شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ - ۱۷ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

من، و سگ مجاهدین

علی ناظر

وبلاگ دریچه زرد، به مدیریت اسماعیل وفا یغمایی، مطلب اخیر این قلم (ما و هفت «مفقود») را باز تکثیر کرده است. البته ایشان مطالب مرا بگونه ای گزینه ای باز تکثیر می کنند. به هر روی، بنا به رسم وبلاگ دریچه زرد، کاربران می توانند در زیر هر مقاله ای «نظر» خود را منتشر کنند. در همین ارتباط، و تاکنون، 6 نظر منتشر شده که در زیر آورده ام. لازم دیدم که در اینباره بر چند نکته تأکید کنم که در ادامه این نظرات می آورم.
 
نخست نظرات را مرور کنیم:
نظرات مندرج در «دریچه زرد» (لینک مستقیم)
1 – 6 از 6
رضا ارجمند گفت...

تف به سرتا پای آن بوغ بیوجدان سیاهباز(بی بی سی) و آن پتیاره خناق گرفته راه دیو فردا. بر جد و آباد همگی تان لعنت. و لعنت خدا به تمامی جاسوسان و دست اندر کاران شاغل در این دو فاحشه خانه استعمار.

۱۴ آذر ۱۳۹۲ ه‍.ش.، ساعت ۱۱:۳۶

ناشناس گفت...

صادق اقای علی ناظر عزیز اینجانب باشما خیلی موافقم که این کشتار وقتل عام وسلاخی کار جمهوری اسلامی و نیروهای وحشی نوری مالکی است در ان ذره ای تردید وجود ندارد اما مگر رهبری عقیدتی سیب زمینی یا برگ چغندر تشریف دارند که با توجه به دانستن تمام خطرات این 100 نفر را در یک بیابان به امان انقلاب ایدئولوزیک رها کرده و خودشان غیب شده اند . فکر نمی کنید این جنایت سه ضلع داشته باشد جمهوری اسلامی دولت مالکی و شخص رهبر عقیدتی شما بدرستی گفته اید سیاستمداران پولکی و زنرال های کهنه کار که به ظاهر از مجاهدین حمایت میکنند فقط حرف است وبس و بعد هم به زبان بی زبانی و اشاره گفته اید با اینها لاس نزنید از اینها ابی گرم نمی شود یک نکته دیگر و نکته مهم مسعود رجوی به راه اشتباهی رفت وعراق را بعنوان سنگر مبارزه انتخاب کرد و تاوان این خطای استراتزیک را فرزندان مردم ایران که با شور و عشق به ازادی میهنشان به این سازمان پیوستند پرداخت کردند نکته دیگر پس از سرنگونی صدام حسین سازمان مجاهدین بارها وبارها میتوانست از عراق بطور کامل خارج شود ولی اینکار را نکرد یعنی تصمیم رهبری عقیدتی نگذاشت سازمان مجاهدین از عراق خارج شود وانجا میخکوبش . نگوئید که نه مجاهدین از اول میخواستند خارج شوند ولی نتوانستند اگر این را بگوئید میگویم پس این شعارهای رهبران عقیدتی چه بود اشرف ناموس هر مجاهد خلق است .چو اشرف نباشد تن من مباد . اگر کوهها بجنبند اشرف از جایش تکان نخواهد خورد .مالکی بیا بیا و صدها شعار پوشالی دیگر برای ماندن در اشرف وقتی سنگ بنای ساختمانی کج گذاشته شود تا بی نهایت این دیوار کج خواهد بود اما در باره سرنگونی ورابطه اش با مجاهدین لطف کنید بگوئید ببینم که سرباز صدام حسین شدن اسمش مبارزه با جمهوری اسلامی است لطف کنید بگوئید ببینم تشکیل نشست های غسل و عملیات جاری برای در هم شکستن نیروها اسمش مبارزه برای سرنگونی است لطف کنید بگوئید تحویل ناراضیان به صدام حسین وبعد هم پس از سپری کردن زندان تحویل به جمهوری اسلامی این است مبارزه برای سرنگونی لطف کنید بگوئید ببینم توهین و دشنام به شخصیت هائی که عمری را به این شورا خدمت کرده اند اسمش مبارزه برای سرنگونی است نمونه ان تهمت وتوهین های به غایت ضد انقلابی به اقایان قصیم روحانی وفا که انها را اطلاعاتی و مزدور جمهوری اسلامی خطاب کردند وگفتند شما زمینه ساز کشتار جمهوری اسلامی بوده اید . در طی سالهای پس از سرنگونی صدام حسین نزدیک به 1000 نفر از این سازمان جدا شدند فکر میکنید همه این هزار نفر مشکل داشتند یا مشکل جای دیگری بود سرتان را درد نیاورم صدها غلط دیگر که رهبری عقیدتی کرده است که در حوصله کامنت نیست در ضمن منتقدین مجاهدین را تضعیف نمی کنند نه این رهبری سازمان است که روی شاخه نشسته و دارد انرا می برد نکته دیگر بزرگترین مانع اتحاد نیروهای سیاسی خارج از ایران فقط وفقط دو جریان بوده است یکم جمهوری اسلامی دوم سازمان مجاهدین نتیجه مجاهدین ربطی به سرنگونی نداشته و ندارند

۱۴ آذر ۱۳۹۲ ه‍.ش.، ساعت ۱۱:۴۷

ناشناس گفت...

قابل توجه آقای ناظر و دیگر کسانیکه تبلیغات رهبری مجاهدین را باور می‌کنند. متاسفانه تا مجاهدین گزارش صادقانه ای از آنچه در دهم شهریور در اشرف گذشت به مردم ایران ندهند، رژیم آزادی کش جمهوری اسلامی که عامل آن قتلعام شوم بود، بهره اش را خواهد برد. القائات مسعود رجوی که «در روز جنایت بزرگ و بی‌سابقه علیه بشریت در اشرف... مجموعاً ۲۲ نفر» را که «در دو نقطه متفاوت و دور از یکدیگر، همگی در زیر آتش، در محاصره و در معرض گروگانگیری» بودند «یک به یک از چنگ دشمن بیرون کشیده» و با «تب و تاب و التهابات بسیار» آن‌ها را پس از ساعات‌ها به «۲۰ مجاهد باقی‌مانده» در نقطه‌ای دیگر رسانده، و این شوخی که مریم رجوی با دخالتش از پاریس جان ۴۲ نفر بقیه را نجات داده وگرنه «بی گمان همگی شهید می‌شدند» (گزارش فوق) جز توهین به شعور مردم ایران نبود و نیست. شخص مسعود رجوی با این بیانات «سدید و راست» همه را نسبت به تبلیغات مجاهدین بی‌اعتماد کرده است. از کجا معلوم که آن ۷ نفر اصلاً گروگان باشند؟ اگر روایت مسعود رجوی (در نوار صوتی اش راجع به قتلعام اشرف) را باور کنیم که خودش در اشرف بوده، ممکن است آن ۷ نفر با خود او رفته باشند. چنانچه باور کنیم که در اشرف بوده (البته اگر باور کنیم) ، برای قال گذاشتن مهاجمین (قاتلین آن ۵۲ نفر) همراهانی داشته که می تواند آن ۷ نفر باشد. مگر اینکه بالکل روایت مسعود رجوی را از اساس بی پایه بدانیم که در اشرف بوده و او همه را سر کار گذاشته است. (لطفاً این نظر را دوباره بخوانید) سائل

۱۴ آذر ۱۳۹۲ ه‍.ش.، ساعت ۱۳:۱۰

ناشناس گفت...

قابل توجه آقای ناظر و دیگر کسانیکه تبلیغات رهبران مجاهدین را باور می‌کنند. متاسفانه تا مجاهدین گزارش صادقانه ای از آنچه در دهم شهریور در اشرف گذشت به مردم ایران ندهند، رژیم آزادی کش جمهوری اسلامی که عامل آن قتلعام شوم بود، بهره اش را خواهد برد. القائات مسعود رجوی که «در روز جنایت بزرگ و بی‌سابقه علیه بشریت در اشرف... مجموعاً ۲۲ نفر» را که «در دو نقطه متفاوت و دور از یکدیگر، همگی در زیر آتش، در محاصره و در معرض گروگانگیری» بودند «یک به یک از چنگ دشمن بیرون کشیده» و با «تب و تاب و التهابات بسیار» آن‌ها را پس از ساعات‌ها به «۲۰ مجاهد باقی‌مانده» در نقطه‌ای دیگر رسانده، و این شوخی که مریم رجوی با دخالتش از پاریس جان ۴۲ نفر بقیه را نجات داده وگرنه «بی گمان همگی شهید می‌شدند» (گزارش فوق) جز توهین به شعور مردم ایران نبود و نیست. شخص مسعود رجوی با این بیانات «سدید و راست» همه را نسبت به تبلیغات مجاهدین بی‌اعتماد کرده است. از کجا معلوم که آن ۷ نفر اصلاً گروگان باشند؟ اگر روایت مسعود رجوی (در نوار صوتی اش راجع به قتلعام اشرف) را باور کنیم که خودش در اشرف بوده، ممکن است آن ۷ نفر با خود او رفته باشند. چنانچه باور کنیم که در اشرف بوده (البته اگر باور کنیم) ، برای قال گذاشتن مهاجمین (قاتلین آن ۵۲ نفر) همراهانی داشته که می تواند آن ۷ نفر باشد. مگر اینکه بالکل روایت مسعود رجوی را از اساس بی پایه بدانیم که در اشرف بوده و او همه را سر کار گذاشته است. (لطفاً این نظر را دوباره بخوانید) سائل

۱۴ آذر ۱۳۹۲ ه‍.ش.، ساعت ۱۳:۱۱

محمود-ف گفت...

باز هم که پیدات شد؟!دکان دو نبشت را باز کردی؟ اقای ناظر که واقعا عجب اسم با مسمائی برا خودت انتخاب کردی.خوب نظارت می کنی ببینی به کدوم طرف می چربه .اقای دکتر بهروز اگه شده این اخر عمری کمی شهامت داشته باش.چرا نمی گی مریم ومسعود مفقود شدهمه تلاش دیپلماتیکشونو نمی زارند پای این که به قول شما این فزندان خلق را از جهنم عراق نجات بدهند.بس کن این همه دودوزه بازی را.این دوکون دونبشتو ببند برا همیشه بشین پشت سر مجاهدین تو محفلای خودت و یاران دیگاهت تخمه بشکنید و متلک بپرونین. برو بابا خدا یه جای دیگه رذق وروزیت بده.کمی شهامت.کمی صداقت.

۱۵ آذر ۱۳۹۲ ه‍.ش.، ساعت ۰:۴۸

ناشناس گفت...

من با این موافق هستم بس کن این همه دودوزه بازی را.این دوکون دونبشتو ببند برا همیشه بشین پشت سر مجاهدین تو محفلای خودت و یاران دیگاهت تخمه بشکنید و متلک بپرونین. نقی پراگ

۱۵ آذر ۱۳۹۲ ه‍.ش.، ساعت ۱:۰۹

 
 
و اما... چند نکته:
 
واژه دکان دو نبش زمانی معنا پیدا می کند که هر دو «نبش» صاحب مقام و مرتبه ای باشند. اما، همه می دانیم که طرفین این درگیری عشیره ای نه مقامی دارند و نه به مقامی خواهند رسید. بنابراین واژه هایی چون دودوزه بازی، دونبش، میانه، و امثالهم تنها یک «جیغ» برای خود خالی کردن است، و وجهه منطقی ندارد.
 
اما اگر منظور از دودوزه بازی و دکان دو نبش اینست که من باید به مجاهدین ناسزا بگویم، تا از این اتهام تبرئه شوم، شاید لازم باشد یک «حرف ساده» را به روشنی روز تکرار کنم (قاعدتا باید تا امروز برای همه روشن شده باشد).
با خیلی از سیاست های مجاهدین اختلاف دارم. به اخلاق و رفتار اخیر مجاهدین شدیدا معترضم، اما سگ مجاهدین به تمامیت نظام جمهوری اسلامی، دم و دنبالچه های این نظام، و حامیان سیاسی و ابزاری این نظام جهل و جنایت، شرف دارد. تکرار می کنم. سگ مجاهدین به تمامیت این رژیم شرف دارد. نمی دانم این موضع، باعث می شود که دکان من از دونبش به یک نبش تبدیل شود یا نه، اما در یک ارزیابی اصولی، معتقدم که اگر گلوله ای باید شلیک شود حتما باید به سینه رژیم نشانه گرفته شده باشد. در یک ارزیابی اصولی، معتقدم دشمن رژیم است . در یک ارزیابی اصولی، انتقاد سازنده آری، اما نباید گذاشت رژیم نفس تازه کند. در یک ارزیابی اصولی انتقاد به مجاهدین آری، اما تقابل و دشمنی مستمر با رژیم همیشه، همیشه، همیشه، تا سرنگونی. تکرار می کنم. دشمنی تا سرنگونی.
دکان دونبش با دوست داشتن قابل اغماض است، اما یک نبش با رژیم و یک نبش با دوست داشتن غیر قابل بخشش است. در یک ارزیابی اصولی، باید هوشیار باشیم که ناخواسته یک نبش از این دکان مان به روی رژیم درب نداشته باشد. در یک ارزیابی اصولی، شب و روز باید هراس داشته باشیم که تنمان به رژیم سائیده نشود، باید از آلودگی حذر کرد. مشکل این است، و نه اینکه تا به چه حد نوک انتقادمان به مجاهدین تیز است.
برای آنها که نمی فهمند، و یا نمی خواهند بفهمند. مجاهدین خیلی عیب دارند، و باید در انقلابی درونی، اخلاق خود را تصحیح کنند، اما آنها فرزند خلق هستند.
حال اگر مجاهد خلق را فرزند خلق خواندن برابر است با دودوزه بازی، با افتخار می گویم که من دودوزه بازم، و مفتخرترم که با رژیم هم نبش نیستم.
والسلام
 
علی ناظر
15 آذر 1392
 
 
 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.