شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲ تير ۱۳۹۶ - ۲۳ ژوئن ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

ترور خاموش و پيچيده سرهنگ عزيز خزاعى !

عباس رحمتی

مطلبى  كه  در نوشته هاى زير میاید ، غم انگيز تر از آن است كه بتوان در چند سطر آنرا نوشت و بازگو كرد ، نمى دانم ، مي توانم  غم و دردى كه در سينه دارم  براى  مخاطبهاى فارسى زبانم بازگو كنم يا نه ؟ غم بزرگ  اين است كه  یک بزرگ مرد ایرانی  ترور میشود ولی در مرکز اروپا حق بازگو کردنش را نداری ( حداقل تا این زمان ) چرا بايد ترور  شخصيت هاى ملى و بزرگ ایرانی  همچون سرهنگ عزیز خزاعى ، بعد ازگذشتِ دوازده سال با  شما عزيزان مطرح شود ؟  قضيه اى كه  البته تقسيرش  را بايد به گردن كسانى  ديگر انداخت و آن كس و كسان ،  جز سرمداران  رژيم جمهورى اسلامى و همكاران اقتصادى اشان در مركز اروپا نيست ! زياد درد و سرتان ندهم ، مسئله باز هم به ترور و جنايت و يا همان ، " قتل هاى زنجيره اى"  رژیم ایدئولوژیک  بر مى گردد كه متاسفانه اين قتل يا بهتر بگويم ، اين ترورِ پيچيده و  لو رفته  از زنجيره  ترورهاىی است که  توسط رژيم  و همکارانشان در اين دوازده سال خاموش مانده است  و تا حال   اين  جنایت (( ترور ) توسط كسى بازگو نشده و در هيچ رسانه اى جز کیهان لندن   انتشار نيافته است  و حالا هم   مشمول (شامل) گذشت زمان شده است و حال  مى توان   چگونگی ترور را  بازگويش كرد و درباره آن نوشت و انتشارش داد و خوشحالم  از  اينكه  اين  فرصت دست داده است  و باز خوشحالم تا برگ ديگرى از يك جنايت نوشته نشده به   رشته تحرير در آيد تا در دفتر تاريخ جنايات انجام شده  توسط  رژيم ج اسلامى ثبت  شود.  همانطور كه

گفتم ، شايد براى شما هم تعجب آور باشد كه  چرا  بعد از دوازده سال ،بايد چنين جنايتى  در شبکه های جهانی ثبت  شود ؟ همانطورى كه  براى نگارنده و بازگو كننده گان اين ترور نيز  بوده و هست . این ترور بر خلاف ترورهای پیشین، تروری خاموش  ولى فراموش ناشده  باقی مانده است . ترور  مربوط به بزرگ مرد ملى  ايران زمين  بنام " عزيز خزاعى " است ، او سرهنگ آزاديخواهى بود كه قلبش يك لحظه براى آزادى ايران از تپش باز نايستاد اما پاسداران ظلمت  و تباهى او را در آلمان و در مقابل خانه اش ترور كردند تا قلب آزاديخواه ديگرى را از طپش بازدارند ولى جانيان غافل از آنند كه قلب آزاديخواه، هيچگاه از طپش نمى ايستد و زمانى كه خون او  بر زمين ريخته شد در بستر جامعه جارى ميشود و چون نهالى بارور شده  و تنومند ميگردد  . سرهنگ خزاعى را  همچون ترورهاى ديگر  در آلمان [١] با همكارى دولت ميزبان ترور  صورت گرفته  و به بستگان او گفته بودند  كسى جرأت بازگو كردن آنرا در جايى ندارد . (BND(Bundes Nachrichten Dienst يكى از  نهادهاى اطلاعاتى آلمان مسائل تعجب برانگيزى  را مطرح مى كند و بعد از ترورخانواده مقتول را تهديد ميكنند كه اجازه انتشار خبرِ اين جنايت را فعلا نداريد ! بقول معروف يعنى تا زمانى كه آبها از آسياب بيافتد ! درست مانند رژیم تروریست پرور در ایران که مردم را چنین تحت فشار قرار میدهد . 

سرهنگ خزاعى كه بود ؟ 

سرهنگ عزيز خزاعى يكى از برجسته ترين شخصيتهاى نظامى و سياسى بود كه در ايران آموزش نظانى محمد رضا شاه پهلوى را در زمان جوانى اش بعهده داشته است.

سرهنگ خزاعى ، از نظر سياسى و نظامى ،شخصيت  ورزيده اى بود كه در سالهاى ١٩٧٠ شاه را تحت فشار قرار داده بود كه در منطقه ، به عراق اجازه ندهد قدرت نمايى كند يكبار در جنگ با عراق با نيرويى كه در اختيار داشت و با اینکه ارتش ايران  درآنزمان تا ٣٣ كيلومترى  بغداد پيشروى كرده بود ، در اين هنگام شاه دستور ميدهد كه ارتش ايران بايد  به  عقب  برگردد و بعد هم  قرارداد صلح (يا آتش بس ) را با عراق امضاء ميكند . سرهنگ خزاعى در آنجا ، گفته بود كه شاه خيانت كرده است او اجازه نداد تا حساب عراق و صدام را كف دستشان بگذاريم ! بعد از دستور عقب نشينىِ شاه ، از اين ماجرا ، سرهنگ كه هميشه نسبت به شاه دل چركين شده بود و همين بدبينى هميشه در ذهن  او بود بدنبال فرصتی بود تا در مراسم " كينگ كنگ " هاى  دنيا  که در ايران تشکیل شده بود ( دو سه ماه قبل از انقلاب )  قصد داشت كه شاه را ترور كند . او نسبت به فقرى كه در ايران وجود داشته  نسبت به شاه خشم خود را پنهان نمى كرد ، شاه را جنايتكارى ميدانست كه كمكاريهاى زيادى كرده بود  ، چون او  وجب به وجب ايران را ديده بود و ميدانست با آن سرمايه هايى كه در ايران وجود داشته و داشت مي توانست براحتى فقر را ريشه كن كند ! او گرسنگى را در جای جای  ایران و در اقشار مختلف  مردم  ديده بود ، حقوق افسران و ارتشيان را پايين تر از كارمندان ميدانست و اين مجموعه مسائلى  بود كه سرهنگ را بر آن داشت تا عليه شاه  در مراسم بزرگ سنتو (Cento)[2]  کاری کند  او قصد داشت تا نقشه كودتاى خود را  در مراسم پياده كند.ولى اين اتفاق هيچ وقت رخ نداد ! در مورد سنتو  باید مختصرا گفت،  دست دراز تر از ناتو بود كه شامل  كشورهايى مثل ايران ، پاكستان و تركيه  ميشد ، آمريكا ناتو را از سنتو بزرگتر ميدانست ، در واقع سنتو همان كمر بندى بود كه بدور شورى سابق كشيده شده بود كه هميشه مد نظر آمريكا بوده است و در صورت لزوم شوروى را " شاخ مات " كند در همين جا بايد گفت بعد از آوردن " خمينى"  و مستقر كردن ج اسلامى به شكل ديگرى از " گورباچف " حمايت كرده و با طرح كاستريكا  طرح نويى را در انداختند اتحاد جماهير شورى را براحتى تقسيم كردند تا ديوار برلين فرو ريزد و اتحاديه اروپا تشكيل شود و كشورهاى شوروى يكى پس از ديگرى به اتحاديه اروپا بپيوندد .    

عزيز خزاعى سرهنگ  وطنخواه  و آزادي طلبى  بود كه  بعد از انقلاب  ١٣٥٧ هم مقام معاونت وزير دفاع را داشت او همچنين رييس سازمان " ادتكا " ( كل ارتش ) در اوايل انقلاب بود ، در آن زمان مصطفا چمران وزير جنگ بود ، و تيمسار فلاحى وزير دفاعى بود كه در واقع رياست اتاق جنگ هم بعهده او نيز  بود حتا از نظر تخصصي فلاحى زير دست سرهنگ خزاعى بود. بعدها ، سرهنگ خزاعى اختلافات زيادى با رژيم پيدا ميكند  و به همين دليل به خارج كشور  مهاجرت مى كند و در آلمان اقامت مى گزيند و در آنجا مجاهدين با او تماس ميگيرند و از اطلاعات نظامى او بهره ميگيرند ولى كسى از اين ماجرا خبردار نشده است  . در هر صورت رژيم تصميم به ترور او ميگيرد که توضیح خواهم داد .شغلهاى  عزيز خزاعى عبارت بودند از : 

رئيس جغرافياى ارتش

رئيس سازمان ادتكا 

معاون وزير دفاع  بعد از انقلاب 

مدير اتاق ٢٧٢ نخست وزيرى  

 علاوه بر اينها او نويسنده  كتابهاى زير مثل

" اتحاد براى شوراى عالى ارتش"   - " پيمان براى رابطه ارتش و دولت " نيز بود . سرهنگ خزاعى مشاور اصلى ارتش آزاديبخش ملى ايران نيز بود ، اين ارتش اولين بار جلسه خود را در لندن تشكيل ميدهد و نقش اصلى بعهده سرهنگ خزاعی  بود ، سرهنگ تهرانى و سرهنگ معزى و... در اين جلسه  حضور داشتند . 

سرهنگ  خزاعى در همان كتاب رابطه ارتش و دولت را بخوبى نشان داده بود در آنجا طرح جدايى ارتش و دولت را مطرح كرده بود ( مانند ارتش تركيه ) او  ميخواست و همیشه  ميگفت ارتش يك ارگان جدى و جدا از دولت براى دفاع كشور است  در زمانى كه در ايران بود با همين طرح خود کفای ارتش ، با رژيم اختلاف پيدا ميكند  و با پافشارى سرهنگ بر روى اين طرح با نماينده خمينى  درارتش  اختلاف پيدا كرده و او را از ارتش تصفيه ميكند او اهداف ارتش را ملى ولى  مستقل ميدانست او مي گفت  كسانى كه تخصصي از مسائل نظامى ندارند نبايد در ارتش دخالت كنند ، ارتشي بدون دخالت آخوندها و سپاه و ارتش شریعه ( دينى ) را يك ارتش من در آورى ميدانست او ميگفت حتا رئيس جمهور فقط مي تواند از طريق فرمانده كل و فرماندهان در جريان باشد و حق دخالت در مسائل نظامى را ندارد او اطلاعات دقيقى از ارتش داشت بطوريكه در آنزمان ، مصطفا چمران ، گفته بود هروقت اطلاعات دقيق از سربازان شمال و جنوب و... ميخواهيم از سرهنگ خزاعى مي پرسيم ! 

ترور خاموش و پيچيده سرهنگ خزاعى !   

ترور به شيوه آرام ولى پيچيده صورت ميگيرد ، به اين صورت كه دو نفر از تروريست ها  را به در منزل ايشان مى  فرستند تا او را  در همان جا ترور كنند  لازم به  ياد آورى است كه  منزل سرهنگ در شهر" اووه رات "Overath  در منطقه"  برگيش گلاد باخ "Bergischgeladbach  در نزديكى شهر كلن بود،  كد پستى آن محل ٥٠٤٩١ است ، ترور در سال ٢٠٠٢ صورت ميگيرد.

ترور در ساعت يك ونيم بعد از ظهر در يك روز آرام توسط دو نفر كه يكى از آنها كلاه گيس زنانه اى بر سر داشت وخود را  شبيه همسر مقتول آراسته  بود،صورت میگیرد!  قاتل  با پالتويى  كه همسر مقتول بيشتر اوقات  زمستان بر تن داشته   آراسته كرده بود او  سعى كرده  خود را كاملا شبيه همسر مقتول  درآورد تا در صورت ديدن صحنه ترور توسط همسايگان يا عابرين ، چنين تداعى شود كه قاتل،  زن (همسر مقتول ) بود ه است ، و اين نشان ميدهد كه روزها  در آنجا رفت و آمد ميكرده اند و همه چيز را زير نظر داشته اند ، در واقع اين  ترور  از نادر ترورهايى است كه رژيم با مهارت كامل انجام   داده است  تروريست ها با اين كارشان ميخو استه اند نشان دهند كه همسر مقتول ترور را انجام داده است ، كما اينكه چنين تصورى براى يكى از همسايه ها كه صحنه ترور را ديده بود پيش آمده بود ، يكى از همكاران فرزند سرهنگ خزاعى ( همسايه ) به او گفته بود كه مادرت را ديده ام كه يك كلت به سمت پدرت گرفته بود و شليك كرد و پا به  فرار گذاشت  ! بعد فرزند سرهنگ به او توضيح ميدهد كه مادر  با پدرم هيچ اختلافى نداشته است كه  به سمت او شليك كند تروريستها صحنه سازي كرده اند كه چنين تصوراتى براى امثال تو و مردم بى خبر کوچه و خیابان   رخ دهد در صورتيكه نحوه ى ترور به اين شكل بوده است كه ، تروريستى كه كلاه گيس و لباس زنان بر تن داشته است با كلت در مقابل سرهنگ ايستاده و نفر دوم با يك دستگاه شوك ( ولتا ژ بالا ) Simens Volt  كار را تمام مى كند و نفر بعدی  با كلتش به سمت  سرهنگ ( مقتول) تيرهاى خلاص را ميزند .

همانطور که در بالا گفتم  دولتهايى كه با رژيم  ج. اسلامى  روابط سياسى و اقتصادى دارند تمام زمينه ها را براى ترور فراهم ميكنند آلمان /ایتالیا / فرانسه /سوئیس از این کشورهاست  در اینجا هم  از رژيم خواسته اندبی سر و صدا باشد و در جاهای دیگر هم خواسته شده  حتى الامكان ترورها  بى سر و صدا باشد يعنى ترورها نبايد بشكل گرم و با اسلحه باشد بايد با سلاح سرد مثل چاقو و  و يا راديو اكتيو و اخيرا هم  با دستگاه شوك ( ولتاژ بالا) صورت گيرد.   در آلمان  و فرانسه  فرخزاد  و دکتر بختیار را هم  با چاقو قطع قطع کردند !بعد از ترور سرهنگ

خزاعى ، جسد او را كالبد شكافى ميكنند كه مشخص ميشود او در آنِ واحد با دستگاه شوک به او سكته مغزى و قلبى ، (در يك زمان )دست داده است ، اين موضوع را پزشك خصوصى سرهنگ هم تائيد كرده بود ،پزشك  او گفته بود از نظر پزشكى  هيچ  وقت در يك لحظه دو نوع سكته ( مغزى و قلبى )  اتفاق نمى افتد مگر اينكه با دستگاه ولتاژ (شوك) با درجه بالا صورت گرفته باشد . لازم به يادآورى است از نظر علمی  اگر به سوژه (مقتول ) ولتاژ كمتر از ٢٠٠ داده شود سوژه نمى ميرد ولى در اينجا بايد گفت ، تروريست ها با آخرين درجه ولتاژ (٢٠٠٠) سرهنگ خزاعى را كشته اند  تا مطمئن شوند ترور كاملا صورت گرفته باشد. 

ترورهاى با ولتاژ بالا ، امكان دو سكته را باهم دارد ، چون تمام سيستم  عصبى را از كار مى اندازد و خون رسانى به اندامهاى حياتى مثل قلب و مغز و شش ها ( ريه ها ) را قطع مى كند . زمانى  كه  خون رسانى به اين اندامها قطع شود سكته صورت ميگيرد ، اين مسئله را دكتر خصوصی  سرهنگ خزاعى هم تائيد كرده است . بعد از ترور با دستگاه شوك تروريست ها براى رد گم كردن ( فردى كه كلاه گيس و گريم داشته ) دو بار به سوژه شليك مى كند كه براى دو منظور دست به چنين كارى مى زند اول اينكه كسى متوجه ترور با ولتاژ بالا نشود و دوم اينكه مطمئن شوند كه سوژه  كشته شده است ( تير خلاص ) بلوز سوراخ سرهنگ را خانواده اش به مقامات قضائي نشان داده اند . 

سرهنگ خزاعى يكى از برجسته ترين شخصيتهاى نظامى و سياسى بود كه در ايران آموزش نظانى محمد رضا شاه پهلوى را در زمان جوانى اش بعهده داشته است و از آنجايى كه معتقد به براندازى رژيم بود در خارج كشور هم همانطور كه در بالا نوشتم با در خواست اپوزيسيون به آنها از نظر اطلاعات نظامى كمك شایان توجه ای كرده است ولى تعجب در اينجاست كه چرا شوراى ملى مقاومت و مجاهدين خلق  از اين جنايت پرده برنداشنه اند و در قبال اين ترور سكوت مى كرده اند ؟ مسعود و مريم رجوى  فقط با فرستادن  دسته گلهايشان بر مزار سرهنگ خزاعى از او تجليل به عمل مياورند !    

سرهنگ خزاعى هميشه مى گفت : هيچگاه دل خوشى از تيمسار فلاحى وزير دفاع وقت نداشتم ، او هميشه در  زمان خدمتش  از او ناراضى بود . سرهنگ عزيز خزاعى يك ايرانى سلحشور و مبارزى بود كه معتقد بود بايد از گروه هاى برانداز حمايت كرد و خود  تا زمانى كه زنده بود از مبارزه با جمهورى اسلامى دست بر نداشت . درود بر سرهنگ خزاعى ، روزى كه تولد یافت  و روزى كه جاودانه شد ، او هميشه در دل هر ايرانى آزاديخواه زنده خواهد ماند . 

_____________________________________________________________________

 

[1] در آلمان ترورهای دیگری صورت گرفته است که از آن جمله می توان از ترور  رهبران کرد در رستوران میکونوس در برلین و ترور  دکتر فریدون فرخزاد شومن و شاعر و خواننده مجبوب مردم نام برد  خبر ترور او هم تا چند روزاول خاموش ماند . لازم با یاد آوری است  ترور رستوران میکونوس هم بعد از گذشت سه  سال دادگاهی بالاخره( خامنه ای و رفسنجانی /فلاحیان/ولایتی )از   سران رژیم را تروریست نامیدند  و آنها را محکوم کردند ولی رابطه های اقتصادی چند برایر شد .   

[2] سال ١٣٣٨ سال پيوند همه جانبه تر رژيم  كودتايى شاه با آمريكا ست تا حد راه افتادن فرستنده تلويزيونى آمريكايى ها در تهران  ، قرار داد دو جانبه ميان شاه و آمريكا از يكسو و نقش فعال شاه در پيمان نظامى بغداد كه پس از خروج عراق از آن به پيمان " سنتو " معروف شد كه با واكنش هاى تند شوروى روبرو شد . وامهاى پياپى آمريكا به ايران براى خريد سلاح و پيمان هاى نظامى و اعزام مستشاران  نظامى ارتش آمريكا به ايران عليرغم اعتراضات اتحاد شورى ادامه يافت در همين سال " آيزنهاور " رئيس جمهور آمريكا سفرى پنج ساعته به ايران كرد و در مجلسين شورا و سنا سخنرانى كرد ! مركز پيمان نظامى بغداد پس از قيام افسران ملى عراق به رهبرى"  عبدالكريم قاسم"  و اعلام خروج اين كشور از پيمان نظامى بغداد از پايتخت عراق به پايتخت تركيه منتقل شد. حكومت عبدالكريم قاسم در عراق ضربه بزرگى به نقشه هاى آمريكا در منطقه زد و به همين دليل از هيچ توطئه اى براى ساقط كردن اين حكومت فرو گزار ى نكرد سرانجام  با يك كودتا نظامى موفق شد عبد الكريم قاسم را كشته و ورق را در عراق به سود خود برگرداند ، در مرداد ١٣٣٨ نام  پيمان بغداد به سازمان پيمان مركزى " سنتو " تغيير يافت.  

 

عباس رحمتى 

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
عباس رحمتی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.