شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۰ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

کمی دور و برت را هم نگاه کن آقای فردوسی پور!

 

کمی دور و برت را هم نگاه کن آقای فردوسی پور!


هیوا یوسفی


حلقه محاصره بر دلالان فوتبال روز به روز تنگ تر می شود. لااقل در ظاهر چنین به نظر می آید. وقتی حجت الاسلام علیپور، دبیر ستاد رسیدگی به تخلفات حرفه ای در فوتبال، با پشته ای از پرونده و مدرک به برنامه 90 می آید، وقتی روز به روز به تعداد کسانی که شهامت پیدا می کنند و از بلاهایی که دچارش شده اند و کلاههای گشادی که بر سرشان گذاشته اند، پرده بر می دارند، وقتی معاون مبارزه با جعل و كلاهبرداري آگاهی روی خط برنامه 90 می آید و اطمینان می دهد که با متخلفان برخورد جدی می شود، وقتی مدیران رسانه ملی اجازه می دهند عادل فردوسی پور به آنچه پیش از این خط قرمز به نظر می رسید نزدیک شود، وقتی این همه شور وشوق در رسانه ها به وجود می آید. اغلب مربیان و بازیکنان راضی به نظر می رسند و تعداد زیادی از مدیران خود را خشنود نشان می دهند. وقتی روزنامه‌ها، این متهمان همیشگی، به وجد می آیند و با تیترهای بزرگ، شادی شان از این افشاگری ها را فریاد می زنند، لابد باید دلخوش باشیم که سرپوش گذاشتن بر این حجم از فساد کار ساده ای نیست. کار حتی به جایی رسیده که تصویر دلالان هم با چهره های شطرنجی شده، روی آنتن تلویزیون می رود در حالی که از زحمات آقای عزیز محمدی و حاج آقا علیپور در مبارزه با فساد قدردانی می کنند!
این آقایان همه از فوتبال ایرانند. اجزای تشکیل دهنده پیکره ای که حالا دیگر تردیدی نیست که تا گردن در فساد و تباهی فرو رفته است. با این حال اغلب چنان رفتار می کنند و چنان حرف می زنند که گویی کمترین قرابتی با هیچ یک از این اتهامات ندارند.
اما به راستی متهمان اصلی چه کسانی هستند؟
1-
مدیران باشگاهها:
2-
تا چند سال پیش تعداد مدیران فاسد فوتبال ایران انگشت شمار بود. فاسد به این معنا که در بازار نقل و انتقالات وارد شوند و سهمی قابل توجه به جیب بزنند یا برای صعود کردن و سقوط نکردن تیمشان دست به دامان مربیان، بازیکنان و داوران فاسد شوند. حالا اما کاش یکی پیدا شود و به تعداد انگشتان دو دست مدیر پیدا کند که حرف و حدیثی پشت سرشان نباشد.
نگاهی به وضعیت مالی شان بیندازید. اتومبیل هایی که سوار می شوند، تجارتی که در کنار فوتبال برای خود راه انداخته اند. گذشته و امروزشان را کنار هم بگذارید. اغلب فاصله از زمین تا آسمان است. به كجا حساب پس مي‌دهند؟
3-
مدیران فدراسیون فوتبال:
4-
یکی را همه می شناسند. از قدیم بوده و حالا هم نقشی کلیدی دارد. کارهایش را چراغ خاموش انجام می دهد. در ماجرای ابقای راه آهن و آن پرونده جنجالی بازی با نفت، یکی از متهمان اصلی بود با این حال کمتر اسمی از او به میان آمد. می گویند چند سال پیش هم در صعود تيمي از دسته اول به لیگ برتر هم ردپایش دیده شده. همان صعود پر از پنالتی! آدم های منتسب به او معمولا در تیم هایی که هستند، نقش اول را بازی نمی کنند. از سرپرست گمنام تیم ملی در یکی از سالهای اخیر گرفته تا فلان آنالیزور تیم امید و تعدادی از کارمندان گمنام فدراسیون فوتبال. به قیافه اش نمی خورد اما فوتبال ایران اگر پدرخوانده‌ای داشته باشد، تردید نکنید خود اوست.
5-
روزنامه نگاران:
6-
عادل فردوسی پور می گوید بیش از 90 تا 95 درصدشان سالم زندگی می کنند. تایید این ادعا دشوار است. او و اغلب دوستان مطبوعاتی، روزنامه ای را می شناسند که سالهاست دلال خانه شده. معروف است که هیچ مربی یا بازیکنی در لیگ های دسته پایین و رده های نوجوانان، جوانان و امید از تیمی به تیم دیگر نمی رود مگر آنکه یکی از اعضای به اصطلاح تحریریه آن رونامه را ملاقات و خوش حسابی اش را ثابت کرده باشد. فعالیت گسترده این روزنامه در لیگ های پایین و جاهایی که کمتر بر انها نظارتی می شود، به این معنی نیست که خود را از خوان پر نعمت لیگ برتر محروم کرده باشند. همین یکی دو سال پیش بود که سندی پیدا شد که نشان می داد "بنده خدا" سردبیر این روزنامه قراردادی 30 میلیون تومانی با یکی از تیم های نزدیک به تهران بسته است. با چه عنوانی؟ آنالیزور ، مدیر استعدادیابی، مشاور مدیرعامل و ... چیزی که زیاد است از این عنوان هاست.
همین "بنده خدا" چندی پیش هم مصاحبه ای کرده بود و از فعالیتهای قانونی اش گفته بود و اینکه دارد بدون چشمداشت به فوتبال این مملکت خدمت می کند.
البته تنها "بنده خدا"ی داستان ما نیست که سردبیر است و در عین حال دلالی یا احیانا اخاذی می کند. يكي از شناخته‌شده‌ترين روزنامه‌هاي این مملکت در روزگاری نه چندان دور، سردبیرانی داشت با همین خصایص. که البته از شانس بد گرفتار موجی از دستگیریها توسط دستگاههای امنیتی شدند و چند صباحی در زندان آب خنک خوردند. رد پای آن مردان پیشرو در روزنامه‌نگاري توام با دلالي - يا دلالی توام با روزنامه نگاری- را، امروز می توان علاوه بر روزنامه ها، در صدا و سیما هم دید. و اتفاقا اینجا را عادل فردوسی پور ناخواسته یا به عمد از قلم انداخت.
7-
راديو تلويزيوني‌ها
فردوسی پور بی تردید می شناسد خبرنگاری را که روزگاری در شبکه جام جم کار می کرد و بعدها که ظاهرا به جرم دلالی اخراجش کردند، از کشور گریخت و البته ناباورانه در لباس کارشناس، روبروی دوربین تلویزیون بی بی سی فارسی نشست. فردوسی پور حتما می داند که بسیاری از همکارنش در رسانه ملی، بر خلاف او با زحمت کمتر، دستاورد قابل توجه‌تری داشته اند. همانها که به این رئیس فدراسیون و آن مدیر باشگاه مشاوره می دادند و می دهند. همانها که به لطف قربان صدقه رفتن براي این مدیر و آن مدیر پشت ميكروفن، نه تنها سالهاست که برنامه شان را بدون هیچ تهدیدی روی آنتن می برند که چنان خوش خدمتی می کنند که ریاست فدراسیون جایزه می گیرند.
فردوسي‌پور لابد به یاد می آورد در برنامه ای که قرار بود رقیب او در یکی از شبکه های دیگر باشد، بازیکنی خارجی به مصاحبه زنده دعوت شد که هنوز قراردادش را با باشگاهی که قرار بود در آن بازی کند، نبسته بود. و بعد سیل جملات پر از تعریف و تمجید که این بازیکن چه کارنامه ای دارد و چه افتخاراتی دارد، همه هم در سيماي ملي. سرنوشت آن بازیکن و مربی دلالی که به ایران آورده بودش را هر کس نداند، فردوسی پور خوب می داند.
او خوب می داند که تعدادی از همین میکروفون به دستانی که غیر مستقیم با او در ارتباطند و تغذیه اش می کنند، علاوه بر داشتن پست های آشکار در فدراسیون ها و باشگاهها، پشت پرده چه روابطی دارند و چه زد و بندهایی می کنند.
کمی نزدیک تر بیاییم. تعدادی از مدیران بلند مرتبه صدا و سیما و شبکه‌ای که فردوسی پور در آن برنامه می سازد، عزم سفر به اروپا می‌کنند. به هلند. آنها مهمان رقابتهای بی اعتباری می شوند به نام مسابقات بین دانشگاهی جهان. مسابقات که تمام می شود شبکه 3 هر شب بخشی از تصاویر این مسابقات را نشان می دهد. خجالت اور است. مسابقه والیبال در زمینی برگزار می شود پر از خط و خطوط که به گفته گزارشگر شبکه 3 نمی توان خطهای زمین والیبال را در آن تشخیص داد. فیلمبرداری تنها با یک دوربین است و در نزیدیک به نیم ساعتی که پخش می شود، گزارشگر حتی یک بار هم نمی تواند نتیجه بازی را بگوید. چون سالن به گفته او تابلوی نتایج ندارد! او بارها تکرار می کند که حتی نمی داند تصاویری که گزارش می کند از کدام ست است.
مسابقات فوتسال اين بازيها و چند رشته دیگر هم که از تلویزیون پخش می شود همین کیفیت را دارد. کیفیتی پایین تر از حتی مسابقات محلات در ایران. و همه این ها در حالی است که تجربه نشان داده تلویزیون پتانسیل آن را دارد که از مهمترین مسابقات ورزشی در ایران و جهان چشم پوشی کند. توان اینکه کشتی قهرمانی جهان در ترکیه را پخش نکند، برای مسابقات والیبال قهرمانی جهان در ژاپن که تاریخی ترین موفقیتهای این رشته برای ایران به دست می آید، خبرنگار یا گزارشگری نفرستد، فینال جام جهانی باشگاههای فوتبال را نادیده بگیرد و در عوض با چند دوربین و چندين خبرنگار به شکار تصاویر مسابقات ارتش های جهان در سواحل خوش آب و هوای برزیل برود! كسي از مديران سازمان نمي‌پرسد كه به چه حسابي به هلند يا برزيل سفر مي‌كنيد و چنين برنامه‌هاي بي‌ارزشي را روي آنتن شبكه ملي مي‌فرستيد. شبكه‌اي كه دقيقه به دقيقه آن لابد حرمت دارد و حساب و كتاب دارد. شبكه‌اي كه ظاهرا براي هر دقيقه برنامه اضافه دادن به نود بهترين مجري‌شان را به صلابه مي‌كشند.
همه این ها تنها بخشی از شبکه مخوفی است که فساد را در تار و پود فوتبال ایران تنیده است. اين دوستان، اين دلال‌ها و همكاران مطبوعاتي و رسانه‌اي، مقصد نهایی بسیاری از اسکناس هایی هستند که از بیت المال بیرون می آید و با کمترین نظارت ممکن، از این جیب به آن جیب می شود.
با وجود این شبکه گسترده و با علم به اراده ضعیفی که برای مبارزه وجود دارد، آیا حالا می توان گفت حلقه محاصره تنگتر شده است؟

http://www.jehanevarzesh.com/article.php

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.