شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۸ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سرسخن - ماهنامه دیدگاه سوم، شماره 8

یاران دیدگاه

برای مطالعه متن کامل ماهنامه دیدگاه سوم، در فورمات پ.د.اف، لطفا روی لینک زیر کلیک کنید.
سرسخن: سیمین خلیلی (بهبهانی) شاعر، عضو کانون نویسندگان و شورای شعر و موسیقی، که جایزه سیمون دوبوار را بخاطر حمایت از کمپین برای آزادی حقوق زنان به خود اختصاص داد، درگذشت (28 تیر 1306- 28 مرداد 1393)، و پیکر او برخلاف میلش در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
رویداد 1388، و اعتراض شاعرانه اش "سجاده فرش عنف و تجاوز، ای داعیان شرع خدا را..."، انتشار آثارش را با محدودیت های زیادی رو به رو کرد، و به ممنوع الخروج شدن او انجامید. با این وجود، چند روز پیش از فوت سیمین بهبهانی، سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، افشین علاء، فاطمه راکعی، و مهدی قزلی مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی برای عیادت از این شاعر به بیمارستان رفتند.
او یک زن بود، که در نظامی زن ستیز با ریشخند می سراید زهره دختری زاد/ نام دخترش غم. و با عزمی جزم در مبارزه با ناهنجاری ها و آسیبهای اجتماعی در ایران، نقش آفرینی می کرد. او، مانند هر شاعری، که روحی لطیف دارد، دغدغه اش میهن ویران بود. پس، شورآفرین فریاد می زند، دوباره مي سازمت وطن اگر چه با خشت جان خويش/ستون به سقف تو مي زنم، اگر چه با استخوان خويش. 
کیهان با خشمی ارتجاعی از او بعنوان شاعری مورد حمایت دربار و از عوامل جریان‌های ضد دینی و حامی فتنه سال 88 یاد می کند، هرچند مردم ایران بهبهانی را روایتگری می شناسند که برای زدودن سیاهی های ارتجاع از ایران، شاعرانه مخاطبشان قرار می داد:
سازش مپسندید با هیچ بهانه / کز خون شهیدان رودی است روانه 
از‌ریشه ببرید ‌آن‌ دست‌که ‌در باغ / می‌کَنْد شکوفه می‌سوخت جوانه
یادش گرامی باد.
ماهنامه دیدگاه سوم
مرداد 1393
اوت 2014

ای مادران…
 
آتش به زندان افتاد…
ای داد از آن شب، ای داد!
ابلیس می زد فریاد:
»های ای نرون، روحت شاد!«
صد نارون، قیراندود،
از دود، پیچان میشد،
صد بید بُن، خون آلود،
از شعله ، رقصان، می زاد
دیوانه آتش افروخت
وان خیل زندانی سوخت؛
خاکستر از آنان کو
تا سوی ما آرد باد؟
سنگی نه و گوری نه،
اوراق مسطوری نه،
نام و نشان از آنان
دیگر که دارد در یاد؟
نه، نه! که آنان پاکند،
روشنگر افلاکند:
هر اختری از آنان
هر شب خبر خواهد داد
سخت است، سخت، اما من
دانم که فردا دشمن
پا تا به سر خواهد سوخت
در آتش این بیداد
ای مادران! دستادست،
شورنده، صف باید بست
تا دل بترکد از دیو،
فریاد! باهم فریاد!…
 
 سیمین بهـبهانی، پاییز ۱۳۶۷
 
 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
یاران دیدگاه:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.