شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پاسخ به 5 سوال از همکاران ماهنامه دیدگاه سوم

علي فياض

ماهنامه دیدگاه سوم: پیش از شروع ممنون می شوم که خود را معرفی کنید

علی فیاض: علی فیاض هستم، نویسنده و فعال سیاسی، متولد استان بوشهر و از همکاران دیدگاه. بیش از سی و چند سال است که فعالیت داشته و دارم. می توانم با افتخار بگویم که بلافاصله پس از تاسیس رژیم جمهوری اسلامی به جرگه اپوزیسیون پیوستم. نزدیکی من هم به یکی از جریانات سرنگونی طلب متعلق به خط فکری دکتر شریعتی بوده است. طی این سال های فعالیت، علاوه بر مقالات و مصاحبه های رادیویی، حدود 12 جلد کتاب هم منتشر کرده ام که 6-7 تای آنها در ایران منتشر شده اند. در حال حاضر نیز، خود را وابسته و پیوسته به جریان سرنگونی طلب می دانم و در کشور سوئد زندگی می کنم. و از ادامه همکاری با سایت دیدگاه به خود می بالم.

 

ماهنامه دیدگاه سوم: ورود دوباره نیروهای ائتلاف به عراق و حملات هوایی به عراق و سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟

علی فیاض: البته ورود دوباره نیروهای ائتلاف به عراق در حدی نیست که پس از سقوط صدام حسین تا چند سال پس از آن شاهد بودیم. حضور کنونی آنها همانطور که خودتون هم اشاره کردید، بیشتر هوایی است. و ظاهرا نیروهای زمینی خود را چندان دخالت نداده اند و حتا از آن پرهیز هم می کنند. دخالت هوایی نیز، هم از سوی دولت عراق و هم کردهای عراق و سوریه درخواست شده و مورد موافقت آنها قرار گرفته است. از سوی دیگر نیرویی هم که هدف حملات آنها قرار گرفته، جریانی بنیادگرا، تروریست و جنایتکار به تمام معناست. به همین دلیل هم در این رابطه شاید بتوان این حملات را با دیدی مثبت مورد ارزیابی قرار داد. البته پیچیدگی مسائل سیاسی، و دست های پشت پرده و منازعات سیاسی منطقه ای و مذهبی که به سردمداری عربستان و ایران صورت می گیرد را هم نمی توان نادیده گرفت. نابخردی ها و تبعیض هایی که دولت مالکی در راستای خشنودی حکومت شیعه ایران، علیه سنی های آنجا اعمال کرد، و همچنین حمایت هایی که در بدو پیدایش نیروهای داعش یا دولت اسلامی از سوی کشورهایی چون قطر، عربستان، ترکیه و برخی از نیروهای ائتلاف در راستای تضعیف دولت سوریه صورت گرفت. قطعا اگر در بدو پروازهای سرکوبگرانه رژیم اسد، نیروهای ائتلاف فضای هوایی سوریه را منطقه پرواز ممنوع اعلام کرده بودند و به نیروهای "معتدل" و ارتش آزاد کمک های نظامی - سیاسی، شاید امروز با وحوشی چون نیروهای داعش در این حد از توانایی مواجه نبودیم. با این همه و با توجه به خشونت بیش از حد این گروه و نیروی "مهار نشدنی" کنونی آنها و تمایل آنها به گسترش هر چه بیشتر قلمرو خود، این حملات را باید به فال نیک گرفت. حضور داعش در منطقه نه تنها امنیت شهروندان را مورد تهدید قرار داده، بلکه حتا مرزهای جغرافیایی و حکومت ها را نیز مورد تهدید قرار می دهد. افزایش آوارگان عراق و سوریه و هجوم آنها به کشورهای همسایه، مشکلات بسیاری را برای این کشورها و مردم این مناطق دامن زده است. من خودم، برای نخستین بار است که با انجام چنین عملیاتی احساس موافق دارم.

 

ماهنامه دیدگاه سوم: آیا جمهوری اسلامی "حق مسلم" را فدای بقا خواهد کرد؟

علی فیاض: جمهوری اسلامی همواره یک سیاست دودوزه بازی را در دستور کار خود داشته است. آنها خیلی موزیانه سیاست های خود را به پیش می برند. در یک جا فدا می کنند و در جای دیگر حفظ! اما آنچه که مشخص است، آنها تا اینجای کار در دودوزه بازی خود موفق بوده اند. الان سال های زیادی است که آنها بر سر مساله اتمی خود با قدرت های جهانی و مشخصا 5 به علاوه 1 در حال مذاکره هستند. قدرت های غربی تحریم هایی را علیه آنها اعمال کرده اند. اما به رغم این تحریم ها، آنها هنوز  رسمابه زانو در نیامده اند. چرا که تا زمانی که از پول نفت و گاز سوءاستفاده می کنند و شرکایی دارند که در خرید و فروش دلار و یورو به آنها کمک می کنند، به روش خود ادامه می دهند. البته کاملا مشخص است که اگر شرایط به گونه ای پیش برود که رژیم بخواهد یکی از این دو گزینه را انتخاب کند، بدون تردید فدا کردن "حق مسلم" به خاطر ادامه "حیات" نظام قطعی خواهد بود. فراموش نکنیم که بنیانگزار این رژیم سرکوب گر - روح الله خمینی - "حفظ نظام را از اهم واجبات" می دانست! و در راستای حفظ رژیمش معتقد بود که می توان توحید را هم تعطیل کرد! در اینجا بحث از بودن یا نبودن است. To be, or not to be!

بقای رژیم یعنی ادامه حکومت خمینی و شرکا. نابودی آن یعنی از دست دادن همه چیز. در صورتی که نرسیدن به "حق مسلم" - بمب اتمی - به هیچوجه به معنای نابودی نیست! در صورت فدا کردن "حق مسلم"، آنها حتما به این نیز فکر خواهند کرد که تا زمانی که حکومتشان پا بر جاست، فرصت های دیگری نیز خواهند داشت.

 

ماهنامه دیدگاه سوم: آیا حسن روحانی و شرکاء قادر به تغییر اساسی در روند اقتصادی و سیاسی ایران خواهند بود؟

علی فیاض: من فکر می کنم این پرسش پاسخ مشکلی ندارد. چون حسن روحانی و شرکا، حتا جزو "اصلاح طلبان" هم نیستند. آنهایی که دل به اصلاح طلبان بسته بودند، سرانجامی نیافتند. حالا چگونه می توان از حسن روحانی و هم پالکی هایش انتظار داشت که در سیاست و اقتصاد ایران تغییر به وجود بیاورند؟ حسن روحانی حتا در قد و قامت خاتمی و کروبی و موسوی هم نیست. منظورم این نیست که آنها مشروع تر و یا بهتر بودند! اینها را فقط در مقایسه با هم و در چارچوب رژیم ارزیابی می کنم. حسن روحانی در واقع از دل بنیادگرایان "معتدل" سر در آورد و در زیر سایه رفسنجانی در آستانه "انتخابات ریاست جمهوری" هویت یافت. از سوی دیگر، هم اهرم های سیاسی و هم اقتصادی در اختیار رهبر نظام و بازوهای سرکوبگر رژیم چون سپاه پاسداران و اطلاعات(ساواما) قرار دارد. اینها مناطفی نیست که به سادگی در اختیار روحانی و شرکاء قرار گیرد. ضمن اینکه تا زمانی که تحریم برداشته نشود، رژیم با این مشکلات اقتصادی – سیاسی همچنان درگیر خواهد بود.

به علاوه در ایران کنونی اراده ای برای حل مشکلات سیاسی – اقتصادی وجود ندارد، چرا که فساد در همه ی ارکان و ارگان های رژیم به امری روزمره تبدیل شده است. ساختار سیاسی رژیم و عادت های تداوم یافته آنها و نهادینه شدن فساد و ریاکاری، حتا سالم ترین فرد را نیز اگر مبتلا نسازد، حداقل به سادگی خنثا می سازد. حسن روحانی هم، نه سخنگوی مردم و نه نماینده 70 درصد مردمی است که زیر خط فقر به سر می برند. بنا بر این، مشکلات آن مردم دغدغه ایشان نیست که بخواهد در این زمینه اقدامی کند. بازسازی اقتصادی – سیاسی ساختار یک رژیم فاسد و سرکوبگر تنها با اصلاحاتی عمیق می تواند صورت پذیرد، که این مهم نیازمند یک پاک سازی درونی – انسانی است که اصلا شدنی نیست. چنین حرکتی به معنای انقلاب در ساختار رژیم است. و طبیعی است که چنین عملی نمی تواند کار سردمداران این چنین رژیمی باشد. وعده های اصلاح طلبان به سردمداری خاتمی و سرانجام آن را همه می دانیم که چگونه ادامه اش به احمدی نژاد ختم شد!     

 

ماهنامه دیدگاه سوم: آیا اپوزیسیون در روند مسائل در ایران و خاورمیانه نقش مداخله گری دارد؟

علی فیاض: من چنین فکر نمی کنم. متاسفانه اپوزیسیون ما در داخل کشور حضور چندان فعالی ندارد و در خارج هم چندان جدی گرفته نمی شود. به جز شورای ملی مقاومت که تا حدودی خود را به دولت ها و کشورهای غربی تحمیل کرده است، بیشتر نیروهای اپوزیسیون، دچار اضمحلال و پراکندگی هستند. هر کسی ساز خود را می زند. البته منظور من این نیست که همه باید "دست در دست هم نهیم به مهر    میهن خویش را کنیم آباد"! چون من بر این باور نیستم که چنین چیزی شدنی باشد. اما حداقل این انتظار می رود که جبهه هایی به وجود بیاید بین گروه ها و سازمان هایی که لااقل در یک کلیاتی دیدگاه هایشان به هم نزدیک تر است. و این موضوعی است که در نیروهای اپوزیسیون به جای اینکه سیر صعودی داشته باشد، برعکس بوده است. هر چه بر عمر رژیم افزوده شده، فاصله بین نیروها نیز بیشتر شده است. سر درگمی در تحلیل ها و چگونه گی مبارزه با رژیم ابعاد دیگری پیدا کرده است. سرکوب گران دیروز تبدیل به اپوزیسیون امروز شده اند و در بخش هایی از اپوزیسیون تخم نفاق و دو دسته گی پاشیده اند. ائتلاف ها و نزدیکی هایی هم که در چند سال اخیر – در قالب کنفرانس ها و نشست ها – برگزار شدند، از آن جایی که بر بستر واقعیات نبود و حالتی تصنعی داشتند، به سرانجامی نرسیدند! اما تا آنجایی که به خاورمیانه باز می گردد، کدام رژیم منطقه را می توان یافت که به نیروهای اپوزیسیون میدان بدهد و آنها را به رسمیت بشناسد؟ اگر حداقل به عنوان نیروهای مخالف رژیم پذیرفته می شدند، آنگاه می شد از تاثیر گذاری اپوزیسیون سخن گفت. ما در منطقه با رژیم های نامشروع و کثیفی سر و کار داریم، که برای سرکوب مخالفان به یکدیگر کمک می کنند!

در بهترین حالت، اپوزیسیون فقط می تواند به گونه ای غیر مستقیم  و در ارتباط با اپوزیسیون رژیم های منطقه تاثیراتی را بر سیاست های منطقه ای داشته باشد. که البته این هم با توجه به شدت اختناق و سرکوبگری رژیم ها، و نیز تکیه برخی از اپوزیسیون ها به کشوری که ممکن است شما اپوزیسیونش باشید، بسیار سخت و پیچیده خواهد بود.

 

ماهنامه دیدگاه سوم: موقعیت کنونی ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟

علی فیاض: متاسفانه فضای کنونی منطقه و منازعات سیاسی کنونی در عراق و سوریه و ناتوانی کشورهای منطقه و حتا نیروهای ائتلاف، نگاه های جهانی را به کشورهایی چون ایران، ترکیه و عربستان معطوف نموده است. وزیر خارجه آمریکا که پیش از این جایی برای ایران در ائتلاف علیه داعش متصور نبود، بعدها تغییر موضع داد؛ و حتا دست به دامان ایران نیز شد! منازعات هسته ای نیز در این میان نقشی ایفا کرد. این منازعات منطقه ای باعث شد رژیم جنایتکار حاکم بر ایران تقویت شده و تا حدودی در سطح بین المللی به بازی گرفته شود. از سویی دیگر آنها با سوء استفاده از جریانات عراق و سوریه به فعالیت های اتمی خود – علیرغم مذاکرات – شتاب می بخشند. برآمدن جریانات خشونت طلب و بنیادگرای قانون ستیزی چون داعشی ها و پیش از آنها طالبان و القاعده و بوکوحرام، هم تا حدودی باعث شده است، تا جنایتکاری ها، سرکوب گری ها و بی قانونی های حکومت هایی چون رژیم جمهموری اسلامی کمتر به چشم آید و نگاه های افکار عمومی جهانی و داخلی و فعالین حقوق بشر  متوجه وضعیت سوریه و عراق شود. فضای کنونی منطقه ای متاسفانه باعث تقویت این گونه رژیم ها شده است، حداقل در مقطع کنونی. و این خود کار اپوزیسیون این رژیم را سخت تر می سازد. تا زمانی که اپوزیسیون در موضع ضعف قرار داشته باشد و رژیم هم قادر باشد و قادر شود تا خود را به مثابه قدرتی منطقه ای معرفی کند و پس از سال ها قطعنامه و تحریم به جامعه جهانی بازگردد، ما به مشکل برخواهیم خورد. البته این نقطه نظرات به هیچوجه به معنای شکست ناپذیری رژیمی نیست که ناهماهنگی آن با زمان و تاریخ به اثبات رسیده است و در سراشیبی سقوط قرار دارد. برای تسریع چنین پروسه ای اپوزیسیون باید فعالیت های خود را چند برابر سازد. 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ویژه ماهنامه دیدگاه سوم تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.