شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۳۰ تير ۱۳۹۷ - ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پروژه چهارده فرزندی و کودکان خیابانی

كوروش طاهري

 دیدگاه سوم-شماره نهم – فقر در ایران, نهادینه شده و  فقیر کردن مردم به یکی از سیاستهای همیشگی حکومت تبدیل گردیده . متوسط درآمدهای خانوار در نظام ولایت فقیه به پائین ترین سطح  نزول کرده و در برابر افزایش جمعیت تصاعدی ایران, تامین امکانات برای پاسخگوئی به نیازهای زندگی اجتماعی  رقمی در حد صفر را نشان می دهد.
در بین گروههای اجتماعی در نظام جمهوری اسلامی که داعیه پیاده کردن  الگوی اسلامی برای سایر کشورها را در بوق و کرنا می کند کودکان و نوجوانان ,چشم براه آینده ای تیره و سیاه تر از وضعیت کنونی هستند و در بین این رده سنی, کودکان خیابانی , بی خانمان و بی سر پرست هم وضعیتی اسفناک و هولناک  دارند و هم این که یکی از پرده های بی توجهی و بی خیالی نظام را در باره زندگی و سرنوشت این معصومان و معلولان اجتماعی به کنار می زند تا چهره پلید و ریاکارانه حکومت بیشتر عریان شود. حکومتی که در تامین نیازهای اولیه زندگی شهروندان ایران ناتوان و ناکارآمد است برای تامین منافع ایده ئولوژیکی و توسعه قلمرو سیاسی و جغرافیائی آن با طرح پروژه های چهارده فرزندی و تشویق اقشار مردم برای تولید مثل و افزایش تعداد فرزندان بر دامنه فقر و فلاکت و ناهنجاری چندین برابر وضعیت کنونی در آینده ای نزدیک اضافه می کند.
در اعلامیه جهانی حمایت از بقاء و رشد کودکان سازمان ملل متحد آمده است: ” كودكان جهان موجوداتي معصوم آسيب پذير ومتكي هستند، ولي آنان كنجكاو ، پر جوش  وسر شار از اميد نيز مي باشند . دوره خردسالي آنان بايد زماني براي شادي ، صلح، بازي ، فراگيري ورويش باشد. آينده كودكان بايد بر مبناي هماهنگي وهمكاري شكل گيرد. كودكان بايد همراه با گسترش بينش وكسب تجربه هاي نو به بلوغ برسند”.
كودكان خياباني چه كساني هستند؟
براساس تعاريف سازمان هاي بين المللي (سازمان جهاني بهداشت ، يونيسف وآژانس بين المللي کودکان خياباني )کودکان خياباني را  مي توان بر اساس وضعيت زندگي آنها به چهار گروه تقسيم کرد:      
  ● کودکان بي خانمان که خانه وخانواده ندارند ودرخيابان زندگي  مي کنند.اين کودکان را اصطلاحا“ کاتن مي گويند.
  ● کودکاني که داراي خانه وخانواده هستند وبه دلايلي مختلف از خانواده خود جدا شده اند و تنها به صورت گروه هاي کوچک و گاه زير پوشش باند هاي مربوط زندگي مي کنند.
  ● کودکاني که قبلا“ بي خانمان بوده اند اما در حال حاضر در سر پناه ها و مراکز حمايتي نگهداري مي شود.
  ● کودکاني که داراي خانواده هستند و با خانواده خود زندگي  مي کنند. اما به دلايل مختلف وعمدتا“ فقر بيشتر اوقات خود رادر خيابان مي گذارنند
سیاستهای تخریب کردن  فرهنگ ایرانی و جایگزین کردن فرهنگی بنام اسلامی که بر پایه دروغ,فریب,دلالی,حقه بازی,عقب ماندگی و در تضاد آشکار با قوانین مدرن و حقوق بشری است, موجب شده تا چنین فرهنگی بر مناسبات اجتماعی و تاریخی ایرانیان حاکم شود و بی هویتی ,بیگانگی اجتماعی , بی تفاوتی و بدبینی را در بین گروههای اجتماعی ایران مسلط کند.
وقتی در قلمرو علوم اجتماعی وضعیت فردی کودکان خیابانی مورد بررسی و تحقیق قرار می گیرد داده های تاسف باری بیش روی محققان قرار می گیرد که شرمساری مضاعف برای حکومت اسلامی در بر دارد.
در یک تحقیق تک نگارانه  كه روی ۴۱۳۳ نفر از كودكان خیابانی ایران انجام گرفته است، مشخص شده كه ۷۳ درصد این كودكان به بیماری های چشمی و ۶۱ درصد به بیماری های تنفسی مبتلا هستند. هم چنین ۶۴ درصد آن ها از بیماری های قلبی ۶۹، درصد از مشكل اختلال در شنوایی و ۶۱ درصد از كمبود توجه رنج می برند؛ ۸۲ درصد نیز دچار بیماری های پوستی هستند. از نظر سوادآموزی هم ۵۶ درصد آن ها بی سوادند، ۶۱ درصدشان مشكلات گفتاری دارند و در مجموع ۸۶ درصد آن ها فاقد هرگونه مهارت شغلی اند كه این آمار نشان دهنده وضعیت نگران كننده كودكان خیابانی در كشور است. اما در کنار این مصائب و ناهنجاری ها موضوع تازه ای که زندگی روزمره گی کودکان خیابانی در ایران را با خطرات جدی فردی و اجتماعی روبرو ساخته است تجاوزهای جنسی و شیوع بیماری ایدز است که این کودکان به آن مبتلا شده اند و هر روز ابعاد این فاجعه انسانی در حکومت عدل اسلامی!!! گسترده تر می شود. حتی در قلمروی مثل ورزش فوتبال تجاوز به نوجوانان و کودکان توسط دلالان فوتبال به یک کار و پدیده ضد بشری تبدیل شده است.
در یک مقایسه عمومی می توان این واقعیت بدیهی را دید که تفاوت کودکان خیابانی و ولگرد در ایران با سایر کشورهای فقیر در این است که کشورهای فقیر دیگر فاقد ثروت های مادی و منابع معدنی و طبیعی لازم برای  تبدیل اینها به امکانات کار و اشتغال و بهزیستی و کاهش فاصله طبقاتی هستند در حالی که ایران کشوری است که روی گنج قرار گرفته ولی بی لیاقتی و چپاول گری حکومت و باندهای مافیایی آن ,ثروت های مادی و معنوی ایران را در جهت منافع ایده ئولوژیکی خود به حراج و تاراج گذاشته اند.
 
کوروش طاهری
 
 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ویژه ماهنامه دیدگاه سوم تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
كوروش طاهري:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.