شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۳ تير ۱۳۹۶ - ۲۴ ژوئن ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چراغ خاموش مسعود رجوی

علی ناظر

امروز متن سخنان آقای مسعود رجوی، مسوول شورای ملی مقاومت ایران، و رهبر عقیدتی مجاهدین، که در تاریخ 11 آبان 1393 پخش شده بود، را شنیدم. محتوای این سخنان به نظر من مهم است (شاید خیلی ها آن را مهم ندانند). برای شنیدن اینجا را کلیک کنید. (هواداران مجاهدین آنرا بصورت دیداری در یوتیوب بازتکثیر کرده اند).

هرچند موضوعات مطرح شده، ظاهرا، همانی است که بارها گفته و نوشته شده است، اما لحن بیان، و موضعگیری در قبال جهانخواران، نوری المالکی، رژیم، اسیدپاشی، کیفر و عدالت، قصاص، منتقدین بالفعل و بالقوه، اعضای پیشین شورا و مجاهدین، و آینده لیبرتی، به نظر من جدید است. مشکلات در لیبرتی بر کسی پوشیده نیست، شعار تشکیل هزار اشرف، مؤسسان چهارم، و تکرار شعار "مجاهد می مانم، مجاهد می جنگم، مجاهد می میرم" را هم در بطن همین سخنان می توان شنید. هر کدام از این موارد، و یا دیگر نکات مطرح شده از سوی ایشان محتاج تحلیل و ارزیابی است، که در این مختصر نمی گنجد؛ اما به یک نکته محوری در این سخنان اشاره ای کوتاه می کنم و می گذرم.

آقای مسعود رجوی به رسم سمبلیک حسین بن علی، "چراغ ها را خاموش" کرده تا اگر ساکنین لیبرتی می خواهند، بتوانند از لیبرتی خارج شده، از مجاهدین جدا شوند، و به هر نقطه ای که خواهان آن هستند (با خرج خود و یا به هزینه مجاهدین) بروند. ظاهرا تعداد اندکی اعلام می کنند که می خواهند لیبرتی را ترک کنند، اما گویی، اکثرا اعلان ماندن، جنگیدن، و ایستادگی می کنند.
آیا اشتباه می کنند، آیا در این دنیای بلبشوی خر تو خر، که گردن می زنند و کسی را هم ککش نمی گزد، مجاهد ماندن و جنگیدن و مردن فقط یک شور انقلابی بی ثمر نیست، به من مربوط نمی شود. البته می توانم بگویم که مخالفم، اما فراتر از آن به خودشان مربوط می شود. من نه مجاهدم، و نه درک مشخص و ملموسی از اندیشه آنها دارم، بنابراین قضاوت بر تصمیم (غلط یا درست) آنها نمی تواند منطقی باشد. قاعدتا، جان مال آنهاست، می خواهند آن را اینگونه و در چنین شرایطی ببازند، به خودشان مربوط می شود، حتی اگر اکثر مردم ایران با این روش از جانباختن مخالف باشند.
اما یک نکته در این "ابلاغیه چراغ خاموش" آقای مسعود رجوی، به روشنی خودنمایی می کند. ساکنین لیبرتی، برای چندمین بار امکان خروج از سازمان را پیدا کرده، ولی تصمیم به ماندن می گیرند. چرا؟ بخودشان مربوط است. به نظر من، این ادعا که عاشورا و تاسوعا، و محیط بسته، آنها را جوّگیر کرده، و اجازه نداده تا بجای شور انقلابی، با شعور انقلابی تصمیم بگیرند؛ نمی تواند درست باشد، چرا که عاقل و بالغ و سرد و گرم روزگار چشیده هستند. چند نفری تقاضای خروج کرده، اما تعداد بیشتری نکرده اند. به همین سادگی.

بنابراین هر فعالیتی که تاکنون برای خروج و سهمیه بندی و بازاسکان آنها بوده، از این پس، باید برای "امنیت" این فرزندان خلق باشد، تا در لیبرتی بمانند، و اگر می توانند در لیبرتی بجنگند، اماتلاش کنیم تا در لیبرتی نمیرند. آیا انتظار "امنیت" در عراق داعش زده و تحت کنترل رژیم اسلامی و جهانخواران، ساده لوحانه نیست؛ تمام جوانب امر می گوید که هست، اما نمی توان کاسه داغتر از آش شد، حتی اگر با آنها مخالف باشم.

برای آنها شادی و آرزوی امنیت و سلامت دارم

علی ناظر

26 آبان 1393

17 نوامبر 2014

irancrises@gmail.com

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.