسال: 01 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: بیژن]  [  ]  
با سلام خدمت آقا ناظر عزیز سایت دیدگاه برای من همیشه سایتی بر گرفته از کنیه به دشمنان آزادی و زبان دوستداران دمکراسی و داشتن میهن آزاد بوده ولی جای تاسف است چطور می توان اجازه داد که اشخاصی در لوای ترحم و نگرانی در مورد اشرفیان این مطالب رو در دیدگاه درج کنند اشرفیانی که چهره مقاومت و شقاوت دشمنان آزادی رو به دنیا با خونشان با نسل فدا و ایثار نشان دادند.آقا ناظر در این مطلب به خواننده فقط و فقط یک چیز رو انتقال میده که اشرفیان اسیر دست رهبری مقاومت هستندو مقاومت ایران فقط قسط بهره برداری از کشتار اشرفیان در جهت نشان دادن اینکه مقاومت هنوز زنده است را دارد. آقا ناظر مجاهدین واشرفیان را شما بخوبی میشناسید که احتیاجی به ترحم و دلسوزی ندارند رمز شکست ناپذیر مقاومت در نسل فدا و ایثارگری آنهاست
با تشکر
  

[تاریخ ارسال: 31 Oct 2011]  [ارسال‌کننده: فریده]  [  ]  
اشرفیان نیاز به این دلسوزیها ندارند اگر آزاده هستید به انتخاب آزاد وهدفی که دارند احترام بگذارید.من خواهرم در اشرف است طی آخرین تماسی که داشتم ونگرانی ام را گفتم به من گفت ما تا آخر ایستاده ایم و آ گاهانه برای هر سرنوشتی پیش بیاید آماده ایم وگفت نگرانی ات را درک میکنم ولی باعث مخدوش کردن انتخاب آگاهانه ما نباشد.اگر دین ندارید آزاده باشید وبجای پخش این اشعار مزخرف به انتخاب این آزادگان ارزش قایل بشوید.من وظیفه انسانی ام را در نجات جان این مبارزان انجام میدهم اگر وجدانی است اگر انسانیتی دارید بجای این اشعار توهین آمیز به اشزفیان وظیفه انسانیتان را انجام بدهید.آقای ناظر و وفا خطاب به شماست.   

[تاریخ ارسال: 31 Oct 2011]  [ارسال‌کننده: علیرضا بعقوبی]  [  ]  
با سلام آقای ناظر عزیز

بنده بنا به درخواست آقای یغمائی بازهم شعر را خواندم چیزی جز نواختن کسانی که تمام وجه همتشان در تمامی اوقات شبانه و روز پیدا کردن یک راه حل برای مسئله اشرف باشددر این شعر نیافتم. شخصا با آقای یغمائی و شعرها و سرودهایش خاطره ای سی و اندی ساله دارم حتی برایم سخت است که او را لوکس و آب کشیده آقای یغمائی بخوانم. او حق دارد که از آنچه که می گذرد عصبانی باشد اما این عصبانیت باید بر سر چه کسی خالی شود بر سر کسانی که هر روز و هر ساعت دارند ذوب می شوند و آدمی آب شدنشان را در هر نگاه دوباره به آنها لمس و حس می کند؟ آیا اکنون زمان این حرفهاست؟. خودم را هم در حدی نمی بینم که به ایشان نصیحت کنم و در این شرایط هم نمی خواهم در این فضای عصبی بدمم اما آقای ناظر عزیز شما هم دوباره بنا به درخواست آقای یغمائی این شعر را بخوانید . چه کسی از این شعر سود می برد؟ اشرفیان؟ آیا نباید لحظه ای خودمان را کنترل کنیم که چه داریم به زبان و کلام می آوریم؟ من درباره هر کسی سخن نمی گویم. مخاطب خود را می شناسم و حساسیت او را درک می کنم. اما نباید لحظه ای به این بیندیشم که همین شعر در بولتن وزارت اطلاعات برای استحضار رهبر راهی "بیت رهبری" می شود قبل از آنکه همچون منی بتواند آن را خوانده و نظرش را اعلام دارد؟. آقای ناظر از شما بزرگوار هم انتظار این است که بنا به رابطه ای که با آقای یغمائی دارید قدری او را از ادامه این راه که نه تنها هیچ کمکی به اشرفیان نمی کند بلکه مایه دلخوشی ولی فقیه جنایتکار و شاگر جلادان می شود بازدارید عوض اینکه چنین مطلبی را به اشاعه اش کمک کنید. مطمئن باشیداین چیزی از تمرین دمکراسی ما کم نخواهد کرد اگر بدانیم که بعنوان یک دمکرات وظیفه داریم در همه حال به فاشیسم مذهبی حاکم نه بگوئیم و او را از خود خوشحال نسازیم.
  

[تاریخ ارسال: 31 Oct 2011]  [ارسال‌کننده: فریدون کلن]  [  ]  
چند بار خواندم . تامل هم کردم!!

سیوالی مبهم بر صفحه مانیتورم نقش بست. حالا دارم روشن تر می بینم!! اقای شاعر اگر هم اکنون
اقا زاده گرامی هنوز هم در اشرف بود ایا به همین سان و همین سیاق شعر می سرودی؟

سیوالم داره روشنتر خودشو نشون می ده!اقای شاعر! اقای سیاستباز افای همه چیز و همه کس چرا یکبار هم که شده به جای جاگیری در صف نماز میت و اماده شدن برای خواندن فاتحه نه تنها برای اشرف بلکه برای تمامی مجاهدین به خودتون کمترین زحمت (چون که عقل کل داشتیم و شما علاوه بر ان از عالم غیب هم برخوردارید)را بدهید وبفرمایید چکار باید کرد تا این طلسم غیب گویی تان باطل شود و از دماغ هیچکدام ناوارفتگان اشرف خونی جاری نشود؟
ولی اگر نسخه باطل سحر شماافاضه نکرد. بعد تکلیف من و امثال من به عنوان خانواده اشرفیان
با شما چیست ؟
من از اینده نمی گویم بلکه گذشته شما را هم مرور ودر ان تامل کردم!نتیجه ای که گرفتم روشن و واضح خودش را نشان می دهد: مدت مدیدیست خیری از امثالهم به ما نرسیده عنایت بفرمایید شر مرسانید.ممنون می شویم!!
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.