شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۸ ژوئن ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«گاف گاف شو 92»
(مضحکه گماشته گماری)

میلاد مختوم

میلاد مختوم

سردمداران رسوای رژیم جمهوری اسلامی هر چهار سال یک بار بساط شیادی خود را به هزار دوز و کلک در سراسر ایران به راه می اندازند و سفیران، دست نشانده ها و پادوهای رسمی و غیر رسمی خود را تحت عناوین مختلف، از تحلیل گر سیاسی، پژوهشگر، فیلم ساز، دیپلمات سابق و خبرنگار گرفته تا دکتر و پروفسور و استاد دانشگاه، به گوشه و کنار جهان راهی می کنند تا در بوق های تبلیغاتی بدمند و دموکراسی نوع آخوندی را به جهانیان معرفی کنند و سر هر کوچه و بازار توهم انتخابات بپراکنند. کارناوال های تبلیغاتی آخوندی در سال های اخیر به شکل های متفاوت و مطابق با نیازهای روز رژیم راه اندازی می شوند.
 
پس از فرو کش کردن شعله های جنگ خانمان سوز ضد میهنی، یکباره "سردار سازندگی" پرده برداری شد و به جهانیان عرضه گردید. پس از اینکه دیگر هیچ جویباری نمانده بود که بر آن سد نزده باشند و سازندگی در سراسر ایران سر و سامان گرفته بود، "سردار اصلاحات" به خورد امت حزب اله داده شد و جهانیان شگفت زده و انگشت به دهان در سیل گفتگوی تمدن ها با آخوندهای ضد بشر غرق شدند. پس از اینکه همه خطاها و لغزش ها در سراسر گیتی اصلاح شدند، چشم های بهت زده جهانیان به جمال بی مثال "سردار هسته ای" روشن شدند، سرداری که به نمایندگی از طرف ولی فقیه، فقیه وقیحی که خود ادعای نمایندگی غایب دیگری را دارد، پرتویی از تشعشعات چاه جمکران را در مجمع عمومی سازمان ملل به صورت "هاله نور" به جهانیان عرضه کرد. و اینک گویا مهمترین مسئله دنیا این است که تکلیف "مدیریت جهانی" پس از اینکه سردار خسته هسته ای رفع زحمت کرد، چه خواهد شد؟ امروز که پروژه هسته ای رژیم به راه افتاده و پروژه اصلاحات به آخر رسیده و چیزی هم دیگر برای سازندگی باقی نمانده است، سردار بعدی چه کسی خواهد بود و کدام عنوان پر طمطراق را یدک خواهد کشید؟ آیا امکان جا به جایی سردار قبل از سردار قبلی با سردار فعلی و جا انداختن او به عنوان سردار بعدی وجود دارد؟
 
سردرگمی برخی از تحلیل گران پر آوازه سیاسی به آنجا رسیده است که خواهان بازگشت به گذشته شده اند و برای رقیبان پیشین خود تور تبلیغاتی براه انداخته اند، تا آنجا که عالیجناب شان به تناوب و به مصداق نرخ روز سرخ پوش و سبز پوش می شود. اگر چهار سال پیش نخست وزیر محبوب خمینی دجال مزورانه خواهان بازگشت به دوران طلایی امام!!! بود، اینک سردار اصلاحات، همان رستم صولت افندی پیزی که از سوی مماشات گران اخیرأ عنوان "پرومته در زنجیر" گرفته است، بزدلانه درخواست بازگشت به نقطه صفر در هشت سال پیش را دارد و بالاخره سردار سازندگی، همان روباه کوسه مکار درنده که اینک از سوی تحلیل گران ارسالی نظام به دیار فرنگ "مرد بحران ها" و "تجسم بصیرت" نامیده می شود، مکارانه خواهان رجعت به نقطه منفی هشت در شانزده سال پیش است. در یک تحلیل ویژه هم صحنه های جنگ پاسدار احمدی نژاد با اژدها در نقش تک تیر انداز و با تنها یک تیر در ترکش به تصویر کشیده می شوند و تحلیل گر ویژه در کمال شگفتی کشف می کند که " احمدی نژاد عمدتأ به پشتیبانی مخالفان نظام متکی است"!
 
برخی از تحلیل گران ارسالی به خارج از کشور با توجه به این درخواست های علنی و پنهانی باندهای متفاوت رژیم حدس می زنند که گماشته بعدی ولی فقیه عنوان "سردار حماسه بازگشت" را یدک بکشد، اما از آنجا که بر سر عمق این بازگشت اختلاف نظرهای شدیدی وجود دارد، قرار است که مجمع تشخیص مصلحت در جلسات متمادی غیر علنی مصلحت رژیم را تشخیص داده و به اطلاع تمامی باندهای رژیم برساند. علاوه بر این شورای نگهبان هم از تمام کسانی که همچنان لجوجانه خواهان پاسخ به پرسش "رأی من کجاست؟" هستند، دعوت می کند در روز برگزاری نمایش گماشتن گماشته جدید ولی فقیه در محل های مربوطه حاضر شوند و برگ های رأی خود را مشاهده کنند. لازم به تذکر است که در صورت گم شدن دوباره برگ رأی در صندوق ها شورای نگهبان هیچگونه مسئولیتی نمی پذیرد.
       
همه این جار و جنجال ها، که خوراک تبلیغاتی آنها هم از طرف ارگان های مختلف رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی و در جریان درگیری های باندهای جنایتکار رژیم بطور روزانه و با دست و دل بازی خاص آخوندی تهیه می شود، تنها یک هدف دارند و آن هم چیزی نیست جز گرم کردن بازار کساد نمایشات انتخاباتی رژیم و قالب کردن مضحکه "گماشته گماری" به جای "انتخابات ریاست جمهوری".
 
چهار سال از آخرین نمایش انتخاباتی رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی تحت عنوان غلط انداز "انتخابات ریاست جمهوری" در سال1388 می گذرد و نمایش بعدی در کمتر از یک ماه دیگر در حوزه اقتدار ولی فقیه وقیح در شرایطی به اجرا در می آید که هنوز عده ای از توهم زدگان نمایش قبلی در جستجوی آرای غیب شده خود هستند. پس از گذشت این همه سال از عمر ننگین نظام پوسیده آخوندی اگر تنها یک واقعیت به صورتی خدشه ناپذیر بر همه و به تکرار ثابت شده باشد، این واقعیت است که:
 
تنها چیزی که در حکومت جمهوری اسلامی، حکومتی که ساختار، قانون اساسی و تاریخچه سیاه و خیانت بار آن در تضاد آشتی ناپذیر با حق حاکمیت مردم، آزادی و کرامت انسان بنا شده است، هرگز پشیزی ارزش نداشته، ندارد و نخواهد داشت، رای مردم است.
 
هر چند جمهوری اسلامی از برگزاری چنین نمایشاتی چندین و چند بهره می برد، اما فاجعه اصلی در تحقیری است که در حین برگزاری این مضحکه نصیب ملت ایران می شود. نگاهی اجمالی به پیش پرده این مضحکه، مرحله ثبت نام داوطلبین، عمق فاجعه را نشان می دهد. طبق آمار وزارت کشور آخوندی 686 نفر ثبت نام کرده اند. از جاهل کلاه مخملی که موهای سینه اش را به نمایش گذاشته گرفته تا خیمه سیاهی که روی یک صندلی کشیده شده بود و گویا زنی محجبه در زیر آن پنهان بود. از استاد دانشگاه فکل کراواتی از فرنگ برگشته تا بسیجی کفن پوش، از دانشجو، محصل و بیکار گرفته تا وزیر و وکیل و سردار و ...کاندیداهای مجازی! در کجای دنیا ملتی را این چنین به بازی می گیرند؟
 
در مرحله بعدی یک مشت جنایتکار منتصب ولی فقیه در شورای نگهبان نظام صلاحیت این داوطلبان گماشتگی را بررسی می کنند. شرط عبور از این گذرگاه اعتقاد قلبی و التزام عملی به ولایت فقیه است. یعنی تنها کسی می تواند گماشته ولی فقیه باشد که حق حاکمیت ملت را نه تنها به رسمیت نمی شناسد، بلکه آن را پایمال کرده، می کند و خواهد کرد. در پرده آخر این مضحکه، شعبده بازی نقش اصلی و تعیین کننده دارد. در این مرحله است که رأی فرد رأی دهنده غیب می شود، بدون اینکه اثری از آن باقی بماند و سردمداران جنایتکار رژیم در کمال بی شرمی گماشته مزدوری را به عنوان "رئیس جمهور ایران" به جهانیان معرفی می کنند.
 
هر گونه مشارکت در این "گاف گاف شو"، تحت هر عنوان و در هر نقشی، اگر از روی ناآگاهی باشد، بلاهت محض است و اگر آگاهانه باشد، خیانت به مردم ایران و منافع ملی کشور ایران است، زیرا جمهوری اسلامی تنها برای تمدید بقای ننگین خود و تداوم بساط چپاول و دار و درفش و شکنجه دست به برگزاری چنین نمایشاتی می زند. هر رأی  که در روز برگزاری نمایش انتخاباتی رژیم به صندوق ها ریخته شود، بدون شک ملاخور می شود و تنها در خدمت تداوم ستم جمهوری اسلامی است. دست رد زدن به سینه تمامی جناح های جنایتکار این رژیم ضد بشری، چه آنان که در قدرت اند و چه آنان که در انتظار نوبت اند، اولین پیش شرط آزادگی و باور به مردم سالاری است.
 
میلاد مختوم
21 مه 2013
 
 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
میلاد مختوم:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.