شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ - ۱۹ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

5 سوال ماهنامه دیدگاه سوم از گلمراد مرادی

گلمراد مرادي

ماهنامه دیدگاه سوم: جناب دکتر گلمراد مرادی، لطف کرده و پیش از پرداختن به سوالات، به مختصر خود را معرفی کنید.

گلمراد مرادی: نخست بسیار سپاسگذارم که این امکان را به من می دهید خودم را معرفی حضور کنم و این افتخاررا داشته باشم که نظراتم را باخوانندگان محترم دیدگاه سوم درمیان بگذارم. دوم در معرفی خودم، نويسنده، مترجم و محققم، در 20 اسفند 1319 خورشيدی برابر با 11 مارس 1941 میلادی در دهكده تپه كچل ذهاب، كردستان ايران متولد شده ام. ده سال شاگرد خیاط و خياط بوده ام، هشت سال در لباس نظام گذرانده ام و دوره ابتدائي و دبيرستان را در اكابر و مدرسه شبانه طی کرده ام و بعلاوه دیپلم دبیرستان آمریکائی را آنهم شبانه اخذ کرده و دوسال کالج آمریکائی را باموفقیت به پايان برده ام. من در دانشگاه هايدلبرگ، آلمان رشته هاي علوم اقتصادی و جامعه شناسی تافوق ليسانس و دوره دكترا را درعلوم سياسي طی کرده و تز دوره پروفسوري (فقط در آلمان مرسوم است) درزمينه جنبشهاي اجتماعي- مذهبي در ايران نگاشته ام. از سال 1988 تا سال 1993 در دانشگاههاي هايدلبرگ، برمن و هامبورگ، سابقه تدريس دارم وپس ازآن دفتر مشاور خانواده وترجمه زبانهای کردی، فارسی، آلمانی و انگلیسی را اداره می کنم.

 تاكنون دركنار كار و نگارش مقالات فراوان و سخنرانی های متعدد به زبان آلماني، انگلیسی، فارسي، كردی و چندین اثر از خود نيز منتشر کرده ام، ازجمله كتابي زير عنوان؛ "جنبشهاي خلق كرد ازيورش اعراب به ايران تاجمهوري كردستان در مهاباد" به زبان آلماني، "تاريخچه و روايات عید نوروز" به فارسي و آلماني، "تجربه جنبش مهاباد" به فارسي وآلماني، "محاكمه اي مشهور (گاليله اي و گاليه)" ترجمه به فارسي، "نگاهي گذرا به تاريخ و فلسفه يارسان ( اهل حق)" به فارسي، "سندي تاريخي در رابطه با كودتاي 28 مرداد" ترجمه به فارسي،. یک رمان زیرنام "چه حقیقت تلخی" از مجموعه رمانهای کوتاه که در کانادا به زبان فارسی منتشر و در کردستان نیز توسط دوست نازنینم سید جلال صالحی به زبان کردی برگردانده شده که در کردستان انتشار یافته است، "مختصری ازتاریخ ادیان" به فارسی و کردی که دوست ارجمندم ناصر رزازی، خواننده مشهور کرد آن را بکردی برگردانده و در کردستان عراق منتشر گردیده است، "ملك جمشير و شورنگ" (رمان) و "بابای چارلي گفت" ترجمه  از آلمانی به فارسي.  لایق ذکر است که ملک جمشیر و شورنگ نیز توسط همولایتی عزیزم رحیم محمدی مقیم لوزان به کردی برگردانده شده که این دو  اثر آخری هنوز امکان انتشار نیافته اند.

سه دوره عضو هیئت دبیران انجمن قلم ایران در تبعید و یک دوره عضو جمع مشورتی کانون نویسندگان ایران در تبعید بوده و هستم. از سال 1998تا کنون سخنگوی جامعه فرهنگی یارسان در خارج از کشور و همچنین از سال 2012 به این سوی بسرپرستی مرکز زاگرس برای حقوق بشر انتخاب گردیده ام.
سخنرانیهای متعدد بزبان انگلیسی در اجلاس 16 تا 25 حقوق بشر سازمان ملل در ژنو، در دفاع از حقوق اقلیتهای دینی و ملی و سخنرانی در ششمین اجلاس سازمان ملل در مورد همین اقلیتها در ایران و بویژه یارسانیان که به قول ناصر رزازی آئین اصلی ملت کرد است. علاوه بر همه وظایفی که دارم، اکنون یکی از دبیران بین المللی انجمن قلم ایران در تبعید و در زمینه حقوق بشر فعال هستم.

 ماهنامه دیدگاه سوم: عراق سالیان طولانیست که در آتش می سوزد، و کردستان عراق به همراه آن. نظر شما پیرامون آنچه در یکی دو ماه اخیر در عراق رخ می دهد چیست؟

 گلمراد مرادی: در مورد پرسشتان. در واقع با حمله و اشغال عراق توسط آقای بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا، اگر چه یک دیکتاتور ناسیونالیست، مانند صدام حسین را از صحنه سیاست خارج کرد و با خواری اورا به دار آویختند، اما زمینه را برای بروز افراطی گرائی اسلامی در منطقه با کمک مالی عربستان سعود و قطر فراهم آورد. این وصع آشفته عراق برای آمریکائیان دو حسن دارد. یکی اینکه افراطی گرائی اسلامی را در خاور میانه زنده تر می کند و ساده تر می توان رژیمهای مستبده را بیش از پیش زیر کنترل آورد و این مناطق را بهتر چاپید. دوم شمشیر دومکلاس بر روی سر ایران اسلام زده گرفته شود که اگر با آمریکا روابطش خوب نشود ماحکومت مالکی شیعی هوادار ایران را ضعیف می کنیم که افراطی گرایان سنی سر کار بیایند و دمار از روزگار شیعییان نه فقط در عراق در آورند، بلکه بسراغ ایران هم بیایند. فراموش نکنیم اگر افراطی گرایان داعش عراق را بگیرند تقویتی خواهد بود برای طالبان در افغانستان و پاکستان و القاعده. ایران اگر چه بظاهر مخالفت خودرا با داعش اعلام کرده و با آمریکا در این زمینه توافق دارد که جلو آن را بگیرد، اما هردو قلبا خوشحال اند که افراطی گرائی در منطقه بوجود آید. اگر چه اینها آخوندهای شیعه را با ارره سر می برند. اما برای آخوندهای حاکم در ایران زیاد مهم نیست سربریدن چند ملای شیعه و بجرگه امام حسین پیوستن است و با این کار مردم را ساکت می کنند! مهم تر آنست که بیش از هفتاد میلیون ایرانی را ازآمدن داعش بترسانند که مردمان ملتهای پاک  دل این سر زمین آخوند زده بوضع اسفبار کنونی راضی باشند.

اینکه با صراحت می گویم داعش حدودا هفت هزار نفری با پشتوانه عربستان سعودی و قطر و غیر مستیم زیر نظر آمریکائیان عمل می کند، از روی هوانیست، بلکه یک واقعیت است. در جائی که ارتش مسلح و دویست هزار نفری عراق خیلی ساده دربرابر هفت هزار نفر داعش نمی خواهد مقاومت کند و شهر یک میلیونی موصل را با تمام زرادخانه نظامیش برای آنها جا می گذارد و می رود، شما خواننده محترم دیگر تا آخرش را بخوانید.

 ماهنامه دیدگاه سوم: آقای بارزانی از همه پرسی و استقلال کردستان عراق سخن گفته اند. این خواست را چگونه ارزیابی می کنید؟

 گلمراد مرادی: ببینید من انتظار داشتم که چنین پرشی بشود، چرا؟ زیرا خیلی ازعزیزان از من خواسته اند که در این زمینه نظرم را بگویم. بنده مسایل کردستان عراق را تاحدودی دنبال می کنم. اگر من هم رئیس اقلیم کردستان عراق می بودم، بدون شک چنین کاری رامی کردم. اگر چه با خطر چند دیکتاتور ناسیونالیست روبرو می شدم. آقای بارزانی ده سال تمام هر چه ازدستش آمد انجام داد اما حکومت شیعه آقای المالکی فقط گوش بفرمان ایران است و هیچ کاری برای یک بخش مهم از عراق که همان کردستان فدرال باشد، نکرده است. حتا جلو اجرای رفراندوم که بنا به ماده 140 قانون اساسی فدرال عراق بود، می گرفت. و در همین حمله داعش ارتش عراق که یک بخش مهم از کرکوک و خانقین و جلولا را در دست داشتند، رها کردند و رفتند. اگر پیش مرگه های کرد، آنجا را هم نگرفته بودند، بدون شک این مناطق مانند شهر میلیونی موصل به دست نیروهای داعش می افتاد و این فاجعه را بزرگتر می کرد. همین دولت آقای مالکی بیش از شش ماه است که 17 درصد بودجه کردستان فدرال را که بنا به قانون عراق می باید پرداخت کند، نمی دهد و نیروهای پیشمرگه، حدودا دوماه است، که حقوق نگرفته اند. در چنین وضع اسفباری، من هیچ تعجب نمی کنم که رئیس اقلیم کردستان تمایل به استقلال نشان می دهد. من شخصا حدود یک ماه پیش نامه ای برای رئیس اقلیم کردستان آقای مسعود بارزانی نوشته ام و از تصمیم ایشان پشتیبانی کرده ام. اگر چه می دانم استقلال کردستان با آن خطرات ذکر شده، روبرو خواهد بود. این یک اخطار به ایران و ترکیه است. اگر سیستم فدرالی را به رسمیت نشناسند و قبول نداشته باشند که کشورهایشان چند ملیتی است و باید سیستمی همانند سویس، کاندا و بلژیک حاکم باشد. اگرحقوق دیگر ملیتهارا مانند اکنون نادیده بگیرند، باید درآینده چنین انتظاری را هم داشته باشند.

ماهنامه دیدگاه سوم: بر فرض که عراق کردستان عراق مستقل شود، آیا با گام بعدی یعنی استقلال کردستان ایران موافقید؛ و نظرتان پیرامون سخنان اخیر آقای مصطفی هجری در همین باره چیست؟

 گلمراد مرادی: من بارها گفته ام و اکنون نیز خواهم گفت. در همه سر زمینهای چند ملیتی، من موافق سیستم فدرالی هستم و دلم می خواهد از ملیت حاکم بشنوم که حد اقل حقوق من کرد را رعایت کند. یعنی من و هزاران مانند من خوشحال می شویم اگر در بیانیه رسمی زبان و فرهنگ و ملیت من نوعی برسمیت شناخته شود و در یک کلام آورده شود که ایران کشوری کثیرالملله است و می تواند یک سیستم فدرالی در این جامعه حاکم باشد. اگر آقای مصطفا هجری و عبدالله مهتدی مطالبی گفته و اشاره به استقلال کردستان عراق بصورت مثبت کرده اند و اگر گفته اند که این اخطاری برای ایران و ترکیه است، من کاملا آنهارا درک می کنم و می فهمم، چرا؟ شما باید کرد باشید یامتعلق به اقلیتهای ملی باشید که بدانید: تحقیر شدن و شهروند درجه دوم بودن و سر زمنیت در فقر مادی و معنوی نگاه داشتن و دائم محتاج بودن و حتا استاندار و فرماندار را از اصفهان و شیراز و تهران وارد کردن چه معنی می دهد؟! من اطمینان دارم اگر ملتهای حاکم در ایران و ترکیه سیستم فدرالی را مانند کشورهای ذکر شده در پاسخ بپرسش اولتان، برسمیت بشناسند، رهبران احزاب سیاسی کردی بغیر از آن چیز دگری نمی خواهند. این نظر من است تا زمانی که نا آگاهی اجتماعی و سیاسی و فرهنگی برکل خاورمیانه حاکم باشد و دیکتاتورهای ناسیونالیست حکم برانند، استقلال هر بخش از کردستان در خطر است. ما باید کاری کنیم که همه ملیتها در کنار هم با حقوق برابر بتوانند زندگی کنند. مانند سویس. من بارها گفته ام اگر با کتک بدنبال آلمانی ها یا فرانسوی ها و ایتالیائی های سویس بیافتی و بگوئید به کشور خودتان بپیوندید، آنها هرگز چنین کاری را نمی کنند. چرا؟ برای اینکه در سویس حقوق برابر دارند.

ماهنامه دیدگاه سوم: ورود آقای دکتر قاسملو به مذاکره با رژیم به قتل ایشان منجر شد. اقدام آنزمان ایشان را چگونه ارزیابی می کنید؟

گلمراد مرادی: من به مناسبت 25مین سال ترور زنده یاد دکتر قاسملو به اسلو پایتخت نروژ دعوت شده بودم و در پایان سخنرانیم جملات زیر را که در تلویزیون کرد کانال نیز پخش شد بشرح زیر آوردم:

در 25 سال گذشته در باره زنده یاد دکتر قاسملو، زندگی نامه سیاسی اش و بر خورد او در قبال حکومتهای مرکزی و نیکی ها و اشتباهات اش زیاد نوشته اند. برخی از صاحب نظران سیاسی، استادان دانشگاه، شاعران، نویسندگان مترقی و مردمی از ملت حاکم در ایران که با دکتر قاسملو از نزدیک تماس داشتند و دوست بودند، بارها بطور مکرر در محفلها و بحثهای سیاسی می گفتند که زنده یاددکتر قاسملو شایستگی ریاست جمهور ایران راداشت، اما این جانیان حاکم برمملکت اورا ترور کردند. چون می دانستند، سیاست او درست است و در یران کثیر الملله شخصیتی با تدبیرتر و آگاهتر از او در امور کشورداری وجود ندارد. برخی دیگر حتا ازملت خودمان دوستانه از دکتر قاسملو انتقاد می کردند که او نمی بایستی با این جانیان سر میز مذاکره برای کسب حقوق ملت کرد می نشست و یا زیاد با اعتماد و با مصالحه بود و دشمن از نرمی و متانت او سوء استفاده می کرد و غیره. این انتقاد ها از روی دلسوزی است، اما از سیاست واقعی بدور است.

 حقیقت امرچه بود؟ و سیاست دکتر قاسملو چگونه بود؟ اولا دکتر قاسملو بنا به تأیید حتا نظرات مخالف، سیاست مداری بود آگاه به امور خاورمیانه و می دانست چگونه بایستی با مخالفین و دشمنان رفتارکند، گرچه هدف این دشمنان فقط ازمیان برداشتن نخبگان جامعه کردمانند خوداو وامثال بود. دوما اوبدرستی می دانست که نا آگاهی برکل خاورمیانه حاکم است و باید این ضعف از بین برود. او به یقین می دانست آنها برای گفتن، چیزی در چنته ندارند، اما آن زنده یادبرای اثبات به همه مردمان ملتهای ایران احتمالاآگاهانه این ریسک را کرد و می خواست هیچ بهانه ای به دست دشمن ندهد که به مردم بگویند: احزاب کردی نمی  خواهند، در باره حل مشکلات، با ما گفتگو و مذاکره شود. دکتر قاسملو به درستی به نکات ضعف ملیتهای اقلیت در خاورمیانه که همان ناآگاهی وتفرقه سیاسی است، پی برده بود. او یکی از اولین رهبران احزاب سیاسی بود که به این نکات مهم و حیاتی دست یافته بود و می دانست تاملتها حقوق وتاریخ خودرا نشناسند، نمی توانند درراستای اتحاد دست به کوشش بزنند و با دل وجان برای کسب حقوق خویش متحدا مبارزه کنند. بهمین دلیل او با باور راسخ خود از پیشمرگان حزبی آغاز کرد. شاید بجرأت بتوان گفت اولین رهبر سیاسی در خاورمیانه بود که برای کادرها و پیشمرگان کلاس سیاسی بنا کرد و خواست که همه، اطلاعات اولیه را از حقوق خویش و تاریخ و سیاست یاد بگیرند و داشته باشند و بدانند چرا مبارزه باید کرد؟ و این پیشمرگان بدانند برای چه جان می بازند؟ در هر حال نظر من با زنده یاد دکتر قاسملو در مورد بحث با رژیم های حاکم تقریبا یکی است و ما می خواهیم در منطقه دمکراسی حاکم باشد و همه انسانها با حقوق برابر باهم بتوانند زندگی کنند.

ماهنامه دیدگاه سوم: نظرتان در باره دولت حسن روحانی و موقعیت کنونی رژیم چیست؟

 گلمراد مرادی: من دریک جای دیگر هم گفته ام که جمهوری اسلامی سیاست شل کن سفت کن را بکار می گیرد. اینها نیز برای برسر قدرت ماندن، حرفه ای شده اند و می دانند چکار کنند. برای نمونه رژیمهای پیش از خاتمی با خشونت با مردم رفتار می کردند، همینکه ملاحظه کردند که جوانان دختر و پسر دارند خشمگین می شوند وهمه چیزرا ریسک می کنند و این نارضایتی جوانان به میان بسیجیها نیز سرایت کرده بود، جمهور اسلامی بوحشت افتاد. لذا مسئله خاتمی مطرح شد و اورا به وسیله ای سر کار آوردند. او  توانست با لب خند ملیح و کلاهبرداری شرعی کاری کند که جوانان تشنه آزادی را دور خود جمع کند. او با وعده دادن آزادی به جوانان توانست با رأی آنان بر سر کار آید و  یا اورا بر سر کار آوردند. او هشت سال عمر ننگین این جمهوری اسلامی را دراز تر کرد. در دوران حاکمیت آقای خاتمی دختران می توانستند یک تار موی سر خودرا از زیر روسری بیرون بیندازند و چکمه بپوشند این شد دلخوشی آنان و جوانان پسر با آستین کوتاه توی خیابان راه بروند و موسیقی تا حدی آزاد شد. همینکه دوران خاتمی بپایان رسید مجددا یک رژیم خشن تر را بر سر کار آوردند، مانند احمدی نژاد که برای جوانان محدودیتهائی بوجود آورد. او هم توانست هشت سال با سرکوب مردم را زیر یوغ نگهدارد. همه مردم سال 1388 خورشیدی را خوب بخاطر دارند که حتا خودی هارا که زمانی رئیس مجلس و نخست وزیر همین دستگاه اختناق بودند، کنار زدند. در سال 1392 آقای حسن روحانی با وعده و عید سر خرمن و بهبود شرایط کشور و تغییر سیاست‌های اقتصادی، سیاست خارجی و فرهنگی جانشین احمدی نژاد شد. یا بدیگر سخن برای نجات اسلام در ایران او را علم کردند. قابل ذکر است که درهمان 3 ماه اول حکومتش می گویند بین 44 تا 100 نفر اعدام شدند. اکنون می بینم که تئوری بار ها بیان شده ی من، درست است. اینها با عوض کردن مهره ها، فقط می خواهند عمر جمهوری اسلامی را دراز تر کنند. به این امید واهی که مردم را عادت دهند و اسلام شیعه را در ایران بیشتر جا بیاندازند. این حضرات فارغ از آن اند که جهان ارتباطات عوض شده و ما دیگر در زمان پیامبر اسلام نیستیم. می شود موقتا سر مردم شیره مالید، اما باران اطلاعات دقیق از و ضع جهان این شیره را خیلی زود می شوید و آقای روحانی و امثال نیز نمی توانند زیاد کمکی به نحات اسلام شیعه در ایران بکنند. موقعیت رژیم بنظر من وخیم است و احتمالا اگر وضع بدین منوال پیش برود. بعد از مرگ خامنه ای دیگر این رژیم نمی تواند دوام بیاورد. همه مخالفین، این آرزو را دارند.  سپاسگذارم

 

منبع: ماهنامه دیدگاه سوم، شماره 7

@ كپي رايت: اين مطلب ویژه ماهنامه دیدگاه سوم تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
گلمراد مرادي:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.