شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۴ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پاسخ به 5 سوال از همکاران ماهنامه دیدگاه سوم

میلاد مختوم

ماهنامه دیدگاه سوم: پیش از شروع ممنون می شوم که خود را معرفی کنید

میلاد مختوم هستم. حدود سی سال است که از جهنم آخوندی گریخته و در کشور آلمان در تبعید زندگی می کنم.

 

ماهنامه دیدگاه سوم: ورود دوباره نیروهای ائتلاف به عراق و حملات هوایی به عراق و سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟

میلاد مختوم: آنچه امروز در عراق و سوریه در برابر چشمان بهت زده جهانیان رخ می دهد، پیامد مستقیم جنگ اشغال گرانه جهانخواران در عراق است. جنگی که با فریب بیشرمانه جامعه جهانی و بر مبنای مدارک جعلی ساخته شده توسط سازمان های جاسوسی غرب و با زیر پا گذاشتن تمامی عهدنامه های بین المللی تحت عنوان دروغین "جنگ با تروریسم و ترویج دموکراسی" به راه افتاد و در مدت زمانی کوتاه تمامی زیر ساختارهای بنیادی و نهادهای سیاسی و اجتماعی کشور عراق را به نابودی کشانید. جهانخواران پس از به زیر کشاندن حکومت صدام حسین و تسخیر منابع زیر زمینی و تأمین امنیت تأسیسات استخراج و صدور این منابع با ترفندی دیگر و تحت عنوان باز هم دروغین "بازگرداندن حاکمیت عراق به مردم عراق" بخش اعظم نیروهای نظامی خود را از ویرانه عراق خارج ساخته و مردم اسیر عراق را در جهنمی از هرج و مرج و وحشی گری دو دستی در چنگال رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی ایران و مزدوران عراقی دست پرورده نظام آخوندی و گله ای از گروه های تروریستی ناجوانمردانه رها کردند.

 

در یک کلام جرج دبلیو بوش با اشغال عراق بذر هرج و مرج و نابسامانی اجتماعی را در عراق پاشید و در تداوم جنایت های او باراک اوباما، که در روزهای اخیر به درستی در مطبوعات امریکا "باراک دبلیو بوش" نامیده می شود، با نقض آشکار کنوانسیون ژنو در مورد تعهدات نیروهای اشغالگر در مناطق تحت اشغال و با حمایت از دولت جنایتکار نوری المالکی باعث گسترش نابسامانی ها در عراق شد. با توجه به واقعیات ذکر شده حملات هوایی امریکا و سایر کشورهای دنباله رو هم کمکی به سامان بخشیدن به کشور ویران و جامعه از هم گسیخته عراق نخواهند کرد. اگر امریکایی ها به راستی خواهان سامان گرفتن عراق باشند و اگر ارزش نفت برای جهانخواران بیشتر از ارزش خون انسان ها نمی بود، آنها می توانند و موظف هستند همان مقررات امنیتی و حفاظتی که برای تأمین امنیت تأسیسات نفتی عراق از روز اول اشغال این کشور با موفقیت به اجرا درآوردند، را در مورد امنیت مرزها و حفاظت از جان و مال و حیثیت مردم عراق در اماکن عمومی و نهادهای اجتماعی عراق به کار گیرند.

 

ماهنامه دیدگاه سوم: آیا جمهوری اسلامی "حق مسلم" را فدای بقا خواهد کرد؟

میلاد مختوم: سران جنایتکار جمهوری اسلامی اگر لازم بدانند "حق مسلم" که هیچ، همه هستی ایران را فدای بقای نظام پلید خود خواهند کرد. آنها در واقع "پذیرفته شدن در باشگاه چپاولگران منطقه و شراکت در چپاول" را "حق مسلم" خود می دانند و برای رسیدن به این هدف که از دید آنها تضمین بقای حکومت شان هم محسوب می شود، ملت ایران را به گروگان گرفته اند و تمامی سرمایه های ایران را هزینه خواهند کرد. نباید از یاد ببریم که آخوندهای شیاد، خبرگان بی بدیل توجیه کردن هستند و آنگاه که لازم شود در یک چشم بر هم زدن "حق مسلم" را فدای "حق مسلم تری" می کنند.

 

ماهنامه دیدگاه سوم: آیا حسن روحانی و شرکاء قادر به تغییر اساسی در روند اقتصادی و سیاسی ایران خواهند بود؟

میلاد مختوم: من تأکید بر روی نام ها در تحلیل های سیاسی در مورد نظام ضد بشری جمهوری اسلامی را درست نمی دانم. امید به اینکه فردی از درون نظام جمهوری اسلامی قادر به ایجاد تغییرات بنیادین سیاسی و اقتصادی در ایران باشد، امیدی در اساس واهی است. حتی دسترسی به کوچکترین تغییرات اساسی هم در این نظام قرون وسطایی تنها از خارج از نظام و از طریق سازماندهی مردم ممکن می شود. نگاهی اجمالی به قانون اساسی جمهوری اسلامی، پوشالی بودن پست "ریاست جمهوری اسلامی" در نظام آخوندی را به هر ناظر بی طرفی ثابت می کند. بنابراین محمود روحانی، حسن خاتمی، علی اکبر احمدی نژاد، محمد رفسنجانی و ... هر نامی که در ادامه حیات ننگین این نظام بر این فهرست اضافه شود، فردی است بدون هویت شخصی که پیش از هر چیز دیگری با اعتقاد قلبی و التزام عملی خود در خدمت ولایت مطلقه فقیه است و این در یک کلام یعنی ادامه حکومت جهل و جنایت و جنون. مأموریت شیخک هشتگزن جیک جیک کن را هم باید در همین راستا دید.

 

ماهنامه دیدگاه سوم: آیا اپوزیسیون در روند مسائل در ایران و خاورمیانه نقش مداخله گری دارد؟

میلاد مختوم: از دید من تنها نیروها و افرادی اپوزیسیون خوانده می شوند که خواهان سرنگونی تام و تمام نظام جمهوری اسلامی هستند. هر پوزیسیون دیگری با هر نام و نشانی در نهایت همان پوزیسیون سردمداران نظام پلید آخوندی است و شایسته نام اپوزیسیون نیست. با توجه به این دید و با توجه به وضعیت سردرگمی که بزرگترین، دیرپا ترین و متشکل ترین ائتلاف سرنگونی طلب، یعنی شورای ملی مقاومت ایران با آن مواجه است، نقش این اپوزیسیون در شرایط کنونی در روند مسائل ایران متأسفانه بسیار ناچیز است. ایفای نقش در مسائل منطقه خاورمیانه هم تنها از طریق افزایش کمی و کیفی میزان مداخله گری در درون ایران ممکن می شود. ارائه یک استراتژی مشخص مبتنی بر شناخت شرایط کنونی برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و تلاش در جهت آماده سازی و تهیه ابزار سرنگونی، بزرگترین کمبود و ضروری ترین اقدام پیش روی نیروهای سرنگونی طلب است.   

 

ماهنامه دیدگاه سوم: موقعیت کنونی ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟

میلاد مختوم: یک نگاه اجمالی به آنچه در کشورهای همسایه ایران می گذرد، بیشتر از هر زمان دیگری حساسیت موقعیت کنونی کشور را نشان می دهد. رژیم جمهوری اسلامی در تلاش است تا خود را از انزوای بین المللی و حلقه تحریم ها خارج کرده و موقعیت رژیم را به عنوان قدرتی منطقه ای و مهره ای قابل اتکا در منطقه ای پر آشوب و پر تنش به تثبیت برساند. برای رسیدن به این هدف افراد و گروه های بسیاری در سراسر جهان و به اشکال مختلف به خدمت گرفته می شوند. نشاندن آخوند اطلاعاتی روحانی بر مسند ریاست جمهوری اسلامی و بازگشت به مذاکرات هسته ای با شش قدرت جهانی و دخالت های گسترده و پنهان و آشکار رژیم در کشور های منطقه بویژه در عراق و سوریه و افزایش همزمان سرکوب و اختناق در درون جامعه را نیز باید در چارچوب همین تلاش ها دید.

 

آخوندها با تصویر کاذبی که با کمک دلالان اجاره ای و غیر اجاره ای خود در خارج از ایران به جهانیان ارائه می دهند، پیام مشخصی برای قدرت های بین المللی  می فرستند؛ پیامی مبنی بر اینکه آنها نه تنها کنترل جامعه ایران را در دست دارند، بلکه در عراق و سوریه هم عاملی تعیین کننده در معادلات منطقه ای هستند و باید به بازی گرفته شوند. از سوی دیگر با انعکاس تحریف شده و بزرگ نمایی دستاوردهای هر چند کوتاه مدت و مقطعی مذاکرات با غرب در درون ایران به مردم پیامی دیگر  می دهند؛ پیامی مبنی بر اینکه هر گونه تلاشی برای سرنگونی رژیم آب در هاون کوبیدن است، زیرا که قدرت های جهانی نه تنها رژیم را به رسمیت شناخته اند، بلکه برای حل بحران های منطقه ای به همکاری با رژیم نیازمندند، پس دست رژیم در سرکوب وحشیانه مردم باز است.

 

اما این تصویر تنها یک روی سکه موقعیت کنونی رژیم جمهوری اسلامی را نشان می دهد. تصویر آن روی سکه، نظامی نامشروع غرق در بحران های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را نشان می دهد، رژیمی که کابوس سرنگونی حتی برای یک لحظه هم رهایش نمی کند. آویختن به دامان جهانخواران راه برون رفتی است که سردمداران رژیم برای رهایی از این کابوس به اجبار برگزیده اند. حتی اگر چنین هم بشود، در شکل نهایی اش از رژیم ددمنش جمهوری اسلامی، رژیمی پوشالی و وابسته از نوع رژیم خائن پهلوی باقی خواهد ماند. جنایتکاران حاکم بر ایران باید به خوبی بدانند که مردم ایران این لکه ننگین را از خاک ایران زمین پاک کرده و رژیم ولایت فقیه شیخان را هم مانند رژیم سلطنتی شاهان به زباله دانی تاریخ خواهند ریخت. در یک کلام این ارزیابی من از موقعیت کنونی ایران است: مردمی اسیر و تشنه آزادی که در انتظار فرصتی برای در هم پیچاندن طومار نظام ضد بشری جمهوری اسلامی در کمین نشسته اند.     

 

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ویژه ماهنامه دیدگاه سوم تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
میلاد مختوم:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.