شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۰ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

اسید پاشی ؛ چالشِ جدیِ مشروعیت استبدادِ دینی

محمود خادمی

فاجعه شنیع ؛ جنایت بار و سازمان یافته اسید پاشی بر سر و صورت زنان و دخترانِ هموطن در شهر اصفهان ؛ موجی از خشم و انزجار عمومی بر علیه آمران و عاملان این جنایت هولناک ــ که نقش شان در فجایع مشابه در گذشته بکرات به اثبات رسیده است ــ ؛ را برانگیخت . برای نظامی که در طول حاکمیت تاکنونی اش ؛ پرونده ای قطور و پیشینه ای سیاه در انجام این گونه جنایات دارد ؛ کتمان و پرده پوشی راه به جائی نمی برد .  

آخوندها و آیت الله های قم و تهران بیهوده فرا فکنی و فرار به جلو نکنند . مردم ایران ؛ بخصوص زنان میهن به خوبی میدانند که برای یافتن ردِ پا و سر چشمه هر  بلا و مصیبتی که بر آنها نازل شده و میشود ؛ را در کجا جستجو کنند. چون مشابه این جنایت بکرات در ایران اتفاق افتاده است . از همان سالهای اول پس از انقلاب مردم خوب بیاد دارند که  چگونه چماقداران حزب اللهی و اراذل و اوباش بسیجی با تیغ موکت بری ؛ با پونز کوبی و اسید پاشی به جان زنان و دختران میهن افتاده بودند .

هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات اش به تظاهرات موتور سواران حزب الله علیه بی حجابی زنان و مورد ضرب و شتم قرار دادن آنان و حمله به مغازه های مردم به بهانه رعایت نکردن شئونات اسلامی اشاره میکند . مینویسد در جلسه رؤسای سه قوه که در تاریخ چهارشنبه سوم مرداد 1363 با حضور آیت الله خمینی برگزار میشود :

" شب مهمان احمد آقا بودیم ؛ آقایان ولایتی ؛ اردبیلی ؛ خامنه ای و موسوی هم بودند ؛ امام هم در این جلسه شرکت کردند . در باره تظاهرات حزب الله علیه بی حجابی بحث شد ؛ بعضی فکر میکردند کار خوبی شده و انجام این تظاهرات تهدیدی برای بی حجاب ها بوده است " یعنی بالاترین مقامات کشور و سران قوا هم از این که تظاهرات علیه زنان بوده و آنان مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند ــ با اینکه وزارت کشور آن تظاهرات را غیر قانونی و بدون مجوز اعلام کرده ــ ؛ حمایت و پشتیبانی کرده اند و آن را تهدیدی علیه بی حجابی دانسته اند .

بعبارتی سرکوب ؛ آزار و اذیت ؛ تحقیر و تبعیض علیه زنان کشور امری است که روحانیت و مراجع ؛ و همه کارگزاران نظام بر روی آن توافق دارند و این امر ؛ ریشه در نگاه فقهی آنها به اسلام دارد . آنها حتی وضع قوانین و مقررات غیر انسانی و ظالمانه علیه زنان به اتهامهای آخوندِ ساخته بد حجابی و یا رعایت نکردن " شئونات اسلامی " و .... ــ که در مجلس رژیم تصویب میشود  ــ را کافی نمیدانند و علاوه بر آن ؛ دستور و توصیه به اقدامات خشونت آمیز علیه زنان را  صادر میکنند .

اما رابطه اسید پاشی علیه زنان و دیگر خشونتهای اجتماعی با احکام فقهی ؛ آموزه های شریعت و اصل " امر به معروف و نهی از منکر " که در مجلس تصویب شد ؛ چه میباشد ؟

  در اسلامِ فقهی و شریعت آخوندی برای جلوگیری از " منکر " ــ کار بد و خلاف شرع ــ سه مرحله " قلبی " ؛ " زبانی " و " عملی " ــ تنبیه و مجازات ــ در نظر گرفته شده است . بسیاری از مراجع و علمای شیعه مانند شیخ مفید ؛ محقق داماد و .... انجام مرحله سومِ ــ اجرای تنبیه و مجازات ــ نهی از منکر را به اجازه امام معصوم منوط کرده اند . شهید اول معتقد است که " گام عملی یعنی زخمی و یا کشتن نفر خاطی ؛ بایستی به امام واگذار شود "  .

بعد از تشکیل حکومت صفویه و ورود روحانیون به در بار و ادغام دین در سیاست ؛ بدلیل ضروری شدن بکارگیری این اهرمِ سرکوب ــ برای کمک به بقای حکومت و تثبیت موقعیت روحانیت ــ ؛ تعداد نسبتا" زیادی از فقها و علمای شیعه اعلام کردند : " فقیه جامع الشرایط می تواند دستور اقدام عملی علیه منکر صادر کند " .

تا قبل از انقلاب بهمن سال 57 و تشکیل حکومت اسلامی ؛ قریب به اتفاق علما و مراجع شیعی مقیم ایران به درکی از " نهی از منکر " معتقد بودند که اجازه اقدام عملی علیه منکر را نمی داد . حتی فراتر از آن بسیاری از آنها " ممانعت از منکر در غیاب امام معصوم را مجاز نمی دانستند " . یعنی نه تنها توصیه به نهی از منکر نمی کردند ؛ بلکه معتقدند بودند ؛ نباید مانع اجرای منکر شد .

با پیروزی انقلاب و بقدرت رسیدن خمینی و آخوندها ؛ درکی از اصل " امر به معروف و نهی از منکر " در جامعه رواج داده شد که برای نهی از منکر ؛ انجام هر عمل و جنایتی را مجاز میدانست . بر اساس این درک ؛ فتواها و سخنان تحریک آمیز آخوندها ؛ عربده کشی های امامان جمعه در مراسم نماز جمعه ها و ...... راهنمای عمل بسیجیان و عناصر حزب اللهی در برخورد با زنان  گردید . عاملی که ؛ منشاء بسیاری از سرکوبها ؛ ضرب و جرح ها و جنایات دیگر علیه مردم و بویژه زنان میباشد .

آیت الله مصباح یزدی در نماز جمعه تهران در مرداد 1378 میگوید : " در قران ما دستور " غلظت و ارهاب " ــ ترساندن ــ داریم ؛ برای چه کسی ؟ برای کسانی که منطق سرشان نمی شود ؛ راه را برای هدایت پیغمبر باز نمی کنند . آگاهانه و از روی عناد با اسلام می جنگد . با اینها نمی شود گفت شما به دین خودتان ما هم به دین خودمان ؛ بیائید با هم دوستانه و مسالمت آمیز زندگی کنیم ...... باید درشتی و خشونت شما را لمس کنند " .

آیت الله جوادی آملی ؛ مفسر قرآن ؛ عضو سابق مجلس خبرگان و امام جمعه مستعفی قم معتقد است که " اگر کسی به پیامبر و امامان معصوم دشنام دهد ؛ شنونده شرعا" مجاز است او را به قتل برساند " یعنی احتیاج به رسیدگی قانونی و دادرسی عادلانه ندارد .

از همان فردای پیروزی انقلاب در 15 اسفند 1357 خمینی در جمع طلاب اعلام کرد " وزارتخانه اسلامی نباید در آن معصیت بشود . در وزارتخانه های اسلامی نباید زنهای لخت بیایند ؛ آنها بروند اما با حجاب باشند ؛ مانعی ندارد بروند ؛ اما کار بکنند ؛ لکن با حجاب شرعی باشند ؛ با حفظ جهات شرعی بیایند " ( صحیفه امام جلد 6 ص 323 ) . یعنی خمینی مسئولیت و تکلیف نظام را در برابر آزادیهای زنان و  پوشش آنان ؛ مشخص کرد .

بنابراین حتی اگر فرض کنیم اسید پاشی این بار اصفهان ربطی به تفاسیر فقهی آخوندها از اسلام و توصیه های دینی آنها در مورد حجاب و امر به معروف و نهی از منکر نداشته و با بستر سازی آنها صورت نگرفته است ؛ اما نمی توانیم منکر شویم که بیش از 35 سال ضرب و جرح زنان توسط حاکمیت و اسید پاشی های گذشته ؛ با برداشت رایج آخوندها از اسلام بی ارتباط میباشد .

یعنی از اهداف سیاسی سرکوب علیه زنان که بگذریم ؛ همین برداشت های متحجرانه و قرون وسطائی از اسلام است که زمینه ساز این جنایت هولناک علیه زنان کشورمان شده است . به سخنان تحریک آمیز و عربده کشیهای دیوانه وار امامان جمعه که منشاء بسیاری از ضرب و جرح ها و جنایت علیه زنان بوده و میباشد ؛ توجه کنید .

آخوند احمد خاتمی امام جمعه تهران و عضو مجلس خبرگان " برای حل مسأله حجاب باید خون ریخته شود " .

آیت الله علم الهدی امام جمعه دزد و فاسد مشهد و عضو مجلس خبرگان میگوید " زنان بد حجاب ؛ خفاشان شب و گرگان درنده روز هستند " وی در ادامه میگوید " گناه بی حجابی و بد حجابی از سرقت و آدم کشی هم بدتر است " .

حجت الاسلام علی برهانی امام جمعه مهریز یزد معتقد است " زنان بد حجاب مانند الاغ های پالان دار هستند " .

یوسف طباطبائی امام جمعه اصفهان و تحریک کننده اصلی جنایت اسید پاشی میگوید " مسأله حجاب دیگر از حد تذکر گذشته است و برای مقابله با بد حجابی باید " چوب تر " را بالا برد و از نیروی قهریه استفاده کرد " وی ادامه میدهد که " امر به معروف و نهی از منکر هم از زمان قدیم به صورت افرادی بنام محتسب بوده که شلاق بدست بوده اند " .

اینها بخش ها بسیار ناچیزی از اراجیف مسخره و مواضع ضد زن و تحریک آمیز امام جمعه های پوک مغز و جیره خوار نظام است ؛ که از تریبون های نماز جمعه علیه زنان کشور به خورد مردم ایران داده میشود. این امام جمعه های کودن و حقیر آنچنان علیه زنان  به بهانه حجاب و یا تفکیک جنسیتی ؛ یقه پاره میکنند که گوئی هر چه بیشتر علیه زنان و دختران بتازند ؛ بیشتر مشمول عنایات ولی فقیه قرار میگیرند . راستی اگر فرمان امام جمعه اصفهان در " بالا بردن چوب تر " و " استفاده از نیروی قهریه " ، فراخوانی برای انجام جنایت اسید پاشی نیست ؛ پس چه میباشد ؟

رد یابی اوباش حزب اللهی و بسیجی ای که زنان را مورد ضرب و شتم قرار میدهند و یا در روز 27 مهر در اصفهان بروی آنان اسید پاشیده اند ؛ کار چندان سخت و پیچیده ای نیست و مثل روز روشن است که ؛ امامان جمعه از " ستاد ائمه جمعه " خط و فرمان میگیرند ــ این ستاد که تحت نظارت ولی فقیه است ؛ مشخص میکند که ائمه جمعه چه بگویند و چه نگویند ــ . بنابراین اول ائمه جمعه فرمان حمله به زنان و دختران باصطلاح بد حجاب را از بیت رهبری میگیرند . بعد آنها این فرمان را از تریبون نماز جمعه به گوش مخاطبان خود و یا افراد تحت امر خود که مشخص است چه کسانی میباشند ــ اوباشان حزب اللهی ؛ بسیجی ها و لات و لمپن های لباس شخصی ــ ؛ میرسانند . و این نیروها یعنی نیروی های تحت امر امامان جمعه ؛ این فرامین را به اجرا میگذارند .

بنابراین اگر بطور واقعی ؛ اراده ای برای دستگیری و مجازات مسببین اسید پاشی و مرتکبین این اقدام رذیلانه وجود داشته باشد ؛ آمر و عامل ــ دستور دهنده و اجرا کننده این جنایت ــ مشخص است و به آسانی میتواند شناسائی ؛ دستگیر و مجازات شود . ضمن اینکه دو تن از روحانیون بلند پایه شهر اصفهان در روزنامه ها تائید کرده اند که اسید پاشی های اصفهان به قانون " امر به معروف و نهی از منکر " که در حال تصویب در مجلس است مرتبط میباشد و از سوی چند جوان و با تحریک چند روحانی صورت گرفته است .

اما از آنجا که آخوندها و کارگزاران نظام از طریق انجام این اقدامات شنیع و جنایتکارانه هم باصطلاح وظیفه شرعی و دینی خود را انجام داده اند و هم ادامه سلطه و حاکمیت نکبت بار خود را ممکن کرده اند ؛ بنابراین نباید و نمی  توانند با دستگیری و مجازات عاملان این جنایت ها ؛ اسباب تضعیف و سرنگونی خود را فراهم کنند .

در طول حاکمیت 37 ساله آخوندها ؛ همواره پروژه های سرکوب با تقسیم کار نانوشته ای میان مراجع ؛ آیت الله ها و دیگر آخوندها با مجلس نظام ــ ارگانِ قانونی کردن سرکوب ــ  و نیروهای مجری ــ چماقداران حزب اللهی ؛ لباس شخصی ها ؛ بسیجی ها و ... ؛ اجرا شده است . مراجع و آیت الله ها کار صدور فتوا  و دینی کردن امر سرکوب را برعهده دارند ؛ مجلس به سرکوب لباس قانون می پوشاند و مزدوران حزب الله و بسیج به خیابانها و اماکن عمومی برای سرکوب گسیل میشوند .

اما جنایت اسید پاشی ؛ هم آخوندها و کارگزاران نظام را در مخمصه ای جدی قرار داده و باعث فواران خشم و انزجار مردم به آمران و عاملان آن شده است و هم نفس این جنایتِ رذیلانه ؛ ظرفیت وحشیگری رژیم را در جلوی دیدگان مردم و جهانیان ؛ افشا نموده است ؛ بطوریکه آخوندها و سردمداران نظام مجبور شده اند ولو صوری و ظاهری از آن فاصله بگیرند .

بنابراین فرافکنی آخوندها و سردمداران نظام در باره اسید پاشی و انتساب این حادثه به کشورهای خارجی و یا توطئه گروههای سیاسی مخالف ؛ تنها نشانه وحشت و دستپاچگی رژیم از گسترش اعتراضات مردم است . اما مردم در تجمعات اعتراضی خود در اصفهان و تهران با شعارهای " ننگ ما ؛ امام جمعه الدنگ ما ــ الدنگ را خودم اضافه کرده ام ــ " ؛ دادستان حیا حیا " ؛ " قوانین ضد زن ؛  ملغی باید گردد " ؛ " اسید پاشی قطع نشه ؛ ایران قیامت میشه " و ..... صراحتا" انگشت اتهام خود را بسوی حاکمیت نشانه رفتند .

اما چرا رژیم در شرایطی که در باتلاق بحرانهای لاعلاج گرفتار شده با ارتکاب این جنایت به خشم و نارضایتی مردم دامن می زند ؟! جواب در بن بست سرکوب نهفته است ؛ چگونه ؟

سرکوب وحشیانه و بی وقفه رژیم نمیتواند علی غیرالنهایه با صبر و بردباری مردم مواجه شود . چنانکه ؛ در سالهای اخیر شاهد بوده ایم سرکوب رژیم در مواردی با مقاومت و واکنش اعتراضی مردم مواجه شده است . یعنی سرکوب رژیم به مرحله ای نزدیک شده است که ادامه و تشدید آن به ضد خودش یعنی به عصیان اجتماعی ؛ تبدیل میشود . از طرف دیگر این رژیم نمیتواند سرکوب را متوقف کند ؛ زیرا که اگر رژیم از ادامه و تشدید سرکوبها دست بردارد در همان روزهای اول ؛ خشم انفجاری جامعه بساط حکومت آخوندها را جارو میکند و به زباله دان تاریخ میسپارد .

یعنی رژیم خود را با بن بست و بی اثر شدن شیوه های کلاسیک و علنی سرکوب در خیابانها مواجه می بیند و بناچار باید به شیوه های جدید برای رعب آفرینی و برای اینکه مردم را لاک خود فرو ببرد ؛ روی آورد. آخوند زرگر رئیس ستاد " احیای امر به معروف و نهی از منکر " ضمن اعتراف به درماندگی رژیم در تحمیل هنجارهای عهد بوقی و ناتوانی نظام در وادار کردن مردم به اطاعت از گشت های سرکوب ــ ناهیان از منکر ــ ؛ میگوید :

" ما هر چه تلاش کردیم دیدیم ؛ بحث تذکر لسانی خیلی استقبال نمیشود " . وی ضمن اشاره به وحشت گشتهای سرکوبگر ــ " ناهیان از منکر " ــ از بحث و درگیر شدن با سوژه ها به مقاومت مردم بویژه زنان شجاع کشور در برابر گشتیهای نهی از منکر ؛ اعتراف میکند و میگوید " ما هر چه کوتاه می آئیم ؛ آنها ده قدم می آیند جلو ( تلویزیون رژیم 5 آبان 1393 ) " .

 همین مقاومت و ایستادگی مردم و بعضا" گوشمالی دادن مزدوران سرکوبگر رژیم است که آنها مجبور شده اند به شیوه های جدید ؛ یعنی جنایت اسید پاشی روی بیاورند ؛ طرح جنایتکارانه ای که اکنون بر سرشان آوار شده و هنوز از پیامدهای آن خلاصی نیافته اند .

 

طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر :

هدف اصلی از تصویب طرح " آمران به معروف و ناهیان از منکر " ؛ حمایت قانونی از مجریان حزب اللهی سرکوب مردم ؛ جوانان و بویژه زنان میباشد و این امر چیزی نیست به جز تدارک و سازماندهی سرکوب بیشتر . چرا که در این 37 سال هیچ وقت امر به معروف و نهی از منکر ؛ تعطیل نبوده است . پس تصویب قانون برای چه ؟ ضمن اینکه قبلا" طرحهای سرکوبگرانه " صیانت از حریم و حجاب " و " تفکیک جنسیتی " در مجلس تصویب شده بود . علاوه بر این ؛ قانون مجازات اسلامی وجود دارد که تصریح کرده است " اگر مسلمانی به تصور آنکه شخصی مهدورالدم است و او را به قتل برساند ؛ بدون تردید قصاص نمیشود " .

همچنین با تصویب این طرح ؛ ضمن دلگرمی بخشیدن به نیروهای سرکوبگر حزب اللهی ــ تحت عنوان نیروهای خود سر ــ ؛ میخواهند با وارد کردن دستجات غیر دولتی و غیر مارک و نشاندار ــ حزب الله و لات و لمپن های لباس شخصی هوادار رژیم ــ ؛ رد جنایات نظام را کور و غیر قابل پی گیری نمایند و با دستی بازتر از گذشته در حالی که دم به تله نداده اند ؛ بهر جنایتی دست بزنند . و بعدش هم بتوانند بازی " کی بود ؛ کی بود ؛ من نبودم " را اجرا کنند .

بهرحال هدف نهائی و  اصلی رژیم از هر شکل و شیوه ای از سرکوب ؛ همانطور که مهره ها و کارگزاران رژیم میگویند پیشگیری از طغیان اجتماعی و حفظ نظام میباشد . آخوند صدیقی امام جمعه موقت تهران ناخود آگاه اعتراف میکند که تصویب طرح " امر به معروف و نهی از منکر " ؛ امنیت نظام است و میگوید " امر به معروف حفاظت عمومی ــ از نظام ــ است ؛ نظارت عمومی و پاسداری همگانی ــ از نظام ــ است " . و احمد خاتمی امام جمعه تهران و عضو مجلس خبرگان میگوید " تقویت ولایت " معروف " است و ولایت ستیزی " منکر " است " . و تلویزیون رژیم در 8 آبان 1393 میگوید : مهمترین " معروف " حفظ حکومت است .

آخوند زرگر رئیس ستاد " امر به معروف و نهی از منکر " در باره ضرورت تصویب این طرح برای حفظ نظام میگوید " اگر کاری با منکرات نداشته باشیم ؛ ممکن است در آینده طولانی لطمات سنگینی به نظام وارد شود " . بنابراین در حالیکه " معروف " های این رژیم به عنوان آموزه های تربیتی برای تربیت جامعه نا موجه و فساد انگیز است ؛ مجلس رژیم با تصویب طرح و قانونی کردن سرکوب ؛ میخواهند به زور این معروف ها را به مردم و جامعه ایران تحمیل کند .

از طرف دیگر ؛ از آنجا که در این رژیم هر گاه ظلم فاحشی صورت گرفته است ؛ قربانی اول آن زنان بوده اند می توان گفت ؛ داستان اسید پاشی به سر و صورت زنان هر چه هست ؛ داستان هجوم فقیهان و آیت الله ها به زنان آزاده میهن است که هر روز دامنه آن گسترده تر و وحشیانه تر میشود . و این امر بر میگردد به انتقام دیوانه وار آخوندها از 35 سال مقاومت و ایستادگی شیر زنان ایران در دفاع از شأن و کرامت انسانی خود در برابر تحقیر ؛ توهین و تبعیض آخوندها و آیت الله ها .

در آخر اما ؛ زنان ایران علیرغم تمام فشارها ؛ ایستادگی کردند و تسلیم آخوندها نشدند ؛ بنابراین فارغ از دست و پا زدنهای بی فایده ایادی و کارگزاران سرکوبگر رژیم ؛ نه اسید پاشی و نه شیوه های دیگر سرکوب ؛ مردم و بویژه زنان شجاع و دلیر ایران را ــ که هدف اصلی این سرکوب هستند ــ ؛ نه تنها مرعوب نمی کند ؛ بلکه بر عزم آنها برای مبارزه و سرنگونی این رژیم ؛ افزوده میشود .

 

19.11.2014

28 آبان 1393

arezo1953@yahoo.de

منبع: ماهنامه دیدگاه سوم، شماره 11

@ كپي رايت: اين مطلب ویژه ماهنامه دیدگاه سوم تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
محمود خادمی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.