شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۶ تير ۱۳۹۷ - ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تاملی در فتوای خمینی در شهریور 1367 و کشتار زندانیان

علي فياض

- آیا فتوای خمینی مبنایی دینی داشت؟
 
بیش از دو دهه از کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی به فتوای خمینی جنایتکار می گذرد. تابستان هر سال یاد آور کشتار نسلی است که بی تکیه بر قدرت و یا چشمداشت منافع، تنها و تنها با تکیه بر آرمان های انسانی و باورهای ایدئولوژیک خویش به ناجوانمردانه ترین شکل ممکن، به قبل رسیدند. خون سرخشان زمین زندان ها را رنگین کرد تا تشنه گان قدرت، منافع و مطامع خویش را از دست ندهند. در راس این جانیان روح الله خمینی بود، که رفتار و کردارش، سرمشقی برای جنایتکاران میراث خوار او چون علی خامنه ای و اکبر رفسنجانی شد!
کشتار شهریور 67  ادامه کشتار و اعدام دگراندیشانی بود که از همان آغاز حاکمیت آخوندیسم، استبداد را برنتافتند و علیه دیکتاتوری جدید، به مبارزه برخاستند. اوج دستگیری ها، زندان، اعدام و شکنجه در آغاز دهه شصت خورشیدی آغاز شد و همزمان با مبارزه مسلحانه سازمان مجاهدین خلق ایران شدت یافت. این روند سرکوب و کشتار، تنها شامل اعضا، نیروها و هواداران مجاهدین نشد و همه ی نیروهای فعال منتقد و دگراندیش را در برگرفت.
آغاز جنگ ضد خلقی ایران و عراق و اصرار خمینی و همپالکی هایش بر تداوم این جنگ ویرانگر، و مخالفت نیروهای سیاسی با ادامه آن، خمینی را بر تداوم سیاست های ضدمردمی و سرکوب گرانه خود جری تر ساخت. هرگونه مخالفتی با تداوم جنگ، تضعیف روحیه "رزمندگان اسلام" - نیروهای مسلح – و نیز به مثابه همدستی با صدام و دولت بعثی عراق تلقی می شد و خمینی و همدستانش، با خائن نامیدن منتقدین، زمینه را برای سرکوب هرچه بیشتر دگراندیشان فراهم ساختند.
   
در آن تابستان خونین، کسانی به قتل رسیده و اعدام شدند که در دادگاه ها(بیدادگاه های) پیش از آن محاکمه شده و با توجه به بی عدالتی های موجود، به "اشد" مجازات محکوم شده بودند! آنها طبق معیارها و شوابط ناعادلانه فقها، در چهارچوب احکام قضایی آنها، محاکمه شده و احکام صادره درباره آنها به اجرا در آمده بود. اما، گویا خمینی و شرکا، قانون ارتجاعی و "شرعی" خویش را نیز برنتافته و به اعتقادات خویش نیز پشت پا زدند!
بازخوانی نامه و فرمان خمینی علاوه بر دروغگویی های آشکار آن، عدم همخوانی آن با مبانی دینی را نیز آشکار می سازد.
 
متن نامه خمینی در ارتباط با اعدام مخالفین سرموضع در زندانها:  
بسم الله الرحمن الرحيم
از آنجا كه منافقين خائن به هيچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه مي ‎گويند از روي حيله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پيدا كرده اند، و با توجه به محارب بودن آنها و جنگهاي كلاسيك آنها در شمال و غرب و جنوب كشور با همكاريهاي حزب بعث عراق و نيز جاسوسي آنان براي صدام عليه ملت مسلمان ما، و با توجه به ارتباط آنان با استكبار جهاني و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتداي تشكيل نظام جمهوري اسلامي تاكنون، كساني كه در زندانهاي سراسر كشور بر سرموضع نفاق خود پافشاري كرده و مي ‎كنند محارب و محكوم به اعدام مي ‎باشند و تشخيص موضوع نيز در تهران با راي اكثريت آقايان حجه الاسلام نيري دامت افاضاته ( قاضي شرع) و جناب آقاي اشراقي ( دادستان تهران) و نماينده اي از وزارت اطلاعات مي ‎باشد، اگر چه احتياط در اجماع است، و همين طور در زندانهاي مراكز استان كشور راي اكثريت آقايان قاضي شرع، دادستان انقلاب و يا داديار و نماينده وزارت اطلاعات لازم الاتباع مي ‎باشد، رحم بر محاربين ساده انديشي است، قاطعيت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول ترديد ناپذير نظام اسلامي است، اميدوارم با خشم و كينه انقلابي خود نسبت به دشمنان اسلام رضايت خداوند متعال را جلب نمائيد، آقاياني كه تشخيص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شك و ترديد نكنند و سعي كنند "اشداء علي الكفار" باشند. ترديد در مسائل قضائي اسلام انقلابي ناديده گرفتن خون پاك و مطهر شهدا مي ‎باشد. والسلام
  
و اما نامه احمد خمینی به پدر جنایتکار!:
پدر بزرگوار حضرت امام مدظله العالي
پس از عرض سلام، آيت الله موسوي اردبيلي در مورد حكم اخير حضرتعالي درباره منافقين ابهاماتي داشته اند كه تلفني در سه سئوال مطرح كردند:
1 - آيا اين حكم مربوط به آنهاست كه در زندانها بوده اند و محاكمه شده اند و محكوم به اعدام گشته اند ولي تغيير موضع نداده اند و هنوز هم حكم در مورد آنها اجرا نشده است، يا آنهايي كه حتي محاكمه هم نشده اند محكوم به اعدامند؟
2 - آيا منافقين كه محكوم به زندان محدود شده اند و مقداري از زندانشان را هم كشيده اند ولي بر سرموضع نفاق مي ‎باشند محكوم به اعدام مي ‎باشند؟
3 - در مورد رسيدگي به وضع منافقين آيا پرونده هاي منافقيني كه در شهرستانهائي كه خود استقلال قضائي دارند و تابع مركز استان نيستند بايد به مركز استان ارسال گردد يا خود مي ‎توانند مستقلا عمل كنند؟
فرزند شما، احمد
زير اين نامه نوشته شده :
بسمه تعالي
در تمام موارد فوق هر كس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حكمش اعدام است، سريعا دشمنان اسلام را نابود كنيد، در مورد رسيدگي به وضع پرونده ها در هر صورت كه حكم سريعتر انجام گردد همان مورد نظر است.
 
 
* * *
 
تاملی در دستورات خمینی مبنی بر کشتار بی رحمانه مخالفان، نه تنها با برخی دیگر از قوانین اسلامی در تضاد است، که حتا با برخی از قوانین فقهی و آخوندی خود آخوندها نیز در تضاد قرار دارد. موارد زیر را می توان از تناقضات آشکار یاوه گویی های خمینی و تناقضات ضد دینی او  به شمار آورد:
 
"از آنجا كه منافقين خائن به هيچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه مي گويند از روي حيله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پيدا كرده اند..."
 
طبق قوانین اسلامی – و حتا آخوندی – مرتد کسی است که رسما و علنا دین را انکار کند. "منافقین"(1) – نام مستعار مجاهدین از نظر خمینی و دیگر آخوندها و مرتجعین –، مسلمان بوده و هستند. آنها نه تنها به انکار دین نپرداختند که مبلغ اسلام مترقی و انقلابی نیر بوده اند. "سران" آنها هیچگاه به ارتداد از اسلام اقرار نکرده اند. کجا؟ کی و چگونه؟ طبیعی است که خمینی جنایتکار، روحانیت و حکومت و  حوزه های آخوندی را مترادف با اسلام می داند! هر مسلمان مستقلی که آنها را نپذیرد و یا نسبت به آنها انتقاد داشته باشد، مسلمان نیست. هر چند شب و روز الحمد و قل هوالله بخواند!
اگر بنا بر کشتن دیگران به جرم ارتداد باشد، خمینی می بایست تک تک مارکسیست ها، سکولارها و مذهب ستیزان را از دم تیغ می گذرانید! اما او به صراحت می گفت مارکسیست ها در بیان عقاید خود آزادند! به شرطی که توطئه نکنند. بحث های تلویزیونی اوایل انقلاب که احسان طبری و کیانوری و بابک زهرایی و فرخ نگهدار، و ... که همه ی آنها در آن زمان خود را مارکسیست می نامیدند، و یک پای ثابت آن بودند نیز حاکی از آن بود که خمینی به ارتداد و مرتد بودن آنها کاری نداشت!
اساسا در قرآن در هیچ آیه ای حکم قتل مرتد نیامده است! در دو جا که به این موضوع اشاره شده، هیچ حکم دنیوی برای آن صادر نکرده است. (2) یعنی حتا اگر کسی از دین برگشته باشد و رسما هم ارتداد خویش را اعلام کند، هیچ مجوز دینی برای اعدامش وجود ندارد. جنگ ابوبکر با کسانی که از دین برگشته بودند و به جنگ رده معروف است هم به دلیل صرف ارتداد نبود. آنها با فراهم ساختن لشکر خود به جنگ با خلافت برخاسته بودند. و آن هم یک جنگ معمولی بود مثل سایر جنگ های تاریخی. هر چند هر دو طرف جنگ برای تبلیغات و مرعوب ساختن طرف مقابل از شعارهایی استفاده می کردند.
پس به صراحت می توان سیاسی بودن حکم، و مخالفت های سیاسی با رژیم آخوندی را تنها دلیل صدور این فتوا دانست. بنا بر این می توان از سوء استفاده خمینی از واژه ارتداد و دروغگو یی او تاکید نمود. دروغگو بودن "فقیه" و  "رهبر" هم در دین اسلام، موجب عزل "فقیه" و "رهبر" از مقامش می گردد.
 
"محارب بودن آنها و جنگهاي كلاسيك آنها در شمال و غرب و جنوب كشور"
 
اینجاست که دم خروس از زیر عبای خمینی بیرون می زند و محارب بودن را پیش می کشد تا دروغ ارتداد، در واژه محارب گم شود. جالب اینکه خمینی به "جنگ های کلاسیک" آنها اشاره می کند. خمینی چون از واژه های فرنگی چیزی نمی فهمد، جنگ چریکی و مسلحانه شهری را جنگ های کلاسیک می داند. البته اگر منظورش عملیات فروغ جاودان است که در غرب کشور روی داد، در شمال کشور کدام جنگ کلاسیک رخ داده است؟ پریشان گویی های دجالانه و جنایتکارانه خمینی در همینمجا به پایان نمی رسد و او دروغ های دیگری نیز بر دروغ هایش می افزاید. از قبیل جاسوسی بر علیه ملت مسلمان و برای صدام حسین و استکبار جهانی!
اوج این فرمان خمینی که پلیدی، رذالت و جنایت کاری در آن موج می زند تاکید او بر اعدام تمامی افراد زندانی در سراسر کشور می باشد:
    
"كساني كه در زندانهاي سراسر كشور بر سرموضع نفاق خود پافشاري كرده و مي كنند محارب و محكوم به اعدام مي باشند"
 
تمامی این زندانیان، طی دهه ی شصت خورشیدی، محاکمه و به زندان محکوم شده بودند. می دانیم که رژیم حاکم خشن ترین و شدیدترین حکم ها را برای این زندانیان صادر کرده بود. جرایمی چون پخش یک اعلامیه یا نشریه، یا داشتن سمپاتی و تمایل به این گروه ها که می توانست به یک اخطار و یا نگهداری چند روزه منجر شود، با بی رحمانه ترین حکم های خشن به زندان های طویل المدت مجر شده بود.  خود این حکم ها، ظالمانه، بی رحمانه و ناعادلانه بودند. و  توسط خشن ترین قاضی های خمینی و با حداکثر  احکام "قضایی" صادر شده بودند. پلیدی خمینی و بی رحمی او، تا بدانجا پیش می رود که حتا قوانین قضایی و احکام صادره از سوی بیدادگاه های رژیم خودش را نقض می کند. او خود با دست خویش و با چنین فرمانی، بی قانونی گری و افسارگسیخته گی را به جای قانون می نشاند. روشی که بعدها توسط طالبان افعانستان و امروز توسط داعشی ها نیز به کار گرفته می شود. جالب اینجا است که این زندانیان در زمان خاصی دستگیر شده و دوران "محکومیت" خود را بر مبنای "جرایمی" که پیش از این "مرتکب" شده بودند، سپری می کردند. آنها در زندان "جرم"(3) تازه ای مرتکب نشده بودند که درباره آنها حتا لازم به تجدید نظری باشد، چه برسد به حکم جنایتکارانه قتل و کشتار!   
خمینی در پاسخ به 3 پرسش مهم "شرعی و قضایی" موسوی اردبیلی و احمد خمینی، بدون هیچ تردید و تاملی، دیگر بار تاکید می کند که همه ی زندانیان را به قتل برسانند. و این امر نه تنها شامل کسانی که حکم اعدام برایشان صادر شده، و یا کسانی که به زندان محکوم شده اند و دوران محکومیت را سپری می کنند، بلکه حتا کسانی که محاکمه هم نشده اند و هنوز "جرم"شان معلوم نشده نیز می شود!
 
"در تمام موارد فوق هر كس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حكمش اعدام است، سريعا دشمنان اسلام را نابود كنيد"
 
آنچه از این حکم جنایتکارانه تاریخی مشخص می شود، نه اسلام دوستی خمینی است و نه عمل او به قرآن و دفاع از اسلام! حفظ حکومت ولایت فقیه اصل همه چیز است و بس! مستند این گفته من، سخنان معروف اوست مبنی بر حفظ نظام که از اهم واجبات است. او در همین رابطه بود که در دین "بدعت" وقیحانه و مفتضحانه ای به وجود آورد و فقیه را به جای خدا نشاند و گفت که برای حفظ نظام، فقیه می تواند توحید را نیز تعطیل کند. یعنی اساس خداپرستی را!!        
حالا برخی از دست اندرکاران دهه 60 بیایند و بنالند و برای توجیه رفتار خویش از چنین جنایتکاری - که شایسته تر آن بود که در دادگاه های بین المللی به عنوان جنایتکار جنگی محاکمه شود – یک امام عارف موحد مردم دار صبور بتراشند!
 
توضیحات:
1) دقت شود که واژه منافقین، واژه ای درون دینی است و به گروه هایی از خود مسلمانان اطلاق می شود.
2)مراجعه شود به لینک زیر که تحقیق ارزنده و مستندی است در رد کشتن و اعدام به جرم ارتداد(نقد قرآنی نظریه مشهور فقها در مورد مجازات مرتدین):
 
http://melimazhabi.com/?andishe=%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%D9%8A-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D9%8A%D9%87-%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%81%D9%82%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2
 
3) توجه شود که منظور از جرم و جرایم در ادبیات حکومتی خمینی است و گرنه از نظر ما همه ی این فراموش ناشدگان تاریخ – با هر ایدؤلوژی و عقیده ای - قهرمانانی بودند که در راه رهایی، آزادی، و برابری و عدالت، به نبرد با استبداد و ارتجاع برخاسته بودند! 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ویژه ماهنامه دیدگاه سوم تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.