شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ - ۱۷ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

آمریکا، اشرف، طرح اروپا (بخش چهارم)

علی ناظر

قرارم براین بود که این بخش را به نقش آفرینی «بازاسکان یافتگان» اختصاص دهم. اما رویدادهای دیروز آن را به روز دیگری موکول کردند.

 

دیروز سایتهای وابسته به مجاهدین، از قول خانم مریم رجوی گزارش کردند (در دیدگاه باز تکثیر شده است) که عراق در پروسه بررسی پرونده های «پناهجویان» ساکن در اشرف کارشکنی می کند. در این گزارشها آمده است که خانم رجوی و «پناهجویان» با نشان دادن انعطاف های لازم در بی اثر کردن این کارشکنی ها، پذیرفته اند که در داخل عراق موقتا «جابجا» شوند، اگر این «جابجایی موقت » زیر نظر و تحت حفاظت نیروهای آمریکا و یا کلاه آبی ها باشد. در همین گزارش آمده است که خانم رجوی بر یک اصل غیر قابل سازش اصرار داشته اند که:

« اگر ایالات متحده نمی‌خواهد به تعهدات خود که با یکایک ساکنان اشرف در مورد حفاظت آنها تا فرجام نهایی امضا کرده است عمل کند، تنها راه برای یک جابه‌جایی قابل قبول در داخل عراق، حفاظت ساکنان اشرف با نیروهای کلاه آبی و مستقر کردن ناظران ملل متحد در محل جدید تا انتقال آخرین نفر به کشور ثالث است. در غیر اینصورت جابه‌جایی در داخل عراق برای هیچکس به ویژه زنان در اشرف قابل قبول نیست و آنها شهادت در اشرف را بر مدفون شدن در نقاط دور افتاده یی که زیر دوربین و توجهات بین المللی نیست، ترجیح می‌دهند. به‌خصوص که معلوم نیست در حالیکه کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد برای احراز هویت ساکنان اشرف اعلام آمادگی کرده بود، چه توطئه یی در کار است که مالکی مانع می شود.»

 

در اینجا، می خواهم این سوال را جهت تأمل خوانندگان این سطور مطرح کنم:

اگر شما بجای رهبران مجاهدین بودید، و اگر آنچه در این گزارش آمده کاملا صحیح است، و مالکی در این پروسه کار شکنی می کند، و اگر ملل متحد و کمیساریا (ملل متحد) نمی خواهد (نه اینکه نمی تواند) تمام «پناهجویان» ساکن در اشرف را، با توجه به این شرایط و موانع، «یکجا» پناهنده سیاسی اعلام کند، اگر اینها درست باشد، و شما بجای رهبران این 3400 نفر بودید، چه می کردید؟ سوال این نیست که چه کسی و چه اندیشه و استراتژی و تاکتیک و کارکردی این موقعیت حاضر را بوجود آورده است، بلکه با توجه به این واقعیت موجود که این «پناهجویان» می خواهند (وباید) بعنوان پناهنده سیاسی به رسمیت شناخته شوند، و اعلام هم کرده اند که می خواهند عراق را ترک کنند، اما «صاحبخانه» مانع تراشی می کند، اگر شما یکی از این «پناهجویان» بودید چه می کردید؟

به باور من، پاسخ دادن به این سوال در این مقطع که هنوز اتفاقی نیافتاده - کسی به قتل نرسیده، پرونده «پناهجویی» هنوز بررسی نشده، و این «پناهجویان» هنوز محل اسکان خود را (داوطلبانه و یا با زور) ترک نکرده اند، بسیار مهم است. پاسخ به این سوال در حل معضل آن «پناهجویان»، و یا در پروسه ارزیابی پرونده آنها، و یا در حمایت از استراتژی و خطوط دیروز و امروز و فردای مجاهدین، و یا «رهبر»ی مجاهدین، نقشی نخواهد داشت، بلکه پاسخ به این سوال که «اگر بجای آنها بودید چه می کردید»، برای «خود»مان و تعیین فرهنگ مبارزاتی «خود»مان مهم است. با «خود»مان تعیین تکلیف می کنیم.

برای شروع، من موضع خودم (که نه بخشی از آنها هستم و نه اندیشه و استراتژی آنها را مقبول می دانم) را بیان می کنم. اگر فی الواقع تمام این گزارش مو به مو درست است و مالکی کارشکنی می کند و ملل متحد و آمریکا و اروپا هم بی عملانه فقط «حرف» می زنند و بیانیه صادر می کنند، اگر همه اینها درست باشد و من یک «پناهجو» و ساکن در اشرف باشم، و اعلام آمادگی ام برای بازاسکان مشروط در عراق هم پذیرفته نشده باشد، بدون برو و برگرد می گفتم «شهادت در اشرف را بر مدفون شدن در نقاط دور افتاده یی که زیر دوربین و توجهات بین المللی نیست» ترجیح می دهم.

 

انعطاف، کوتاه آمدن، و بازگشت به نقطه اول (و نادیده گرفتن میلیون ها ساعت هزینه انسانی و مالی)، بخشی از سیاسی بودن و پروسه مبارزه و «رئال پلیتیک» است، اما تنها به شرطی که اصل پایه «حقوق بشر» محترم شمرده شود - تضمین برای ادامه حیات.

انشقاق این 3400 نفر، باز اسکان آنها در مناطق مختلف در عراق، حذف چتر حفاظتی، و به خطر انداختن امنیت و جان «پناهجویان» ساکن در اشرف، به نظر نگارنده به نقض کامل تمام مفاد «بیانیه حقوق بشر» راه می برد.

بنابراین، اگر «جانباختن» می خواهد بخشی از این سناریو بشود، بهتر است که خودم مکان و زمان «جانباختن» را تعیین کنم، و نه دشمن.

تحلیل من همیشه این بوده که تمام ساکنین از اشرف خارج خواهند شد، و نام مجاهدین هم از لیست حذف خواهد شد. اما این باور من است. بارها در تحلیل هایم اشتباه کرده ام، شاید این پش بینی هم غلط باشد. در اینصورت، برای باری دیگر، از همه آزادیخواهان خاضعانه درخواست می کنم که (با حفظ اصول و باورها) این مقوله پیچیده و «انسانی» را نادیده نگیرند و در حد توان و باورهای خود، از حداقل حقوق این «پناهجویان» ساکن در اشرف دفاع کنند.

 

در بخش بعدی به نقش آفرینی «بازاسکان یافتگان» خواهم پرداخت.

 

علی ناظر

29 آبان 1390

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 23 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: عبدالله]  [  ]  
من از بیگانگان (خمینی وال خمینی) هرگز نه نا لم که با من هر چه کرد ان اشنا (مدعیان ازادی خواهی وضد مجاهد) کرد.   

[تاریخ ارسال: 23 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: ایرج]  [  ]  
با سلام به همه دوستان
من گفتنی هایی که بنظرم می امد گفتم. ولی در مورد کامنت جواد که گفته"امر مسلم این است که آنهایی که به هر بهانه ای یا به هر اسمی از مجاهدین اشرف دفاع نمی کنند دست در دست رژیم دارند"این درست دیدگاه محور گرایانه و استالینیستیست که هر کس با ما نیست برماست. واین حرف اول تا آخر مجاهدین حتی با نیروهای داخلی خودش بوده و هست. حال حساب کنیددرحاکمیت چه خواهند کرد؟؟؟؟!!!!!!!

نکته دیگر در کامنت قبلی اشاره ام به اطلاعیه سیاسی نظامی شماره 25 سازمان در 31 خرداد بود.ضمن اینکه اگر شما آن دوران بودید حتما بیاد دارید که در تشکیلات گفته شد اگر می گذاشتند مجلس را اشغال می کردیم و...
  

[تاریخ ارسال: 23 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: rahmn karimi]  [  ]  
ما در ۳۰ خرداد تیری شلیک نکردیم ،ش عار مرگ بر خمینی هم ندادیم ولی قتل عام شدیم.به خاطر خدا بعد از ۳۰ سال حرف‌های خمینی را تکرار نکنید.   

[تاریخ ارسال: 22 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: امیر فقیر]  [  ]  
جناب ناظر من واقعا` از اینکه‌ هنوز جمهوری اسلامی با تمام جنایتها و وحشیگریها و ضرر و زیانهایش هم برای جامعه‌ء بشری و هم جامعه‌ء ایران سر پا مانده‌ خوشحال که‌ نه‌ ولی راضیم تا دست تمامی آنهائی که‌ ریگی به‌ کفش دارند بیشتر از اینها رو بشه‌ خودت بشین و یکبار همین به‌اصطلاح کامنتها را بخون تا به‌ جواد پوینده‌ میرسه‌ حال و روز همه‌ معلومه‌ ولی همینکه‌ به‌ ایشان میرسه‌ برداشتی نوشتید که‌ من با بعضی از نڤرات شما موافق نیستم نمیدانم بخندم یا به‌ حال ملتی که‌ چنین به‌ سرش آمده‌ زار زار گریه‌ کنم یعنی شما با سایر موارد در کامنتهای دیگر موافقێ ؟ این چندمین کامنت من است که‌ شما جرات گذاشتن آنرا به‌ خودت نمیدهی حق هم داری ولی اینرا بدان آب که‌ سر بالا بره‌ قورباغه‌ هم ابو عطا میخونه‌ جناب


با احترام امیر فقیر
  

[تاریخ ارسال: 22 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: amir]  [  ]  
آقای عبدالله اولا آقای رجوی امام حسین نیست دوما در شهر اشرف ده‌ها مسعود رجوی وجود دارد.شما نگران بودن رجوی در میان اشرفیان نباشید.   

[تاریخ ارسال: 21 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: Hamid]  [  ]  
البته نجات جان ساکنان کمپ اشرف اولين دغدغيه اکثر ازاديخواهان انساندوست است هرجاکه باشند، اما بعضی ها در خارج نشسته ودنبال درست کردن شربت شهادت هستندولی ان لحظه را درک نميکنند. در هر صورت ساکنان کمپ ازهمه چيزشان گذشته اند در ان شکی نيست ولی بايد راه حل ارائه داد و اينبار بايد از سازمان مجاهدين خواست که ديگر فرصت سوزی نکند هرچند که تا حدودی دير شده است اين شرايط قابل پيش بينی بود و رونداوضاع انرا نشان ميداد حيف که به ديدگاههای ديگران بها داده نشد و انهارا ناديده گرفتند.الان زمان ان است که مسعود ظاهر وبا يک "چه بايد کرد" ديگر شرايط را دگرگون کند، درغير اينصورت همه چيز رو هواست.   

[تاریخ ارسال: 21 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: ABDUOLA]  [  ]  
مسعود رجوی رهبر مقامت الان باید مثل امام حسین در کنار یارانش باشد   

[تاریخ ارسال: 21 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: ه.م. همایون]  [  ]  
اشرف حماسه است. اشرف تا ابد خون مجاهد را در خود خواهد داشت. تکان خوردن از اشرف دقیقا همان چیزی است که مالکی و خامنه ای می خواهند. باید در اشرف ماند تا جنگ غرب با اخوندها اغاز شود. انوقت اشرف طلایه دار سرنگونگی جهل و ریاست جمهوری مریم می شود. اینها که غیبت مسعود را بهانه می کنند بدانند مسعود همه جا هست. در اشرف ،در تهران و یا لندن. شما هنوز اورا نشناخته اید. او با دستهای نامریی همه را رهبری می کند.   

[تاریخ ارسال: 21 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: عبدالله]  [  ]  
اگر چه امیر پرویز پویان 25 سال بیشتر عمر نکرد اما گوئی او در همه اشرفیان زنده شده است, کسی که هیچ وقت برای حفظ جان خودش چانه نزد کسی که تئوری بفا را به هر قیمت رد کرد روحش شاد. پرنده مردنی است باید پرواز را بخاطر داشت.   

[تاریخ ارسال: 21 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: نوشین]  [  ]  
آقای ایرج. من در خرداد ۶۰ در تظاهرات بودم. هیچ کدام از ما اسلحه نداشتیم. من نمیدا نم شما اطلاعات خود را از کجا گرد آوری کرده اید.تنها سلاح ما فلفل بود که آنرا هم نتوانستیم استفاده کنیم

نوشین
  

[تاریخ ارسال: 21 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: خدا کرم]  [  ]  
سلام ای هموطنان. بروید اول این خبر را در سایت همبستگی ملی مجاهدین به آدرس زیر
را بخوانید:
http://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=31184:2011-11-20-10-39-30&catid=21:2010-01-17-21-49-36
حال این سئوال را دارم:
چرا سازمان مجاهدین همین احزاب وتجمعهای عراقی را با همه نفراتشان به دم در قرارگاه اشرف به حمایت و حفاظت از مجاهدین مسقر در اشرف دعوت نمی کند ؟
چرا خود این احزاب وتجمع ها در این رابطه قدمی بر نمیدارند ونمی آیند دم در اشرف ؟
  

[تاریخ ارسال: 20 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: جواد پوینده]  [  ]  

با سلام جناب ناظر، شما و من جای هیچ کدام از قهرمانان اشرف نیستیم. هر کسی جای خودش هست ولی وظیفه همه نیروهای مترقی و مخالفان جمهوری اسلامی حمایت بی قید و شرط از مجاهدین اشرف هست و پشتیبانی از هر سیاست و راه حلی که مجاهدین برای حل این مسئله انتخاب کنند. امر مسلم این است که آنهایی که به هر بهانه ای یا به هر اسمی از مجاهدین اشرف دفاع نمی کنند دست در دست رژیم دارند. از نظر من حتی آنهایی که از مجاهدین اشرف " به دلائل بشر دوستانه" حمایت می کنند دست در دست رژیم دارند. دفاع از مجاهدین خلق بدون تلاش و مبارزه برای سرنگونی رژیم بی معنی هست. دفاع بی قید و شرط از مجاهدین اشرف امروز مرز بین سرنگونی طلبان و همه نیروهای مترقی از یک طرف و عوامل ریز و درشت رژیم اسلامی از طرف دیگر هست

علی ناظر: با سلام. من با برخی از گفته های شما که در بالا آمده موافق نیستم.
  

[تاریخ ارسال: 20 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: فرهنگ]  [  ]  
به نظر من شرایط محاصره مجاهدین شبیه شرایط امام حسین در کربلا است مجاهدین باید مثل امام حسین و یارانش همه مقاومت کنند و شهید بشوند. ای کاش جای رهبر مقاومت مسعود عزیز خالی نبود   

[تاریخ ارسال: 20 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: amir]  [  ]  
در جواب آقای ایرج،......ولی‌ خرداد همان ۶۰ این کار را کرد.این یک دروغ محض است در آن‌روز مجاهدین یک تیر هم شلیک نکردند.محض اطلاع
  

[تاریخ ارسال: 20 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: خدا کرم]  [  ]  
با سلام به همه دردمندان برای نجات جان این حدود 3400 تن.
اینکه با نظر آقای ناظرموافق یا مخالف باشم بجای خودبماند.امّا تجربه ثابت کرده که اگر خانواده های تک تک این افراد بطور انفرادی جهت خارج کردن فرزندانشان از عراق وارد کار بشوند،نتیجه مثبت خواهد داد .در این زمینه افرادی از ساکنین اشرف واز جمله بیمارانی بوده اند که از تلویزیون سازمان مجاهدین هم مصاحبه کرده وحاضرحاضر هم گفته اند.ولی خانواده آنها در کشورهای اروپائی وارد عمل شده وتوانسته اند آنها را به اروپا بیاورند.نظر من اینست که خانواده ها بطور انفرادی وارد عمل شوند.تا این بچّه ها از چنگال این مزدوران هیئت حاکمه ایران نجات پیدا کنند.بعد وقتی آمدند اروپا ،اگر خواستند دوباره به تشکیلات سازمان بپیوندند.باور کنید اگر خانواده هایشان اجازه میدادند ومسئله امنیتی نبودبه چند نفر آنها اشاره می کردم.بدبختی این سازمان مجاهدین اینست که تا کمی حرفی میزنی که یک خورده با خط وخطوط خودش فرق داشته،فوری مارک مزدور را نثار طرف می کنند.باباب جان آقای سازمان مجاهدین،همه مزدور نیستندچرا حالیت نمیشه؟همه ما دشمنان این رژیم به فکر این انسانهائی هستیم که در اشرف گرفتار شده اند.تا دیر نشده وهنوز فرصتی باقیست باید خانواده هابطور انفرادی وارد عمل بشوند.ای مرگ بر هرچی مزدور ومزدور پرور است.الان نباید دنبال محل شهادت و اینجور حرفها باشیم .بیائید تا فرصت باقیست یه راهی پیدا کنیم.بابا جان این خط و خطوط سیاسیتان را همه کنار بذارید.جان این آدمها از همه چیز فعلا مهمتر است .ای خدا به کولت مسعود رجوی.همه فامیلا الدنگ نیستندها.ای خانواده ها بجنبیدبچه ها را از اونجا در بیارید.از راه صلیب،از راه سازمان ملل واعتصاب غذا.خانواده خیلی مهم است.ای مرگ بر علی گدا خامنه ای.لعنت بر خود خمینیو جدو آبادس .لعنت بر این فرهنگ شهید سازیو شهید پرستی.خانواده ها بجنبید که دارد دیر می شود.
  

[تاریخ ارسال: 20 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: Mohamad Ali]  [  ]  
من هم همان کاری را می‌کردم که شما می‌کنید یعنی‌ ماندن و شهادت

با تشکر محمد علی‌
  

[تاریخ ارسال: 20 Nov 2011]  [ارسال‌کننده: ایرج]  [  ]  
سلام آقای ناظر
ما همه با چشمی نگران و اندوهی اسفبار به بیابانهای عراق چشم دوخته ایم تا ببینیم زیر سم ستوران خمینی که همان 9 بدریها باشند چه بر سر این یاران ماخواهند اورد.
این نگرانی همه انسانهای ضد رژیم خمینی بوده و هست. اما نکته قابل تامل این است که تا کنون آن کسی که نگذاشته نیروها از کمپ خارج شوند متاسفانه خود سازمان بوده است.فرصت ها بسیار بود
سال 2005 آمریکا رسما به سازمان اعلام کرد که بیاید ریل پناهندگی را بروید و ما هم کمکتان می کنیم و این ابلاغیه را به تک تک نفرات زیر نظر آمریکاییها دادندولی سازمان اعلام کرد هر کس این را بپذیرد خائن است و.....
الان هم سازمان تمام تلاشش این است که اشرف حفظ شود و نه نیروها این را تاریخ به اثبات خواهد رساند.زمانی هم که امریکاییها بودند طرح اسکان گروهی در نقاط مختلف زیر نظر آمریکا بود ولی سازمان نپذیرفت. الان هم بنظرم با توجه به جهانی شدن مسئله اشرف سازمان می تواند بدون در گیری این مسئله رو حل کند.یعنی اتو دست نیروهای مزدور رژیم ندهد همانطور که 30 سال پیش این اتو رو به خمینی داد که طینت ضد خلقی خودش را خمینی نشان دهد.مسعودی که اردیبهشت 60 می گفت خمینی از خداشه که ما یک تیر شلیک کنیم .ولی خرداد همان 60 اینکار را کرد رژیم های ضد خلقی همیشه برای سرکوب بدنبال یک دست اویز می گردند نباید این اجازه را به آنهادر این شرایط داد.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.