شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷ - ۲۳ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

وحدت استراتژيك هاشمي و احمدي‎نژاد

رجانیوز

چرا هاشمي و مشايي نمي توانند دو گفتمان متفاوت را در انتخابات نمايندگي كنند؟
آيا هاشمي و احمدينژاد به وحدت استراتژيك رسيده اند؟/وحدت در انحراف از اصول انقلاب و سبد راي مشترك؛ آنچه هاشمي و مشايي را شبيه هم كرده است
  اميرحسين ثابتي: آنهايي كه تحولات دهه 70 را به ياد دارند، هيچ گاه وحدت استرات‍ژيك راست مدرن و جناح چپ را فراموش نمي كنند، برهه اي كه دولت دوم هاشمي رو به اتمام بود و طي آن كارگزاران سازندگي به عنوان بخش مدرن جناح راست و برخي چهره هاي شاخص جناح چپ، خواسته يا ناخواسته به "وحدت رويه" با يكديگر رسيدند.
به تدريج تغييرات گسترده اي در ميان چپ و راست شكل گرفت و خط امامي هاي دهه 60 كه همواره داعيه دار مبارزه با امريكا بودند و تسخير سفارت امريكا را نيز از افتخارات خود مي دانستند، از ضرورت مذاكره با امريكا سخن گفتند، مجمع روحانيون مبارز و علي اكبر محتشمي پور كه در هفته نامه بيان به سياست هاي اقتصادي دولت هاشمي مي تاختند، پس از دوم خرداد و به دست گرفتن حاكميت، سياست هاي كلان اقتصادي دولت جديد را بر همان مشي پيش بردند و در عمل بسياري از گلوگاه هاي اقتصادي دولت خاتمي توسط تكنوكرات هاي دولت سازندگي مديريت مي شد؛ حضور افرادي مانند محمد علي نجفي (وزير آموزش پرورش دولت هاشمي- رييس سازمان برنامه و بودجه دولت خاتمي) محسن نوربخش (وزير اقتصاد دولت هاشمي- رييس بانك مركزي دولت خاتمي)،  اسحاق جهانگيري (استاندار اصفهان دولت هاشمي- وزير صنايع دولت خاتمي) و ... مويد اين ادعا بود.
اين وحدت رويه بيش از هر چيز بر سر "نفي بسياري از اصول انقلاب" و "تجديدنظرطلبي در گفتمان انقلاب" شكل گرفته بود؛ نهادهاي انقلابي مانند شوراي نگهبان، مجلس خبرگان، سپاه پاسداران و ... مورد هجمه گسترده جريان هاي ياد شده قرار مي گرفتند و چالش اصلي با حاكميت نظام و ولي فقيه تعريف مي شد، ديگر خبري از دو قطبي چپ و راست با محوريت عدالت اجتماعي و اختلاف ميان اقتصاد آزاد و شبه دولتي وجود نداشت و دوگانه اصلي به سوي "نظام- آنتي نظام" حركت مي كرد، در اين ميان جريان هاي اصولگرا پا به عرصه سياسي گذاشتند و عملا تقسيم بندي هاي چپ و راست دهه 60 و نيمه دهه 70 چهره ديگري به خود گرفت.
*                         *                         *
ثبت نام اكبر هاشمي رفسنجاني و اسفنديار رحيم مشايي در آخرين دقايق روز ثبت نام كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري منجر به بروز تحليل هاي متفاوتي شد، اما ظاهرا آنچه كه به طور واحد در دستور كار رسانه هاي حامي جريان فتنه و انحراف قرار گرفته است، تاكيد بر فضاي دو قطبي انتخابات ميان "هاشمي - مشايي" است.
در اين باره بسياري از فعالان سياسي معتقدند علت اصلي علاقه اين دو طيف براي دو قطبي سازي انتخابات، سوق دادن جامعه به يك فضاي عاطفي- احساسي و پرهيز از فضاي عقلاني و تصميم گيري منطقي است اما به نظر مي رسد ذات اين تقابل انگاري؛ دچار يك پارادوكس بزرگ است چرا كه مشايي و هاشمي دو گفتمان "مشابه" را در انتخابات نمايندگي خواهند كرد كه وجه مشترك آنها "انحراف از اصول انقلاب" است.
توجه در اهم مواضع، ادبيات و محورهاي اصلي سخنان مشايي طي سالهاي گذشته نشان مي دهد كه وي و حاميانش نه تنها علقه خاصي به گفتمان انقلاب ندارند بلكه حمله همزمان به بسياري از نهادهاي انقلابي و "اقتدارگرا" خواندن نيروهاي انقلابي و سر دادن شعار "انتخابات آزاد"، بخشي از مواضع مشترك و آشكار اين دو جريان با يكديگر است.
هم چنين احمدي ن‍ژاد كه از همان سال 84 در تقابل آشكار با هاشمي رفسنجاني به پيروزي رسيد و در جريان انتخابات سال 88 نيز با محور قرار دادن هاشمي به عنوان رقيب انتخاباتي خود، "غيريت گفتماني" خود را خاندان هاشمي توصيف كرد، در دولت دهم ترجيح داد كمتر به نقد وي بپردازد و اين روزها كه هاشمي آشكار تر از هميشه نه تنها به نقد دولت احمدي ن‍ژاد كه به كنايه زني به اصول انقلاب و نظام مشغول است، احمدي نژاد همچنان ترجيح مي دهد با سكوت معنادار خود از كنار اين موضوع عبور مي كند.
اين مساله زماني معنادار تر مي شود كه سكوت احمدي نژاد پس از بازگشت مهدي هاشمي به كشور و حتي آزادي وي از زندان به ياد آورده شود، فردي كه 4 سال قبل در مناظره معروف احمدي نژاد با موسوي مورد اشاره قرار گرفته بود: "پسران آقاي هاشمي چه كار مي كنند در كشور؟ ... (طرف) اینجا محاکمه می شود و محکوم می شود، از زندان فراری داده می شود و می رود خارج و تهش پسر آقای هاشمی است."
از طرف ديگر همپوشاني برخي ديگر از مواضع هاشمي و مشايي در امور بين الملل نيز در نوع خود جالب توجه است. هاشمي اين روزها در حالي از جنگ نداشتن با اسراييلي ها سخن مي گويد كه اسفنديار رحيم مشايي شهريور سال 87 در سخناني معنادار، از دوستي با مردم اسراييل سخن گفته بود؛‌ اظهاراتي كه همان برهه با واكنش جدي رهبر انقلاب مواجه شد و ايشان در نماز جمعه طرح اين مساله را از اساس غلط دانستند.
همه اينها در حالي است كه افزايش حضور تكنوكرات ها و افراد منتسب به جريان هاشمي در دولت دهم نيز رشد معناداري داشته است، حضور افرادي مانند رحيمي،‌ بقايي، ملك زاده، شافعي، پ‍ژويان، حسيني، محسني بندپي، تركان، موسوي و ... در اطراف احمدي نژاد، مهر تاييد ديگري بر اين ادعاست.
از طرف ديگر اقدامات مشابه هاشمي رفسنجاني و مشايي در تقابل با منويات رهبر معظم انقلاب نيز مساله اي واضح است كه نياز به توضيح ندارد؛ رفتارهاي آشكار سالهاي اخير هاشمي در تقابل با خواسته هاي مقام معظم رهبري در شرايطي صورت گرفته است كه رفتارهايي مانند خانه نشيني يازده روزه رييس جمهور و يا مخالفت رهبر انقلاب با معاونت اولي مشايي همچنان در افكار عمومي باقي مانده است.
در حيطه فرهنگ نيز تاكيد مشترك هر دو جريان بر اباحه گري؛‌ امري آشكار و عيني است؛ فائزه هاشمي نخستين فردي بود كه سعي بر عمومي كردن رفتارهاي غير متعارف زنان از جمله دوچرخه سواري آنان را داشت و اخيرا نيز اعلام كرده كه چادر مشكي افسردگي مي آورد؛ در مقابل مشي عمومي فرهنگي دولت دهم نيز داراي اقدام فرهنگي برجسته و ايجابي كه مروج فرهنگ ديني و انقلابي باشد نبوده است و در اين زمينه ويژه نامه خاتون روزنامه ايران در اذهان مردم باقي مانده است كه از آن به عنوان منشور فرهنگي دولت ياد مي شود. ويژه نامه اي كه در آن با توهين با چادر مشكي،‌ آن را "اشرافي و متكبرانه" توصيف كرده بودند كه براي عياشي وارد ايران شده است.
در هر حال به نظر مي رسد وحدت استراتژيك و همپوشاني جالب توجه بسياري از رفتارها و اقدامات جريان خاص در دولت و هاشمي رفسنجاني باعث شده تا اين دو نفر توانايي خلق يك رقابت آشكار دو قطبي با محوريت يكديگر را نداشته باشند چرا كه هر دو ماهيتا نمايندگي دو گفتمان بسيار مشابه را برعهده دارند، دقيقا مشابه آنچه از سالهاي اوليه دهه 70 بوقوع پيوست و بخشهايي از چپ و راست در مسير انحراف از اصول انقلاب با يكديگر به وحدت رويه رسيدند،‌ امروز در ميان بخشهايي از دولت و جريان هاشمي رفسنجاني رخ داده است و طبيعي است كه اين دو به علت تشابهات رفتاري و عملكردي خود در بسياري از حيطه ها، توانايي ايجاد دوقطبي كاذب ميان خود را نداشته باشند و بخش قابل توجهي از مردم، كانديداي مورد نظر خود را در ميان ديگر افراد حاضر در صحنه جستجو كنند.
 

منبع: رجانیوز، 28 اردیبهشت 1392




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
رجانیوز:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.