شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مفهوم سوسیالیزم - قسمت سوم

مازیار رازی

نقش ديكتاتوری انقلابی پرولتاريا

در مرحله انتقال از سرمايه داری به سوسياليزم، از ميان رفتن دولت با رشد اقتصادی، همگام با يكديگر بايد طی شوند. اما، اين روند شايد بطور ايده آل پيش نرود و جامعه بطور اجتناب ناپذير- با برخی از ناهنجاری های معين بوركراتيك مواجه شود. زيرا كه، در جامعه‌ی سرمايه داری، چنانچه پرولتاريا عموماً در موقعيتی قرار می گرفت كه می توانست به محض كسب قدرت به مثابه يك طبقه بر كليه امور زندگی اجتماعی و اقتصادی نظارت كند، اين ناهنجاری های بوركراتيك اجتناب ناپذير نمی بود. اما، متأسفانه چنين نيست. نظام سرمايه داری كارگران را در كليه سطوح زندگی بيگانه می سازد و از طريق تحميل حداقل 8 ساعت كار روزانه (مضافاً بر وقت هدر رفته برای اياب و ذهاب به محل كار و زندگی)، كارگران را از رشد فرهنگی- كه آنان را قادر به عهده گيری فوری اداره جامعه می سازد- محروم می كند. كارگرانی كه پس از ساعت ها كار طاقت فرسا به محل مسكونی خود باز می گردند، ديگر فرصت مطالعه و ارتقاء سطح فرهنگ خود را نخواهند داشت. تا هنگامی كه مدت زمان كار، آگاهانه كاهش نيابد، ابتدائی ترين وضعيت مادی برای مديريت كارگری جامعه زيست نميكند. بنابراين، شكلی از نيابت قدرت- كه بنوبه خود می تواند به ناهنجاری های بوركراتيك منجر شود- اجتناب ناپذير است.

اما، اين قدرت كه به نيابت جامعه- در اين مرحله- برای از بين بردن تدريجی خصوصيات منفی موروثی جامعه سابق گام های مؤثر بر می دارد- می بايد شكل ويژه ای داشته باشد. چنين قدرتی می بايد دمكراتيك ترين قدرتی باشد كه تاريخ به خود ديده است. دمكراسی ای بسيار عالی تر از "دموكراسی بورژوائی" حاكم بر كشورهای سرمايه داری. در اين مرحله آزادی بيان و تجمع و اعتصاب و غيره برای كليه ی قشرهای اجتماعی توسط قدرت دولتی نوين بايد تضمين گردند (مگر برای آنان كه مسلحانه قصد براندازی قدرت اكثريت مردم را دارند). اين قدرت، "ديكتاتوری انقلابی پرولتاريا" ناميده می شود. قدرتی است كه به نمايندگی از كارگران و زحمتكشان و متحدين آنان (اكثريت جامعه)- براساس تضمين دمكراسی كارگری (قدرت شورايی)- روند عبور از سرمايه داری به سوسياليزم را تسهيل و عملی می كند. به قول ماركس تنها ضامن انتقال از سرمايه داری به سوسياليزم همانا استقرار ديكتاتوری انقلابی پرولتاريا است. هر شكل ديگری از قدرت و يا جايگزينی ديكتاتوری انقلابی پرولتاريا و قدرت شورايی با "ديکتاتوری حزب" و يا "خبرگان روشنفكر" و سركوب مخالفان سياسی به نام طبقه كارگر محكوم به شكست است و امر انتقال به سوسياليزم را مسدود كرده و وضعيت را برای بازگشت سرمايه داری هموار می كند.

در شوروی چنين شد. اختناق استالينيستی عليه طبقه ی كارگر و زحمتكشان و مليت ها و سركوب دمكراسی كارگری، مرحله انتقال به سوسياليزم را متوقف كرد و جامعه را نهايتاً به عقب (يعنی سرمايه داری) باز گرداند. در جامعه ی شوروی، رهبری حزب بلشويك- به نمايندگی شوراهای كارگران، دهقانان و سربازان- قدرت سياسی را بدست گرفت و اقدامات اوليه در راستای استقرار قدرت شورايی و امر انتقال به سوسياليزم را عملی كرد. اما به علت انزوای انقلاب در سطح جهانی و جنگ داخلی كه منجر به از بين رفتن پيشروی انقلابی و كارگری شد، در اين جامعه به تدريج ناهنجاری های بوركراتيك غالب شد. مبارزه لنين عليه بوركراسی نيز با مرگ وی متوقف شده و مبارزه اپوزيسيون چپ به رهبری تروتسكی نيز شكست خورد. استالين و دار و دسته به نمايندگی از قشر بوركرات (و بازماندگان رژيم تزار) به نام طبقه كارگر و متكی بر اعتبار انقلاب اكتبر، قدرت را از طبقه ی كارگر غصب كردند و جامعه را عاقبت "در مارپيچ بوروكراسی" (سرمايه داری) به عقب برگرداند
 
مازیار رازی
ادامه دارد

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ویژه ماهنامه دیدگاه سوم تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مازیار رازی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.