شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۱ آوریل ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

شعر گونتر گراس و امت هورا کش

میلاد مختوم

چند روزی است که گونتر گراس، نویسنده نامدار آلمانی، با انتشار شعری تحت عنوان "آنچه باید گفت" جنجال گسترده ای به راه انداخته است. از آنجا که گراس در این شعر به مسئله تأسیسات هسته ای جمهوری اسلامی و تهدیدات دولت اسرائیل در مورد اقدام پیشگیرانه برای نابودی این تأسیسات به منظور جلوگیری از دستیابی رژیم آخوندی به تسلیحات هسته ای و پیامدهای آن برای صلح ناپایدار جهانی پرداخته است، شعر او از حوزه ادبیات خارج شده و به یک بیانیه سیاسی تبدیل گردیده است. بیانیه ای که در آن شاعر آلمانی دارنده جایزه نوبل ادبیات به مصداق "هر چه می خواهد دل تنگ ات بگو"، دلی از عزا درآورده و باری را که گویا دیر زمانی بر دوش اش سنگینی می کرده است، بر زمین گذاشته است.

 

آنچه اما تا حد زیادی مایه شرمساری است، هورا کشی جمعی از ایرانیان و هم صدایی آنان با امت هورا کش حزب الله و گروه های نژادپرست نئو نازی، آن هم نه به اجبار بلکه آشکارا به اختیار، در رابطه با اظهارات گونتر گراس در مورد اسرائیل است. گونتر گراس در این بیانیه آشکارا خطر رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی و تلاش های این رژیم جنایتکار برای دستیابی به سلاح هسته ای را دست کم گرفته و البته ناخواسته در دامی که رژیم ددمنش آخوندی پیش پای انسان های صلح دوست نهاده است، افتاده است. هر چند نگرانی او به عنوان "وجدان بیدار جامعه آلمان" در مورد زرادخانه هسته ای اسرائیل و حجم صادرات تسلیحاتی کشورش به مناطق پر تنش جهان قابل درک است، اما ساده اندیشی او در مورد رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی و خلاصه کردن ستم و تهدیدات این رژیم قرون وسطایی به لافزنی های رئیس جمهور جانی آن و سازماندهی هوراکشی اجباری مردم، یک سهل انگاری آشکار است که به بلاهت کرانه می زند.

  

ایرانیانی که بی مهابا و به اختیار برای اظهارات گونتر گراس هورا می کشند، آیا به این نکته اندیشیده اند که، فراخوان گونتر گراس در پایان بیانیه اش، در صورت عملی شدن آن، به تثبیت موقعیت و تضمین بقای رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی خواهد انجامید؟ از یاد نبریم که دشمن اصلی مردم ایران همچنان رژیم آخوندی با تمامی باندهای جنایتکار آن است.

 

 تاکنون چند ترجمه فارسی از شعر گونتر گراس در اینترنت منتشر شده اند که از دید نگارنده دارای کمبودهای اساسی می باشند. از همین رو ترجمه این شعر را در پایان این متن کوتاه به خوانندگان تقدیم می کنم که امیدوارم به اندازه کافی گویا و رسا باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آنچه باید گفت

"گونتر گراس"

 

چرا سکوت می کنم، دیر زمانی است پنهان می کنم

آنچه آشکار است و نقشه های آن در بازی ها

تمرین شده اند، بازی هایی که در پایان شان ما

جان به در بردگانیم شاید تنها در پا نوشته ها.

 

این همان ادعای حق نخستین ضربه است

ضربه ای که خلق ایران را

ـ خلقی که سر اندر یوغ یک یل پوز

به اجبار هورا کشان است ـ

محو تواند کرد به تمامی شاید،

زیرا در حوزه اقتدار آن یل پوز

گمان ساخت یک بمب اتمی می رود.

 

پس چرا اکراه دارم من

از نامیدن آن سرزمین دیگر به نام

سرزمینی که از دیر باز در آن ـ هر چند در نهان ـ

توان هسته ای فزاینده ای در دسترس است

بدون هیچ نظارتی اما،

که راه بازرسی مسدود است؟

 

پنهان کاری همگانی این واقعیت

که سکوت مرا نیز سبب شده است،

دروغی است که بر دوش من سنگینی می کند

و اجباری که به محض نادیده گرفتن

چشم انداز مجازات را می نمایاند،

که حکم "ضد یهود" بسا رایج است.

 

اکنون اما، چون قرار است از سرزمین من،

سرزمینی که از جنایت های پیشین خویش

جنایت های که بی مثال اند،

گاه به گاه شرم سار است و باید پاسخگو باشد،

از سر کاسب کاری محض و دگر بار،

هر چند لبانی چالاک هر بار

اعلام جبران خسارت می کنند،

یک زیر دریایی دیگر به اسرائیل

ارسال گردد،

ـ زیر دریایی با توان ویژهء

هدایت کلاهک های انفجاری خانمان سوز

به آنجا که وجود یک بمب اتمی

به اثبات نرسیده است هنوز،

البته هراس از آن ثابت شدنی خواهد بود ـ

می گویم، هر چه را باید گفت.

 

از بهر چه بود سکوت من تا به کنون؟

زیرا تصور می کردم تبار من،

تباری با لکه ننگی نا زدودنی بر دامن،

منع می کند مرا از روبرو کردن سرزمین اسرائیل

ـ سرزمینی که با آن هم پیمانم

و خواهان هم پیمانی با آن می مانم ـ

با این واقعیت در قالب حقیقتی بیان شده.

 

چرا اینک در کهنسالی،

و با آخرین قطره های جوهر می گویم:

اسرائیل اتمی خطری است

برای صلح شکننده جهان؟

زیرا امروز باید گفت

شاید که فردا دیر باشد.

و زیرا ما ـ آلمانی های به حد کافی گناهکار ـ

کارپرداز جنایتی خواهیم شد شاید

جنایتی قابل پیش بینی،

که شراکت ما در آن با هیچ دستاویزی

زدودنی نخواهد بود.

 

و من اعتراف می کنم: دیگر سکوت نخواهم کرد،

که از سالوس غرب بیزارم

و هم چنین امیدوارم

که دیگران هم خویش را از سکوت برهانند

و مسبب خطر آشکار را

به رو گردانی از خشونت فراخوانند

و همچنان پای بر فشارند

تا که بازرسی بلامانع و پایدار

از توان هسته ای اسرائیل

و تأسیسات هسته ای ایران

توسط یک نهاد بین المللی

از سوی دولت های هر دو کشور پذیرفته شود.

 

تنها از این راه می شود به همه،

به اسرائیلی ها و به فلسطینی ها

و بیش از آن به همه انسان ها

که در این دیار تسخیر شده از جنون

در جوار هم و در دشمنی زندگی می کنند،

و در نهایت به خودمان یاری رساند.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*یل پوز واژه ترکیبی از "یل" و "پوز" است که تمسخر نهفته در کلمه آلمانی "ماول هلد" را بهتر از هر واژه دیگری به خواننده فارسی زبان منتقل می کند.

میلاد مختوم

9 آوریل 2012

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
میلاد مختوم:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.