شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۵ فوریه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

بزرگترين مشكل آمريكا

کیهان

 (يادداشت روز)
با نگاه به وضعيتي كه آمريكا در داخل مرزهاي جغرافيايي اش دارد و با سرنوشتي كه سياست هاي نظامي و امنيتي بسيار پرهزينه اين كشور طي 10 سال اخير در منطقه ما داشته، نياز آمريكا به تهديد بزرگترين دشمن خود «كاملا طبيعي» است. از اين رو تعجبي ندارد كه اين روزها، مقامات كاخ سفيد پي درپي به تهديد ايران در ابعاد اقتصادي، سياسي و نظامي مي پردازند و از انواعي از اقدامات عليه ايران حرف مي زنند. شدت هجمه هاي تبليغاتي و رسانه اي مقامات آمريكا عليه ايران گمانه زني هايي را در سطح بين المللي و منطقه اي سبب شده و اين گمانه زني ها تا اندازه اي فضاي پيش رو را با ابهام مواجه كرده است. بر اين اساس موارد زير مي تواند به شفاف شدن فضاي وضعيت حاكم ميان آمريكا و ايران كمك كنند:
1- تهديد ايران به «حداكثري كردن فشار» در شرايطي صورت مي گيرد كه در فاصله صدور قطعنامه 1929 شوراي امنيت سازمان ملل تا امروز در صحنه عمل اتفاق جديدي نيفتاده است. از آن زمان تاكنون حدود 17 ماه مي گذرد. اين در حالي است كه همه گزارش هاي رسمي و غيررسمي رسيده به آمريكا- از جمله گزارش فريد زكريا- از بي تاثير بودن تحريم ها عليه ايران حكايت مي كنند. امروز آمريكايي ها در حالي از اقدامات جديد عليه ايران حرف مي زنند كه شرايط جهاني - برخلاف زمان تصويب قطعنامه 1929- با آمريكا همراه نيست مواضع مقامات سه كشور از شش كشور 1+5- يعني روسيه، چين و آلمان- نشان مي دهد كه دست آمريكا براي «اقدام» عليه ايران خالي است. البته آمريكايي ها از نفوذ بر بعضي از مديران بين المللي- نظير دبير كل سازمان ملل و مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي- استفاده مي كنند تا وانمود شود كه موضع آمريكا عليه ايران يك موضع بين المللي است.
2- مواجهه جديد آمريكا با ايران در «دستگاه سياسي» آمريكا پخت و پز مي شود. در اتهام اخير عليه ايران شاهد بوديم كه كاخ سفيد،
FBI و وزارت خارجه ميدان داري كردند و وزارت خانه هاي خزانه داري و دادگستري هم همراه شدند تا بي محل بودن چك هاي كاخ سفيد برملا نشود يعني وانمود شود كه وزارت خزانه داري هزينه هاي برنامه كاخ سفيد را مي پردازد و دادگستري ضمانت اجرايي اتهامات را فراهم مي كند. اما با وجود آنكه اتهامات اخير عليه ايران ماهيت امنيتي و نظامي دارد، دستگاه هاي اطلاعاتي و نظامي آمريكا وارد اين ماجرا نشدند سكوت رئيس CIA، رئيس پنتاگون، رئيس ستاد مشترك و مشاور امنيت ملي آمريكا نشان دهنده آن است كه مقامات ارشد آمريكا اگرچه از تهديد و روي ميز بودن «همه گزينه ها» حرف مي زنند ولي در عمل خبري از آن نيست و اين البته از نااميدي آمريكا و توجيه ناپذيري اقدامات نظامي عليه ايران خبر مي دهد. علاوه بر اين موارد بايد گفت برخلاف هياهوي تهديد نظامي ايران، ما در سطح منطقه و در جاهايي كه نظاميان اين كشور حضور دارند، طي ماهها شاهد تحرك جديدي از سوي آمريكايي ها نبوده ايم حتي ناوهاي آمريكايي كه طي 02 سال گذشته بطور ثابت در خليج فارس حضور داشته اند، مانند گذشته به هر سؤال مراكز فرماندهي دريايي ايران پاسخ مي دهند. در طول اين مدت، تغيير آرايشي نه در خليج فارس و نه در كشورهاي همجوار ايران روي نداده و البته آمريكايي ها به خوبي مي دانند كه دسترسي سيستم نظامي ايران به اين نيروها بسيار آسان است. نيروهاي نظامي آمريكا كه شاهد شكست آمريكا، رژيم صهيونيستي و اروپا در جنگ هاي لبنان، غزه، افغانستان و عراق بوده اند به خوبي مي دانند كه ظرفيت نظامي ايران اگر با ظرفيت تكنولوژيكي غرب فاصله داشته باشد، حداقل صدها برابر عراق و لبنان و... مي باشد. ايران يك نظام سياسي كاملا جا افتاده با رهبري محبوب و مقتدر و نيروي نظامي- اطلاعاتي كاملا مجرب دارد.
با اين وصف يك نظامي آمريكايي به خوبي مي داند كه اگر ضربه اي بزند حتماً ضربه اي را دريافت مي كند و مي داند كه ضربه او تغييري در معادله امنيتي منطقه به وجود نمي آورد. حدود سه سال پيش مؤسسه آمريكايي زاگبي به سراغ نيروهاي ارتش آمريكا در عراق رفت و سپس در گزارش خود نوشت 07 درصد نيروها احساس امنيت نمي كنند و معتقدند برنامه آمريكا در عراق با شكست مواجه مي شود. دو سال پيش شبيه همين گزارش، توسط مك كريستال فرمانده نظاميان آمريكا در افغانستان براي اوباما ارسال شد كه به بركناري او منجر گرديد. كاملا پيداست كه نظاميان آمريكايي جرأت مواجه با ايران را ندارند و حق هم با آنهاست.
3- كاملا درست است كه آمريكا بزرگترين مشكل خود را ايران مي داند و به دهها زبان آن را بيان هم كرده است واقعاً هم ما بزرگترين مشكل آمريكا هستيم و علي القاعده - در صورت بقاي رژيم استكباري آمريكا- كماكان بزرگترين مشكل آمريكا باقي خواهيم ماند. بزرگترين مشكل آمريكا، وزن بسيار سنگيني در ذهن آمريكايي ها پيدا كرده است. روانشناسي آمريكايي به ما مي گويد، آمريكايي ها حريف قدرتمند را تهديد مي كنند ولي به «معامله» با او مي انديشند و حريف ضعيف را از ميان برمي دارند و درخواست هاي او براي معامله را رد مي كنند. رد معامله پيشنهادي صدام و قذافي نمونه هايي از اين موضوع هستند كمااينكه كنار آمدن آمريكا با روسيه (2196) و چين (1197) هم نمونه هاي ديگري از اين مسئله اند. الان مشكل آمريكا دو تاست. مشكل اول اين است كه ايران برخلاف عراق و ليبي حريف فوق العاده قدرتمندي است. مشكل دوم اين است كه اين حريف قدرتمند برخلاف چين و روسيه حاضر به معامله نيست. آمريكايي ها مي گويند ما حاضريم ايران هسته اي را به رسميت بشناسيم و در مسائل منطقه اي جايگاه نافذ ايران را قبول كنيم ولي ايران متقابلا حاضر نيست جايگاه ما را در مناسبات و تحولات مناطق اطراف خود به رسميت بشناسد و با آن كنار بيايد. دو هفته پيش و در زماني كه هجمه تبليغاتي دستگاه سياسي آمريكا عليه ايران به اوج خود رسيده بود، روزنامه هاي نيويورك تايمز و واشنگتن پست بطور همزمان گفتند آمريكا نيازمند مذاكره و توافق با ايران است و اوباما بايد ادبيات سياسي خود را درباره ايران به دوره تبليغات انتخابات رياست جمهوري، زماني كه از تغيير سياست هاي آمريكا حرف مي زد، برگرداند. اين دو روزنامه، ايران را دوست ندارند و با اوباما نيز خصومتي ندارند. موضع اين دو كه يكي به هواداري از حزب جمهوري خواه و ديگري به حمايت از حزب دمكرات مشهورند، از يك واقعيت پرده برمي دارد، امروز توافق با ايران رويكرد اصلي آمريكاست. اما چه توافقي؟ آمريكا از ايران مي خواهد به تلاش خود براي به ثمر رسيدن جنبش بيداري اسلامي در منطقه خاتمه دهد، عربستان را با رژيم وابسته و فاسد آل سعود رها كند، اجازه بدهد اوپك كماكان تامين بي دردسر نياز صنايع غرب به نفت را تضمين و در برابر بي عدالتي موجود سكوت كند. آمريكا از ايران مي خواهد، حضور نظامي آمريكا در كشورهاي اسلامي را ناديده بگيرد. آمريكا از ايران مي خواهد، مدل اقتصادي، سياسي اسلام- تمدن اسلامي- را رها كند. آمريكا از ايران مي خواهد، گريبان غرب و رژيم صهيونيستي در ماجراي فلسطين را رها كند و اجازه بدهد رژيم نامشروع تل آويو به زندگي ادامه دهد. آمريكا از ايران مي خواهد تلاش براي روي كار آمدن نظام هايي همگرا با اسلام و ايران در مصر، تونس، ليبي و يمن نداشته باشد و اجازه دهد انقلاب هاي مردمي به نفع غرب و غرب گراها مصادره شوند. در يك كلام ايران از خير بزرگترين فرصت تاريخي براي جهان اسلام و ملت هاي مسلمان و محرومان دنيا بگذرد و منافع ملي و ديني خود را قرباني منافع دشمنان خود كند. طبيعي است كه ايران اين ها را قابل معامله نداند و به آن تمكين نكند. آمريكا مي داند كه اگر از بعد نظامي سر به سر ايران بگذارد و حتي اگر به آن ضربه اي هم بزند كار آمريكا و دوستانش در منطقه سخت تر مي شود چرا كه در اين صورت راه براي حركت ايران هموارتر مي گردد.
4- آمريكا گمان مي كند فشار به ايران يا گارد ايران را در برابر غرب باز مي كند و يا به نيروهاي اپوزيسيون ايران امكان آزادي عمل بيشتري مي دهد و اين در درازمدت مي تواند راهي براي ورود به ايران باز كند. از اين رو شاهد هستيم كه پرونده حقوق بشر كه عمدتا روي بهبود شرايط چهره هاي فتنه تمركز دارد، در كنار پرونده هسته اي و بحث انحرافي منصور ارباب قرار مي گيرد. اما آمريكا در زميني مشغول پاشيدن بذرهاي توطئه است كه پاسخ نمي دهد زمين نظام كه طبعش با بذر آمريكايي نمي خواند، زمين مخالفان هم كه مي پذيرد، شوره زار است و نتيجه اي دربرندارد. غرب اين هر دو را بارها- و بخصوص در دو سال اخير- تجربه كرده است. با اين وجود آمريكايي ها راه رفته را از اين رو دوباره به تجربه گذاشته اند. كه راه ديگري ندارند. آنان در عمل قادر به لطمه زدن به ايران نيستند نه درخواست اسرائيلي ها و نه درخواست كساني نظير پادشاه عربستان نمي تواند خاطره شكست غرب از كشورهايي كه به مراتب از ايران هم ضعيف تر بودند را بزدايد و اميد به پيروزي را جايگزين آن كند كما اينكه رژيم صهيونيستي هر بار سخن از حمله به ايران شده، آن را مسئوليتي جهاني معرفي كرده و تل آويو را از چنين مسئوليتي بركنار خوانده است. البته تضعيف ايران براي غرب، اسرائيل و رژيم هايي نظير رژيم عربستان بسيار مطلوب است اما دستگاههاي سياسي و اطلاعاتي آنان، چنين حاجتي را در توان ديوانسالاري نظامي خود نمي بينند. بر اين اساس بحث نظامي از نظر آنان تا زماني كه راهي براي «موفقيت قطعي» آن پيدا نشده به عرصه هاي رسانه اي و ديپلماتيك سپرده شده است از اين رو كاري كه علي القاعده بايد ارتش بكند بر زبان يك سناتور آنهم به مفتضحانه ترين و غيرعملي ترين شكل- ترور فرماندهان سپاه- جاري مي شود و همه مي دانيم كه از بحث ترور فرماندهان سپاه بيش از همه فرماندهان نظامي آمريكا در منطقه مي ترسند و با آن مخالفند.
سعدالله زارعي

منبع: ;dihkT 18 Hfhk 1390




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کیهان:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.