شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۶ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سخنرانی در کنگره دوم سکولارهای ایران

گلمراد مرادي

 
در روزهای 9 و 10 اوت 2014 در بوخوم
روشن کردن حقوق ملیتهای ایران
 
هم میهنان ارجمند، حضار محترم،
شرکت کنندگان در کنگره دوم سکولارهای ایران،
قبل از هر موضوع اجازه بفرمائید، به روان پاک آن قهرمانانی که در راه تحقق دمکراسی و
سکولاریسم تنها سرمایه زندگی را فدا کرده اند، درودهای صمیمانه خودم را، بفرستم و
خاطره تابناک آنان را گرامی بداریم. علاوه بر این از همه دست اندرکاران و سازماندهندگان
کنگره از جمله آقای دکتر نوری علا، آقای دکتر کیانزاد، آقای دکتر حسین بر، رادیو مانی و
همه دگر همکاران ارجمند، سپاس گذاری کنم، برای این همه زحمت. بنده نیز افتخاری را
بدست آورده ام که درمورد حقوق ملیتهای ایران نکاتی را بعرض شما عزیزان برسانم. آرزو
دارم کمکی باشد به پیاده کردن دمکراسی در سر زمین ایران ملا زده.
حضار محترم، این دومین کنگره موفق سکولارهای ایران است که قادر شده، جمع بسیار
 بیشتری از روشنفکران و مبارزان ایران از هر ملیتی را در اینجا و از همه اوپوزیسیون خارج
از کشور، دور یک میز، گردآورد وبنیان اتحادی دمکراتیک را برای جامعه چند ملیتی ایران در
آینده، بگذارد. به امید پیروزی و رسیدن آن روز بزودی. درواقع این کاری بسیار موفق است
و من از همینجا به آقای دکتر نوری علاء و همه همکارانش شادباش می گویم. بطوری که
ملاحظه می شود کنگره سکولارها تا حدود زیادی موفق هم شده است. یقین دارم که
همه شما عزیزان پای بند به اصول دمکراتیک هستید و آنرا حفظ می فرمائید و به همین
دلیل است که با باور راسخ برای مبارزه دراین راه مایه گذاشته ایدکه حقوق اولیه همه
انسانها از هر قوم و قبیله و ملتی را بدست بیاورید و حتما همین طور هم خواهد بود.
همانطور که اشاره شد، بنده دراینجا موظف شده ام که درمورد حقوق انسانها در ملیتهای
 فارس و آذری و کرد و بلوچ و عرب و ترکمن و غیره در چار چوب ایران صحبت کنم.
حضار محترم و علاقمندان به سرنوشت مردمان ایران، ما باید بخاطر داشته باشیم که در
جامعه چند ملیتی سرزمینمان هرگز دمکراسی حاکم نخواهد شد اگر فدرالیسم نباشد.
در یک حالت امکان آن دمکراسی هست، در صورتی که همه اقوام ایرانی تابع یک قوم
بشوند و تمام نکات فرهنگی و سیاسی آن قوم حاکم را به پذیرد. این نکته غیر ممکن
است و انسانهای دمکرات حتا از قوم یا خلق حاکم قبول نخواهند کرد، زیرا در تضاد با باور
خویش به دمکراسی می بینند. لذا این کنگره موفق می خواهد بدمکراسی برسد. بدیگر
سخن، ما می خواهیم در آینده با گرد هم آئی بر محور سکولاریسم با هم آن دمکراسی
موعود را خلق کنیم. من می دانم نکاتی را که دراین جا مطرح می کنم بنا به عادت صدها
ساله برای بعضی از عزیزان حضار محترم غیر مترقبه است! زیزا همانطور که خود ملاحظه
می فرمائید برخی از عزیزان در اینجا بنا به عادت و تبلیغات فراوان که فدرالیسم را بعنوان
تجزیه طلبی به مردم تلقین کرده اند، نام بردن از واژه ملیت و یا ملتها در ایران برایشان
صقیل بنظر می رسد. اگر از برخی از احساساتیون، افراد اقوام تحت ستم بگذریم، که به
حق، دیگر تحمل تحقیر ندارند، همه روشنفکران ملیتهای اقلیت خیلی انعطاف پذیری در
بحثها نشان می دهند. برای نمونه، زنده یاد دکتر قاسملو در بر خورد با روشنفکران ملت
حاکم می گفتند: "باشد شما به ما بگوئید قوم اشکالی ندارد، فقط حقوق مارا برسمیت
بشناسید، کافی است". نقل بمعنی. در هر صورت ما در اینجا در کنگره سکولارهای ایران
هستیم با ایده های متفاوت از پان ایرانیست گرفته تا چپ، چپ که همه یک هدف داریم و
آن پیاده کردن دمکراسی و جدائی دین ازدولت و برسمیت شناختن حقوق همه ملیتها ها
در این جامعه خواهد بود. در سرزمین ما واقعیتی است باید حقوق همه انسانها که صدها
سال در سیستمهای غیر دمکراتیک زیر پا گذاشته شده است، در قرن دجیتال و در یک
سیستم دمکراتیک در آینده در نظر گرفته شود. اطمینان دارم، شما حضار محترم، این حق
را برای مثال به من نوعی اعطاء خواهید فرمود که مانند پدرم زندگی نکنم.
او در کنار دیوارها می نشست و تسبیحش را در دست می گرفت و می گفت: خدا همین
را به من داده است و باید قبول کنم. پدر بیچاره من نوعی بیش از آن درک نکرده بود، اما
فرزند چنین پدری تا حدودی به حق خودش آگاه شده و آن حق را می خواهد، نه کم و نه
زیاد. هرانسان آزاده ودمکرات از خود می پرسد، این حق فردی و ملی چیست و چه برتری
و محسناتی دارد؟ در یک کلام انسانها محق اند که درباره سر نوشت و آینده خود مستقل
تصمیم بگیرند. پرمسلم است که همه انسانها آزاد به دنیا آمده اند و در یک جامعه آزاد با
حقوق برابر معمولا بایستی با دیگران زندگی کنند. خوب، اگر با این دیگران دارای یک زبان
مشترک، رسم و رسومات مشترک، خوی مشترک باشند و نیز از نظر اقتصادی، دارای یک
خواست مشترک وخاک مشترک باشند، این افراد یک ملت را تشکیل می دهند و در سر
زمین پهناور ایران از این گروه انسانها متعدد اند، مانند ملتهای ازقبل نامبرده، فارس، آذری،
کرد، بلوچ، عرب، ترکمن و غیره که هرکدام فرهنگ خودرا دارند و همین فرهنگهای متعدد،
جمعا کل فرهنگ جامعه ایران را غنی تر کرده است. یکی از دوستان آذری من واژه ساب
 ناسیون یا ساب نایشن را برای ملیتها ایران پیشنهاد کرده بود که مشکل را حل کند. به
 فرض اگر ما مجموع ملیتها را در ایران فدرال، ملت ایران بنامبم گویا مشکل جنگ و دعوای
زرگری حل شود، اگربه قول دکتر قاسملوی زنده یاد حقوق همه رعایت شود وآنچه که من
برای خود می خواهم به دیگری هم روا بدارم. این را می گویند الفبای دمکراسی. در هر
صورت برای من نوعی، واقعا قابل فهم نیست که چرا برخی از هم میهنان مقاومت برتری
طلبانه نشان می دهند؟! فکر نمی کنند که ما در قرن دجیتال هستیم و هر انسانی علی
رغم سواد و موقعیت و کار و شغل، باید دارای حقوق برابر باشد؟
بهر حال، مسایل فوق، خیلی ساده این باور را در من کرد بوجود می آورد و بنابه تعریفهای
علمی و بین المللی، برایم محرز شد که ایران کشوریست کثیرالملله و دراین کشورپهناور
هزاران سال است که شش ملیت نام برده فوق با هم زندگی می کنند.
همانطور که اشاره شد، اولا به دلیل حاکم نبودن دمکراسی ودوما نبود آگاهی اجتماعی و
سیاسی ملتهای سرزمین ایران وقبل ازهمه ملتهای زیردست نتوانسته اندبه حقوق اولیه
خویش دست یابند. یعنی همه با هم زیر یک چتر بصورت برابر زندگی کنند. زیرا قانون زور
حاکم بوده و سیستم به صورت هرمی اداره می شده. دنیای امروزطلب می کند که برای
دست یازیدن به دمکراسی، باید حقوق دیگران را به رسمیت بشناسیم. اگر به دمکراسی
باور داریم، در سرزمینی که ملتها یا اقوام مختلف زندگی می کنند، محال است دمکراسی
حاکم شود اگر ما حقوق این ملتها را بطور برابر برسمیت نشناسیم. تا کنون چنین بوده که
حتما باید ملیتهای اقلیت تابع ملیت حاکم باشد! پس در سر زمین ما اگر علاقه داریم که
دمکراسی حاکم باشد، باید مقداری از "حق" به ناحق استفاده شده، تاکنونی خود چشم
پوشی کنیم و به سیستم فدرالی مانند کشورهای متمدن تن دهیم. ما در این سیستم
حقوق اولیه که شامل اداره امور داخلی هرگروهی ازاین اقوام یا ملیتها، حفظ زبان و رسم
و رسومات و فرهنگ آنها و دیگر نکات خواهد بود، بطور برابر قبول کنیم.
 هایدلبرگ، آلمان فدرال 20.8.2012                                دکتر گلمراد مرادی
 
 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
گلمراد مرادي:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.