شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۱ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

گاهی گذرا به ساختار اقتصاد جهانی - بخش چهارم

مازیار رازی

مرحله سوم
اقتصاد جهانی کاپيتاليستی و وابستگی اقتصادی ساير جهان
 ريشه های عينی ظهور امپرياليزم
 در دوران پيش، سرمايه داری کشورهای اروپايی همراه با صنعتی کردن زيربنای اقتصادی خود، و براساس نياز و بحران آن دوره، به صدور کالاهای مصنوعی به ساير کشورهای جهان مبادرت کردند، در نتيجه اين اقدامات، انباشت اوليه «جهان سوم» مسدود شد، در دوران نوين، تغييراتی در انکشاف سرمايه داری مشاهده شد: تغيير از «سرمايه داری رقابت آزاد» به «سرمايه داری انحصاری». اين روند به نوبه، تغييرات مهمی در کشورهای «محيطی» بوجود آورد. با وابسته شدن روندهای انباشت اوليه سرمايه در سطح جهانی به روند تجديد توليد سرمايه کشورهای متروپل و گسترش تقسيم کار بين المللی، به تدريج اقتصادهای «ملی»ی  تمام کشورهای جهان به بازار جهانی کاپيتاليستی وابسته شد. در واقع از اين پس، توليد اجتماعی در کشورهای واپسگرا در خدمت تقويت نيازهای توليد کاپيتاليستی در کشورهای متروپل قرار گرفت. يعنی، عقب افتادگی معمولی کشورهای حاشيه ای، به واپسگرايی دائمی توأم با وابستگی اقتصادی تبديل شد.
علل تغييرات در سرمايه داری کاپيتاليستی نيز چنين بود که، بر اثر تمرکز و تراکم سرمايه در کشورهای متروپل، کنترل بسياری از بخش های عمده توليدی به دست «تراست» ها قدرتمند افتاد.بدين ترتيب رقابت های سرمايه داری در بخش های مختلف توليدی به تدريج کاهش يافته و در نتيجه،«جنگ قيمت ها»  با «ثابت نگهداری قيمت ها» جايگزين شد. با اين روش سرمايه داری انحصاری، سود افزونه ای، اضافه بر نرخ سود متوسط، به چنگ آورد. افزايش سود افزونه در چند بخش از توليد توسط تعداد مشخصی از سرمايه داران بدون کنترل بر توليد؛ طبعاً د ر آن بخش ها منجر به اشباع توليد و پّر شدن ظرفيت توليد، شد. و آن به نوبه خود، به افت نرخ سود منجر گشت (تضاد ذاتی نظام سرمايه داری). به سخن ديگر، سرمايه داری با «اشباع انباشت سرمايه» روبرو می شود و در نتيجه سرمايه «سرگردان» در جامعه ظاهر می گردد. اين سرمايه، برای سودآوری فراتر يا «زنده ماندن»؛ يا بايد در حوزه ديگری از توليد به کار گرفته شود و يا در بازار نوينی مشغول بکار گردد. بديهی است در اين دوران با تمرکز و تراکم سرمايه بازارهای درونی پس از مدتی اشباع می شود. از اينرو سرمايه داری اروپايی در موقعيتی قرار می گيرد که در راستای حل بحران خود به بازارهايی که در دوران پيش مورد تهاجم قرار داده است (غارت و صدور کالاهای مصنوعی)؛ به صورت ديگری (عمدتاً صدورسرمايه) حمله ور می شود. تهاجم اخير کشورهای اروپايی مترادف با جهش عظيمی در« ترکيب ارگانيک سرمايه» است. افزايش شديد سرمايه ثابت، خود را در «انقلاب تکنولوژيک صنعتی» (دوم) به نمايش می گذارد (استفاده از منابع برقی به جای ماشين بخار، استفاد از موتورهای احتراق درونی و غيره). به سخن ديگر در اين دوران برخلاف دوران پيش (سرمايه داری رقابت آزاد) که صنايع در بخش2 (ماشين آلاتی که وسايل مصرفی توليد می کند)، نقش مهمی داشت، در دوران اخير(سرمايه داری انحصاری) بخش1 (ماشين آلاتی که ماشين آلات توليد می کنند)، نقش تعيين کننده دارد. اين روند منجر به گرايش شديدی در کاهش نرخ سود شد.  
در چنين وضعيتی بحرانی در کشورهای کاپيتاليستی (که توليد کالاها تعميم يافته است) در مقابل سرمايه داری سه راه حل باقی می ماند: 1) ازدياد نرخ سود (و ارزش افرونه) از طريق اعمال استثمار مضاعف بر کارگران؛ 2) تحميل رقابت بيشتر مابين خود شرکت های سرمايه داری (به نفع انحصارات و به ضرر ديگران)؛ و 3) توسعه طلبی و يافتن بازارهای بکر در نقاط ديگر جهان. البته سرمايه داری تازه قدرت يافته انحصاری، راه حل نخست را از طريق محدود کردن دستمزدها کارگران و راه اندازی جنگ ها، استثمار مضاعف، انجام داد. اما، در اين ميان مبارزات کارگران و مقاومت سازمان يافته آنها اين کانال از ازدياد ارزش افزونه را محدود می کند. راه دوم، يعنی رقابت بين سرمايه داران و تقويت انحصارات (به ضرر ساير سرمايه داران) در مرزهای يک کشور، نيز محدوديت های خود را دارا است.زيرا اين روش تا زمانی کارآيی داشته که تعداد شرکت های انحصاری کم باشد. با افزايش اين بخش ها، سود آوری کل آنها نيز کمتر و کمتر می گردد. زيرا در روند توليد جمع کل ارزش های افزونه مابين تعداد بيشتری از انحصارت تقسيم می گردد.
بنابراين راه حل سوم؛ در اين دوران به مثابه تنها منبع افزايش نرخ سود در مقابل سرمايه داران انحصاری قرار می گيرد. در اينجاست که نطفه های اوليه نظام امپرياليستی جهانی نقش می بندد.بحران اشباع سرمايه در کشورهای متروپل اين روند را اجتناب ناپذيرتر می کند.
 
ادامه دارد
مازیار رازی
 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ویژه ماهنامه دیدگاه سوم تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مازیار رازی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.