شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ - ۲۰ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

کسی در زمستان خربزه می خورد باید پای لرزش هم بنشیند

گلمراد مرادي

این تیتر مقاله، مثلی است عامیانه که معمولا، اکثر مردم به آن پای بند اند. لذا و بویژه هر کسی باور داشته باشد که از حقوق انسانی دفاع می کند، بدون شک بایستی انواع و اقسام تهمتها و توهینها از جانب دشمنان آزادی و غاصبان قدرت در مملکت و حتی از جانب منافع ار دست رفته ها، بشنود. اخیرا من مطلبی واقع بینانه در رابطه با برخی از نشریات در رژیم جمهوری اسلامی نگاشته بودم که کارشان فقط تهمت زدن به احزاب کردی مخالف است. در هرحال یکی از این نشریات، مرا تهمت باران کرده است و نشریه دیگر برخی ازتهمتهای اولی را تکرار کرده، با انشاء نسبتا بهتر از اولی. اگر فقط یکی از تهمتها با واقعیت انطباق می داشت، من دهانم را گچ می گرفتم و هیچی نمی نوشتم و سکوت می کردم. اما از بد بیاری گردانندگان جمهوری اسلامی، بویژه این آقایان نگارنده تهمت و دشمنان ملتهای ایران هیچ کدام از آنها صحت ندارند. می شود گفت اینها یک عده از آدمهای مزد بگیر، کم سواد و کم منطق اند و فقط تحریک می کنند که انسان چیزی بنویسد. گرچه در اینجا هیچ نیازی نیست که آدم از خود دفاع کند، زیرا در کنار مثال فوق که تیتر این مقاله قرار داده شده، مثال دیگری داریم گوید: طلائی که پاک است چه باک او ازخاک است؟ با همه این توصیف آدم افسوس می خورد که چرا مثلا مخالفین یا حتا دشمنان، انسان، به آن اندازه خالی از منطق، بیسواد، بی اخلاق و دروغگو باید باشند که برای ترور شخص مخالف خود، متوسل به تهمت و توهین بی اساس بشوند؟! بنده اگر مطلبی در مقالات قبل نوشته ام، باسند و مدرک است نه تهمت. در اینجا مفهوم توهین و تهمت و هتک حرمت چه هستند؟ اینها از صفات منفیی هستند که واقعیت نداشته باشند و به کسی گفته شوند. اگر چیزی واقعیت داشته باشد نه تهمت است و نه توهین و نه افترا. آنچه که بنده نوشته ام واقعیت دارد و می توانم، آنها را، در یک محفل عادلانه و یا داد گاه ثابت کنم. در هر حال اکثر خوانندگان محترم بنده را می شناسند و حداقل یکبار در زندگی در مصاحبه های تلویزیونی، سخنرانیها و با این سن و سال در تظاهرات، مرا دیده و شنیده اند. لذا بیشتر آشنایانی که زندگی بنده را می شناسند، خوب هم می دانند که من چگونه با حد اقل امکانات، اما سر فراز و شرا فتمندانه، زندگی می کنم. خوشبختانه چیزی پنهان ندارم و همه نکات از زندگی خصوص گرفته تا زندگی اجتماعی ام باز است. مشکلی که با گردانندگان ایران دارم که روزنامه و دیگر رسانه ها بخشی از آن هستند، آن است که آنها همه چیز را با معیار پول ارزیابی می کنند که من شخصا کمترین ارزش برای آن قایل ام. بدین ترتیب چون معیار تهمت ها همه پول است، بنا بر این هیچ کدام از این تهمت های مأموران جمهوری اسلامی ایران به من نمی چسبد. این را همه، حداقل دراین شهر که حدود 45 سال است دارم زندگی می کنم، می دانند. من حتی سیگارهم نمی کشم ومشروب الکلی و یانوشابه شیرین هم نمی نو شم، تاچه رسد به مست بودن. ولی مسلمانان راست گو! مرا به مشروب خوار ومست متهم کرده اند و ازجانب دیگر مرا با فه یسبوک و ای میل تهدید کرده اند که خواهند نوشت "همجنس گرا" هستم، لایق ذکر است، این "تهمت" در جامعه اسلامی و در سایه تربیت اسلامی، خیلی بد است. البته اگر از زاویه متمدنانه با آن برخورد کنیم مسئله ای طبیعی است. زیرا اگر کسی از بچگی مادرش نا خود آگاه برای تقویت و سالم ماندن بچه، مواد هورمونی زیادی به او داده باشد، در دوران بزرگ سالی بیشتر گرایش به همجنس خود پیدا می کند که متأسفانه به دلیل فقر بیش از حد، مادر بیچاره من این امکان را نداشته، و گرنه من نیز هم جنس گرا می شدم. از پزشکان محترم که بیشتر می دانند، تقاضا دارم برای بنده و امثال توضیح بدهند. من فقط از قلم برخی از این عزیزان خوانده ام. در هر حال بکوری چشم آخوندها که این هم جنس گرائی را بد می دانند، "من افتخار آن را نداشته و هم جنس گرا نیستم". در جای دیگر مرا تهدید کرده اند "پیر هوس باز" که این را هم بسیار بد می دانند. خوب هوس باز به کسی گفته می شود که گرایش بیش ازحد به زن داشته باشد و این چیز زیاد بدی نیست و از نظر علمی بسیار طبیعی است، اما برای این آقایان که پیامبر محترم با 53 سال سن با دختر 7 ساله، عایشه، ازدواج کرده، 9 زن عقدی و به روایتی 13 زن صیغه ای داشته و در غیاب یک ساعته یکی از زنان عقدی اش با کلفت خود خلوت کرده هوسباز نمی دانند که حتی داستان آن در قرآن مجید آورده شده، سوره التحریم. به علاوه این ها قصداً انگشت روی آن گذاشته اند که من به پیامبر اسلام توهین کرده ام! و می خواهند باور مندان پاک دل را علیه من تحریک کنند. هیچ نیاز ندارد، من از خودم دفاع کنم، اما توهین در ذات من نیست. بنده حاضرم قرآن مجید را جلو دستم بگذارم و با بزرگترین آیت الله عظماها در مورد آن بحث کنیم. بدون هیچ توهینی به یک مقام محترمی. فقط تنها توهین بنده این است که گفته ام نباید فرقی باشد بین انسانها و چیزیکه بد است برای همه باید بد باشد و اگر خوبست برای همه باید خوب باشد. نمی شود، فقط برای دیگران چنین کاری بد باشد و هوسبازی! خوب آنطور که گفته شد این آقایان تهدید کرده اند که مرا به همجنس گرا متهم می کنند. در حالیکه هم جنس گرایان از زن بیزار هستند. به این حضرات باید گفت: که اگر واژه جا پیچی، در مقالات قبلی، بکار برده شده، اصلا به کسی تهمت نکرده ام، بلکه واقعیت را گفته ام، نگاه کنید به بیانیه خودتان در مشهد. در هرحال، اگر روزی کشور از دست شما رها شود، حقیقت بیشتر برای نسل های بعد از من، اگر فراموش کاری را به کناری بگذارند، روشن خواهد شد. اما قصد از صرف وقت و به روی کاغذ آوردن این مطالب دو نکته هستند: یکی افشا گری و رو کردن دروغ این حضرات اسلام پناه است که مردم بیش از این کلاه به سرشان نرود، آن طور که اوایل انقلاب سر همه رفت و اکثر دمکرات ها از این آقایان ملا ها دفاع کردند وحتی شیوه حکومت داری را به آنها یاد دادند. اما به جای نمک شناسی، مخالفین را بنام جاسوس بیگانگان و گرفتن اعتراف از آنان زیر شکنجه های غیر قابل وصف کشتند. در هر صورت مگر آیت الله خمینی در پاسخ به یکی از خبر نگاران خارجی، هنگامیکه از او پرسش شد: آیا شما در پاریس نفرمودید که کمونیستها هم در جمهوری اسلامی آزادند؟، گفت: ما به کمونیستها حیله زدیم!! نقل به معنی. بنا به همان حیله و مکر است که خداوند به کافران زده است. سوره النسا آیه 142. البته چیزی که به نظر این آقایان می بایستی مرا بیش از حد ناراحت کند، بی شر ما نه ترین دروغ اسلامی است. از قبیل ساواکی بودن و گویا عبدالله مهتدی که رهبر کومله است در همین جلسه مقرر داشته که ماهانه مبلغی به من بدهند!! ببینید بی شرمی را تا کجا رسانده که روی همه شارلاتان های جهان را سفید کرده اند. اولا من یک محقق مستقل ام، منتها گرایش ام آن است که از حقوق اولیه ملت کرد دفاع می کنم و هر حزبی که در این راه گام بر دارد من حامی آن هستم و هر کسی نا عادلانه و با دروغ و تهمت تجزیه طلبی به هر سازمانی که واقعاً هم تجزیه طلب نیست بزند، در افشاء آن بر می آیم. این آقایان از خود نپرسیده و نمی پرسند چرا گروهی از انسانها یا یک و قوم و ملت از ملت حاکم قصد جدائی را دارد؟ مثلا چرا آلمانی ها در سویس که 63 درصد جمعیت سویس را دارند، نمی خواهند به آلمان به پیوندند؟ اگر در این باره پرسش باشد بنده با منطق درخدمت هستم. دوما؛ نه من از رهبر کومله، عبدالله مهتدی، دفاع کرده و نه او در جلسه حضور داشته که به اصطلاح مقرری ماهانه به من بدهد! شرم و حیا هم خوب چیزی است. سخنرانی من در سایتهای متفاوت به زبان فارسی درج شده است. به علاوه من حدود بیش از 44 سال است فعالیت سیاسی می کنم و این را تا حدود زیادی می دانم، هیچ کدام، حتا سلطنت طلبانی که به ثروتمند معروف اند و گویا ثروت زیادی از مملکت بیرون آورده اند، به آن اندازه پول ندارند که ماهانه مقرری به کسی بدهند. این دیگر بی شرمی را می رساند. اگر آدم علیه نا برابری بر خاسته، به دلیل باور عمیقی است که به مبارزه دارد نه بخاطر پول. جملات واقعاً احمقانه ایکه این آقایان روزنامه نگار نوشته اند در اینجا می آورم. برعکس، من خوش حالم که اینها بقیه آبروی خود را اگر مانده باشد، با این جملات و اظهارات برده اند. "در آخرین موردنیز درجلسه ای بنام سکولار دمکرات های ایران! به دفاع تمام قد ازشخصیت مهتدی و گروهک کومله برخواست. درهمان جلسه نیز،عبدالله مهتدی سر کرده کومله بخاطر دفاع وی از این گروهک و فعالیتش برعلیه مخالفین مهتدی،مقررکرد تا ماهیانه مبلغی به وی پرداخت شود. مهتدی در نشست کنگره موسوم به ملیتهای ایران فدرل،بخاطر دفاعش از وی، 2500 دلار بصورت دستی به وی بعنوان پاداش پرداخت کرد. منابع خبری آکام نیوز،که از درون خود گروهک کومله می باشند،در چند روز گذشته به ما اطلاع دادند که عبدالله مهتدی بشدت از افشاگری های آکام نیوز به خشم آمده است و به همین منظور نیز به گلمراد مرادی روانی ماموریت داد تا گزارشی چند پارا گرافی و طولانی بر علیه آکام نیوز نوشته و به رسانه ها ارسال کند." اولا؛ یکی از دوستان، این مقاله مأموران، حقوق بگیر، جمهوری اسلامی را به من نشان داد و گفت: بطوریکه از دیگران جویا شدم، رهبر کوملع، عبدالله مهتدی بدلیل بیمار بودن درکنگره حضور نداشته اند، چگونه به تو پول دستی داده است؟ من گفتم باور کنید که اصلا این واقعیت ندارد و من حتا پول رفت و برگشت قطار و هتل خود را خودم پر داخت کرده ام. البته ناهاریکه یک ساندویج ساده بود از جانب برگزار کننده کنگره دوم سکو لار ها تهیه دیده شده بود. دروغ صد درصد اسلامی این آقایان از آنجا برملا می شود که این جملات فوق را نوشته اند وبخورد مردم ساده و خوش باور می دهند. یعنی کسی که ازنظر زبانی فرق "برخاستن و برخواستن" را نداند واقعاً باید شرم کند که از کسی ایراد بگیرد. دوما؛ مطرح کردن یک مطلب برای آن دسته از باور مندان لازم و ضروریست که می خواهند حقیقت را بشنوند و دیگر اجازه ندهند با نام دین شیره بر سرآنها بمالند. این حضرات، مخالفین خود را، تهمت باران می کنند، بدون در نظر گرفتن هیچ گونه شرف و اخلاق که فقط متعلق به انسانها است و می بایستی حداقل در میان اینان که مدافع و مروج اسلام اند، رعایت شود. اگر یکی از این تهمت ها که به مخالفین زده می شود؛ از قبیل تجزیه طلب، مجیز گوی یک رهبر سیاسی که از او پول دریافت می کند!، مشروب خوار، روانی مشهور، ساواکی، همجنس گرا، وطن فروش و تهدید به تهمتهای دیگر مانند هوسباز و تروریست و غیره که از عمرش حتا یک مرغ را نیز سر نبریده است، درست بود، اینها حق داشتند، هر نا سزائی هم بگویند. اما همه اینها بعد از اینکه طرف مطلبی افشاء گرانه می نویسد و دست این آقایان اسلام پناه، رو می شود، اتفاق افتاده است و گویا تا قبل از آن، طرف آدم سالم و بی آزاری بوده و هیچ کدام از این تهمت ها و توهین ها به او نمی چسبیده! خوب، همین که سر افشاء گری باز می شود، برای جمهوری اسلامی خطرناک به نظر می رسد و باید انواع و اقسام دروغها و تهمت ها به او بچسبانند. یکی از فیلمسازان و هنرمند محترم کرد، گویا پس از خواندن این تهمتهای بی اساس، به من گفت: "توصیه می کنم به این مطالب زیاد توجه نکنید و حیف وقت است که پاسخی بنویسید. آنها همه چیز را، قصداً، تحریک آمیز و دروغ، نوشته اند و می خواهند شما پاسخ دهید که آنها خود را در سطح بالائی ببینند". او در اصل درست می گوید، واقعاً حیف وقت است که چیزی نوشت. او نسبت به من نظر لطف دارد، اما من به حرف او کم توجه کردم و بر این باورم که حتی برای روشنگری مردم هم شده، نه دفاع از خود، باید حقایقی را مطرح کنم. احتمالا در پاسخ به این مطلب هم چیزی بنویسند، خوب، اینها ماهانه حقوق می گیرند و کاری جز این ندارند که فقط تحریک کنند. برای من زیاد هم مهم نیست اینها چه توهین هائی می کنند و چه تهمت هائی به من می زنند! مهم آن است که با روشن شدن واقعیت آبروی آنها اگر داشته باشند که خود را نماینده اسلام محمدی می دانند، برود. در حقیقت این کار من بوی انتقامجوئی از آن می آید که من به شخص مخالف صد درصد انتقامجوئی هستم. درعوض انتقام، می خواهم اینها آدم شوند، دروغ نگویند، تهمت نزنند و تا زمانیکه مطمئن نباشند، چیز دروغی علیه کسی ننویسند و به آینده خود و اسلام بیاندیشند. پر مسلم است اکنون در میان عوام پاک دل احتمالا برد، داشته باشند و بتوانند عده ای را دور خود جمع کنند اما اطمینان دارم در دراز مدت بردی ندارد، و نه فقط آبروی خود را می برند، بلکه آبروی فرهنگ اسلامی را نیز خواهند برد. متأسفانه این حس انتقام جوئی در نهاد بشر است و نسبت آن در کشورهای یهودی و مسلمان نشین به مراتب بالاتر است. ما ها که اجبارا تربیت اسلامی داریم از این قاعده مستثنی نیستیم. حالا نظری جدی می اندازیم بر محتوای این فحش نامه که نگارنده اش گله مند بوده، چرا برخی سایتها آن را درج نکرده اند؟! من بخشهائی از آن را، بدون دخالت در اینجا می آورم که خیال نگارنده اش جمع باشد: "آکام نیوز:چهارشنبه جاری،12 شهریورماه 1393 هجری شمسی،مطلبی سراسر افترا، توهین،هتک حرمت همراه با الفاظ بسیار رکیکی همچون"جاکش"،تروریست! و ..."توسط گلمراد مرادی ساواکی دیروز، مجیز گوی امروز عبدالله مهتدی سرکرده گروهک تجزیه طلب و تروریست کومله، تحت عنوان "آکام نیوز نشریه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران"، در سایتهای اپوزیسیون کردی، منجمله رادیو کوردانه به مدیریت محمدرضا اسکندری،ایران گلوبال، بالاترین و ... منتشر شد.!" همانطور که عرض کردم من هرگز به خودم اجازه نمی دهم به هیچ کسی تهمت بزنم و یا توهین کنم، اگر مدرکی در دست نداشته باشم. در صورتی که اگر مطلبی گفته شده، جز واقعیت چیز دگری نیست. خوشبختانه دانشجویان خط امام همین جمهوری اسلامی همه پرونده های رژیم گذشته، ازجمله بخش ساواک آن را چه در ایران و چه در خارج از ایران به دست آوردند که همین دانشجویان خط امام، نتوانستند دروغ شاخداری مانند امروز درباره من و صدها انسان شریف دیگر پیدا کنند. لذا پرونده من با سر فرازی رو شده است و همه می دانند که من ضد ساواک بوده و هستم. این اولین جرم، تهمت ساواکی بودن است، برای این آقایان. خوشبختانه هویت من کاملا برای همه مشخص است و می توان خیلی ساده در سایتها آن را یافت و خواند. اما متأسفانه هویت نگارنده این تهمتها برای من مشخص نیست. به این دلیل نمی توان تشخیص داد که پدر این آقا در زمان شاه چکاره بوده است؟ من کاری به کار این مأموران معذور ندارم، طرف من سران جمهوری جنایت پیشه اسلامی در ایران است. اگر من واژه جاکش را به کار برده ام در رابطه با مقایسه جاسوسی است که من آن را بد تر از جاکشی می دانم و بعلاوه در رابطه با شهر نو اسلامی است که برای آن تبلیغ کرده اند "دختر از 12 تا 35 ساله را در اختیار مردان متأهل بگذارند". من این عمل را از جا کشی بدتر دانسته ام. آیا خوانندگان محترم غیر این فکر می کنند؟ اگر من برای مثال آکام نیوز یا دیار و نادیار را نشریات وزارت اطلاعات نوشته ام، به این دلیل بوده، کاری که این ها، علیه احزاب مخالف رژیم جمهوری اسلامی، می کنند وزارت اطلاعات هم نمی کند. مجددا لایق ذکر است که نگارنده فحش نامه گله کرده است، چرا مطالبش، برای مثال در کوردانه چاپ نشده است و این را خارج از عرف روزنامه نگاری و غیر دمکراتیک خوانده است! من از این حضرات می پرسم، شما که ادعای دمکرات بودن می فرمائید آیا برای مثال این مطلب و مقاله قبل مرا در آکام نیوز چاپ می کنید؟ که خوانندگان تان از محتوای آنها با خبر شوند؟ تازه باید خوشحال باشید که با چاپ نشدن این مطالب تان بیشتر در خارج از کشور آبروی تان نرفته است. "... و حاضر نشدند،جوابیه مارا درهمان قسمتی که به ما اهانت شده بود،درج نمایند و خوانندگانشان را بصورت یک سویه،قاضی فحاشی های نویسنده شان،گلمراد مرادی که در بین اپوزیسیون به مرد روانی و پریشان حال شناخته می شود،کردند و اجازه انتشار جواب سایتی که به آن در سایتشان توهین شده بود را ندادند و بازهم شاهد سرکوب صدای مخالف درسایتها و رسانه های اپوزیسیون کردی بودیم." من به عنوان یک انسان مورد تهمت قرار گرفته جرم دوم را در این می بینم که این حضرات مدعی شده اند که من در بیمارستان بستری بوده ام و روانی هستم، در صورتیکه من حدود 41 سال پیش برای اولین بار و تا امروز آخرین بار، جهت عمل جراحی پایم به دلیل تصادف اتومبیل در ایران در بخش ارتوپیدی بیمارستان بستری بوده ام و از عمرم به دلیل "روانی" در هیچ بیمارستانی نه هایدلبرگ و نه مونیخ و هیچ جای دیگر بستری نبوده و حتا نرفته ام. لذا باید سران جمهوری اسلامی را به دلیل این جرم بدادگاه بکشانم، آنانی که اگر یک روزنامه در مملکت بگوید پشت چشم رهبر ابرو است زود پروانه انتشارش گرفته می شود و سر دبیر اش زندانی. حالا من از دیگر هجو یات این روزنامه می گذرم و چیزی که خواجه حافظ شیرازی هم می داند و من بارها در مصاحبه های روزنامه ای و تلویزیونی گفته ام و حتا در کنفرانسها که بدون شک مأموران این حضرات حضور داشته اند، در باره بیوگرافی خودم به روشنی گفته ام. اما این حضرات بطور احمقانه مطالب زیر را نوشته اند توجه فرمائید: "گلمراد مرادی درسال 1320 هجری شمسی،دیپلم خودرا گرفت و وارد ارتش شاهنشاهی شد! ازهمان زمان طی دوره آموزشی درارتش شاهنشاهی،بخاطر تفکرات و گرایشات شدیدش به سیستم سلطنتی وشخص محمد رضا شاه پهلوی،مورد توجه سازمان اطلاعات و امنیت شاه،موسوم به ساواک قرار گرفت." یعنی من که 10 روز از عمرم گذشته (بیستم اسفند 1319 بدنیا آمده ام) حالا به خاطر این آقایان یک ساله بوده ام، دیپلم گرفته ام و وارد ارتش شده ام!! شما واقعاً لایق هرنوع فحش هستید، منتها بنده دهان خودم را کثیف نمی کنم، فقط می توانم بگویم بی شرمی می خواهد که چنین دروغی بگوئید و چنین تهمتی را بزنند. در ادامه می نویسند: "او در اولین ماموریت خود، به آمریکا اعزام شد.در آمریکا از سوی ساواک مامور شده بود تا در تشکیلات دانشجویی موسوم به "دانشجویان کنفدراسیون" نفوذ کرده و گزارش فعالیتهای آنها برعلیه شاه را به ساواک، بفرستد." بیچاره هامن زمانی که ازطرف ارتش به دلیل جزو هشت نفر اول قبولیها درزبان انگلیسی بودم به آمریکا اعزام شدم، سال 1964 بود که چندین ماه بعد ازآن تازه کنفدرا سیون دانشجویان ایرانی درآلمان تشکیل شد. یعنی من هنوز درارتش بودم و بیش ازکلاس 10 ریاضی نبودم و کنفدراسیون هنوز تشکیل نشده بوده که من عضو دانشجوئی آن بوده ام!! این نشانه "درست گوئی" این مزدوران جمهوری اسلامی است! جرم سوم این تهمت است که یک ارتشی نمی تواند ساواکی باشد و من دانشجو نبوده ام که بتوانم گزارش دانشجویان را بدهم. این کرد هنرمند، بدون شک درست می گوید، این حقوق بگیران کارشان همین است که تحریک کنند و برای تحریک کردن مخالفین، مزد می گیرند. در هر صورت اینها همانطور که در بالا اشاره سد. گفته اند که عبدالله مهتدی درجلسه ملیتها به من 2500 دلار پاداش داده!! "مهتدی در نشست کنگره موسوم به ملیتهای ایران فدرال،بخاطر دفاعش از وی، 2500 دلار بصورت دستی به وی بعنوان پاداش پرداخت کرد." تا آنجا که من می دانم، کنگره ملیتهای ایران فدرال، امسال اصلا تشکیل نشده و اگر هم شده من اصلا شرکت نداشته ام. پس به هیچ وجه نمی توانسته بین من و عبدالله مهتدی دیداری باشد که او به عنوان پاداش به من مبلغی دستی بدهد!! این جرم توهین چهارم و این حضرات بطور احمقانه مطالب زیر را نوشته اند. صفت احمقانه واقعاً دراین رابطه توهین نیست، بلکه هر کسی که این تهمت را بزند احمق است. توجه کنید: "شخصی که به تازگی بخاطر کلاهبر داری های زیاد از مراجعه کنندگانش در موسسه به اصطلاح حقوق بشری اش،تحت تعقیب قرار دارد." من اصلا نمی دانم در چارچوب دفاع از حقوق بشر چگونه می شود کلاهبرداری کرد؟ اولا، متأسفانه این حضرات نمی دانند و سواد آن را ندارند که بدانند، این تهمت در اروپا جرم سنگین دارد و اگر من به این حضرات دسترسی داشته باشم، فقط بخاطر این توهین و تهمت، آنها را به دادگاه می کشاندم. دوما، من علیه دیار و نادیار چیزی ننوشته ام، اما آنها نیز تهمتی را از آکام نیوز کپی کرده اند و مطلبی علیه من نگاشته اند. دیار و نادیار چندین سال پیش به من نوشته بود و می خواست پرسشهائی را مطرح کند که من بسیار مؤدبانه پاسخ نوشتم و منتظر ارسال پرسشهای آنها شدم که هرگز پرسشها را نفرستادند. پس بنده اشتباه نکرده ام که در تیتر مقاله نام آنها را هم برده ام. بیش از این نمی نویسم که خوانندگان گرامی را بیشتر نسبت به گردانندگان مملکت خشمگین تر کنم. با آرزوی عقل سالم برای این مأموران معذور.

 

هایذلبرگ، آلمان فدرال   20.9.2014                                                           دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
گلمراد مرادي:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.