شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۳۰ تير ۱۳۹۷ - ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تست 1 - از خواستن تا توانستن بخش 1

علی ناظر

علی ناظر: از خواستن تا توانستن
 
حسن روحانی در اجلاس داووس شرکت کرد و طی سخنانی کوتاه و حساب شده، بر تعامل دولت و رژیم اسلامی تأکید کرد. در این سخنان، که پس از ملاقاتش با سران شرکتهای کلان نفتی، ادا می شد، حسن روحانی بر مسائلی انگشت گذاشت که مورد توجه جهان تجارت و اقتصاد قرار گرفت، از لیبرال جمله، همکاری با همه کشورهایی که رژیم اسلامی به رسمیت می شناسد؛ دعوت از سرمایه گذاران به سفر به ایران، و شراکت در پروژه توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی.
وی به جهانخواران نصیحت کرد که دلیل شورش مردم، تروریسم و خیزش های مسلحانه در ابعادی که خاورمیانه را به آتش کشانده، همیشه نبود نان، مسکن و عدالت اجتماعی بوده است. به زبانی ساده، تسریع در سرمایه گذاری می تواند شورش غیرقابل کنترل تهیدستان در ایران را خنثی کند.
در میان حضار که به این سخنرانی گوش می کردند، کاترین اشتون و تعداد دیگری از دیپلمات های ارشد غرب دیده می شدند، که علاقمند به دریافت سیگنال های جدیدی پیرامون توافق رژیم با 5+1، و بحران سوریه، بودند.
پیش از این و در عرض 5 سال اخیر بر دو نکته تأکید داشته ام. اول اینکه، رژیم با صرف بیش از 200 میلیارد دلار هزینه تنها به دنبال تضمین امنیت و طول عمر است، و شعارهایی همچون حق مسلم، و کوتاه نیامدن بر سر پروژه هسته ای تنها یک پُز است. همچنین تکرار کرده ام که رژیم بالاخره، و در چند سال آینده موجودیت اسرائیل را به رسمیت می شناسد (به پی نوشت 1 مراجعه شود). 
اما از خواستن تا توانستن راهی است پُرپیچ و خم، پُر مخاطره، و سراسر بحران. رژیم میخواهد در عرض 5-10 سال آینده، پروسه چرخش به “راست میانه” را به پایان برساند، اما آیا توانش دارد؟ چه موانعی پیش روی خواهد داشت؟
در این نوشتار به سخنان روحانی، و امکان کلید خوردن پروژه چرخش به راست میانه، از دو منظر خواستن و توانستن رژیم، می پردازم.
 
خواستن
 
حسن روحانی در نشستی با حضور 40 تن از رهبران سیاسی، مدیران عالیرتبه اقتصادی، تجار، بازرگانان و ژورنالیستها، به دو هدف استراتژیک نظام اسلامی اشاره کرد. وی برای جذب سرمایه گذاران، درب باغ سبز را با فرموله کردن دو هدف کوتاه و بلند مدت، چنین ترسیم کرد. هدف کوتاه مدت نظام نزدیک شدن به اقتصادهای موفق نوظهور (برزیل، هند و ....)، و هدف درازمدت، ایجاد ظرفیت بالقوه برای ورود به باشگاه 10 کشور اول اقتصادی جهان اعلام کرد (1). 
طبیعتا، هدف روحانی از بیان این دو هدف، نه تنها مطرح کردن خواست نظام برای خروج از انزوای سیاسی-اقتصادی، و شراکت سیستماتیک با جهان سرمایه داری است، بلکه من غیر مستقیم می خواست القا کند که جمهوری اسلامی توانمندی ورود به این پروژه دراز مدت را داشته و از اتکاء به نفس لازم برخوردار است.
در همین راستا، روحانی وعده می دهد که “در مدتی که مسوولیت دولت بر عهده دارم قصد دارم همه موانع سیاسی و اقتصادی عمده را مهار نمایم”. او غیبت رژیم در مراودات اقتصادی را به ضرر تمام بازیکنان قید می کند، و هشدار می دهد که ادامه تحریم ها و انزوای سیاسی رژیم می تواند به عدم امنیت در منطقه و تشدید واگرایی بیانجامد. وی برای آنها که دیر متوجه کُدهای رژیم می شوند، خطرات عدم حضور جمهوری اسلامی را با این تهدید جمع بندی می کند “پس اگر لازمه امنیت، توسعه است؛ لازمه توسعه هم، دسترسی به دانش و فن‌آوری است” وی در کنار تهدید، و چماق بازگشت به دوران احمدی نژاد، هویج را هم پیش چشم سرمایه گذاران و حضار تکان می دهد “جمهوری اسلامی ایران، آمادگی دارد با تکیه بر ذخایر بی‌نظیر انرژی خود، در یک همکاری مستحکم، براساس اصلِ منافعِ متقابل، در تأمینِ امنیتِ انرژی جهانی مشارکت سازنده کند و نهادسازی قابلِ اعتماد، برای مشارکتِ بلندمدت را آغاز کند”.  و خلاصه می کند که این یکی از “ضرورت‌های ژئواستراتژیک کشورها” و “عاملِ اصلی و پایدارِ صلح و ثبات است”. (2)
واقعیت اینست که آنچه حسن روحانی اعلام می کند، بیان یک استراتژی و خواستی است که همسایگان و طرف های مراودات تجاری، نفتی و... خیلی وقت است از این تغییر لحن و دیدگاه مطلع بوده اند. امیر دبی در مصاحبه ای با بی بی سی می گوید  “من فکر مي‌کنم ما بايد به ايران فرصت بدهيم، ايران همسايه ماست و ما خواهان بروز مشکل (با همسايه مان) نيستيم... اگر آنها به صلح با آمريکايي‌ها راضي باشند و آمريکايي‌ها هم تحريم‌ها را بردارند، همه سود خواهند برد.”، فایننشال تایمز در تحلیل از لغو محدود تحریم ها، با نقل قولی از یک سرمایه دار ایرانی که مدعی است “من يک گروه از سرمايه‌گذاران بزرگ را براي ديدار با وزرا و شرکاي احتمالي به ايران مي‌برم.” به خوانندگان خود اطلاع می دهد که “موج ورود سرمايه‌گذاران خارجي به ايران” آغاز شده، اما همزمان هشدار می دهد که “مشکلات سياسي احتمالي نيز آنها را مضطرب مي‌کند “ و به این واقعیت که هنوز تحریمی لغو نشده، و هنوز توافق درازمدتی بین رژیم و جهان سرمایه بسته نشده است، اشاره می کند. (3). در همین رابطه، جک لو، وزیر خزانه‌داری آمریکا به شرکت‌های تجاری خارجی گفته در معامله با ایران “با احتیاط” عمل کنند. وی ادامه می دهد “اگر از خط قرمزهای تحریم بگذرند، با عکس‌العمل مواجه خواهند شد.” (4) به زبانی گویاتر، حسن روحانی می خواهد و حاضر است به “راست میانه” بچرخد، اما بازیکنان اصلی حاضر به دادن چک سفید نبوده، و می خواهند تا اواخر تابستان 2014 خلوص نیت رژیم را مونیتور می کنند. گویاتر اینکه، صف ها برای ورود به بازار مکاره، در حال شکل گرفتن است، اما درب ها هنوز باز نشده اند.
روحانی می داند که رابطه درازمدت اقتصادی، بدون چراغ سبز آمریکا، عملا ممکن نیست، و مساله روز آمریکا هم بحران سوریه است. روحانی راهکار برونرفت از این بن بست را چنین فرموله می کند “هیچ دشمنی تا ابد نخواهد بود. هیچ دوستی نیز تا ابد نخواهد بود” وی تأکید می کند که “شرایط ایران امروز، شرایط جدیدی است، زمینه برای سرمایه گذاری، زمینه برای فعالیت اقتصادی در ایران آماده است”، و خاطر نشان می کند “ایران دارای منابع بسیار بزرگی است و زمینه های بسیار بزرگی برای سرمایه گذاری در ایران فراهم است.” (5).
نتانیاهو که خود یکی از بازیکنان است، و می داند که رژیم اسلامی، بالاخره روزی اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت، توپ را به زمین روحانی بر می گرداند “در حالیکه روحانی درباره صلح در خاورمیانه حرف می‌زند، حتی حاضر نشد امروز اسرائیل را به رسمیت بشناسد” (6)
 
نقش حسن روحانی در شرکت در این اجلاس، ایفای چهره ای متعادل و دارای اتوریته است، وگرنه بخوبی می داند که خواستن، به تنهایی نمی تواند پروژه به این پیچیدگی را کلید بزند.
 
استراتژیست های نظام اسلامی هم با مشخصه های زیر آشنا هستند:
·        توسعه اقتصادی شاید در وهله اول امکان پذیر باشد، اما موفقیت آن حتما از کانال توسعه سیاسی می گذرد.
·        توسعه اقتصادی، آنهم در رده ای که روحانی می خواهد، تنها در شرایطی می تواند موفق باشد اگر نیروی کارآمد و کارشناس، و فرهنگ تولید و سرمایه در میان کارگران نهادینه شده باشد.
·        در کشوری که دچار رکود اقتصادی است، ضرورت نوسازی ابزار تولید شرط لازم است.
·        در نبود این سه عامل، توسعه اقتصادی غیر ممکن، اما وابستگی به قدرت های خارجی حتمی است.
·        بالنتیجه، ورود به باشگاه اقتصاد نوظهور، و اقتصاد جهانی، اگر یک رؤیا نباشد و به وابستگی اقتصادی منجر نشود، بطور حتم سنگی بزرگ برای زدن، و انحراف اذهان از مساله اصلی است.
 
توانستن، و موانع داخلی پیش رو 
 
موانعی که توسعه اقتصادی را می تواند با مشکلات حل ناشدنی روبرو کند، بیشمارانند، اما مهمترین آنها را می توان در چند محور خلاصه کرد.
 
مشکلات روی میز
رفسنجانی مشکلات عدیده اقتصادی را چنین بر می شمارد (7)
·        “الان که وضعيت اقتصادی هيچ خوب نيست”
·        “بيکاری شديدی - آن هم نيروهای تحصيل کرده و با سواد - کشور را  فراگرفته”  
·        “گرانی و تورم حقيقتاً مردم را اذيت می کند.”
·        “دست دولت برای اقدامات بزرگ زيربنايی و روبنايی خالی است”.
·        وی بر اصلاح “مديريت‌ها” تأکید می کند.
 
هرچند رفسنجانی برای رسیدن به “تعادل اقتصادی” ابراز اميدواری می کند، اما به دستهای پنهان و تهدیدات ناشناخته پیش روی تعادل اقتصادی، چنین اشاره می کند “مگر اين که يک موانعی پيش بيايد.”
 
انحصار قدرت اقتصادی توسط مافیا و پاسداران سرمایه
رفسنجانی، ام الفساد را مافیا و سپاه پاسداران معرفی می کند “حالا نبض اقتصاد، سياست خارجی و داخلی را در دست گرفته و به کمتر از کل کشور راضی نيست.” وی تأکید می کند که سپاه قرار نبود “تبديل به رقيبی آن گونه در مالکيت شوند”. ساده اینکه، توسعه اقتصادی و چرخش به “راست میانه” بدون حذف سپاه پاسداران، با مشکل روبرو خواهد شد.
 
تضاد توسعه اقتصادی با توسعه سیاسی
درک درست از شرایط حاکم بر جامعه و روابط جهانی، باید به تغییر در اخلاق و فرهنگ، و بازتعریف اصول بیانجامد. اما، چرخش نظام اسلامی به راست میانه، تنها پس از قرائت جدیدی از اسلام آغاز می شود. این خود مشکل آفرین است. برخی از صاحب منصبان و مراجع دینی بازتعریف اصول را خلاف دانسته، و برای جمهوری اسلامی زیان بار ارزیابی می کنند. مکارم شیرازی در همین مورد گوشزد می کند “مبادا برخی بهانه کنند که حال و هوای دیگری برقرار شده است و می توان از خط قرمزها عبور کرد، در حالی که مسوولان بالا راضی نیستند و باید در مقابل اینگونه افراد ایستاد.” (8).
محمد مطهری، برادر علی مطهری، که خود از یاران همیشگی نظام است، در پاسخ به این تفکر و روش سیاستگزاری، معتقد است که “نظام به افشاگری نیاز دارد”، و دلسوزانه می پرسد “ چه اشکالی هست که درد‌ها و معضل‌ها مطرح و درمان شوند، ولو به کوتاه زمانی هزینه‌ای برای آن پرداخت شود. ولو اینکه کوتاه زمانی لبخندی بر لب رقیب و دشمن بنشیند. چرا نباید درخت تنومند اجتماع ایرانی را باغبانی حرص کنند که دل در گرو بالندگی این درخت دارند؟” (9)
واقعیت اینست که کلیه نقش آفرینان در نظام اسلامی، از مکارم تا رفسنجانی، به سرمایه گذاری باور دارند و آن را خلاف شرع نمی دانند، اما تنها به شرطی که بقا و امنیت نظام در خطر نیفتد. مکارم شیرازی و همفکران، به توسعه اقتصادی که پایه های نظام را لرزان نکند باور دارد. در نگاه او، آزادی های فردی و شهروندی تنها در چارچوب و قوانین غیر قابل انعطاف اسلامی معقول و مقبول است، حال آنکه لازمه توسعه اقتصادی مورد نظر روحانی، و تصویری که او در داووس ارائه می دهد، گشایش سیاسی و به رسمیت شناختن حقوق فردی را هم به همراه دارد.
رژیم اسلامی می خواهد، و این خواسته بخشی از استراتژی نظام است که به راست میانه بچرخد، و مسلما می داند که خواستن با توانستن یکی نیست و برای گذار باید بسیاری از پارامتر ها ارزیابی شده، موانع از سر راه برداشته شده، و هزینه ای گزاف پرداخته شود. اما هنوز به فرمولی برای حل معضل آزادی های فردی نرسیده است. درگیری جناح ها،برای کنترل قدرت، هنوز و در همه ارکان، در جریان است. حسن روحانی در نشستی در تالار وحدت می گوید که تقسيم هنرمندان به “ارزشی و غير ارزشی”  بی‌معنا است. اما چند روز بعد تلفنی از “یکی از ادارات وزارت اطلاعات” مانع برگزاری جلسه “جمع مشورتی” در منزل یکی از اعضای کانون نویسندگان می شود. (10). این نمونه بیانگر سعب العبور بودن راه برای گذار از راست به “راست میانه” است.
 
آیا رژیم توانمندی مدیریت این پروژه پیچیده سیاسی-عقیدتی-نظامی-اقتصادی را دارد؟ پاسخ من هم آری و هم نه است، که هردو در یک واژه خلاصه می شود – حقوق بشر.
 
گفته می شود که خانم وزیر خارجه ایتالیا هنگام ورود به تهران بسیار اصرار داشت که بدون حجاب اسلامی از هواپیما خارج شود. اما محمد ظریف به او پیام می دهد که “بگوييد اگر نخواهيد حجاب داشته باشيد، نمي‌توانيم در تهران از شما پذيرايي کنيم و همه قرارهاي شما لغو مي‌شود.” (11)  خانم وزیر هم زیر بار می رود، و بخاطر منافع ملی ایتالیا روسری بر سر می کشد. این یک تک نمود است، اما ورود سرمایه گذاران خارجی و گشایش اقتصادی، مطمئنا همراه با گشایش در رفتار اجتماعی هم خواهد بود، و حتما عاملی برای حضور زنان در سطوح مختلف اقتصادی و روابط تجاری می شود. حضور زنان ایران، در آنچنان شرایطی، باعث می شود تا سطح خواستها در آزادی پوشش و رفتار، نظام را با چالش روبرو کند. اصولگرایان از بروز چنین چالش هایی هراس دارند.
توسعه اقتصادی در چنان ابعاد پیشنهادی در داووس، بدون احترام نسبی به حقوق فردی ممکن نیست. در حال حاضر، هر مخالف و معترضی به جرم مخالفت با تمامیت نظام روانه زندان می شود. آمار نجومی اعدام، سرسام آور است. در دوران توسعه اقتصادی فرضی، که سرمایه گذارای خارجی پارامتر تعیین کننده هستند، هر مخالفتی را نمی توان جرم سیاسی تلقی کرد. بدین منظور، مجلس اسلامی لازم است “جرم سیاسی” را تعریف کند. این تعریف باید بر مبنای توافقات بین المللی باشد. تعریف جرم سیاسی، بطور حتم، راه به لغو حکم اعدام، و حکم تعزیر می برد. در همین رابطه “کارزاری در ایران تحت عنوان “لغو گام به گام اعدام (لگام)” به کوشش تعدادی از فعالان “ مدنی راه اندازی شده است (12). پرداختن به موفقیت و یا دلایل شکست این کارزار خارج از حوصله این نوشتار است.
اگر نظام اسلامی بتواند معضل جرم سیاسی را در مجلس حل کرده، و به لغو حکم اعدام، همچون استفاده از سلاح هسته ای، از منظر اسلام، رسمیت راهبردی ببخشد، در آن حالت و تنها در این زمان است که می تواند ادعا کند یکی از بزرگترین موانع پیش روی چرخش از راست به راست میانه را حذف کرده است. 
حضور سرمایه گذاران خارجی بطور حتم پارامتر تعیین کننده ای در گشایش فضای سیاسی است، و  می تواند طی سه دهه آینده، گشایشی برای گذار رژیم از راست میانه به مردم سالاری دینی بشود. اگر و تنها در صورتیکه رژیم و بخصوص دین مداران و کارشناسان دینی، بتوانند به لحاظ قرائت از قوانین اسلامی، به فرمول قابل قبولی دست یابند (کلاه شرعی لازم را بدوزند). 
از سوی دیگر، اگر جامعه از تأمین لازم سیاسی برخوردار نشود، توسعه اقتصادی که روحانی بر آن مُصر است (دو هدف استراتژیک که در بالا آمد)، در بهترین شق، به پروژه ای از جنس “انقلاب سفید” شاه تبدیل می شود که به تشدید اختلافات طبقاتی منجر خواهد شد.
 
برخلاف حسن روحانی که نجات منطقه از شورش های اجتماعی را در توسعه اقتصادی ارزیابی می کند، بر این باورم که اختلاف طبقاتی، نقض حقوق انسانی، و آسیب های متعدد اجتماعی باعث رشد شورش تهیدستان، می شود، حتی اگر دعوت از سرمایه گذاران خارجی موفق بشود. در بهترین شق، همچون دهه  40 شمسی، نهادهای زیرزمینی مانند چریکهای فدائی و مجاهدین خلق شکل می گیرند، و در صورت شکست برنامه توسعه اقتصادی، از آنجا که مردم تجربه سرنگونی و شورش خشونت آمیز علیه نظام سلطنتی در دهه 50 شمسی را داشته، دوران سالهای 60، و 88 را از سر گذرانده، و قتلعام 67، و فاجعه کهریزک را تجربه کرده اند، پروسه شورش های خودجوش اجتماعی شتاب بیشتری خواهد داشت. ساده اینکه، خواستن رژیم برای چرخش به “راست میانه” لزوما مترادف با توانستن نیست، مخصوصا اگر طی دو سال آینده، پرداختن به خواست های اجتماعی، عملا در دستور کار رژیم قرار نگیرد، و رژم به سرکوب ادامه دهد.
 
گام بعدی
پس از توافق ژنو، پایان یافتن کنفرانس مونترو (ژنو2)، کنفرانس امنیتی در مونیخ (31 ژانویه)، و نشست داووس، جمهوری اسلامی، در یک زمانبندی دو ساله، می بایست در چند جبهه فعال شود.
·        بین المللی : متقاعد کردن جهان که سرمایه گذاری در ایران دچار اختلال نخواهد شد.
·        داخلی: تمرکز بر نهادینه کردن این باور که کشور و نظام به سرمایه گذاران خارجی احتیاج دارد.
·        جنگ قدرت: مهار جناح مخالف با چرخش رژیم “به راست میانه”.
·        رسانه: تلطیف ظواهر امر در سطح جامعه، و القا “حس خوب” که منافع دراز مدت سرمایه گذاران تضمین شده است.
 
 
تیغ دولبه
چرخش اما تیغی دو لبه برای رژیم است. تلطیف، و میانه روی، می تواند به باز شدن جامعه، بیان انتقاد از دولت و یا توقع پاسخگویی از مدیران ادارات، و عقب نشینی بسیج و لباس شخصی ها از خیابانها، و حضور ملموس خارجیان در شهرهای بزرگ منجر شود. اما چنین تغییراتی، در میان اصولگرایان، تا زمانی قابل قبول است که مبانی، مانند “ولایت فقیه”، و “گزینش های استصوابی”، را تهدید نکند. 
“راست” و “میانه” آن دو لبه تیغ است. برای مهار جناح راست و اصولگرا، میانه روی برای این دوران، قاعدتا محدود و کنترل شده است. به زبانی ساده، در نرمشی قهرمانانه، حوزه عملیاتی خامنه ای محدود می شود. حوزه علمیه قم و ائمه جمعه به حاشیه کشانده می شود، و سپاه پاسداران و بسیج و لباس شخصی ها در یک تاکتیک حساب شده، عقب نشینی خواهد کرد. اگر این دوران انتقال از “راست” به “راست میانه” بدون چالش گرانبهایی انجام پذیر بشود، و اگر سرمایه گذاری خارجی در 5 سال اول دچار اختلال نشود، رژیم اسلامی می تواند طی یک دوره 10 ساله، به فاز شالوده ریزی “مردم سالاری دینی” نزدیک شود. در صورت زیاده خواهی “میانه”، در دو سال آینده، اصولگرایان لگام از دست داده، و حسن روحانی را به “تدارکاتچی” تنزیل درجه می دهند.
با بررسی سخنان حسن روحانی، و واقعیات در داخل کشور، آنچه رخ خواهد داد “توسعه اقتصادی” برای ایران نخواهد بود، بلکه بستری برای کشورهای صادر کننده اجناس بی کیفیت به بازار ایران خواهد شد. “حسین فتاحی، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی ایران، از ورود بیش از ۸ میلیارد دلار کالای “بی کیفیت” چینی به این کشور خبر داد و و خواستار برخورد قضایی با عاملان این روند شد.” (13) شرکت های نفتی، با صرف حداقل هزینه، با بهره برداری از ذخائر نفتی ایران، نیازهای انرژی در کشورهای متبوع خود را تأمین می کنند. این لزوما به نهادینه شدن گشایش اقتصادی در ایران ختم نمی شود. 
سخنان روحانی در داووس، حاکی از اینست که دولت یازدهم در حال نوشتن سناریویی است، از جنس قرارداد دارسی، که منافع ملی به خطر می افتد، و چوب حراج به ثروت ملی زده می شود. “برای شرکت‌هایی که زودتر سرمایه‌گذاری‌های خود را در صنایع پتروشیمی و برق شروع کنند، قیمت‌های ارزان‌تر گاز طبیعی و همچنین تسهیلات ویژه‌ای در نظر گرفته خواهد شد.” وی تصریح می کند ”در مدت پنج سال، شکاف بزرگ بین قیمت‌های داخلی انرژی با قیمت‌های بین‌المللی را بطور جدی کاهش دهیم.” (14) در همین رابطه کریستوف دی مارگری مدیر کل شرکت توتال فرانسه که در حاشیه نشست اقتصادی داووس با تلویزیون آمریکایی بلومبرگ گفتگو می کرد اظهار می دارد: “قراردادهای پیشنهادی ایران بیش از پیش “سکسی” هستند. آنها نهایتا منتظر رفع تحریم ها هستند تا این قراردادها عملی شوند”. (15)
 
بنا به آنچه گفته و شنیده می شود، در دو سال آینده، تیغ دو لبه “راست میانه” نه تنها می تواند با فرهنگ سازی در میان اپوزیسیون داخلی، و کانالیزه کردن انتقادات روزمره مردمی، رژیم را از سرنگونی نجات دهد، بلکه می تواند خود عامل تسریع کننده ای هم برای سرنگونی رژیم بشود. 
 
شایان تأکید اینکه، “راست میانه” در دیدگاه اسلامی با نئولیبرالیسم متفاوت است. جمهوری اسلامی، چرخش را برای بقا و امنیت نظام می خواهد، و نه بقا و امنیت سرمایه. هدف جمهوری اسلامی از چرخش به راست میانه را می توان در سه محور خلاصه کرد:
·        رشد کنترل شده و گام به گام،
·        پیشگیری از توزیع مستقیم سرمایه، و کنترل ثروت توسط بخش اندکی از دولتمداران و صاحبان قدرت،
·        تحمل آزادی های فردی و شهروندی تا به آن حد که کلیت نظام به خطر نیفتد.
 
بخشی از ثروتی که از فروش نفت، و رشد اقتصاد و گردش سرمایه درکشور تولید می شود، بدون شک توسط وابستگان به نظام، حیف و میل خواهد شد. پس از 34 سال بحران، سردرگمی اقتصادی-سیاسی، و تخریب دائم زیرساختارهای اقتصادی و اجتماعی، مدیران این پروژه، مجبور خواهند شد هر آنچه از درآمد سالیانه می ماند را صرف بازسازی زیر ساختارهای نفتی، و کشاورزی کرده تا شاید بتوانند از کنترل بی رویه و فرسایشی تورم جلو گیری کنند. الویت شرکت های نفتی، اما، بازسازی پالایشگاه ها، و چاههای نفتی است که ظاهرا، به هزینه ایران انجام خواهد گرفت. حال آنکه، شرکت های نفتی باید هزینه بازسازی را تقبل کنند، و درآمد از فروش، فقط صرف بازسازی زیرساختارها در تمام نقاط کشور، و کشاورزی بشود، تا توسعه اقتصادی به افزایش قیمت مسکن، نرخ بیکاری در برخی از شهرها، و اعتصاب کارگران منجر نشود.
 
جمع بندی
 
همانطور که همیشه نوشته ام، جمهوری اسلامی می خواهد به راست میانه بچرخد چرا که بقا و امنیت خود را در آن می بیند؛ اما ورود به چنین پروژه ای، باتوجه به درگیریهای درون جناحی، و نقض فاحش حقوق انسانی،  اگر غیر ممکن نباشد، بطور حتم دشوار است. 
رژیم برای نشان دادن حُسن نیت، و جذب سیستماتیک سرمایه گذاران، فرصت نامحدودی ندارد. در یک زمانبندی دو ساله، جذب ملموس سرمایه گذاری، پایه ریزی فرهنگ مراوداتی با جهانخواران، تقلیل محسوس قدرت، و سلب مالکیت از سپاه پاسداران، و البته دوختن کلاه شرعی از جمله اموریست که می تواند به موفقیت و یا شکست این پروژه ختم شود. 
در اینجا، به عمد به نقش اپوزیسیون برانداز نپرداخته ام. اپوزیسیون، در وهله نخست، باید متحد بشود و بنا به یک طرح مشترک، برای سرنگونی برنامه ریزی کند. 
اما آیا رژیم می تواند از خواستن به توانستن برسد، سوالی است که در ذهن مردم ایران و سرمایه گذاران خارجی بالا و پایین می شود؟
علی ناظر
25 ژانویه 2014
irancrises@gmail.com
منابع
1-     http://www.irna.ir/fa/News/81007910/اروپا/واکنش_مثبت_رهبران_کشورها_و_افکار_عمومی_جهان_به_سخنان_روحانی__محورسخنان
2-     http://www.isna.ir/fa/news/92110301937/رییس-جمهور-اقتصاد-ایران-را-به-اقتصادهای
3-     http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=182761
4-     http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/01/140124_l57_us_treasury_iran_davos.shtml
5-     http://javanonline.ir/fa/news/630653/متن-کامل-مصاحبه-روحانی-باشبکه-آر-تی-اس
6-     http://javanonline.ir/fa/news/630652/خشم-نتانیاهو-ازسخنرانیروحانیدر-داووس
7-     http://www.radiofarda.com/content/f14_iran_hashemi_rafsanjani_says_does_not_believe_sepah_ownership/25239574.html
8-     http://www.irna.ir/fa/News/81007646/دولت/آیت_الله_مکارم_شیرازی__دکتر_روحانی_حاضر_به_شکستن_خط_قرمزها_نیست
9-     http://www.tabnak.ir/fa/news/373383/چرا-نظام-به-افشاگری-نیاز-دارد
10- http://www.radiofarda.com/content/f14_iran_writers_association_criticism_from_initimidation_repression/25240907.html
11- http://jahannews.com/vdcgu79wyak9wy4.rpra.html
12- http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/01/140122_l44_nazeran_lslamic_law_human.shtml
13- http://farsi.alarabiya.net/fa/iran/2014/01/23/واردات-بیش-از-۸-میلیارد-دلار-کالای-بی-کیفیت-چینی-به-ایران.html
14- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921104000290
15- http://farsi.alarabiya.net/fa/iran/2014/01/24/شرکت-توتال-ایران-به-شرکت-های-نفتی-قراردادهای-سکسی-SEXY-پیشنهاد-کرد-.html
 
پی نوشت(1):
[1] گفتگو با م. ساقی (خرداد 1388)
“به نظر من، جمهوری اسلامی (در صورتی که سرنگون نشود) در عرض 10 سال آینده هم اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت و هم روابطش را با جهانخواران حسنه تر خواهد کرد. رژیم آیت الله ها یک شرط پایه دارند که جهانخواران می بایست بپذیرند – امنیت نظام. اگر در طول مذاکرات، جهانخواران این امنیت را تضمین کنند - یعنی جمهوری اسلامی را بعنوان شریک (کوچک) خود بپذیرند، آنوقت نه موجودیت اسرائیل مساله ساز خواهد بود، و نه تروریسم بین الملل. البته این “شرط” کوچکی نیست، و خیلی از پارامترها را باید در نظر داشت”
 
سلسله نوشتار دیدگاه سوم (تیر 1388)
““ نگارنده، پیش از این (دیدگاه سوم – بخش سوم مرداد 1388)، نوشته است که نظام جمهوری اسلامی خود را برای برداشتن اولین گام برای چرخش به سوی راست میانه مهیا می کند.
آیا چنین چرخشی امکان پذیر بوده، و موفق خواهد شد یا نه، بستگی به سه عامل پیچیده اما غیر قابل انکار استراتژیک دارد. اول (عدم) حضور نیروهای رادیکال (سرنگونی طلب) در صحنه (و در صورت لزوم ناکارآمد کردن آن)؛ دوم (عدم) توانمندی این نیرو(ها) در سازماندهی جنبش (و در صورت لزوم مسدود کردن کانالهای ارتباطی بین نیروهای رادیکال و جنبش)؛ و سوم (عدم)استراتژی نیروهای رادیکال برای عملی شدن امر سرنگونی (و در صورت لزوم سرگرم کردن آن نیرو به مسائل حاشیه ای). بی شک، تدوین چنین استراتژی ای نیاز به تحلیلی کارشناسانه از آنچه که بود(30 سال گذشته)، آنچه که هست (سال 1388)، و آنچه که باید بشود (چشم انداز)، دارد. اما آیا شواهدی وجود دارد که نشان دهد نیروهای رادیکال به این سه عامل توجه داشته اند؟ پاتک اپوزیسیون در مقابل “فتنه” های استراتژیک نظام جمهوری اسلامی چه بوده و خواهد بود؟
 
همانجا نوشته بودم که:
“ به نظر نگارنده نظام جمهوری اسلامی چاره ای به جز چرخش به سوی راست میانه ندارد. این اجبار بر پایه دو ارزشگذاری بر نظام تحمیل شده است. اول اینکه، دوران اسلام رادیکال به سر آمده است (رجوع شود به نوشتار اصولی کیست). آنچه در این برهه از زمان به عنوان اسلام رادیکال شناخته می شود به وسیله نیروهایی چون القاعده نمایندگی می شود که بیشتر در حکم اهرم فشار نقش آفرینی می کند؛ و جمهوری اسلامی از آن بعنوان “عملیات پنهان” (covert operations)، و بعنوان  پارامتری در استراتژی فرامرزی (فراملی)، حمایت می کند [i]. نظام جمهوری اسلامی که در سطح منطقه خاورمیانه و بخشی از آفریقا مداخله گر است حاکم است محتاج به تدوین یک  استراتژی فرامرز(فراملی) و چشم اندازی مدون است. چنین نظامی با چنین ویژگی هایی مجبور به اتخاذ برنامه ها و استراتژی ای است که بتواند موقعیت کنونی اش را تحکیم کرده و در راستای برآورده کردن آرمانهای ایدئولوژیکی اش هم کاربرد داشته باشد. نادیده گرفتن این امر به فروپاشی نظام خواهد انجامید.
و ادامه می دهم:
“ برای درک چرخش (کنترل شده و برنامه ریزی شده نظام) می بایست به برنامه های نظام جمهوری اسلامی از آغاز تاکنون نظری هر چند گذرا بیندازیم. بعنوان مثال، رفسنجانی (در مقام رئیس خبرگان و تشخیص مصلحت) در مصاحبه اش با فارس به چندین نکته دراز مدت اشاره می کند. نگارنده در همان موقع با مطرح کردن چند سوال به چرخش نظام و مشکلاتی که با آن روبرو خواهد شد دقیق تر شد. نوشته بودم که پرسش و پاسخ رفسنجانی با سایت دولتی فارس:
“ حاکی از تشدید اختلافات و تضادهای درون نظام است. آیا نظام جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است، و یا اینکه وارد پروسه بازتعریف رفتار خود، با در نظر گرفتن شرایط حاکم بر روند اقتصاد و جامعه است؟ آیا این پرسش و پاسخ نوعی از اعتراف به شکست در پیشبرد اهداف سند است؟ آیا رفسنجانی به زبان اشهد خود از شکست جمهوری اسلامی برای مبارزه با طاغوت، فساد، آسیب های اجتماعی، فقر و، و وابستگی نظام به خارج صحبت نمی کند؟ چرا رفسنجانی مجبور به انجام این “پرسش و پاسخ” شده است؟”
 
پیام اسلامی (بهمن 1389)
“جمهوری اسلامی همیشه به دنبال “امنیت نظام” خود، و خواهان سهمی کوچک از خوان به یغما رفته خاورمیانه بوده است. رژیم اسلامی اگر به این دو “خواست” برسد، هم اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت و هم  (بصورت مخفیانه) بر سر “اتمی” شدن کوتاه خواهد آمد.”........” امید رژیم در این است که مردم به خیابان ها نریزند، و ریسک پذیری را برای رژیم بالا نبرند. تنها در این حال است که رژیم می تواند پایه های لرزان خود را تا سال 1391 بازسازی کند. اما برای این بازسازی زمان لازم دارد.”
 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.