شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ - ۱۸ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

عراق، واقعیت ها و حقایق
علی ناظر

علی ناظر

از دکتر آلخو ویدال کوادراس مطلبی در " وُس-پوپولي - پرخواننده ترين سايت اسپانيا" به چاپ رسیده، و سایت همبستگی ملی هم آن را پس از ترجمه با عنوان «واقعيت حقيقي در عراق » بازتکثیر کرده است.

به اینکه ایشان چه می گویند و تا چه حد سخنانشان درست است یا نه، نمی پردازم. نظر ایشان است و قابل احترام، اما می خواهم به تیتر بپردازم. "واقعیت حقیقی».
می دانیم که تفاوت فاحشی بین واقعیت و حقیقت وجود دارد. یک چیز می تواند "حقیقت" باشد اما واقعیت نداشته باشد، و بالعکس. اما اگر خواننده از این زاویه مته به خشخاش زدن و "ملا نقطی بودن" فاصله بگیرد، به نتایجی مستتر در آن تیتر می رسد. بطور مثال، این واقعیت کهدر عراق بحران وجود دارد، در عراق سنّی مذهب از نوری الملکی بیزار است، و.... تا برسیم به اینکه در بحران امروز عراق یک نیروی تروریستی بنام «داعش» شدیدا فعال است و فعلا در یک جبهه با «مردم» علیه نیروی سرکوبگر نوری المالکی می جنگد. اینها همه واقعی هستند و حقیقت هم دارند.

حال، مابعنوان یک "انسان"با یک سوال ساده، واقعی و حقیقی روبرو هستیم. «آیا برای سرنگونی و ساقط کردن یک دولت ظالم، می توان با یک نهاد سوپر ارتجاعی و وابسته هم جبهه شد؟» اصلا وارد این پاسخ نشویم که داعش به ما ایرانی ها چه مربوط، بگذار عراقی ها خودشان تصمیم بگیرند، و یا اینکه سوال اصلا خلط مبحث است، چون اصلا داعشی در کار نیست و همه نیروهای مردمی هستند، و از این قبیل فرار از پاسخ ها... چون سوال به عراق اشاره ندارد. یک سوال عمومی، برای عموم مردم در سطح جهان است.

اگردر پاسخ، گفتیم نه، نباید هم جبهه شد. پس باید کارکرد امروزمان، موضعگیری های سیاسی امروزمان با این موضع همخوانی داشته باشد. مثلا علیه دولت حاکم و ظالم جنگید، اما در هر لحظه ممکن به یک نیروی ارتجاعی و وابسته هم ضربه زد، سد راهش شد، و آن را ایزوله سیاسی و نظامی کرد؛حداقل، جبهه فعالیت خود را از او جدا کرد، و او را تنها گذاشت تا شکست بخورد، و ...

اما اگر گفتیم آری، در این برهه از تاریخ، و با توجه به شرایط موجود روی میز، و در یک توازن بین بد و بدتر و....، خلاصه، با این تز که «هدف وسیله را توجیه می کند»، و در راستای اهداف عالیه انقلابی مردم، میتوان فعلا به یک نیروی ارتجاعی که در جبهه خلق رخنه کرده، کاری نداشت، تا دولت حاکم ظالم، ساقط شود. پس از آن، وارد پروسه ریشه کن کردن این نیروی ارتجاعی و وابسته خواهیم شد. این یک روش فکری است، و از روز صفر که جهان به وجود آمد، توسط تمام موجودات زنده، بمثابه "راز بقاء"، مورد توجه و استفاده قرار گرفته است. حرف و تز تازه ای هم نیست، پهلوی خیلی ها خریدار دارد، و خیلی ها را هم موفق کرده است.

امامی توان به این نکته پرداخت که نیروهای انقلابی و مردمی و عشایر کاری به داعش ندارند، از این گروه حمایت نمی کنند، و ته دلشان از آنها بیزارند. به آنچه در عراق رخ می دهد از همین زاویه بنگریم.
صالح المطلق اخیرا در مصاحبه با صدای آمریکا می گوید «در حقیقت این یک قیام بزرگ مردمی است، نه اقدامی از طرف داعش به تنهایی. واکنش (سنی‌ها) به ستم زیادی است که از مدت‌ها پیش ادامه داشته است. ما بارها در این باره هشدار دادیم که ادامه ظلمو تبعیض، انفجار مردم (سنی) را در پی خواهد داشت، و این انفجار رخ داد.» برای سهولت، بپذیریم که در عراق انقلاب مردمی در شرف وقوع است، و همه چیز ساخته و پرداخته داعش نیست. به زبان صالح المطلق این یک جنبش مردم سنّی است، اما آنچه در عراق رخ می دهد، «اقدامی از طرف داعش» هم است، اما «نه به تنهایی».

به واقعیتبازگردیم.از بزرگان و پیشکسوتان بارهاشنیده و خوانده ام که تا به آنروز که صف مبارزین مردمی از عناصر ارتجاعی جدا نشود، عملا، خواسته و یا ناخواسته،نیروهای انقلابی و مردمی، همسو، و در یک جبهه با آن نیروی ارتجاعی هستند. به نظر من، این همسویی و هم جبهه ای (حتی ناخواسته) کلیت جنبش مردمی، انقلابی و عشایر را به زیر سوال برده، و با توجه به حضور پررنگ "داعش"، به مرور زمان از حمایت خودداری می کنند. این نیز یک واقعیت غیرقابل کتمان است.

شاید معقول ترین موضع "واقعی" تاکنون راه حلی باشد که استرون استيونسون رئيس هيئت رابطه با عراق در پارلمان اروپادر سه محور پیشنهاد می کند «1- بر كناري مالكي، 2- خلع يد كامل از دخالت رژيم ايران، 3- تشكيل يك حكومت ملي و دمكراتيك و بدور از هر گونه طائفه گرايي » در این بیانیه، واژه های کلیدی روی «راه حل سیاسی»،«واقع بینانه»، برای «جلوگیری از خونریزی» و «بدور از هر گونه طائفه گرايي»که «مورد توافق نيروهاي ملي و دمكراتيك» باشد، متمرکز شده است. به نظر نگارنده، اگر کسی به دنبال عراقی یکپارچه و نه سه کشور جدید از جنس کویت، فلسطین، و اسرائیل است، تنها راه حل، «معقول» پرداختن به همین محورهای فوق، و بدون دخالت داعش، است. البته از چند روز پیش زد و بندهایی پشت پرده در جریان است، از جمله این خبر که توسط ایرنا مخابره شده و از امکان خروج داعش از عراق خبر می دهد: داعش از اعضای خود «خواست برای خارج شدن از عراق و رفتن به نقطه ای دیگر آماده باشند».
به «واقعیات حقیقی» در صحنه بازگردیم. چاره راه در عقیم کردن داعش، و ورود به مذاکرات سیاسی و هدفمند است، درغیر اینصورت، عراق درآنارشیسم و «خونریزی» غرق خواهد شد، و دیگر هیچ.واقعیت دیگراینکه، هرچه بحران حادتر شود، موقعیت پناهجویان در لیبرتی هم اضطراری تر می شود. باید از ملل متحد خواست تا بازاسکان آنها را تسریع بخشد.


در پایان و بعنوان یک خدانشناس و لامذهب، به یک واقعیت دیگر اشاره می کنم و می گذرم. اکثر سوره های قران با دو واژه رحمان و رحیم آغاز می شوند، اما کارکرد مسلمانان در چند دهه اخیر نشانی از این دو ندارد. وجود نیروهای اسلامی همچون داعش، القاعده، و پاسدار اسلامی، بسیاری از شهروندان جهان را از اسلام ترسانده است. برای بسیاری در ایران و جهان، اسلام مترادف شده با وحشت، ترور و قتل و کشتار. در چنین دورانی، وظیفه یک نیروی سیاسی، انقلابی و مسلمان، رفتار و کرداریست که برازنده یک نیروی مترقی و پیشتازباشد، تا شاید بتواند تا حدودی از اثرات سوء و منفی بکاهد.

علی ناظر

28 خرداد 1393

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.