شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۰ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تمدید مذاکرات ؛ در جا زدن در مرز خطر سیاسی و اجتماعی « بخش پایانی »

محمود خادمی

در بخش نخست مقاله در باره شکست مذاکرات اتمی در آخرین دقایق به دستور خامنه ای نوشتم و در ادامه به تمدید مذاکرات  برای 7 ماه دیگر اشاره کردم  ؛ و در مورد مواضع و اهداف هر کدام از طرفین مذاکره و همچنین  به چانه زنیهای طرفین مذاکره در باره میزان کاهش برنامه های اتمی رژیم و تعیین کردن محدوده بی خطری اشاره کردم و در آخر در باره مانع اصلیِ مصالحه و توافق ؛ یعنی اصرار رژیم به حفظ محدوده ای از برنامه اتمی که امکان گسترش برنامه های اتمی در آینده  را با مشکل مواجه نسازد توضیح دادم   و ..... .   اکنون ادامه مقاله

 

ج ــ برزخ چرا ؟ ! :

بر اساس اخبار و گزارشاتی که ــ از طریق خبرگزاریها ــ از گفتگوهای اتمی میان مذاکره کنندگان به بیرون درز کرده بود ؛ علی خامنه ای در آخرین دقایق جلوی امضاء توافقنامه اتمی را گرفته و مانع امضاء توافق نهائی شده است  . اما چرا مذاکرات اتمی این بار هم به نتیجه نرسید ؟ در یک کلام چرا ولی فقیه نمی تواند از برزخ عبور کند ؛ جام زهر اتمی را سر بکشد و بن بست  توافق با 5+1 را باز  و پروسه مذاکرات اتمی را از حالت رکود خارج کند ؟

 

یکم ــ به قول آقای " گری سیمور " معاون مرکز تحقیقات در امور بین الملل در دانشگاه هاروارد " ایران سلاح اتمی میخواهد و ما ــ غرب و امریکا ــ این را نمی خواهیم " یعنی برای غرب و بخصوص امریکا خطر دست یابی رژیم ایران بسلاح اتمی ؛ مرز سرخ و مسئله ای استراتژیکی است . بنابراین مشکل اصلی و گره کار در اینجاست .

در حالی که نا امنی و بی ثباتی در منطقه و خطر داعش در عراق و سوریه ؛ شرایط را برای کاستن از اختلافات و رسیدن به توافق ؛ بیشتر از هر زمانی ــ به نفع رژیم ــ مهیا کرده است و علیرغم اینکه ولی فقیه و کارگزاران نظام بخوبی میدانند که در صورت شکست مذاکرات علاوه بر تشدید تحریمها ؛ خطر نا امنی و سرایت بحرانهای منطقه به ایران تشدید میشود . اما ولی فقیه نظام و دوستداران بمب اتم در ایران تاکنون نتواسته اند ؛ این برزخ ــ یا بمب اتم و یا لغو تحریمها ــ را پشت سر بگذارند و هنوز مایل و قادر به سازش نهائی نشده اند .

 سلاح هسته ای هم در استراتژی امنیتی و هم در بقای نظام ؛ نقشی مهم و غیر قابل چشم پوشی دارد . بعبارتی برای خامنه ای مشکل است که  آرزوهای شوم اتمی خود را به گور بسپارد و از ماجراجوئی های خیانت بار خود دست بکشد ؛ چرا که ولی فقیه و دستگاه نظامی و امنیتی نظام  بمب اتم را جان مایه و عامل اصلی حفظ و بقاء نظام خود میدانند و میدانند که توافق نهائی که به معنای چشم پوشی از بمب اتم است ؛ به معنای شکست و عقب نشینی در برابر فشارهای خارجی است و نتایج بعدی و پیامدهای آن ؛ تضعیف داخلی و منطقه ای رژیم است که در شرایط نارضایتی گسترده مردم برای رژیم خطرناک است .

آیت الله علم الهدی ؛ امام جمعه دزد و فاسد مشهد به صراحت به ترس از آینده زهر خوردن ولی فقیه اشاره میکند و میگوید : این مردم یکبار نوشیدن جام زهر را در زمان امام خمینی ( ره ) تجربه کردند و یک سال بعد امام بیشتر زنده نماند . لذا مردم ایران تحمل ندارند شرایط جوری تنظیم شود که رهبرشان بار دیگر جام زهر را بنوشد ..... این مردم با همه قدرت و نیرو مقابل دشمنان ایران و انقلاب می ایستند و نمی گذارند جام زهر بار دیگر به رهبرشان نوشانده شود .  

علاوه بر این ؛ سیاست ولی فقیه و سپاه پاسداران اساسا" با چارچوب سیاست خارجی و برنامه " توسعه " باراک اوباما رئیس جمهور امریکا ــ و حزب دمکرات ــ در سطح جهانی ؛ همخوانی ندارد و شاید علت اینکه خامنه ای در برقراری رابطه با خارج ؛ دولتهایِ نظامِ دینی را مجبور به اولویت دادن به تعامل با کشورهای اروپائی میکند ؛ همین مسئله باشد .

آنها خوب میدانند که در صورت رسیدن به توافق اتمی با امریکا دوران جدیدی در رابطه ایران و امریکا آغاز میشود که بناچار جامعه مدنی در ایران تقویت میشود ؛ طبقه متوسط مدرن رشد میکند و فعالیت های سیاسی حول مطالبات این طبقه گسترش می یابد و دیگر نه تنها جایگاه خامنه ای ــ بعنوان ولی فقیه ــ و بیت او به لحاظ سیاسی و کارکردی موضوعیت خود را از دست میدهد و دچار بحران میشود ؛ سپاه و بسیج و لباس شخصی و .... هم از موضوعیت وجودی خود تهی میشوند و کشور باید مثل کشورهای دیگر با یک ارتش و یک پلیس اداره شود .

بنابراین بسیار طبیعی است که ولی فقیه و سپاه و کارگزارانِ فاسد ؛ دزد و غارتگر نظام از بازسازی رابطه ایران و امریکا که مستلزم توافق اتمی هم میباشد ؛ وحشت داشته باشند .

 

دوم ــ خطر برقراری نظم جدید منطقه ای ؛ برای رژیم :

از طرف دیگر ؛ در تحلیل نهائی تصمیمی که دو کشور ایران و 5+1در رابطه با مذاکرات اتمی برای رسیدن به توافق باید بگیرند یک تصمیم سیاسی است . یعنی ولی فقیه میداند که ؛ در صورتی ایران و امریکا به توافق اتمی دست می یابند که ؛ ایران از تلاش برای کسب هژمونی منطقه ای و دخالت های تروریستی در کشورهای منطقه دست بکشد .

در جریان مذاکرات اتمی این دوره در وین شاهد بودیم و همه خبرگزاریها نیز گزارش دادند که ؛ علاوه بر حضور علنی و مستقیم وزرای خارجه عربستان و عمان در کشورِ محل مذاکره و تماس و مشورت با جان کری وزیر خارجه خارجه امریکا ــ پیش از این هم " یوسف بن علوی " وزیر خارجه عمان در لندن با جان کری ملاقات کرده بود ــ ؛ جان کری در طول مذاکرات اتمی هم با دولت های اسرائیل ؛ عربستان ؛ بحرین ؛ قطر ؛ کویت و حتی ترکیه ؛ تماس تلفنی مستمر داشته و آنها را در جریان روند مذاکرات و پیشرفتهای آن قرار میداده است . خبر این تماسها در آن زمان هم مستمرا" از جانب اکثر خبرگزاریهای دنیا ؛ اعلام میشد .

بنابراین رقابت های منطقه ای و اختلاف کشورهای منطقه با ایران ؛ ارتباط مستقیم با مذاکرات ایران و  5+1 دارد و قطعا" جلب موافقت و رضایت این کشورها بخصوص کشور قدرتمند و نفت خیز منطقه ــ عربستان ــ برای امریکا اهمیت ویژه دارد ــ کشور اسرائیل هم که جای ویژه خود را دارد و دوست و هم پیمان استراتژیک امریکا در منطقه است ــ .

یعنی راه توافق نهائی اتمی میان ایران و امریکا از جاده تنش زدائی ؛ حل اختلافات با کشورهای منطقه و بر قراری نظم جدید منطقه ای میگذرد . ولی فقیه نظام میداند ؛ شرط نهائی برای رسیدن به توافق اتمی میان ایران و 5+1 قبل از هر چیز به این امر سیاسی وابسته است و کم و زیاد بودن تعداد سانتریفیوژها و یا تغیرات در کارخانه آب سنگین اراک و ..... مسائل فرعی و آب و روغن این غذای لذیذی است که در حال آماده شدن  میباشد .

اما نظام ایران و ولی فقیه نظام ؛ بسختی میتواند از تعادل استراتژیک گذشتهِ ــ اگر چه با حوادث جدید منطقه و ظهور داعش و بمب بارانهای امریکا در سوریه بطور جدی آسیب دیده است ــ مورد نظر خود ؛ چشم بپوشند و بقول خامنه ای از " عمقهای استراتژیک " منطقه ای و خصومت با کشورهای دوست امریکا در منطقه چشم بپوشد .

 

سوم ــ تشدید روند دو قطبی شدن نظام :

روند دو قطبی شدن نظام که از فردای پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری شروع شده است ؛ نه تنها سر ایستادن ندارد بلکه با شروع مذاکرات اتمی ایران و 5+1 ؛ شدت بی سابقه ای هم گرفته است . چرا که باند اصولگرایان وابسته به ولی فقیه خوب میدانند که اگر مذاکرات اتمی با غرب با موفقیت بپایان برسد ؛ توازن قوا و آرایش قدرت به نفع باند پیش برنده مذاکرات ــ باند رفسنجانی ؛ روحانی ــ تغییر خواهد کرد و از سهمیه آنان در قدرت در آینده کاسته خواهد شد یعنی ؛ این باند آینده سیاهی برای خود پیش بینی میکند .

این مخالفت ها و موانعی که کارگزاران اصولگرا و باند سپاهی ؛ امنیتی  در مسیر حرکت دولت روحانی و تیم مذاکره کننده اتمی قرار میدهند ؛ راه هر تغییر و پیشرفتی در خارج و از جمله در زمینه اتمی را سد میکند . یعنی دولت روحانی و باند او بدون غلیه بر چالش اصولگرایان باند ولی فقیه نمی تواند بر چالش های خارجی ــ از جمله پرونده و مذاکرات اتمی ؛ انزوای بین المللی و تنش زدائی با کشورهای منطقه و ..... ــ ؛ فائق آید .

بعبارتی دولت حسن روحانی تا به وضعیت پایداری در زمینه سیاسی نرسد ــ مستلزم غلبه بر موانع اصولگرایان و حامیان ولی فقیه است ــ که مستلزم همراهی و حمایت ولی فقیه میباشد نمیتواند سیاستِ گشایش در رابطه با امریکا و جهان خارج را پیش ببرد . جنتی دبیر شورای نگهبان رژیم و امام جمعه تهران ؛ میگوید : مستنداتی در اختیار دارم که نشان میدهد برخی ــ منظور باند رفسنجانی و روحانی ــ بدنبال آن هستند که پس از حل و فصل مسئله هسته یی ؛ مجلس را در اختیار بگیرند .

و یا علم الهدی امام جمعه موقت تهران و عضو مجلس خبرگان ؛ میگوید : اگر مذاکره کنندگان بتوانند به نتیجه مطلوب دست یابند ؛ یک جریان سیاسی ــ منظور باند رفسنجانی ؛ روحانی ــ حق ندارد این قضیه را بنام خود تمام کرده و حیات سیاسی خود را تجدید کند . که نشان میدهد این باند تا کجا از تأثیر توافق هسته در بهم زدن توازن قوای درونی نظام وحشت دارد . یعنی باند مخالفِ روحانی بسادگی میدان رقابت را ترک نمی کند .

تمامی شواهد موجود حاکی از آن است که ؛ برای جنگ و دعوای باندهای رژیم نه تنها راهی برای برون رفت متصور نیست و فعلا" هیچ امکان مصالحه ای در میان آنان وجود ندارد ؛ بلکه روز به روز اختلافات شدیدتر میشود بطوریکه شرایط به گونه ای پیش میرود که ممکن است ؛ یکی از همین مناقشات درونی میان باندها ؛ با محاسبه ای غلط و غیر دقیق ؛ نا خواسته جرقه را به انبار باروت نارضایتی های مردم برساند و قیام سرنوشت ساز برای سرنگونی تمامیت رژیم استارت بخورد و مردم ایران از ننگ و نکبت همه جناحهای رژیم نجات یابند و حل و فصل برنامه اتمی ایران و غرب به مردم ایران ــ که هیچ منافعی در این کشاکش ها ندارند ــ و نظام بر آمده از انقلاب مردم ؛ محول شود .

 مطابق اطلاعاتِ گزارشگران داخلی و خارجیِ این عرصه ؛ هزینه هر سال دیر کرد در رسیدن به توافق اتمی 54 میلیارد دلار است . اگر چه این رژیم سرانجام تسلیم اراده جهانی خواهد شد و به توافق اتمیِ ذلت بار با 5+1  تن میدهد ؛ ولی با استناد به این گزارشات ؛ یکروز و یک ساعت دیرتر در رسیدن به توافق ؛ به قیمت فلاکت و سیه روزی بیشتر مردم ایران تمام میشود .

 

د ــ آینده مذاکرات اتمی :

نه ایران و بخصوص نه غرب و امریکا راضی به شکست مذاکرات اتمی و از دست دادن دستاوردهای تا کنونی نیستند ؛ بخصوص اینکه غرب و امریکا با ایجاد انجماد و راکد کردن برنامه اتمیِ رژیم و تقلیل غنی سازی به زیر 5% در ایران ؛ آنهم فقط در ازاء گشایش بسیار ناچیزی در تحریم ها ؛ برنده اصلی مذاکرات تاکنونی هستند .

 یعنی امریکا بهیچوجه نمیخواهد وضعیت هسته ای رژیم به حالت سابق خود برگردد و مثل گذشته این برنامه از زیر کنترل آنها خارج شود و رژیم هم ــ بخصوص در این روزها که ؛ هر روزه شاهد افت بیشتر قیمت نفت میباشد و میداند سرنوشت قیمت نفت بشکلی با نتیجه مذاکرات با 5+1 وابسته است ــ نمیخواهد مذاکرات به بن بست برسد ؛ چرا که میخواهد هر طور شده از فشارها تحریمها نجات پیدا کند . ضمن اینکه هر دو طرف مذاکره ــ ایران و امریکا ــ میدانند که زمان کنونی بهترین فرصت برای رسیدن به توافق است و گذشت زمان علیه دست یابی به توافق عمل خواهد کرد .

در ادامه مذاکرات در دوره تمدید 7 ماهه ؛ امریکا کماکان خط عقب نشینی کامل رژیم در برنامه هسته ی اش را دنبال خواهد کرد و برنامه خلع سلاح اتمیِ رژیم را تا به آخر ؛ پی میگیرد و رژیم هم در شرایط افت  شدید بهای نفت چاره ای جز عقب نشینی و تمکین ندارد . بنابراین شعار برد ـ برد حسن روحانی و وزیر خارجه رژیم  و .... یک شعار توخالی است و سرپوشی است برای عقب نشینی های فضاحت بار در برابر امریکا .

نتیجه توافق احتمالی ؛ یعنی قرار دادی که دیر یا زود میان ایران و 5+1 امضاء میشود علیرغم هر شکل ظاهری که داشته باشد ؛ قرنطینه و محدود کردن کامل برنامه اتمی رژیم و به کنترل در آمدن آن بوسیله امریکا و هم پیمانانش میباشد . در این چهارچوب کلی ــ عقب نشینی کامل ایران ــ البته چانه زنی در مورد ابعاد برنامه و کم و زیاد شدن تعداد سانتریفیوژ ها و یا بحث و مذاکره در مورد کم و زیاد کردن دامنه کنترل و ..... به وفور صورت میگیرد که در ماهیت نتیجه تغییری ایجاد نمی کند . تحریم ها هم ؛ نه یکباره بلکه بگونه ای لغو خواهد شد که شمشیر داموکلس تحریم بر سر رژیم باقی بماند تا دست از پا خطا کند .

بعلاوه این توافقِ احتمالی همچنین باید گره مشکلات سیاسی فی مابین ایران و امریکا را هم باز کند و پای بندی رژیم به قواعد و مقررات جهانی را تضمین نماید . یعنی امریکا به آسانی اجازه نخواهد داد که تحریمها بر طرف شده و ایران از نعمت برقراری رابطه با بازار جهانی سود ببرد و در عین حال علیه سیاستها و منافع آنها ؛ در منطقه مزاحمت ایجاد کند .

درصورت دست یابی طرفین به توافق ؛ رژیم ایران تلاش میکند با تبلیغات بسیار ؛ خود را پیروز این مذاکرات معرفی کند و سعی میکند ماهیت توافقی که سرنوشت کشور و توسعه اقتصادی ایران را تا اطلاع ثانوی به زیر نظارت و کنترل آمریکا برده و به روند لغو تحریمها سنجاق شده است را ؛ از مردم مخفی نگهدارد ؛ امری که دیر یا زود برای مردم ایران روشن میشود . 

 

محمود خادمی

06.01.2015

16 دی 1393

arezo1953@yahoo.de

 

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
محمود خادمی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.