شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۶ تير ۱۳۹۷ - ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

حقوق بشر یا بمب اتم، کدامیک باید محور تحریم ها و تهدیدها قرار گیرد؟

علي فياض

تحریم ها علیه برنامه های اتمی رژیم سرکوب گر حاکم بر ایران شدت می گیرد. اما در عین حال وعده و وعید ها نیز! سخن از تغییر رژیم نیست! (سخنان وزیر انگلیس). حتی بسته های مفید (هویج به جای چماق) نیز ارائه می شود! سخنگوی دولت قبلی نیز، پیش از این اعلام داشته بود که؛ " ایران آماده نشان دادن انعطاف در زمینه هسته‌ای است"! اگر رژیم برنامه های اتمی خود را مطابق میل غربی های دموکرات و طرفدار حقوق بشر، تغییر دهد و طبق خواست آنها رفتار کند و دست از جاه طلبی های اتمی خود بردارد، همه ی این تحریم ها لغو خواهند شد و پیروان امام امت با آغوش باز به دامن دموکراسی غرب باز خواهند گشت. و این همان هویج هایی است که مرتبا از سوی دولت اوباما و دیگر شرکا تعارف می شود. در این میانه اما آنچه که هیچ محلی از اعراب ندارد، همانا حقوق بشر است، که همه ی دولت های غربی مدام سنگ آن را به سینه می زنند!
 
بهانه ای برای فروش سلاح به اعراب حاشیه ی خلیج فارس؟
 
چند وقتی است که اجرای تحریم های اقتصادی و حتی سیاسی علیه رژیم جنایتکار حاکم بر کشورمان ایران حدت و شدت یافته و یکی پس از دیگری از راه می رسند. بهانه ی عمده و اساسی این تحریم ها تلاش رژیم آخوندیسم برای دست یابی به بمب اتمی است.  و این در حالی است که بیش از سی سال است که حقوق اولیه مردم ایران به گونه ای فاجعه آمیز نقض شده و به بازی گرفته می شود. حقوق مردم ایران، یعنی همان حقوقی که تمامی کشورهای عضو سازمان ملل به اجرای تمامی مفاد آن تعهد سپرده اند. "منشور جهانی حقوق بشر"؛ برنامه مدونی که هم سازمان ملل متحد و کلیه کشورهای عضو آن و هم قدرت های غربی مدعی دموکراسی و دفاع از حقوق بشر، خود را نسبت به پیشبرد و اجرای آن متعهد می دانند.
از آغاز این حاکمیت تا کنون نه تنها ابتدایی ترین حقوق مردم ایران نقض شده و نادیده گرفته شده است، که آمار اعدام ها، کشتارها، زندان ها، شکنجه ها و به دار آویختن ها... ایران را – حتا بدون در نظر گرفتن آمار جمعیتی- در صدر کشورهای جهان قرار داده است. با این همه اما به رغم جنایات رژیم و نقض مداوم حقوق مردم ایران، و نیز تصویب قطعنامه های گوناگون حقوق بشری علیه این حاکمیت ددمنش، هیچگونه مجازات بین المللی برای ناقضین حقوق بشر در نظر گرفته نشده است. برعکس، تمامی تحریم ها و مجازات ها علیه رژیم و کارگزاران و سران آن، به دلیل سرکشی آنها از درخواست های کشورهای غربی، سازمان ملل متحد و نیز آژانس بين المللی انرژی اتمی  و...، در رابطه با برنامه های اتمی رژیم صورت پذیرفته است.
محکومیت فلاحیان و رفسنجانی و خامنه ای و  ... در رابطه با کشتار میکونوس نیزهیچگاه به طور جدی و رسمی پی گیری نشد و هیچگونه مجازات عملی را در پی نداشت!  مساله حقوق بشر، نقض حقوق بشر و سرکوب شهروندان ایرانی، هیچگاه موضوع محوری و مناقشه بر انگیز و جزو شرایط، دلایل رتباطات و تحریم ها نبوده است.         
حال با توجه به این موضوع، این پرسش عمده و اساسی مطرح می شود که این تکنولوژی هسته ای به راستی چه تغییر عمده ای در جغرافیای سیاسی منطقه ایجاد می کند؟ و اگر آنچنان که سردمداران رژیم ادعا می کنند هدف آنها استفاده "صلح آمیز"! از این تکنولوژی باشد، تکلیف دیگر کشورها با ایران چه خواهد شد؟ و اگر این جنایتکاران حاکم به سلاح اتمی دست یابند، با آن چه کاری می توانند انجام دهند؟ و مگر در همین منطقه، هند، پاکستان و اسراییل از سلاح اتمی برخوردار نیستند؟ و مگر هند و پاکستان قادر خواهند بود از این وسیله ویرانگر علیه طرف مقابل استفاده کنند؟ و یا حتی همین کشور اسراییل که تا کنون به هیچکدام از قطعنامه های سازمان ملل – درست همانند رژیم آخوندها – وقعی ننهاده است، توانایی کاربرد آن را دارد؟
از سوی دیگر، با قاطعیت هر چه تمام می توان بر این امر تاکید نمود که قدرت های بزرگ از جمله دولت آمریکا – و به  نیابت از او اسراییل در منطقه خاورمیانه – با خاطری آسوده تمامی پیش بینی های لازم را از سال ها پیش به عمل آورده و با پیشرفته ترینسلاح های ضد موشکی آمادگی انفجار هر موشکی را در هوا دارند.  و نیز می دانیم که نه تنها اسراییل دارای بیش از چند صد کلاهک اتمی و دیگر بمب های مخرب می باشد، که سردمداران پنتاگون از سال ها پیش در پی تولید نسل های جدیدی از بمب های اتمی بر آمده اند. که البته تولید و ساخت انواع دیگر بمب های ویرانگر را شامل می شود. استراتژی "سده آمریکایی" و شرکت تمام عیار در چند جنگ بزرگ به طور همزمان و پیروز بیرون آمدن از همه ی این میادین نیز، یکی دیگر از طرح های عظیم این کشور می باشد.
با این همه طرح های توسعه طلبانه جنگی، پس به راستی این همه هیاهو بر سر چیست؟ به راستی اینک کدام کشور جرأت استفاده از بمب اتمی را دارد، با اطلاع از این که خود بلافاصله مورد هدف آن بمب قرارخواهد گرفت؟ آیا به راستی اینان از ایران یا کره شمالی هراس دارند، یا در پی کسب امتیازاتی بیشتر از این می باشند؟
به نظر نگارنده، تمامی این بحث ها و درگیری ها را باید از دو جنبه مورد ارزیابی قرار داد:
 
نخست؛ طرح خاورمیانه جدید و مورد علاقه و کنترل آمریکا
دوم؛ رسیدن به سودهای هنگفت ناشی از فروش چند برابر تولیدات نظامی، صنعتی و اقتصادی و ... غرب. که به نظر می آید بالا رفتن قیمت نفت نیز در این میانه نقشی بر عهده داشته باشد.
به این دو مورد می توان ، فروش نفت ایران در بازار سیاه را نیز اضافه نمود که رژیم برای تامین اقتصادی خود، آن را به همان کارتل ها و تراست های نفتی به بهای نازلی پیش فروش خواهد کرد!
 
حقوق بشر!؟
همه به خوبی می دانیم که رژیم علیرغم عقب ماندگی ذاتی تاریخی خویش، تا آنجا که به منافع و حیات سیاسی و ایدئولوژیکی بیمارگونه اش باز می گردد، بسیار مزورانه – اگر نگوییم هوشمندانه – وارد عمل می شود. آنها هر روز بازی تازه ای را آغاز می کنند و به خرید زمان سرگرم می باشند. و تازه آنها حتی اگر به همه خواست های غرب در رابطه با مساله انرژی اتمی تن در دهند، امپریالیسم آمریکا و شرکا به سادگی و با وجدانی آسوده با آنها کنار خواهند آمد. در این میانه اما سرنوشت مردم اسیر و در بند ایران همچنان مبهم و پا در هوا باقی خواهند ماند!
اما به راستی چرا نباید از حربه حقوق بشر علیه این رژیم استفاده کرد؟ چرا این مدعیان نگرانی امنیت جهان و منطقه – در واقع اسم مستعار منافع خود آنان – این جنایتکاران را به خاطر نقض مکرر حقوق بشر مورد مواخذه و تحریم قرار نمی دهند؟ چرا اینان رژیم را به خاطر کشتار دگر اندیشان، سرکوب آزادی خواهان، تضییع حقوق اقلیت های مذهبی، نادیده گرفتن حقوق زنان، زیر پا گذاشتن حقوق کارگران و زحمتکشان، زندان، شکنجه و اعدام اپوزیسیون، زیر فشار قرار نمی دهند؟
آیا غیر از این است که با نقض حقوق بشر نمی توان بازی کرد؟ و درباره حقوق بشر نمی توان چانه زد؟ و حقوق بشر تعلیق در آوردنی نیست؟ و در نتیجه با بازی کردن با حقوق بشر نمی توان امتیازات آنچنانی گرفت؟
آری با حقوق بشر که از همان آغاز ایجاد این رژیم بارها و بارها نقض شده و به طور مستمر ادامه داشته است، نمی توان به معامله برخاست.
اما مساله حقوق بشر نیست. و گرنه با تکیه بر نقض حقوق بشر،بسیار جدی تر و اساسی تر، انسانی تر و قاطع تر می توان با این رژیم برخورد نمود و افکار عمومی جهان را نیز با خود همراه ساخت، تا مساله انرژی اتمی که بسیار جای اما و اگر دارد. و شامل سیاست یک بام و دو هوا می شود. چرا که خود منع کنندگان دست اندرکار ساخت نسل های جدیدتر، مخرب تر و "مدرن"تر آن هستند.
 
حال اگر رژیم همه ی اینها را پذیرفت و فشارها کاهش یافت، و همه چیز به خیر و خوشی پایان یافت، مسئول نقض مداوم حقوق بشر کیست؟ آیا نقض مداوم حقوق بشر مهم تر است یا برنامه هسته ای "صلح آمیز" و یا غیر صلح آمیز رژیم؟ آیا این وظیفه سازمان ملل متحد نیست که با تکیه و تاکید بر منشور جهانی حقوق بشر، نه تنها ایران بلکه کشورهای مشابه که عضو آن سازمان هستند و به کلیه قوانین و مصوبات آن تعهد سپرده اند، را به انحاء گوناگون به دادگاه های بین المللی حقوق بشری بکشاند؟
تحریم های اقتصادی و سیاسی، در این رابطه، بهانه ای گذرا و موقتی است. اگر رژیم بنا به فشارهای موجود و فروپاشی تنها متحد عربش و ... تن به خواست های غرب داد و از دنبال کردن برنامه های اتمی خود چشم پوشید، و همه ی تحریم ها برداشته شد، و روابط سیاسی و ... از سر گرفته شد تکلیف مردم ایران چه خواهد شد چیست؟
واقعیت این است که چین، هند، و ... تحریم های نفتی ایرا را نپذیرفته اند. ایتالیا و یونان به بهانه قراردادهای پیشین و بحران اقتصادی، دلایل ملی و منافع ملی خود را برای تداوم خرید نفت بهانه ساخته اند. تحریم های اقتصادی علیه رژیم حاکم بر ایران، بیش از اینکه منافع ملی مردم ایران را در نظر بگیرد، مبادلات اقتصادی و تسلیم کردن رژیم و کرنش آن در برابر قدرت های غربی و نظم موجود جهانی را نشانه رفته است. اینکه می گویم منافع مردم ایران، منظور مسائل اقتصادی نیست. منافع ملی ایران، حذف کامل رژیمی است که بیش از 30 سال است که هیچ حق و حقوقی برای صاحبان اصلی ایران زمین، یعنی مردم، بر جای نگذاشته است.
هدف تحریم ها طبق گفته سردمداران حکومت آمریکا و هم اتحادیه اروپا، واداشتن رژِم به دست کشیدن از برنامه های هسته ای آن می باشد. این تحریم ها هنگامی برچیده خواهند شد که رژیم آخوندیستی حاکم درباره برنامه های اتمی خود، به طور شفاف توضیح دهد و به شرایطی که آمریکا، اتحادیه اروپا وآژانس بین المللی انرژی اتمی مطرح می سازند، تن در دهد.
ما به درستی می دانیم که آخوندهای مزور حاکم بر ایران، حتی اگر به بمب اتمی هم دست یابند، قادر به استفاده از آن نخواهند بود. نه تنها رژیم غاصب حاکم بر ایران، که حتی دیگر کشورهای دارنده بمب اتم نظیر اسراییل، هند، پاکستان و ... بنا بر این خطر حتی بالقوه ای نیز متوجه کشوری از سوی "ایران اتمی" نیست. حتی ابله ترین آخوندهای حاکم نیز می دانند که کمترین اقدام عملی علیه کشوری دیگر با پاسخ های ویران گر رو به رو خواهند شد.  
 
 
تحریم سیاسی؛ راه چاره
پس چاره چیست و راه حل کدام است؟ به نظر نگارنده این سطور، تحریم های سیاسی نقشی بسیار تعیین کننده تر از تحریم های اقتصادی از خود بر جای خواهد گذاشت. چرا که اگر مبنای آن تحریم ها را نقض همیشگی حقوق بشر قرار دهیم، دیگر به هیچ روی قابل چانه زنی نیست. تمکین رژیم به حقوق بشر و مردم سالاری اگر شرایط ارتباط این رژیم با حکومت ها و دولت های دیگر تعیین گردد، و رژیم مجبور شود به آن تن دهد، این به معنی بحران عمده و اساسی در ارکان نظام خواهد بود. و تنها در چنین شرایطی است که امکان تغییر و تحولی اساسی در سرنوشت سیاسی ایرانیان را می توان به نظاره نشست. در همین راستا، در وهله نخست وظیفه سازمان ملل متحد و در وهله دوم، مسئولیت رژیم ها و دولت های دموکراتیک و به راستی مدافع حقوق بشر است که با طرح های جدید و جدی و با تکیه بر نقض حقوق بشر به تلاش برای انزوای این رژیم بپردازند. تحریم هایی که می تواند رژیم را – و نه مردم ایران را – از پای در آورد.
1. تعلیق عضویت ایران در سازمان ملل متحد به خاطر عدم تمکین و عدم رعایت مواد مصرح در اعلامیه جهانی حقوق بشر
2. احضار دیپلمات ها و سفرای کشورهای عضو سازمان ملل
3. قطع ارتباط هرگونه روابط سیاسی و ممانعت از ورود سردمداران رژیم به دیگر کشورها
4. به رسمیت نشناختن رژیمی که مشروعیت خود را نه از آراء مردم و حقوق مدنی آنان که از ساختار حکومتی و آمرانه ولایت فقیه می گیرد
* * *
 اما اینکه چرا رژیم بر عدم اجرای تعلیق غنی سازی اصرار می ورزد، حکایت از سیاه کاری ها و مخفی کاری های گردانندگان آن دارد. آنها برای فریب افکار عمومی هر روز به حیله ی تازه روی می آورند. و این موضوع تازه ای نیست. اما در رابطه با مسائلی که در سطور پیشین مطرح گردید، یک پرسش عمده و اساسی که هم برای اپوزیسیون و هم مردم ایران مطرح می باشد، این است که اگر رژیم با پذیرش شرایط و گرفتن "امتیازات" وعده داده شده، با کشورهای دارای حق وتو کنار بیاید، تکلیف آینده ایران، حقوق بشر و دموکراسی چه خواهد شد؟
 alifayyaz@live.se
 منابع و پینوشته ها:
1- آن چنان که جان پیلجر نیز افشا کرده است
 

منبع: ماهنامه دیدگاه سوم، شماره 7

@ كپي رايت: اين مطلب ویژه ماهنامه دیدگاه سوم تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.