شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

آقای فائقی گفتند از او خواسته شد که این بازی را با نتیجه مساوی تمام کنند...

 

با محسن صفایی در پایان 2 سال سکوت(2):به سازمان ملل نامه نوشتم

از ما خواسته شد که بازی با نتیجه مساوی تمام شود، من گفتم بازی حذفی است و امکان ندارد مساوی شود، گفتند به هر کدام از تیم‌ها یک جام بدهید

 

به گزارش گل - شاید برای هر روزنامه نگاری همکلان شدن با صفایی فراهانی به همین سادگی ها نباشد، او به واژه واژه پرسش های شما توجه می کند و اگر پرسش تان از تحلیل قوی و عمیق برخوردار نباشد، خیلی زود عصبانی می شود و به گونه ای پاسخ می دهد که مجبور می شوید پرسش را به درستی مطرح کنید. محسن صفایی فراهانی انگار تمام​شدنی نیست، او هر بار انگار حرف های تازه تری دارد و می توان پای حرف هایش نشست و از آن لذت برد، لذتی تمام ناشدنی از پشت پرده تفکر مردی که گویا مدیر آفریده شده است. صفایی هر روز حرف جدیدی دارد و نگاهش به فوتبال بر محور توسعه و پیشرفت است و برای همین میگیود وقتی متوجه می شود نمی توان در فوتبال اتفاق تازه ای را رقم زد از آن می رود و فوتبال را به راحتی فراموش می کند. گفتگوی ویژه با محسن صفایی فراهانی بعد از دو سال سکوت مطمئنا خواندنی است...

 

 

شما از فدراسیون حقوق نمی‌گرفتید؟

 

من در بخش دیگری از دولت حقوق می‌گرفتم و نیازی نبود چند حقوق دریافت کنم، ولی تمامی افراد زیرمجموعه فدراسیون از کارمندان تا مربیان تمامی تیم‌ها حقوق دریافت می‌کردند. هیچ فردی نبود که با او توافق نکرده باشم در ازای دریافت هر مبلغی، باید به ما کار تحویل دهد، و از او برنامه می‌خواستم، می‌خواست آن فرد آقای ایویچ باشد یا بلاژویچ و یا کسی که می‌خواست در کمیته‌ای فعالیت کند، حتما باید به من برنامه می‌دادند. برخی دلیل برکناری آقای وی‌یرا را نمی‌دانند و فکر می‌کنند من با ایشان مشکل داشتم، اما دلیل برکناری ایشان بی‌برنامگی‌شان بود، من روز اول به ایشان گفتم جام‌جهانی نزدیک است شما به ما برنامه‌یتان را ارائه کنید تا ما این برنامه را در تیم کارشناسی‌مان بررسی کنیم. و به ایشان تاکید کرده که باید همه این برنامه‌ها را به صورت مکتوب به ما بدهند، مکتوب و دقیق با رعایت بازه‌های زمانی، باید بگویید در چه زمانی تیم را به بدنسازی می‌برید، با چه تیم‌هایی و در چه زمان‌هایی بازی تدارکاتی می‌خواهید ولی ایشان نتوانستند و هر بار به دلیلی از ارائه برنامه امتناع می‌کرد، هربار می‌گفت هفته آینده، پانزده دیگر و وقتی من حس کردم در حال اتلاف وقت هستیم ایشان را برکنار کردم.

 

فقط برنامه می‌گرفتید و یا این برنامه‌ها را پیگیری هم می‌کردید؟

به جز آقای ایویچ که از دنیا رفتند، همه افرادی که در فدراسیون با من کار کردند زنده هستند و می‌توانید از آن‌ها هم بپرسید، من با همه کسانی که در این ۵ سال با فدراسیون همکاری کردند حداقل هر دوهفته یکبار جلسه داشتم و برنامه‌هایشان را چک می‌کردم. به آن‌ها می‌گفتم باید بگویید برنامه‌تان نتیجه‌بخش بوده یا خیر؟ چون من به عنوان یک مدیر عادت کرده‌ام همه چیز را به چشم یک پروژه نگاه کنم، برای من فرقی نداشت این پروژه ساخت یک نیروگاه باشد یا ساخت کمپ تیم‌های ملی و یا آماده شده برای رفتن تیم‌ملی به خارج از کشور.

 

خودتان هم از این قانون برنامه‌نویسی تبعیت می‌کردید؟

 

من زمانی که می‌خواستیم لیگ را حرفه‌ای کنیم برای خودم هم برنامه نوشتم که چه کار‌هایی را در چه زمان‌هایی باید انجام دهیم تا لیگ بتواند حرفه‌ای شود. بگذارید برای‌تان مثالی بزنم، عده‌ای فکر می‌کردند  من با رابطه توانستم تیم‌ملی را با هواپیما به عراق بفرستم، در آن زمان در عراق جنگ بود منطقه پرواز ممنوع اعلام شده بود، ولی تیم‌ملی ایران با هواپیما در منطقه پرواز ممنوع به عراق سفر کرد و بازگشت. زمان بازی با عراق از قبل مشخص بود و من از شش ماه قبل می‌دانستم مکاتباتی را با سازمان ملل متحد آغاز کردم و به آن‌ها گفتم شش ماه دیگر تیم‌ملی ما باید در عراق بازی کند و من از شما می‌خواهم به ما اجازه پرواز در خاک عراق را بدهید، از سازمان هواپیمایی کشوری، از سازمان ملل متحد، از وزارت امور خارجه و همه عواملی که می‌توانستند به ما کمک کنند کمک گرفتم، چون شش ماه زمان داشتیم، اینطور نبود که ده روز مانده به مسابقه تماس بگیرم و این درخواست را داشته باشم. همه این مراحل را که طی و مجوزهای لازم را که اخذ کردم، زمان و شماره پرواز را اعلام کردم و تیم به موقع با هواپیما به عراق رفت و به موقع به ایران بازگشت. در صورتی که خیلی‌ها فکر می‌کردند من به خاطر نزدیکی‌هایی که با فلان مدیر یا فلان وزیر داشتم توانستم این کار را انجام دهم، در صورتی که این کار فقط با برنامه‌ریزی انجام شد و از هیچ لابی ورزشی یا سیاسی‌ای استفاده نکردم.

 

اگر می‌دانستید استفاده از لابی به هر نحوی، در کوتاه مدت یا دراز مدت به نفع فوتبال و کشور است، از این لابی‌ها استفاده می‌کردید؟

 

من چون با هیچ‌کس راحت کنار نمی‌آمد نمی‌توانستم از لابی‌ها استفاده کنم. به یاد دارم همواره بر سر برگزاری بازی‌ها من مشکل داشتم،‌ خصوصا داربی‌های تهران، چون اکثرا از ما می‌خواستند زمان برگزاری تغییر کند و من همیشه می‌گفتم چون تاریخ برگزاری بازی از قبل اعلام شده به هیچ عنوان زمان بازی را عوض نمی‌کنم و به همین دلیل همیشه با استاندار، شورای تامین، سازمان تربیت‌بدنی و نیروی انتظامی به مشکل برمی‌خوردم. به دلیل این مشکلات و اینکه راحت با کسی کنار نمی‌آمدم عملا امکان استفاده از لابی وجود نداشت. یادم هست قبل از برگزاری یکی از بازی‌های استقلال و پرسپولیس، نیروی انتظامی صراحتا گفت که بازی را پوشش نمی‌دهد، من به آن‌ها گفتم این مشکل من نیست، وظیفه من برگزاری بازی است و تامین بازی وظیفه شماست و هر کسی باید وظیفه خودش را انجام دهد.

 

داربی معروف تیرماه ۷۸؟

 

نه، این موردی که می‌گویم در خصوص آن بازی نیست، داربی تیرماه ۷۸، فینال جام حذفی بود که چند روز بعد از مسائل کوی دانشگاه بود، اتفاقا از من خواستند تا آن بازی را برگزار نکنم ولی باز هم قبول نکردم.

 

آقای فائقی گفتند از او خواسته شد که این بازی را با نتیجه مساوی تمام کنند...

 

آقای فائقی درست گفتند، ایشان با من در استادیوم حضور داشتند و از ما خواسته شد که بازی با نتیجه مساوی تمام شود، من گفتم بازی حذفی است و امکان ندارد مساوی شود، گفتند به هر کدام از تیم‌ها یک جام بدهید...

 

دو جام؟ یعنی حساسیت‌ها انقدر بروی این بازی بالا بود؟

 

بهرحال بعد از حادثه کوی بود و شرایط عادی نبود، حتی قبل از بازی مستقیما از من خواستند که بازی را برگزار نکنم که من قبول نکردم، به آن‌ها گفتم بازی فوتبال فارغ از مسائل سیاسی است، ما مسابقه را برگزار می‌کنیم و مردم برای تماشای این بازی به استادیوم می‌آیند و دلیلی برای نگرانی و لغو بازی وجود ندارد. من اعلام کردم تنها کاری که از من برمی‌آید این است که مراسم اهدای جام را با ۴۵ دقیقه تاخیر برگزار کنیم تا در این فاصله، تماشاگران تیم بازنده استادیوم را ترک کنند و این کار را هم کردم.

 

فدراسیون شما تنها فدراسیونی بود که گاف نداشت، گاف‌هایی که در فدراسیون‌های آقای کفاشیان بسیار شاهد آن بودیم، تنها گاف‌های فدراسیون تحت رهبری شما، صغر سنی بازیکنان تیم نوجوانان بود...

 

در مسئله صغر سنی باید بگویم که مقصر ما نبودیم، ملاک ما شناسنامه‌ای بود که به ما داده بودند، بعد فهمیدیم که شناسنامه تقلبی بود. من برای تیم‌های رده‌های پایه، فرقی نداشت امید یا جوانان و نوجوانان، دستور داده بودم از تمام بازیکنان دعوت شده، مدارکشان را تحویل بگیرند تا اگر در لیست اصلی کسی مشکل خروجی یا صغر سنی داشت و خواستیم بازیکن دیگری را جایگزین کنیم مشکلی پیش نیاید،‌ من همواره برای نزدیک به ۴۰ نفر، همه مجوزهای لازم را اخذ می‌کردم و اجازه نمی‌دادم کار به دقیقه نود کشیده شود، برای همین بود که فیفا هم صحبت‌های ما را پذیرفت، یعنی همان بازیکنانی که به علت صغر سنی کنفدراسیون فوتبال آسیا اجازه بازی به آن‌ها را نداد، با مجوز فیفا در جام‌جهانی نوجوانان و جوانان بازی کردند. ما به فیفا گفتیم که این مدارکی که بازیکنان به عنوان شناسنامه به ما ارائه کرده‌اند برای ما ملاک است، ما پلیس نیستیم که وظیفه بررسی صحت این شناسنامه‌ها را عهده‌دار باشیم.

 

کنفدراسیون فوتبال آسیا چطور توانست تشخیص دهد که آن بازیکنان صغر سنی دارد؟

 

بعدها متوجه شدیم که از داخل ایران با مقامات کنفدراسیون تماس گرفته‌اند و گفته‌اند که فلان بازیکنان صغر سنی هستند، بازرسان کنفدراسیون هم در میان تمام بازیکنان تیم ما فقط از همان نفراتی که از داخل ایران اسم‌شان را دریافت کرده بودند آزمایش Xray گرفتند.

 

اهالی ورزش با ورود غیرورزشی‌ها، به خصوص سیاسیون به ورزش واکنش‌ نشان می‌دهند و خیلی دوست ندارند غیرورزشی‌ها بر ورزش مدیریت کنند...

 

من نمی‌دانم ورزشی‌ها چه می‌خواهند، به نظر من هیچ مدیر برجسته‌ای در کشور نمی‌تواند بگوید من سیاسی نیستم،‌ البته اگر به معنی واقعی مدیر باشد، مهم این است که بحث سیاسی‌اش را در مدیریتش دخالت ندهد. نمونه‌‌ای برای این دخالت ندادن‌ها این است که من زمانی که در فدراسیون مشغول بودم، عضو حزب مشارکت هم بودم، شما ببینید من به واسطه فعالیت‌های سیاسی‌ام یک بازیکن به تیم‌ملی تحمیل کردم؟ یا رئیس هیئتی را بنا به همین مناسبت‌های سیاسی‌ام انتخاب کردم؟ تنها مدیری که از رئیس‌جمهور درخواست نکرد به استادیوم آزادی بیاید من بودم، علیرغم نزدیکی زیادی که با آقای خاتمی داشتم. من هرگز اجازه ندادم که یک مقام سیاسی به ورزشگاه بیاید و من از او استفاده‌ کنم، در صورتی که عکس این قضیه بسیار اتفاق افتاد.

 

http://www.tabnak.ir/fa/news/234494

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.